عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

کلیدهای موفقیت/ دوازدهمین کلید طلایی ؛ حضور در لحظه - 2

کلیدهای موفقیت/ دوازدهمین کلید طلایی ؛ حضور در لحظه - 2
چهارشنبه 22 تیر 1390  04:47 ب.ظ

بعضی ها رو دیدین محو فوتبال میشن ؟ همچین میره 4 چشمی تو تلوزیون ، هر اتفاقی بیفته دور و برش متوجه نمیشه .
بعضی ها هم چنان محو نامزدشون هستن که اگه تمساح هم بیاد بخوردشون متوجه نمیشن ، رفته تو بحر نامزدش !
خیلی جالبه ، همین آدم ، وقتی میخواد نماز بخونه ، یه مگس میاد جلوش ، باهاش کشتی کج میگیره !


بعد از قضیه ی عاشورا ، یزید ملعون به حضرت زینب گفت : دیدی خدا با شما چه کرد ؟
حضرت زینب فرمود : من چیزی جز زیبایی ندیدیم .
چرا ؟ چون محو دیدن عشق بازی یه عده با خدای خودشون بود ، چیزی غیر از این نمیدید.
بعضی ها میگن چگونه ممکن است ؟


در نماز تیر رو از پای حضرت علی درآوردن.
در جنگی یک تیر به پای حضرت اصابت کرد ، چنان تیر نفوذ می کنه که درآوردنش خیلی سخت و دردآور میشه ، به حضرت فاطمه علیها سلام میگن چه کنیم ؟ یه توصیه ای به ما داشته باشید.
می فرمایند : وقتی علی –علیه السلام – نماز می خونه چنان غرق در خدا میشه ، که متوجه هیچ چیز نیست ، اون موقع می تونید تیر رو دربیارید.


بعضی ها میگم نمیشه بابا چطور ممکنه ؟ ما یه پشه نیشمون می زنه سه متر می پریم هوا ! مگه میشه تیر رو درآورد بدون اینکه متوجه بشن ؟
قصه ی حضرت یوسف در تمامی کتب مقدس اومده ، میخوام از اون براتون بگم ، بعد از قضیه ی یوسف و زلیخا ، یک سری از زنان دربار مصر اعتراض می کنن به زلیخا که یوسف یه برده بود ، چطور به خودت این اجازه رو دادی که به سمتش میل کنی ؟


زلیخا جوابی نمیده یک روز همه رو دعوت می کنه ، به همشون یه ترنج میده با کارد ، میگه میوه ها رو بخورید ، زمانی که داشتن پوست می کندن ، به یوسف میگه بیاد رد بشه ، و تا یوسف رد میشه اونها چنان محو زیبایی و عظمت یوسف میشن که دستهاشون رو می برن و اصلا متوجه نمیشن چون محو بودن ...


وقتی یوسف خارج میشه تازه همه می فهمن دستشون رو بریدن.
چطور ممکنه زنان مصر محو زیبایی یک انسان بشن و متوجه نباشن که پوست و گوشتشون رو دارن می برن ، علی نمی شود غرق جمال خدا بشود و نفهمد ؟ قطعا میشه.


بعضی ها میگن شما شیعه ها یه چیزایی میگید که با هم مغایره.
میگم شما میگید در نماز تیر رو از پای حضرت درآوردن ، از یه طرفی میگید علی –علیه السلام – در رکوع نمازش یکی اومد تو مسجد کمک خواست ، انگشترش رو در حین نماز به اون فرد داد.


چجوریه که علی متوجه تیر نمیشه بعد صدای فقیر رو می شنوه ؟
ظاهرا بهم نمیخونه.


این جفای به علی –علیه السلام – است که بگیم ایشون صدای فقیر رو شنید و انگشترش رو به او داد ، علی انقدر محو خداست که صدایی رو جز صدای خدا نمی شنوه ، خدا در نماز به علی فرمود : علی فقیری آمده ، هیچ کس به او کمکی نمی کنه ، انگشترت رو دربیار و به او بده.
علی اون چیزی رو که خدا میگه میشنوه.


دوستان عزیز!
اگر بتونیم غرق در لحظه هامون باشیم از همه چیز می تونیم به اوج لذت برسیم.
علی – علیه السلام – از نمازش لذت می برده چون غرق در نماز بوده.
بهرحال با حضور در لحظه زندگی بسیار شیرین میشه ، یکی از راههای حضور در لحظه اینه که به احساساتمون فرصت بروز و ظهور بدهیم.
وقتی احساساتمون رو بروز نمیدیم این باعث میشه درآینده دچار تنش بشیم و در لحظه حضور نداشته باشیم.


مثلا ، وقتی ناراحتیم ، غمگینیم ، مشوشیم ، وقتی حس می کنیم دیگران ارزش ما رو زیر سوال بردن ، مثلا پرخوری می کنیم ، چرا ؟ چون میخوایم به احساسمون توجه نکنیم ، دوست داره گریه کنه بلند بلند ، دوست داره داد بزنه ، ولی نمیکنه این کار رو ، چون نمیشه.


برای اینکه خودش رو از این احساس دور کنه شروع می کنه به پرخوری ، من مثلا با خانواده ام مسئله دارم ، شروع می کنم به پرکاری ، هی تند تند کار می کنم ، مهم نیست چه کاری ها ، فقط کار می کنم ، اینو میذارم اونجا ، اونو میذارم یه جا دیگه.


این کار کردن برای فرار کردن از بروز احساسه ، ما در واقع سر خودمون رو گرم می کنیم تا یادمون بره.


دوستان عزیز!
در اون لحظه یه چیزی هست که دارید ازش فرار می کنید ، و اون احساس اون لحظه تون هستش ، یکی از راههای حضور در لحظه اینه که  احساسات خودمون رو بروز بدیم.
اگه لازمه من الان گریه کنم باید گریه کنم ، حالا الان نمیشه ، یکی هست ، زود میرم یه جایی که میشه گریه می کنم ، میخوام داد بزنم ، اینجا نمیشه ، میرم به اولین جایی که تونستم میرسم و داد میزنم.


یکی از راههای زندگی در لحظه اینه که ما به احساساتمون امکان بروز و ظهور بدیم ، اگر این کار رو نکنیم باعث میشه احساستمون جمع بشه روی هم و تلنبار بشه و ما رو به مرز انفجار برسونه.
از حسی که داری فرار نکن.


بعضی وقتا ما با همسر یا خانوادمون می جنگیم نه به خاطر موضوعی که واقعا داریم روش بحث می کنیم ، مثلا میخوایم بریم مهمونی ، من میگم نریم اون میگه بریم ، الکی جر و بحث می کنیم ، اصلا موضوع اینکه خونه ی مامان من بریم یا مامان تو نیست ، موضع اینکه این هفته رفتیم یا نرفتیم نیست .


موضوع اینه که الان این حس که بخوام برم مهمونی رو ندارم ، حس ها رو ابراز کنیم ، وگرنه میریم مهمونی ، اونجا عصبانی هستیم ، تند نگاه می کنیم ، غر میزنیم ، فردا همون مهمونی میشه دردسر تازه.
چرا به مامانم تند نگاه کردی ؟ چرا اصلا حرف نمیزدی ؟


تمام این بحث ها به خاطر اینه که ما در لحظه نبودیم ، من دوست داشتم اون لحظه بشینم تو خونه ولی احساسم رو بروز ندادم.
بسیاری از بحث هایی که ما با هم داریم به خاطر اینه که ما احساسی که داریم رو مخفی می کنیم یک عامل دیگر رو می کنیم بهانه و سر اون جر و بحث می کنیم و در لحظه حضور نداریم.


لطفا از حس تون فرار نکنید.
اگر ابراز بشه ، خالی میشید و رها میشید و اگر ابراز نشه بار سنگینیه که روی دوشتون سنگینی می کنه.
خب ...
در ادامه ی جلسه می خوایم روشی رو به شما یاد بدیم به نام "مدیتیشن" برای اینکه تمرکز و حضور در لحظه تون رو بالا ببرید.


دوستان عزیز !
هر آنچه که از مدیتیشن و تی ام و ... می دونید بذارید کنار.
این تکنیک ها تکنیک های وارداتی هستش و وقتی وارد میشه باید بومی سازی بشه ، اون چیزایی که شما می دونید مربوط به بودایی هاست ، خیلی جدی نگیرید ، اینها اساتیدشون هم با خودشون درگیرن.


همه رو بذارید کنار ، و به این روش مدیتیت توجه کنید.
مراحل مدیتیشن :

1-    عوامل مزاحم رو به حداقل برسونید :
نور اتاق زیاده کمش کنید ، انگشتر تو دستتون اذیت می کنه بازش کنید ، لباستون تنگه ، یه لباس گشاد و ترجیحا سفید یا رنگ روش بپوشید ، عینک رو دربیار ، حمام نرفتی ، برو حمام اول ، موبایل رو خاموش کن ، تلفن رو از پریز بکش و ... عوامل حواس پرتی رو حداقلش کن.
2-    فقط 4 زانو روی زمین بنشینید : ما تو ریلکسیشن گفتیم دراز کش هم می تونید انجام بدید ، ولی تو مدیتیشن فقط به صورت 4 زانو نشسته این کار رو انجام بدید ، روی یه پتویی چیزی هم بشینید که پاتون خواب نره.
3-    مدت زمان مدیتیشن : مدت زمانی که باید مدیتیت کنید بین 5 تا 20 دقیقه هستش ، نه بیشتر نه کمتر.
4-    بهترین زمان مدیتیشن قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب هستش : بررسی ها نشون میده بیشترین تراکم انرژی کائنات و هستی تو این زمان ها هستش ، نه اینکه تو مواقع دیگه نشه این کار رو کرد ، این دو زمان خیلی بهتره.
5-    شروع کنید به نفس عمیق کشیدن : به هیچ موضوعی فکر نکنید ، فکرها میان سراغتون قطعا ولی شما به هیچ کدومشون قلاب نندازید ، بذارید بالا سرتون بچرخن همینجوری ، خب نفس رو که می کشید تمرکز کنید روی دو چیز.

الف) صدای نفس کشیدنتون رو بشنوید.
ب) تمرکز تنفس رو روی گلو قرار بدید. یعنی تمرکز کنید روی خروج هوا از گلوتون.
ج) نفس رو از بینی بکشید و از دهان بیرون بدید.

راحت نفس عمیق بکشید ، میگن نمی دونم 3 شماره بده داخل 2 شماره بده بیرون اینا همه بازیه ، راحت نفس عمیق بکش و تمرکز کن.
از 5 دقیقه شروع کنید کم کم برید بالا تا بیست دقیقه.


تو این چند دقیقه شما روی کاری که دوست دارید یعنی تنفس تمرکز کردید ، به سادگی با این تمرین تو 2 – 3 هفته ، آنچنان تو کارهاتون به تمرکز می رسید که باورتون نمیشه ، به شرطی که تو این دو یا سه هفته استمرار داشته باشید ، خیلی هم کار سختی نیست.


چند تا نکته :
اگر سردرد گرفتید یکی از کارهایی که گفتیم رو انجام ندید ، مثلا نمیخواد روی صدای نفس تمرکز کنید.
اگر خوابتون برد نوش جونتون ، از خواب که پاشدید ، یه آب به صورتتون بزنید و دوباره شروع کنید.
در جلسه ی بعد میگیم چطوری با حضور در لحظه ، مسائل زندگی تون رو به راحتی حل کنید.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها