عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

شعر شیعی

شعر شیعی
چهارشنبه 22 تیر 1390  08:57 ب.ظ

 

شعر شیعی
اگر بپذیریم كه شعر و ادبیات هر قوم با مكتب و آیین، آیینه افكار و باورها و گرایش های آن است. درباره «شعر شیعی» نیز می توان گفت كه نماد تفكر و اعتقادات و فرهنگ مكتبی شیعه، در آیینه ادبیات آیینی شاعران ولایی شیعی متجلی است... از آن جا كه «غدیر» نماد تشیع است، چندان هم گزافه نیست اگر «شعر غدیر» را با «شعر شیعی» هم خانواده و هم سو به شمار آوریم. 
بُعد محتوایی 
اگر چه «غدیر خم» و «ولایت علوی» سرچشمه جوشش شعر شیعی و پدید آمدن غدیریه های ماندگار است، اما در نگاهی وسیع تر، آنچه به مقوله هایی همچون: اهل بیت، ولایت ائمه، محبت ذوی القربی، امامت علی ابن ابی طالب، فضایل و مناقب، خاندان عصمت و مدایح و مراثی عترت پیامبر مرتبط باشد، به نوعی شعر شیعی محسوب می شود و این درون مایه ها به گستردگی در ادبیات شیعه مطرح است. از آن جا كه امامت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ نشان كمال دین و ارائه الگوی شایسته برای هدایت جامعه است، شاعران شیعی نیز همین جوهره ناب را در سروده های آیینی خویش بر محور ولایت مطرح كرده و فرهنگ غنی شعر شیعی را بنیاد نهاده اند. شعر شیعی هم مدیحه دارد، هم مرثیه و حماسه. ولی بارزترین شاخصه شعر شیعی پرداختن به مسأله امامت اهل بیت و هدایت گری خاندان عصمت و احیای یاد و نام و فضایل آنان و بازگو كردن مظلومیت های خاندان رسالت و افشای جنایات ظالمان نسبت به دودمان پاك حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ است. از این رو در آیینه شعر شیعی و در رواق ادبیات ولایی و آیینی، تصویری از پاكی ها و فضیلت ها و مبارزات حق‎طلبانه و مظلومیت عترت و جلوه های حماسه عاشورا و فرهنگ غدیر دیده می‎شود. 
ریشه ها و رویش ها 
گفته شد كه شعر شیعی نشأت گرفته از باورهای ناب معتقدان به ولایت علوی است و آبراهه زلال و پایان ناپذیر آن غدیر خم است. با پیشینه های درخشان و پیش كسوتانی نامور و محتوایی سرشار و غنی و متأثر از آیات كلام الله و معارف اهل بیت و اشارات قرآنی و حدیثی به مناقب صاحب ولایت و ثقل اصغر. از زمان حسان بن ثابت، كه در روز غدیر خم به اذن پیامبر خدا برخاست و واقعه غدیر را سرود، تا زمان حاضر اشعار فراوانی با محتوای یاد شده و جوهره غدیری درباره امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ سروده شده و شاعران عرب و فارس درباره آن ادای حق كردند. هر شیعه متعهد و ولایی احساس وظیفه می كرده كه برای جاودانه ساختن حقیقت متجلی در غدیر و مرام و مذهب اهل بیت عصمت، از قدرت و طبع شعری خود بهره گیرد و رنگ ولایت به سروده های خویش بزند، تا به خاطر برخورداری از این «صبغه الله» رنگ جاودانه یابد و همین سبب پیدایش حجم عظیمی از مدایح علوی شده است. 
اگر به كتاب جاودانه «الغدیر» نظر افكنیم، می بینیم كه زنده یاد «علامه امینی» مباحث این كتاب جهانی را بر مبنای غدیریه های شاعران عرب و فضایل حضرت امیر از صدر اسلام تا زمان مؤلف سامان داده است و، قرن به قرن، شاعران غدیر را معرفی و به نقل و مستند سازی اشعارشان پرداخته است. رسول اكرم و امامان شیعه نیز مدافع و مروج این گونه مدایح بوده اند و شعر شاعران هم در این عرصه ارزش و اعتبار و مانایی یافته است؛ چرا كه آنان به ستایش خورشید پرداخته اند و «مادح خورشید، مداح خود است». 
عاشورا: اسطوره شعر شیعی 
جایگاه «شعر عاشورا» در میان شعر شیعی، همچون نگینی درخشان در حلقه ادبیات مكتبی است. ورود حماسه كربلا به حیطه شعر و ادب، یكی از عوامل ماندگاری و پایایی آن نهضت است؛ چرا كه قالب تأثیر گذار و نافذ شعر و مرثیه، میان دل ها و عاطفه ها از یك سو، و حادثه عاشورا از سوی دیگر پیوند زده و احساس های شیفتگان را به آن ماجرای خونین و حماسی وصل كرده است. 
ادبیات عاشورایی، از غنی ترین ذخیره های فكری و احساسی شیعه است. از سوی دیگر، حماسه كربلا هم در زبان شعری شاعران تأثیر نهاده و ادبیات رثایی و سوگ سروده های مذهبی را غنا و اعتلایی ویژه بخشیده است. برخی از شاعران نیز ماندگاری نام خویش را مدیون پرداختن به توصیف و ترسیم قیام كربلایند و گاهی با یك شعر عاشورایی، شهره و جاوید گشته اند، همچون محتشم كاشانی و تركیب بند ماندگار او: باز این چه شورش است كه در خلق عالم است.... 
پرداختن به عاشورا با زبان شعر، هم توصیه امامان شیعه بوده است، هم مورد ستایش و تقدیر و تشویق آنان. فضیلت هایی كه برای سرودن شعر برای حادثه عاشورا و احیای آن واقعه با زبان شعر بیان شده، انگیزه بسیاری از شاعران شیعی و علاقه مندان به اهل بیت برای سرودن مراثی عاشورا گشته است. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده است: «ما من احد قال فی الحسین شعراً فبكی و ابكی به إلا اوجب الله تعالی له الجنه و غفر له»؛[1] هیچ كس نیست كه درباره حسین ـ علیه السلام ـ شعری بگوید و بگرید یا با آن بگریاند، مگر آن كه خداوند، بهشت را بر او واجب كند و او را بیامرزد» این ستایش عظیم، پشتوانه پدید آمدن بخش عظیمی از فرهنگ شعر شیعی در زمینه ادبیات عاشورایی بوده است. 
شعر عاشورا، سبك هایی گوناگون دارد. برخی با سرودن سوزناك ترین مرثیه ها، عواطف را برانگیخته و بیشتر به جنبه عاطفی و روحی آن پرداخته اند و مقتل نگاری منظوم كرده اند. برخی هم، به خصوص شاعران متأخر و معاصر، چه عرب زبان یا فارسی زبان، نگاهی منتقدانه به برخورد صرفاً سوگوارانه و گریه آمیز با حماسه كربلا داشته اند و بیشتر از زاویه حماسه و انقلاب و شور ستم ستیزی به آن واقعه نگریسته اند و از عاشورا، اهرمی برای گسترش بیداری و شور مبارزه با خفقان و بیداد ساخته اند. به عبارت دیگر: برخی در سروده های عاشورایی خویش به بیان «چه شد»؟ و نقل وقایع پرداخته اند، و گروه دیگر به ترسیم این كه «چرا شد؟» و به فلسفه قیام و درس ها و پیام های آن واقعه پرداخته اند. و هر دو به جای خویش نیكو عمل كرده اند؛ چرا كه پرداختن به «چرا» جز با آگاهی از «چگونه» میسر نیست. 
شعر عاشورا، در واقع به گونه ای ادعا نامه شیعه علیه همه دستگاه های ستمگر است كه در «بنی امیه» تبلور یافته است. شعر عاشورا، نقد حكام غاصب و احیای مفاهیم زنده و زندگی ساز دین و نشر ارزش های ماندگاری است كه زیربنای فداكاری و جهاد و جانبازی در راه عقیده به شمار می رود. خط روشن امامان نیز از این رهگذر، ماندگار و روشن گشته است. 
حضرت رضا ـ علیه السلام ـ به شاعر بزرگ شیعه، «دعبل خزاعی» می فرماید: «ای دعبل! برای حسین بن علی مرثیه بگو، چرا كه تو تا زنده ای، یاور ما و ستایشگر مایی، پس تا می توانی از یاری ما كوتاهی مكن»[2] این اشاره، گویای آن است كه «شعر عاشورا» به نوعی در مسیر و خط نصرت اهل بیت پیامبر و ترویج افكار و مكتب این خاندان به شمار می آید. بی جهت نیست كه شاعران شیعه و مرثیه سرایان عاشورایی، پیوسته در معرض خطر جانی و تهدید جدی از سوی حكام جور بوده اند؛ چرا كه شعر عاشورا، اغلب انتقال دهنده فرهنگ شهادت و خط حمایت از خاندان مظلوم پیامبر بوده است. با این حساب، سزاوار است كه شاعران عاشورایی، در پدید آوردن آثار عاشورایی به نكاتی از قبیل: محتوای عالی و معتبر و آرمان گرا، قوت ادبی و استواری زبان ادبی، پرهیز از زبون نمایی عاشوراییان، اجتناب از نشر خرافات به نام مذهب و عاشورا، شناختن و شناساندن چهره های تابان و الهام بخش قهرمانان كربلا و انتقال «پیام های عاشورا» به نسل امروز و فرداییان تاریخ توجه داشته باشند. در این صورت است كه «شعر عاشورا» به مرز استاندارد و حد كمال خویش می رسد و مورد ستایش ائمه شیعه قرار می گیرد. 
قائمه جاودانه ها 
در بررسی آثار ماندگار شعر شیعی به چهره های قوی، پر جاذبه، نافذ و اثرگذار برمی خوریم؛ كسانی همچون حسان بن ثابت، كمیت اسدی، سید حمیری، عبدی كوفی، دعبل خزایی، ابن رومی، ابو فراس همدانی، صاحب بن عباد، مهیار دیلمی، سید رضی و سید مرتضی، كاظم ازری، ابراهیم فخرومی، مصطفی جمالدین و.... 
در میان سرایندگان فارسی زبان نیز این نام ها در پهنه ادب و شعر شیعی برای ما بسیار آشناست: كسایی مروزی، دقیقی طوسی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو قبادیانی، فردوسی طوسی، عطار نیشابوری، ابن یمین فریومدی، واعظ كاشفی، نظیری نیشابوری، حزین لاهیجی، هاتف اصفهانی، عمان سامانی، محتشم كاشانی، خوشدل تهرانی، شهریار تبریزی، الهی قمشه ای..... 
بسیاری از اهل ذوق و ادب نیز كوشیده اند گهرهای پراكنده ای را كه در خزانه شعر شیعی است، گرد آورند و مجموعه ای از اشعار ولایی و غدیری عرضه كنند. شمارش این آثار و مجموعه ها نیز به درازا می كشد. اما چاره ای ذكر نام برخی از آنان، هر چند گذرا و بدون معرفی و صرفاً جهت ارائه نمونه، نیست؛ آثاری همچون: بیعت با خورشید، پاسداران غدیر، چكامه كوثریه، در ساحل غدیر، دریا در غدیر، غدیر در شعر فارسی، گلبانگ غدیر، گوهر عشق، ولایت نامه، یك جرعه از غدیر، در خلوت علی، همای رحمت، دسته گل محمدی، یك قطره از دریا، علی در شعر و ستایش فارسی، جلوه های ولایت در شعر فارسی، سرود غدیر، آیینه جمال و جلال، ستایش گران خورشید و.... هر یك از این نام‎ها، عنوان كتابی است گردآمده از سروده های شاعران شیعی بر محور ولایت و امامت و تفكر شیعی و آرمان های اهل بیتی، باید به همه این گردآوردندگان و سرایندگان دست مریزاد گفت و اجرشان را از خدا طلبید.
[1] . رجال شیخ طوسی، صفحه 289. 
[2] . جامع احادیث الشیعه، ج 12، صفحه 567. 
جواد محدثي- خردنامه ،سال83، ص 17

مدیر تالار مهدویت

 مدیر تالار فلسفه و کلام

id l4i: hoosianp_rasekhoon

mail yahoo:  hoosianp@yahoo.com

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

  

 

hoosianp2011

hoosianp2011
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1682
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر شیعی
چهارشنبه 22 تیر 1390  08:58 ب.ظ

 

شعر شیعی

این تلاش از دیرباز جریان داشته و هنوز هم جاری است و در آینده نیز جریان خواهد داشت؛ چرا كه هم آفرینش های ادبی و شعری بر محور و مدار ولایت و باورهای تشیع بی انقطاع و گسست است و هم انگیزه ولایت مداران و شیفتگان ارزش های ولایی و اهل بیتی روز افزون. 
شعر شناخت و شهود 
رواست كه شعر شیعی را از منظری دیگر، «شعر و شناخت شهود» بدانیم. باورقه ای كه دل شاعر ولایی می افتد و شوری عرفانی كه او را به تمجید خورشید و ستایش نور وامی دارد، فروغ یك شهود است؛ جلوه ای است كه در دل های روشن و بر صفحه فكرهای پیراسته و شفاف پدید می آید. از سوی دیگر، آمیخته به حكمت و دانش و آكنده از معرفت و بینش است. به تعبیر یكی از نویسندگان: «هرگاه شعر می خواهد از جوشش خم غدیر بسراید، پیش از آن باید گویشی از كوثر ولایت علوی بنمایاند. شعر غدیر فقط یك «واقعه» را تصویر نمی كند. بلكه یك «معرفت» را تفسیر می كند. شعر غدیر به تبیین یك حقیقت می پردازد؛ حقیقتی كه سرحلقه هر معرفت دیگری است. شعر غدیر، تنها پرداختن به یك رویداد نیست. كه نمود یك نماد بینشی است، آن هم بینشی ارزشی كه ریشه در ملكوت دارد؛ یعنی كسی كه از غدیر می گوید، نه تنها از محمد و علی ـ علیه السلام ـ كه از خدا می گوید؛ یعنی شعر، زبان گویای حقیقت می شود در مجرای زمان».[1] اگر شاخصه شعر والای شیعی را برخورداری از بینش و حكمت بدانیم و شاعر مكتبی را اندیشمندی صاحب فكر و دانش و معرفت شهودی بشناسیم، بیراهه نرفته ایم. بر این اساس، بر شاعر مكتبی و شیعی می سزد كه پا به پای رشد ادبی و قوت بیانی و تحصیل زیبایی های واژگان و تعابیر در سروده های خود، بر عمق و محتوای آن هم بیفزاید و تابلویی از معرفت و شهود خود به نمایش بگذارد. 
تعهد شعری 
در سخن گفتن از شعر شیعی به عنصر تعهد و موضع برمی خوریم. پیشینه پرافتخار شعر شیعی نشان دهنده این عنصر است. در دوران های خفقان بار اموی و عباسی، شاعران مكتبی و پروردگان دامن اسلام و پیروان صدیق حق، با شمشیر شعر به میدان می آمدند و به تأیید حق و عدل و بیان فضایل امامان می پرداختند. كسانی همچون: «فرزدق»، «عوف بین عبدالله»، «كمیت»، «عبدالله بن كثیر»، «دعبل» و دیگران، با زیباترین و مؤثرترین وجه، مفاخر، مناقب و صفات والای آل الله را در قالب شعر بیان می كردند و با مهیج ترین شكل، مظلومیت آل علی و شهیدان راه حق را ترسیم می نمودند. شاعران شیعه، سنگرداران متعهد و پرشور و مبارزان نستوه این میدان بودند و جهاد فرهنگی آنان مورد حمایت و توجه و تقدیر و تأیید امامان معصوم ـ علیه السلام ـ بود و از زبان پیامبر و ائمه. مشمول دعای خیر و تأیید روح القدس می شوند. تنها كافی است به این یك حدیث اشاره شود كه حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «من قال فینابیت شعر بنی الله له بیتاً فی الجنه»[2] هر كس درباره ما خاندان یك بیت شعر بگوید، خداوند در بهشت، به پاداش آن، خانه ای برای او بنا می كند». استفاده از مدح و مرثیه به یاد امامان و اهل بیت در دوره های پس از امویان و عباسیان در تاریخ شیعه ادامه داشت و از این عنصر، در گسترش فضایل آنان استفاده می شد و جان ها با فروغ حیات خاندان رسالت، گرم و روشن می گشت. این تعهد، هنوز هم، تا همواره، ملاك ارزش در «شعر شیعی» است و نباید از آن غفلت شود. این گونه است كه جریان شعر شیعی تداوم می یابد، و هر چه بالنده تر و پاینده تر. سیراب كننده جان ها، ذهن ها و زندگی ها می شود. و.... همواره چنین باد. 

[1] . كیهان فرهنگی، شمار 170، صفحه 109. 
[2] . وسائل الشیعه، ج 10، صفحه 467.
جواد محدثي- خردنامه ،سال83، ص 17

مدیر تالار مهدویت

 مدیر تالار فلسفه و کلام

id l4i: hoosianp_rasekhoon

mail yahoo:  hoosianp@yahoo.com

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

  

 

hoosianp2011

hoosianp2011
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1682
محل سکونت : خراسان رضوی

دلایل گسترش تشیع در ایران
چهارشنبه 22 تیر 1390  09:03 ب.ظ

 

دلایل گسترش تشیع در ایران
از دلایل عمده نفوذ تشیع در ایران، ورود سادات علوی به این منطقه است. این افراد، عمدتا شیعه بوده‌اند، گرچه به طور بسیار نادر، افرادی كه حتی ناصبی بوده‌اند، یافت می‌شده‌اند.[1]طبعا سادات فراوانی بر مذهب اهل سنت بوده‌اند. عبدالجلیل قزوینی رازی در كتاب نقض نوشته است: و علوی اصلی، الا امامتی و شیعی نبود و نتواند بود و اگر نه باری زیدی.[2]دانسته است كه شیعیان آنها نیز همگی بر مذهب اثنی عشری نبوده، بلكه بسیاری از آنها شیعه زیدی بوده‌اند. تمامی كسانی از سادات كه در قیامهای ضد عباسی شركت داشته‌اند، شیعه زیدی بوده‌اند. این به دلیل این بود كه آنها به تقیه اعتقادی نداشته و قیام به سیف از ویژگیهای امام زیدی شمرده می‌شده است. به هر روی سادات زیدی و امامی، همگی در ایران فضایی شیعی ایجاد كرده‌اند. دلیل ورود آنها به ایران را در چند نكته می‌توان بیان كرد. نخست باید به امنیتی كه در مناطق ایران بوده اشاره كرد. این یكی از عمده‌ترین دلایل مهاجرت آنها به ایران است. ایران، به طور نسبی دور از دسترس حكومتهایی بود كه مركز آنها در شام و یا عراق قرار داشت. فشارهای عباسیان و قبل از آنها امویان، سبب شد تا آنها، بدین مناطق مهاجرت كنند. از میان علویان، كسانی كه در قیامهایی چون قیام زید، نفس زكیه، برادرش ابراهیم، و نیز حسین بن علی (شهید فخ) شركت كرده بودند، احساس خطر بیشتری می‌كردند. آنها، یا همچون ادریس بن عبدالله به شمال آفریقا و یا مانند یحیی بن زید و یحیی بن عبدالله، به مناطق شرقی یعنی ایران، متواری می‌شدند. سختگیریهای زمان منصور و پس از آن، هیچ راهی جز مهاجرت برای سادات باقی نمی‌گذاشت. دلیل دیگر مهاجرت آنها همان دلیلی بود كه سایر اعراب را به این مناطق جذب می‌كرد. رفاهی كه این شهرها می‌توانست دربرداشته باشد، توجه بسیار از قبائل عربی را به خود جلب می‌كرد. مهمتر از این دو نكته آنكه، آنها خود را در میان مردم این سامان محبوب می‌دیدند. مردم نیز به دلیل این كه آنها فرزندان رسول الله بودند، بدانها احترام می‌گذاشتند. این مسأله آنها را به این سمت جلب می‌كرد.[3] در این میان شهرهای شیعه نشین، اهمیت بیشتری داشته است. با این حال اهل سنت این دیار نیز نسبت به علویان احترام خاصی داشتند.[4] این مهاجرتها بیشتر از قرن دوم به بعد بوده است. لذا كمتر می‌توان برای فرار آنها به ایران از ترس حجاج، شاهدی ذكر كرد. با این حال، در برخی نقلها، نخستین دسته از سادات علوی مهاجر را كسانی دانسته شده‌اند كه از ظلم و جور امویان، به ویژه سفاكیهای حجاج به این حدود پناه آورده‌اند.[5] بعد از آن كه یحیی بن زید به ایران آمد، راه این مهاجرت گشوده شد. قیام عبدالله بن معاویه هم كه در ابتدا به پیروزیهای در ایران دست یافت، زمینه دیگری برای مهاجرت بود. به دنبال آن كسانی كه از ترس منصور عباسی و به جرم حمایت از نفس زكیه و برادرش ابراهیم تحت تعقیب بودند، به سرعت روی بدین منطقه آوردند. پس از آن، این مهاجرتها رو به گستردگی نهاد. 
افزون بر فرار از ترس دستگیری و كشته شدن، از دلایل آمدن آنها، جذب نیرو برای قیام بوده است. مردم ایران كه یك بار به هنگام روی كار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت تغییر حاكمیت عربها نشان داده و امتحان خوبی در این باره داده بودند، می‌توانستند بار دیگر چنین كنند. همین تصور بود كه علویان را به سوی این مناطق می‌كشاند. آن زمان آگاهی عمومی مردم ایران نسبت به علویان و حتی فعالیت به نتیجه رسیدند. طبعا علویان با تحرك اندك خود نمی‌توانستند به چنین نتیجه‌ای برسند.[6] یحیی بن عبدالله بن الحسن بن حسن [7]از جمله كسانی بود كه در قیام حسین بن علی (شهید فخ) شركت كرد. او پس از شكست این قیام به سوی مشرق گریخت و همراه با عده‌ای از كوفیان به مناطق شمالی ایران (دیلم) رفت. هارون كه به شدت از این حركت‌ها هراس داشت؟ به فضل بن یحیی برمكی دستور داد، به هر صورتی شده او را دستگیر كند.[8] به نظر می‌رسد حركت یحیی، اولین قیام شیعی در دیلم بوده و سرآغاز مهاجرت سادات در این دیار كه بعدها بیش از هفتصد سال بر آن حكمرانی كردند، بوده است. رفتن علویان و سایر مخالفان دولت عباسی به این منطقه، می‌توانست به نحوی به معنای استفاده از بهره‌برداری از این اختلافات باشد. قیام یحیی نشان می‌دهد كه منطقه دیلم از نظر جغرافیایی و سیاسی می‌توانسته برای یك نهضت شیعی، آمادگی داشته باشد. كمتر از هشتاد سال پس از یحیی این تجربه با موفقیت انجام گرفت. بیست و پنج سال پس از قیام یحیی، زمانی كه امام رضا (ع)، به ایران آمدند گروههای فراوانی از سادات راهی ایران شدند. تسامح مأمون در برابر علویان در برابر سخت‌گیری پدر و اجدادش نسبت به سادات، در رشد و سربلندی علویان، تأثیر بسزایی داشت. او گرچه با قیامهای آنها به شدت برخورد كرد، اما در حالت عادی به علت اعتقادی كه به برتری علی (ع) به سایر خلفا از خود نشان می‌داد، نسبت به علویان احترام زیادی می‌گذاشت. با این حال در این اواخر سیاست او نیز نسبت به علویان كه به هر روی حكومت عباسیان را تهدید می‌كردند، عوض شده بود. یكی از نمونه‌های شاخص مهاجرت در این دوره آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) به ایران، رسیدن ایشان به قم و بیماری و مدفون شدن آن حضرت در این شهر است. روشن است كه ایشان در پی آمدن امام رضا (ع)، راهی ایران شده‌اند.[9] مولانا اولیاء الله نوشته است: چون خبر غدری كه با رضا (ع) كرده به راه به سادات رسید، هرجا كه بودند، پناه به كوهستان دیلمان و طبرستان و ری نهادند. بعضی را همین جا شهید كردند و مزار ایشان باقی است و بعضی وطن ساخته همین جا مانده تا به عهد متوكل خلیفه كه ظلم او بر سادات زیاد از حد در گذشت، بگریختند و در كوهستان طبرستان و بیشه این طرف جای ساختند و بنابر آن كه اصفهبدان مازنداران و ملوك باوند از قدیم الایام كه در اسلام در آمدند متشیع بوده‌اند و معتقد سادات و ایشان هیچ وقتی جز امامی المذهب نبوده‌اند، سادات را در این ملك مقام بهتر از جایهای دیگر بودی. [10] ظهیر الدین مرعشی نیز می‌نویسد: .... سادات از آوازه ولایت و عهدنامه مأمون كه بر حضرت امامت پناهی داده بود، روی بدین طرف نهادند و او را بیست و یك برادر دیگر بودند. این مجموع برادران و بنواعمام از سادات حسینی و حسنی به ولایت ری و عراق رسیدند.[11] او پس از ذكر تغییر سیاست مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در مرد عكس‌العمل سادات، می‌نویسد: چون سادات خبر غدر مأمون كه با حضرت رضا (ع) كرد، شنیدند، پناه به كوهستان دیلمستان و طبرستان بردند و بعضی بدانجا شهید گشتند و مزار و مرقد ایشان، مشهور و معروف است. چون اصفهبدان مازندران در اوایل كه اسلام قبول كردند، شیعه بودند و با اولاد رسول (ص)، حسن اعتقاد داشتند، سادات را در این ملك، مقام آسانتر بود.[12] پس از این خواهیم دید كه با پیدایش قیامهای شیعی در مازندران و گیلان، این مهاجرتها رو به گستردگی نهاد. در این دوره عراق و كوفه دیگر منطقه امنی نبود؛ گرچه شیعیان آن بسیار بودند. علویان نیز با توجه به پیشینه كوفه در قیام امام حسین (ع) و نیز قیام زید، امكان پیروزی در عراق را برای خود نمی‌دیدند. موسی بن عبدالله بن حسن درباره عراق می‌گفت: 
لا تتركینی العراق فانها بلاد بها اس الخیانه و الغدر[13] 
وی در این شعر عراق را مركز خیانت و غدر معرفی می‌كند. طبعا در امتداد عراق، ایران زمینه مناسبی برای قیام بود. برای شناخت نفوذ شیعه در ایران، می‌توان از محل‌هایی كه مهاجران علوی آنها را برای سكونت برمی‌گزیدند بهره برد. تعیین این مكانها به عنوان محلهای صد در صد شیعی نادرست است، چرا كه به عنوان نمونه، اصفهان با تمام سنی گری متعصبانه خود كه گاهی معاویه را تا حد پیامبری بالا می‌برده[14] و حتی درگیریهای مكرری با قمی‌ها به عنوان شیعه داشته،[15]باز محلی برای مهاجرت سادات بوده است. در عین حال باید توجه داشت كه مهاجرت سادات به تدریج بنیه شیعه را در این شهر نیز قوی كرد. به طوری كه یكی دو سه قرن بعد از سفر مقدسی در قرن چهارم، نفوذ تشیع را در این شهر نیز مشاهده می‌كنیم. وجود مزار ساداتی كه در قرنها چهارم و پنجم به بعد در این شهر مدفون شده و مزاشان شناخته شده باقی مانده و زائران را به خود جذب كرده، شاهد این مسأله است. یك نمونه سنگی است كه نسب یكی از امامزاده‌های مشهور اصفهان در آن آمده: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و الصلوه والسلام علی محمد و اله اجمعین. فهذا النسب مقابل مطابق بالجامع المنسوب الی ابی الشیخ الحرب بن محمد الدینوری رحمه الله و النسب هذا: ابوالعباس محمد بن ابی عبدالله محمد بن عبدالله بن جعفر بن قاسم بن حسن بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمؤمنین و امام المتقین و یعسوب الدین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه الصلوه والسلام.[16] 
این نسب كه در صورت صحت، شامل نام هفت نفر تا عباس فرزند امیرالمؤمنین (ع) است نشان از آن دارد كه امامزاده مذكور حداكثر در اواسط قرن سوم در این شهر می‌زیسته است. با توجه به حفظ مزار وی، می‌توان به موقعیت سادات در این شهر كه آن زمان تحت سیطره حنابله متعصب بوده پی برد.
[1] . عمده الطالب، ص 253، 200، 71. 
[2] . نقض، ص 226. 
[3] . بحارالانوار، ج 50، ص 295. روایتی داریم كه نشان می‌دهد یكی از علویان «طلبا للفضل» به ایران آمده است. 
[4] . نورالابصار، ص 115. نقل شده است كه وقتی «یحیی بن عبدالله» نزد «مالك بن انس» می‌آمد، او از جای خود برمی‌خاست و وی را جای خود می‌نشاند. مقاتل الطالبیین، ص 309. 
[5] . قصران، ج 1، صص 171، 172. در زینه المجالس، ص 810 اشاره به مهاجرت گروهی از سادات به چین شده است. كسانی كه از ترس بنی امیه ابتداء به تركستان و از آنجا به چین رفتند! 
[6] . مقاتل الطالبیین، ص 311. 
[7] . یحیی از راویان احادیث امام صادق (ع) بوده و از جمله اشخاصی بود كه امام به او وصیت كرد تا مشخصا معلوم نشود كه موسی بن جعفر (ع) جانشین اصلی امام است. در این باره نك: شرح نهج‌البلاغه، ج 15، ص 290. 
[8] . مقاتل الطالبیین، ص 312. 
[9] . قصران، ج 1، ص 172. 
[10] . تاریخ رویان، ص 84. 
[11] . تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 227. 
[12] . همان، ص 278. 
[13] . مقاتل الطالبیین، ص 262؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 140. 
[14] . احسن التقاسیم، ص 399. 
[15] . البدایه والنهایه، ج 11، ص 230. الكامل ابن اثیر، ج 8، ص 518. و نك: نقض، ص 252. 
[16] . این سنگ در امامزاده مذكور كه در منطقه خوراسگان ـ محل تولد مؤلف این سطور ـ در امتداد خیابان جی اصفهان واقع شده نگهداری می‌شود. در سنگ دیگری در همان امامزاده كه تنها به نام صاحب مزار اشاره شده از وی با نام ابوالعباس علی یاده شده. در عین حال سنگ نخست، به لحاظ نقل منبع خود كه همانا جامع منسوب به ابوالشیخ دینوری است معتبرتر به نظر می‌آید. 
رسول جعفريان- تاريخ تشيع در ايران٬ ج1 ٬ص231

مدیر تالار مهدویت

 مدیر تالار فلسفه و کلام

id l4i: hoosianp_rasekhoon

mail yahoo:  hoosianp@yahoo.com

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

  

 

hoosianp2011

hoosianp2011
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1682
محل سکونت : خراسان رضوی
دسترسی سریع به انجمن ها