عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

فیزیک اسلامی

فیزیک اسلامی
چهارشنبه 22 تیر 1390  07:21 ب.ظ


«بسم الله الرحمن الرحیم»

نویسنده مقاله:عمادطیبی


شاید وقتی عنوان این مقاله رو میبینید از خودتون بپرسید فیزیک اسلامی؟!!! مگه علم هم اسلامی غیراسلامی داره؟ خب شاید بشه این رو برای علوم انسانی گفت فیزیک اسلامی دیگه چه صیغه ای؟؟!!!

اگه حوصله کنید و و تا انتهای مطلب رو بخونید میخواهم برای شما توضیح بدم که فیزیک اسلامی هم داریم و معنا و محتوای اون رو مشخص خواهم کرد.

در مورد علوم اسلامی برداشت های مختلفی هست یا باید بگیم از کلمه علوم اسلامی استفاده های مختلف میشه.

بعضی از موضوعات هست که اینها بعد از ظهور اسلام و مشخصا و مستقیما بخاطر اسلام بوجود آمد مثلا

مباحث علوم قرآنی مباحث حدیث و... که بصورت علم درآمد و مباحث خیلی گسترده ای در آن مطرح شد.

اینها مستقیما تولید خود اسلام بود و علوم اسلامی نام گرفت.

تعریف دیگر از نام علوم اسلامی علاوه بر علوم فوق علوم که مقدمات علوم فوق را هم شامل می شود.

یعنی مثلا برای برداشت صحیح قرآن و یا فهم حدیث و تشخیص حدیث به علوم دیگری احتیاج هست که اینها مقدمه آن علوم تولیدی اصلی هستند.

مثلا علم لغت شناسی علم کلام علم منطق رجال و...

و تعریف های دیگری هم شده اما تعریفی که ما از علم اسلامی میخواهیم بکنیم به این صورت است که

علمی که مبانی آن و اصول آن مطابق با مبانی اسلام برطبق قرآن و سنت باشد علم اسلامی است.

و آنچه که مبانی آن و دستورعمل های آن با اسلام توافق ندارد علم غیراسلامی است.

حال این سخن یعنی چی؟ چند مثال میاوریم.

مثلا علم اقتصاد فرضا یک سری نظریاتی در اقتصاد هست که در اون شما باید به دنبال سود شخصی باشید هرچند کسب این سودشخصی به فلاکت و بدبختی عده ای دیگه بیانجامد و هدف فقط منفعت شخصی است و برای آن هم دستورالعمل هایی ارائه میدهد یا مثلا در نظام بانکی خود رباخواری رشوه گیری گران فروشی کم فروشی و... را مجاز یا مثلا جز اصول میدونه این اقتصاد مشخصا غیراسلامی است چون مبانی اون با اسلام نمیخونه حالا اینجا مبانی واضحه در اسلام ظلم به دیگران به هرشکلی گناهه ایجادفاصله طبقاتی رباخواری منفعت طلبی مادی غلطه.

از چندین علم مثال میزنم تا موضوع کاملا مشخص بشه.

در مورد معماری

فرض کنید نوعی معماری وجود که در اون آشپزخانه که زنان و دختران در اون کار میکنند از مهمانخوانه که اصولا مهمان نامحرم در اونجا حضور داره کاملا مشخص و معلومه به اصطلاح امرزیopenهست.

یا مثلا معماری خانه به گونه ایست که دستشویی کنار آشپزخانه است.

اتاق خواب زن و شوهر جدا طراحی شده و...

این معماری با مبانی اسلام یعنی با قرآن و سنت پیامبر اسلام نمیخونه

زن باید مصونیت داشته باشه در آشپزخانه راحت باشه.

نباید محل خوراک با دفع یکجا باشه آلودگی ایجاد کنه.

زن و شوهر باید در کنار هم بخوابند و...

حال خانه ای رو تصور کنید که همه ی ویژگی های مثبت رو داشته باشه مثلا در خروجی خانه آینه ثابتی تعبیه شده یا کارای دیگر و مثلا در سنت پیامبر آمده که پیامبراکرم همیشه هنگام خروج یا ورود به خانه حتی آینه ای به شکل آن زمان داشتند که خودشون رو نگاه میکردند و موهاشون رو شونه میکردند.

این معماری میشه اسلامی.

اما یک مثال دیگه که برای ما حائز اهمیته تا برسیم بتوانیم بحث فیزیک اسلامی رو خوب جا بندازیم

و اون فلسفه است.

فلسفه البته تعریف های زیادی داره اما کلا علم استدلالات عقلی است برای شناخت هستی.

که حالا همین رو دقیق تر و فنی در خود فلسفه مثلا موجود بما هو موجود یا شناخت کنه اشیاء و...

تعریف میکنند.

شما متون فلسفی رو میبیند مخصوصا پس از رنساس در اروپا که در این فلسفه خدا رد میشه یا مادیگرایی اثبات میشه و مکاتب مختلف.

کم و بیش هم شنیده اید چیزی به نام فلسفه اسلامی که نام فلاسفه بزرگی چون فارابی ابن سینا شیخ اشراق ملاصدرا و... بر آن هک شده.

اینجا بین خود فلاسفه هم یک بحث مهم و اساسی هست که آیا فلسفه اسلامی داریم یا نه و معنای اون چیه؟!و تعریف های مختلفی هم هست که این ناشی از نگرش هست نه استدلال محض.

و ما طبق نگرش خودمون میگیم فلسفه خیلی از اصولش بین همه ی فلاسفه یکسان و مشخصه و شاید خیلی از مباحث هم بین مکاتبی یکسان باشه مثلا خیلی از مکاتب در نتیجه کاملا مشخص فلسفه به اثبات خدا یا واجب الوجود میرسند از راه های مختلف.

اما در یکجا اینها از هم جدا میشوند و یکی با استدلالاتی به نتایجی میرسد و دیگری به نتایج دیگر.

مشخصا فلسفه اسلامی به نتایجی میرسه که تفکراسلامی موافق با وحی رو شکل میده و اغلب توسط فلاسفه مسلمان این فلسفه اسلامی ایجاد میشه رشد میکنه و ساخته میشه.

این بحث فلسفه و فلسفه اسلامی و فهم این مطلب خیلی برای فیزیک اسلامی ما مهمه اگر مطلب برایتان جا نیافتاد حتما به کتب فلسفه اسلامی مراجعه کنید در ابتدای این کتب این مباحث تا حدودی کامل توضیح داده شده.

امااینجا چندتا سوال مهم و کلیدی هست

آیا باید گفت فلسفه اسلامی یا فلسفه مولود فلاسفه مسلمان؟

یعنی فلسفه ای که واقعا اسلامی است یا فلسفه ای که توسط فیلسوفان مسلمان ایجاد شده یا مثلا یک فیلسوف غیرمسلمان میتونه تولید فلسفه اسلامی کنه.

و آیا اون فلسفه ای که مثلا قبل از اسلام در یونان بوده هم فلسفه اسلامی حساب میشه یا نه؟

چون میدونید هرچند باید گفت قدمت فلسفه به قدمت انسان هست و اولین انسانی که فکر کرده نوعی فلسفه نگری داشته و یا هر انسانی در واقع نوعی شم فلسفی داره اما فلسفه در یونان خیلی پیشرفت داشته و بحث میشده بعد همین متون فلسفی یونان به مسلمانان میرسه و اونها اون رو تجزیه و تحلیل میکنن و خیلی از مباحث رو قبول میکنن و مباحثی رو تغییر میدن و مطالبی رو اصلا قبول نمیکنن.

بحث اینه آیا فلسفه ای که خیلی از موضوعات و مبانی اش رو قبل از اسلام یا غیرمسلمون ها گرفته آیا میتونه اسلامی نامیده بشه یا نه.

و سوال دیگر اینکه آیا اون اصولی که بین فلاسفه غیراسلامی و فلاسفه اسلامی یکسان هست رو باید جز فلسفه اسلامی به حساب آورد یا نه آن را فلسفه مطلق بنامیم؟


اما جواب شوالها رو طبق تعریف و نگرش خود بیان میکنیم.

هرچند مشخصا فلسفه اسلامی اغلب توسط فلاسفه مسلمان رشد پیدا میکنه اما اگر غیرمسلمانی چه قبل از اسلام چه بعد از اسلام مباحثی رو مطرح کرد و به همان نتایج موافق با مبانی اسلام یعنی قرآن و سنت رسید این علم تولیدی او هم فلسفه اسلامی محسوب میشه و حتی برعکس اگر مسلمانی به نتایج فلسفی رسید که این با مبانی اسلام نمیخوند این فلسفه رو اصلا نمیشه اسلامی خوند.

پس تفاوت است بین فلسفه اسلامی و فلسفه فلاسفه مسلمان.

مسلمان رو هم اینجا به معنای مسلمان زبانی یعنی کسی که شهادتین گفته در نظر میگیریم.

اما آنچه از فلسفه که قبل از اسلام بوده یا مبانی و اصول مشترک بین همه فلاسفه چه اسلامی چه غیر اسلامی این ها رو نمیتونیم بگیم غیراسلامی چون خلاف اسلام نیست و داخل اسلامه.

مثلا همه کس قبول دارن جمع متناقضین محاله یک چیز نمیشه هم باشه هم نباشه. یک اصل عقلی است.

این رو هم میشه جز همون فلسفه اسلامی حساب کرد چون اسلام جامع و اصیله.

حالا اگر قبل از ظهور اسلام هم این مبانی بوده باشه تا آنجا که با اسلام یکی است در واقع اسلامی است و اگر نیست اسلامی نیست. ضمن اینکه این نکته هم در نظر بگیرید که طبق قرآن دین نزد خدا فقط اسلام است و این اسلام قبل از بعثت پیامبراکرم هم در ادیان حق الهی نمود داشته و در فطرت پاک بشری پس اینکه هرآنچه از قبل از ظهور اسلام باشد نمیشود گفت اسلامی نیست میتواند اسلامی باشد.


خب حالا با فهم دقیق این مباحث میریم سراغ علم فیزیک که اصطلاحا علم تجربی است.

و اینکه آیا میشه برای فیزیک هم اسلامی غیر اسلامی گفت.

مگر نمیگیم فیزیک علم تجربیه خب فیزیکدان میاد آزمایش میکنه میبینه طبیعت به این شکل هست و بعد به صورت نظریه و قانون این رو تعمیم میده و بیان میکنه این دیگه اسلامی غیر اسلامی نداره طبیعت ثابته.

برای اینکه کنجکاو تر بشید بگم اشتباه نکنید که ما میخوایم بگیم خوب پس همین هم چون از طبیعته و علم ثابته این مثل همون اصول ثابت فلسفه است و این میشه فیزیک اسلامی. خیر نه اینکه بخوایم بگیم فیزیک اسلامی بلکه میخوایم بگیم فیزیک غیراسلامی هم وجود داره؟!!!!

برای اینکه اون استدلال آخر و نتیجه گیری نهایی رو بکنم چندتا نکته جالب که به فهم بحث ما هم خیلی کمک میکنه بیان کنم.

جالبه بدونید خیلی از فیزیکدانان نظریه پرداز یعنی اونها که قاون بیان کردند و در واقع بانیان اصلی فیزیک هستند فیلسوف بودند.

مثلا نیوتون یعنی پایه گذار مکانیک کلاسیک نظریات فلسفی داره مثلا نظریه ساعتی.

این نظریه اون میگه خدا جهان رو مثل یک ساعت با قوانین کوک کرده و این جهان به کار خودش ادامه میده و دیگه کاری به جهان نداره.

دقیقا خلاف اون چیزی که مبانی اسلامی میگه که در استدلال کامل فلسفی آن را ملاصدرا در بحث  حرکت جوهری خودش میگه.

در واقع طبق اسلام خداوند هرلحظه به ما حیات میده اصلا یکی از متعلقات رزق الهی همین وجود و حیات ماست و طبق حرکت جوهری ملاصدرا هرلحظه داره ما رو خلق میکنه.

دستگاه مختصات دکارتی شنیدید که در ریاضی میکشیم.

این دکارت یکی از بزرگترین و مطرح ترین فلاسفه است که در ریاضیات و هندسه هم خیلی کار میکرده و دستگاه مختصات دکارتی از نام او گرفته شده.

اینشتین یعنی مروج اصلی مکانیک کوانتمی و فیزیک هسته ای نظرات فکری و فلسفی داره.

در نامه محرمانه خودش به آیةالله بروجردی بخشی از اعتقادات خودش رو میگه که من نظریه نسبیت رو از بحارالانوار کتاب حدیثی شیعی گرفتم و درک کردم.

اما بحث ما در مورد فیزیک اسلامی

اشکال کار اینجاست که عامه تصور میکنن که بله فیزیکدان فقط میاد آزمایش میکنه و نتیجه آزمایش رو به صورت نتیجه میده بیرون. خیر این شکلی نیست.

البته این اشتباه فهم شاید ناشی از نظام آموزشی اشتباه ما باشه که برای دانش آموز در دبیرستان فرمول فیزیکی رو گذاشتن و گفتن این از نتیجه آزمایش بدست اومده و باید داخلش عدد بگذاری.

و در رشته های مهندسی دانشگاه هم کمی فرمول های پیچیده تر و کلی تر بیان کردند.

تفاوت کار اینجاست که فیزیکدان نظریه پرداز کارش این نیست که فقط آزمایش انجام دهد.

طبیعت ثابت است و طبق قوانین خود که بسیاری از آن را ما نمیدانیم زندگی میکند ما طبق آزمایش روی موارد محدودی از طبیعت در مکان و زمان محدود نتایجی بدست میاوریم حال این نتایج را تجزیه و تحلیل میکنیم و طبق استدلال استقرائی یعنی از جزءبه کل رسیدن یعنی از آزمایش محدود یک قانون کلی رو اثبات کردن یک نظریه را به صورت فرمول یا نظراتی بیان میکنیم و یک نتیجه کلی میگیریم.

تفاوت کار در همین بحث نظریه پردازی و نظریه دادن است.

نظریه از کلمهteori که اصلیتش یونانی است گرفته شده که جالبه برای نظرات فلسفی به کار برده میشده!

تئو یعنی نظر شما،وقتی نتایج آزمایش را گرفتی آن را برای خود تجزیه و تحلیل میکنی حالا طبق عقیده خود ان را به صورت یک نظریه به دیگران ارائه میکنی بحث فیزیک اسلامی یا غیر اسلامی همینجاست.

یعنی شما میتوانی اگر خدا رو قبول نداشته باشی نتایج رو به صورت قانونی بیان کنی که این قانون به طوری تلقی بشه که در اون وجود خدا هیچ لزومی نداشه باشه یا وجود اون رو منکر بشه.

بله مثال های زنده ای هم برای این ادعای خود داریم!که در ادامه خواهم گفت.

میتوانی هم نظریه خود را به صورتی و به فرمولی بیان کنی که وجود خدا رو الزامی بداند.

این مفهوم و برداشت در فیزیک جدید و فیزیک قرن بیستم کاملا مشخص است.

سعی میکنم مثال تخصصی فیزیک نزنم تا مطلب را عامه متوجه شوند اما میتوانید برای درک دقیق تر این مطلب به نوع نظریه پردازی مکانیک کوانتمی مراجعه کنید.

به طور مثال در فیزیک کوانتمی اصلی داریم به نام اصل هایزنبرگ که اگر دقت کنید این اصل کاملا مشخص قانون علیت رو زیر سوال میبرد. جالبه وقتی خود هایزنبرگ همون اوایل قرن 20 میلادی این اصل فیزیکی رو بیان کرد در بیان خودش هم گفت که ظاهر این اصل(هایزنبرگ)،اصل علیت را زیر سوال میبرد.در خود غرب دعوایی بپا شد و فلاسفه علیه او موضع گرفتند که تو اصل علیت رو زیر سوال بردی و میدانید اگه اصل علیت زیر سوال بره که یک اصل بدیهی است خدا که هیچی به این راحتی هیچ چیز قابل اثبات نیست.یعنی شما بگی شما بگی این نیست که هر معلولی علتی داره.!

که همان زمان فلاسفه جوابهای قوی دادند که اصل علیت رد نمیشود و خود هایزنبرگ هم اواخر عمر نظر خود را تعدیل کرد.

جالبه که اینشتین که خود از عاملان اصلی پیشرفت آن بود و امروزه بسیاری از فناوری های نوین بخاطر همین مکانیک کوانتمی است از مخالفان سرسخت این مبانی این نظریه بوده و میگه من میدانم در آینده اگر دانشجویی نظر من رو بنویسد 0میگیرد و اگر نظریه کوانتمی رو بنویسه20.

اما من میدونم روز میرسه که این مکانیک کوانتمی عمرش تموم میشه و رد خواهد شد ولی چون اینشتین خود نظریه جایگزین و بهتری نداشته نمیتونه نظر بهتری رو ارائه کنه.

اما خلاصه مطلب این شد که در واقع طبق تعریف ما فیزیک اسلامی اینطور تعریف میشه که اگر نظریه ی فیزیکی بر پایه مبانی اسلامی بود اون فیزیک اسلامی است حال بخواهد توسط فیزیکدان مسلمان تولید شود یا غیر مسلمان از اصول یکسان و مورد توافق باشد یا غیر آن قبل اسلام یا بعد اسلام.

و نکته اینجا بود که این در قسمت نظریه پردازی است که مبانی اسلامی یا غیر اسلامی موثر است تا نظریه پرداز نتایج آن آزمایشات را به چه صورتی بیان کند و نظریه را ارائه دهد.

اینجا ذهن خلاق و متفکر فیزیکدان خیلی موثر است تا بتواند نظریه پردازی کند چه بسا خیلی از فیزیکدانان بودند که به نتایج آزمایش آگاه بودند مثلا همه انسانها نیروی جاذبه رو میدیدند اما توانایی نظریه پردازی و فرمولیته کردن آن و بصورت قانون عمومی بیان کردن آن را نداشتند.

هرچند در چند قرن اخیر در بین جهان اسلام جز انگشت شماری همچون دکترحسابی فیزیکدانان نظریه پرداز مسلمان کم دیده ایم اما امید است هرچه زودتر چهره های شاخصی ظهور کنند که حتی اندکی از آنها بتوانند در پیشرفت علم و از جمله فیزیک و آن هم اسلامی تحول ایجاد کنند.

                                                                                            و من الله توفیق

                                                                                              و التماس دعا

                                                                                                عمادطیبی


 

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

mehdigerdali

mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها