عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

بلعام يكي از ياران پيامبر صلی الله علیه و اله

بلعام يكي از ياران پيامبر صلی الله علیه و اله
چهارشنبه 22 تیر 1390  04:38 ب.ظ

بلعام يكي از ياران پيامبر صلی الله علیه و اله
تفسير نمونه ج : 11ص :407 
آيه بعد ، همين مساله را تعقيب و تاكيد كرده ، به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دستور مى‏دهد بگو : آنرا روح القدس از جانب پروردگارت بر حق نازل كرده است ( قل نزله روح القدس من ربك بالحق)
روح القدس يا روح مقدس همان پيك وحى الهى ، جبرئيل امين است ، او است كه به فرمان خدا آيات را اعم از ناسخ و منسوخ ، بر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نازل مى‏كند ، آياتى كه همه حق است همه واقعيتى را تعقيب مى‏كند و آن واقعيت چيزى جز تربيت انسانها نيست ، تربيتى كه وصول به آن گاهى احكام ناسخ و منسوخ را ايجاب مى‏كند . 
به همين دليل به دنبال آن مى‏فرمايد : هدف اين است كه افراد با ايمان را در مسير خود ثابت‏قدمتر گرداند ، و هدايت و بشارتى براى عموم مسلمين است  ليثبت الذين آمنوا و هدى و بشرى للمسلمين)) به گفته مفسر عاليقدر نويسنده تفسير الميزان آيه فوق در مورد مؤمنان مى‏گويد : هدف آنست كه در خط خود تثبيت شوند ، اما درباره مسلمين مى‏گويد:هدف هدايت و بشارت است ، اين به خاطر تفاوتى است كه ميان مؤمن و مسلم وجود دارد چرا كه ايمان در قلب است و اسلام در ظاهر عمل.
و به هر حال براى محكم كردن نيروى ايمان و پيمودن راه هدايت و بشارت ، گاهى چاره‏اى جز برنامه‏هاى كوتاه مدت و موقت كه بعدا جاى خود را به برنامه نهائى و ثابت مى‏دهد نيست ، و اين است رمز وجود ناسخ و منسوخ در آيات الهى.
اين بود پاسخ يكى از بهانه‏جوئيهاى مشركان در زمينه آيات قرآن ، سپس به بهانه ديگر ، و يا صحيحتر ، افتراى مخالفين به پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اشاره نموده چنين مى‏گويد .
ما مى‏دانيم آنها مى‏گويند : اين آيات را بشرى به او تعليم مى‏دهد  و لقد نعلم انهم يقولون انما يعلمه بشر)).
تفسير نمونه ج : 11ص :408
در اينكه نظر مشركان در اين گفتار به چه كسى بوده ، مفسران گفتگوهاى مختلفى دارند : از ابن عباس نقل شده كه او مردى بنام بلعام در مكه بود ، شغلش شمشيرسازى و اصلا نصرانى و اهل روم بود ، و بعضى او را يك غلام رومى متعلق به طايفه بنى حضرم بنام يعيش يا عائش دانسته‏اند كه اسلام آورد و از ياران پيامبر شد.
بعضى ديگر اين سخن را اشاره به دو غلام نصرانى بنام يسارو جبر دانسته‏اند كه داراى كتابى به زبان خودشان بودند و گهگاه آنرا با صداى بلند مى‏خواندند.
اين احتمال را نيز بعضى داده‏اند كه منظور سلمان فارسى باشد ، در حالى كه مى‏دانيم سلمان در مدينه به حضور پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمد و اسلام را پذيرا شد ، و اين گونه تهمتهاى مشركان ، مخصوصا با توجه به سوره نحل كه قسمت مهمى از آن مكى است ، مربوط به مكه بوده است.
به هر حال قرآن با يك پاسخ دندانشكن خط بطلان بر اين ادعاهاى بى پايه مى‏كشد و مى‏گويد : اينها توجه ندارند ، زبان كسى كه قرآن را به او نسبت مى‏دهند عجمى است ، در حالى كه اين قرآن به زبان عربى فصيح و آشكار نازل شده است  لسان الذى يلحدون اليه اعجمى و هذا لسان عربى مبين))  و
تفسير نمونه ج : 11ص :409
اگر منظورشان از اين تهمت و افترا اين است كه معلم پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در تعليم الفاظ قرآن يك انسان بوده است بيگانه از زبان عرب كه اين نهايت رسوائى است ، چنين انسانى چگونه مى‏تواند عباراتى اين چنين فصيح و بليغ بياورد كه صاحبان اصلى لغت همگى در برابر آن عاجز بمانند و حتى توانائى مقابله با يك سوره آنرا نداشته باشند ؟!.
و اگر منظورشان اين است كه محتواى قرآن را از يك معلم عجمى گرفته است ، باز اين سؤال پيش مى‏آيد كه ريختن آن محتوا در قالب چنين الفاظ و عبارات اعجاز آميزى كه همه فصحاى جهان عرب در برابر آن زانو زدند ، بوسيله چه كسى انجام شده است ؟ آيا بوسيله يك فرد بيگانه از زبان عرب و يا بوسيله كسى كه قدرتش ما فوق قدرت همه انسانها است يعنى الله ؟ ! .
از اين گذشته محتواى اين قرآن از نظر منطق نيرومند فلسفى در زمينه عقائد ، و تعليمات اخلاقى در زمينه پرورش روحيات انسان ، و قوانين جامع الاطراف اجتماعى در زمينه نيازهاى مختلف ، آنچنان است كه مافوق افكار بشر است ، و نشان مى‏دهد كه افتراگويان نيز گفتار خود را باور نداشتند ، تنها براى شيطنت و وسوسه در دلهاى ساده‏انديشان چنين سخنانى مى‏گفتند .
واقع اين است كه مشركان عرب ، كسى را در ميان خود نمى‏يافتند كه بتوانند قرآن را به او نسبت دهند ، لذا دست و پا كردند بلكه بتوانند شخص ناشناسى را كه زندگانيش براى مردم آن سامان گنگ و مبهم است پيدا كنند ، و اين مطالب را به او نسبت دهند شايد بتوانند چند روزى ساده‏دلان را اغفال كنند.
از همه اينها گذشته تاريخ زندگى پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هرگز نشان نمى‏دهد كه او با چنين اشخاصى تماس مداومى داشته باشد در حالى كه اگر واقعا آنها مبتكر اصلى بودند بايد چنين تماسى برقرار باشد ، اما از آنجا كه از قديم گفته‏اند
تفسير نمونه ج : 11ص :410
الغريق يتشبث بكل حشيش : آدم غريق به هر خار و خاشاك براى نجات خود چنگ مى‏زند آنها نيز چنين تشبثاتى داشته‏ اند. 
منبع : تفسیر نمونه : سوره نحل آیات 105 – 84
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها