عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

اتحاد ملّى و انسجام اسلامى

اتحاد ملّى و انسجام اسلامى
چهارشنبه 22 تیر 1390  04:27 ب.ظ

اتحاد ملّى و انسجام اسلامى

پدید آورنده : محمدحسن نبوى ، صفحه 4

اشاره:

در شماره 90 از مجله مبلغان مرورى بر جایگاه و نقش انقلاب اسلامى در تحولات سیاسى جهان و آثار انقلاب در ایران داشته، بیان کردیم که در معادلات سیاسى جهان تنها دو قدرت کاپیتالیسم و سوسیالیزم مطرح بودند و با انقلاب اسلامى ایران، واژه هاى جدیدى به ادبیات سیاسى جهان افزوده شد و آرام آرام جایگاه نیرومندى را به خود اختصاص داد. دشمنان توطئه هاى فراوانى در عرصه هاى نظامى، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى طرّاحى کرده و به اجرا گذاشتند، و انقلاب اسلامى ایران نه تنها همه آن توطئه ها را با موفقیت خنثى نمود؛ بلکه پیشرفتهاى چشمگیرى از جهات علمى، اقتصادى، صنعتى و فرهنگى نصیب کشور ساخت. یکى از مهم ترین علل این موفقیتها، اتحاد ملّى و انسجام اسلامى بوده است.

به طور کلّى در باب اتحاد ملّى و انسجام اسلامى چند نکته باید مورد توجه و بررسى قرار گیرد:

1. ایجاد تفرقه، هدف اساسى دشمنان

از آنجا که انقلاب اسلامى، در کشورهاى داراى گرایش اسلامى نفوذ کرده وعده زیادى از مسلمانان جهان را با این نگرش آشنا و عده اى را شیفته خود ساخته است، تفکّر الحادى وهابیّت تنها به این جهت که معاند سرسخت تشیّع است، توسط آمریکا و به منظور درگیر ساختن قواى مسلمانان با یکدیگر مورد حمایت قرار گرفت و با کمکهاى بى دریغ اقتصادى و نظامى دشمنان اسلام در مدّت کوتاهى افغانستان را اشغال کرد و بدترین جنایات را در مدّت سلطه خویش نسبت به شیعیان مرتکب شد. اکنون طرفداران این تفکّر در عراق هر روز انسانهاى بى گناه را به خاک و خون مى کشند، در فلسطین گروههاى مبارز را در مقابل هم قرار داده و در لبنان با نام فتح الاسلام در ادامه همان خط ننگین تفرقه، مسلمانان را به جان یکدیگر انداخته اند.

جوانان ایرانى را به پاکستان مى برند و پس از آموزشهاى تفرقه افکنانه، آنان را به کشور باز مى گردانند و مهم ترین آموزه و اساسى ترین رویکرد اینان، درگیر ساختن مسلمانان با یکدیگر و نابودسازى روح برادرى در بین آنان است.

اگر کسى از پائین ترین آگاهى سیاسى برخوردار باشد، به راحتى در مى یابد که این حرکتها اساسى ترین کمک را به کفر جهانى داشته و آنان را بیش از هر کس شاد مى سازد.

این حرکت از سویى مسلمانان را به برادر کشى مى کشاند و از سوى دیگر با عملکرد خشن و وحشیانه وهابیت و سلفیها دین اسلام غیرمنطقى جلوه مى کند و همین امر کافى است که اسلام را منفور ساخته، گسترش آن را کنترل کند.

مقام معظم رهبرى دام عزه با شناخت دقیق اهداف دشمنان در ایجاد تفرقه بین مسلمانان، به انسجام اسلامى در بین همه مسلمین توجّه نموده و سال 86 را به این نام ارزشمند مزیّن ساختند.

2. خواستگاه تفکّر انسجام اسلامى

خواستگاه تفکّر انسجام اسلامى، قرآن و سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مى باشد. براى دریافت دقیق این امر توجّه به چند نکته ضرورى است:

الف. اندیشه گرایى در اسلام

قرآن مجید در موارد بسیارى اسلام به دنبال بیان راه تعالى و تبیین راه گمراهى براى انسانها است و پس از این مرحله، براى پذیرش دین هیچ گونه اجبارى را روا نمى داند

انسانها را به تعقّل و تفکّر فراخوانده، کسانى که اهل اندیشه و تفکّر نباشند را مانند چهار پایان و یا گمراه تر بر شمرده، فکر و قلب آنان را سخت تر از سنگ معرفى مى کند.

ب. بیان حقّ

اسلام بیان حق براى همگان و روشن گرى را مهم ترین وجهه همّت خویش قرار داده است. براى مشرکان و کافران حق را بیان و انحرافات را مشخص مى کند و براى اهل کتاب بخشهایى را که توسط رهبرانشان کتمان شده و مخفى مانده، باز مى گوید، تا حق تبیین گردد.

قرآن مجید مى فرماید:

«یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللّه ِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ»؛

«اى اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیارى از حقایق کتاب آسمانى را که شما کتمان مى کردید روشن مى سازد، به سوى شما آمد؛ و از بسیارى از آن، صرف نظر مى نماید. از طرف خدا، نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمد.»

ج. عدم اجبار در پذیرش

بنابر باور همه فرق اسلامى، ایمان از روى اجبار فاقد ارزش بوده، قرآن مجید مى فرماید: «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛

«اکراهى در دین نیست. راه درست از راه انحرافى روشن شده است.»

اسلام به دنبال بیان راه تعالى و تبیین راه گمراهى براى انسانها است و پس از این مرحله، براى پذیرش دین هیچ گونه اجبارى را روا نمى داند.

چنین دینى حتما کسانى را که با آدم کشى، بمب گذارى و تخریب، در سدد تحمیل فکر خویش بر مردم مى باشند نمى تواند مورد قبول قرار دهد.

د. پرهیز از تحمیل فکر

اسلام نه تنها به زور براى پذیرش دین رو نمى آورد، بلکه خداوند متعال به پیامبر صلى الله علیه و آله امر مى کند، بیش از حد به بحث و مجادله نپردازد و صرفا پیام خود را به مخاطب برساند و بیش از این خود را به مشقت نیافکند.

قرآن مجید مى فرماید:

«فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ وَ قُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ اْلأُمِّیِّینَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ وَ اللّه ُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ»؛ «اگر با تو به گفتگو و ستیز برخیزند، بگو: من و پیروانم در برابر خداوند تسلیم شده ایم. و به آنها که اهل کتاب هستند، و بى سوادان بگو: آیا شما هم تسلیم شده اید؟ اگر تسلیم شده اند، هدایت مى یابند؛ و اگر سرپیچى کنند، بر تو تنها ابلاغ [رسالت] است. و خدا نسبت به بندگان بیناست.»

با توجّه به مطالبى که ذکر شد، حرکتهاى متعصبانه و خشن، جایگاهى در معارف دینى؛ حتى براى پیش برد اهداف دینى ندارد، چه رسد به تفکّرهاى گروهى، باندى، و متحجّرانه.

اگر این مبانى با دقّت در منابع دینى بازشناسى شود، زمینه فرهنگى ـ اعتقادى انسجام اسلامى فراهم مى گردد.

3. جنگ با کافران

براساس معارف دینى، مسلمانان باید براى مبارزه و جنگ با کافران آماده بوده، کشته شدن در این راه را شهادت و رستگارى بزرگ بدانند؛ اما سؤال این است که آیا این جنگ صرفا به معناى خونریزى براى ترویج عقیده و فکر است، یا به منظور دیگرى انجام مى شود؟ در پاسخ به این سؤال، توجّه به چند نکته ضرورى است:

الف. جنگ براى رفع فتنه

براساس آموزه هاى دینى، یکى از اهداف جهاد در راه خدا، مبارزه با فتنه و دفع توطئه معرفى گردیده است.

قرآن مجید مى فرماید:

«قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاّ عَلَى اگر مسلمانان در همه کشورها و از جمله در ایران با یکدیگر به تعامل فکرى بپردازند و دلسوزانه و براساس آیه «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ»، برادرانه همدیگر را توصیه به حق نمایند، انسجام اسلامى رخ داده، زمینه بهره برى دشمنان اسلام از بین خواهد رفت

الظّالِمِینَ»؛ «با آنان جهاد کنید تا فتنه برطرف شود و دین براى خدا باشد. پس اگر از فتنه پرهیز کردند، دشمنى جز بر ستمکاران روا نیست.»

اینجا فقط براى رفع فتنه، جنگ تجویز شده و در صورتى که فتنه برطرف شود، جایگاهى براى آن باقى نمى ماند.

ب. جنگ براى دفاع از پایگاههاى دین

اگر کافران بخواهند به دین باوران حمله کرده، پایگاههاى نیایش آنان را تخریب کنند، مؤمنان باید با آنان مبارزه کرده، از تعرض آنان جلوگیرى نمایند.

قرآن مجید مى فرماید:

«لَوْ لا دَفْعُ اللّه ِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّه ِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّه ُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّه َ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»؛

«و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرهاو و صومعه ها و معابد یهود و نصارى و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مى شود، ویران مى گردد. و خداوند کسانى را که یارى او کنند یارى مى کند؛ خداوند قوى و شکست ناپذیر است.»

ج. جنگ براى دفع جنگ

گاهى کافران به جنگ با مسلمانان مبادرت ورزیده و به خونریزى مى پردازند. مؤمنان تکلیف پیدا مى کنند که در برابر جنگ و خونریزى دشمن به مبارزه برخیزند.

قرآن مجید مى فرماید: «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّه ِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّه َ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»؛

«و در راه خدا، با کسانى که با شما مى جنگند نبرد کنید؛ و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّى کنندگان را دوست نمى دارد.»

«قاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّه َ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛

«و با مشرکان، دسته جمعى پیکار کنید؛ همان گونه که آنها دسته جمعى با شما پیکار مى کنند، و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.»

در اینجا جنگ صرفا با کسانى تکلیف شمرده شده که خود آغازگر جنگ با مسلمانان هستند.

4. جنگ با مخالفین

در زمان معصومین علیهم السلام کسانى که مخالف امامان علیهم السلام بودند، هیچگاه مورد تعرض واقع نمى شدند. در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام اگر کسى آن حضرت را به عنوان امام نمى پذیرفت و در مقام محاربه، جنگ و توطئه نبود، هیچ کس حقّ درگیرى با او را نداشت.

و این سیره در بین دیگر معصومین علیهم السلام نیز جریان داشته است.

5. ترور و آدم کشى

اگر منطق و برهان به جاى توهین، تهدید و آدم کشى بنشیند، انسانها بهتر راه حق را شناخته و با طیب خاطر صراط مستقیم را انتخاب خواهند کرد.

اگر مسلمانان در همه کشورها و از جمله در ایران با یکدیگر به تعامل فکرى بپردازند و دلسوزانه و براساس آیه «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ»، برادرانه همدیگر را توصیه به حق نمایند، انسجام اسلامى رخ داده، زمینه بهره برى دشمنان اسلام از بین خواهد رفت.

مسلمانان تکفیرى که همه شیعیان و فرق مختلف اهل سنت را کافر مى شمارند، بر خلاف دستور صریح قرآن عمل مى کنند؛ زیرا قرآن مجید مى فرماید: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُوءْمِناً»؛ «و به کسى که اظهار صلح و اسلام مى کند نگویید: مؤمن نیستى.»

هر کس اسلام آورد و شهادتین را بر زبان جارى سازد و قرآن را باور داشته باشد، مسلمان است و کسى حق تکفیر او را ندارد. با این نگرش، همه مسلمین به انسجام مى رسند و هیچگاه دشمنان بر آنان پیروز نخواهند شد.

در رساله هاى عملیه مراجع معظم تقلید نیز آمده است که انکار خدا و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و انکار ضرورى دین به گونه اى که به انکار خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله بیانجامد، کفر است، و در غیر این صورت، همه مسلمانان با یکدیگر برادرند. احزاب و گروههاى اسلامى در داخل کشور نیز با این بینش حق تکفیر یکدیگر را ندارد و همه در مسائل دینى باید براساس قرآن و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام با یکدیگر براى یافتن راه صواب، به بحث و گفتگوى منطقى بپردازند.

در این میان لازم به ذکر است که توطئه، وابستگى به اجانب، و...، از این مقوله خارج بوده، در هر نظام و حکومتى مطرود مى باشد.

6. وحدت ملّى

وحدت ملّى از ارزشهایى است که در همه نظامهاى دینى یا لائیک جهان مورد تأکید بوده و تعرّض بدان خیانت تلقّى مى گردد.

اهمّ آنچه در ایران مى تواند وحدت ملّى را خدشه دار سازد امور ذیل مى باشد:

1. ادیان مختلف

2. مذاهب گوناگون

3. زبان

4. قومیتها

5. مناطق جغرافیائى

6. اختلافات محلّى

7. و...

اگر مردم ایران به چند نکته توجّه نمایند، بیش از پیش به اهمّیت وحدت ملّى پى برده و توطئه کشورهاى تفرقه افکن را باز خواهند شناخت. این امر موجب خواهد گشت که خواستگاه تفکّرات تفرقه افکن شناخته شود و با موضع گیریهاى بجا، توطئه دشمنان خنثى گردد.

الف. جهت گیریهاى همگرایانه

در جهان غرب، همه جهت گیریهاى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و ارتباطاتى به سوى همگرائى بیشتر بوده و به صورت اصلى مسلم توسط سردمداران آنان دنبال مى شود که نمودهایى از آن ذیلاً بیان مى شود:

1. بعد از فروپاشى و تضعیف تفکر و نظام سوسیالیستى در شوروى سابق، آلمان شرقى و غربى به هم پیوستند.

2. پارلمان اروپایى ایجاد و در معادلات سیاسى جهان به نقش آفرینى پرداخت.

3. پول واحد اروپا به نام یورو به بازار آمد.

4. کشورهاى اروپایى و آمریکا در معادلات سیاسى جهان در حد گسترده اى هماهنگ عمل کرده، در تسلیم نمودن نظامهاى مستقل، کاملاً همراه و یکصدا عمل مى کنند.

5. ناتو در بعد نظامى از سالها قبل توسط قدرتهاى نظامى غرب شکل گرفت و هم اکنون در معادلات نظامى، خود را به عنوان قدرت برتر حفظ کرده است.

6. ناتوى فرهنگى نیز در قالب جنگ سرد در کشورهاى مختلف نفوذ کرده، حکومتهایى را سرنگون ساخته و در تغییر حاکمان به طور جدّى عمل مى کند.

ناتوى فرهنگى بسیار قوى تر و کم هزینه تر از ناتوى نظامى عمل کرده است.

7. براى اضمحلال کشورهاى مستقل، کشورهاى غربى هماهنگ سیاستگذارى نموده، از مراکز قانونى بین المللى کاملاً بهره مى برند.

ب. ترغیب به واگرایى

کشورهایى که تا این حد به لحاظ داخلى اهتمام به همگرایى دارند، بهترین راه براى نابودى کشورهاى رقیب را در ترویج واگرایى مى دانند، که نمودهایى از آن ذیلاً بیان مى شود.

1. بزرگ ترین قدرت مخالف غرب، اتحاد جماهیر شوروى را به اختلاف جماهیر کشاندند و هم اکنون در جمهوریهاى مختلف بر ساز تفرقه مى نوازند و هر روز به دنبال کودتاهاى مخملین و تغییر نظامهاى مستقل به نظامهاى وابسته اند.

2. در کشورهاى غیر همسو با سیاستهاى استثمارى غرب، از همه مذاهب؛ بدون توجه به حق یا باطل بودن آنها با ملاکهاى غربى حمایت مى شود. هدف سردمداران غرب از سویى تضعیف مرکزیت نظام بوده، از سوى دیگر همواره این حکومتها را در معرض تهدید نگهداشته، به عنوان اهرم فشار از گروههاى مذهبى استفاده مى شود.

در افغانستان، طالبان که با ابتدایى ترین هنجارهاى پذیرفته شده غرب مخالف است، به صورت ابزار به کار گرفته مى شود.

در عراق، گروههاى تروریستى در حالى به کار گرفته مى شوند که از طریق اردن که کاملاً به غرب وابسته است حمایت مى شوند.

3. قومیتهاى داراى اقلیّت در کشورهاى مستقل تحریک گشته، و در مناسبتهاى مختلف بکارگیرى مى شوند.

4. احزاب، نویسندگان، و هنرمندان وابسته، به صورت مزدور به کار گرفته شده و استوانه هاى نظام مورد حمله قرار مى گیرند.

5. از سرخوردگان سیاسى در ایران به صورت ابزارى قهرمان سازى مى شود و در خارج از کشور تشکلهاى معارض به وجود مى آید تا در معادلات قدرت با استفاده از عوامل فشار، توان چانه زنى خود را بالا برند.

توجّه به نمودهاى همگرایى غربیان و بهره گیرى آنان از واگرایى به عنوان بهترین ابزار براى استضعاف کشورهاى عقب نگه داشته شده یا در حال توسعه، به هر انسان دلسوز و غیرتمندى نشان مى دهد که باید در برابر نیرنگ دشمنان بایستد. نگاه عمیق به مباحث طرح شده، همه انسانهاى فهیم را در وراى اختلافات دینى، مذهبى، قومى، زبانى و... به حفظ وحدت ملّى فرا مى خواند و نشان مى دهد که کسانى که به هر نحو بخواهند در جامعه به تفرقه و اختلاف دامن زنند، در جایگاه عامل بیگانه نقش آفرینى مى کنند.

 
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها