عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

امام زمان در كلام امام حسين(ع)

امام زمان در كلام امام حسين(ع)
چهارشنبه 22 تیر 1390  11:31 ب.ظ

امام زمان(عج) از كساني است كه از آدم(ع) تا خاتم(عج) از ميان پيامبران و همه اولياي الهي و امامان معصوم(ع) به او توجه داده اند؛ زيرا انسان بي اميد به آينده اي روشن و سعادتمند، انگيزه حركتي خود را از دست مي دهد. از اين رو مسئله منجي و دولت عدالت گستر در آخر زمان به عنوان فلسفه زندگي در دستور كار پيامبران و اولياي الهي بوده است.
امام حسين(ع) به عنوان يكي از مصلحان بزرگ الهي كه در حوزه عمل اجتماعي و سياسي وارد شده و با جنبش خود، گامي بزرگ براي تحقق دولت عدالت گستر برداشته است، به مسئله مهدويت و امام زمان(عج) توجه خاص داشته است؛ زيرا آن حضرت نهضت خويش را بستري براي تحقق دولت آرماني مهدوي مي داند. از اين رو مطالب بسياري درباره حضرت مهدي(عج) و نهضت وي بيان داشته است.
نويسنده با اين فرض كه ميان نهضت عاشورايي و نهضت جهاني مهدوي ارتباط تنگاتنگي است، به بازخواني نگرش امام حسين(ع) در اين باره پرداخته است. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
قيام حسيني، بستري براي عدالت و اصلاح
بي گمان، مهم ترين و اساسي ترين فلسفه پيامبري و ارسال رسول و كتب آسماني، تعليم قوانين و آموزش اخلاق و هنجارهاي سالم و متعالي بخش، تزكيه و پرورش مردم با شخصيت سالم فردي و اجتماعي است تا زمينه براي تحقق عدالت و قسط در جامعه فراهم آيد و اين گونه عدالت، فرصت هاي برابر براي انسان ها فراهم آورد تا هر كسي در زندگي دنيوي خويش به كمال لايق خويش برسد. (حديد آيه 25)
تمامي پيامبران تلاش كردند تا با بهره گيري از همه ظرفيت ها و شرايط موجود، گامي براي تحقق اين هدف بردارند. در اين ميان پيامبر گرامي(ص) با بهره گيري از تمام شرايط و ظرفيت و ايجاد دولت، با تمام خصوصيات و ويژگي هاي آن، گام هاي بسيار بلندي براي تحقق عدالت و اصلاح فرد و جامعه برداشت و امت اسلامي را ايجاد كرد.
با اين همه به سبب تقديم مفضول بر فاضل، همانند تقديم ابليس بر آدم(ع)، گروهي مسير حركت انساني را تغيير دادند و آسيب هاي جدي به امت اسلامي و دولت ولايي پيامبر(ص) وارد ساختند. به طوري كه در طي سه دهه، امت به جايي رسيد كه ديگر عدالت علوي را بر نتابيد و سه جنگ بزرگ از سوي نا كثين پيمان شكن و قاسطين عدالت خور و مارقين خارج از دولت و رهبري (اپوزوسيون داخلي) بر دولت علوي تحميل شد.
در خلال سه دهه ديگر، گمراهي و ضلالت امت به جايي رسيد كه فردي زن باره و شرابخوار و ميمون باز را بر كرسي ولايت و خلافت نشاندند و انسان هاي باطل و منافق و فاسق بر اريكه قدرت تكيه زدند و مومنان و انسان هاي پاك و صالح به گوشه اجتماع رانده شدند.
در چنين شرايطي امام حسين(ع) براي اعلان خطر و آگاه سازي امت و آيندگان و ايجاد روزنه اي به سوي حق و حقيقت و دولت ولايي، قيام مي كند. حضرت در انگيزه قيام خويش، به اين نكته توجه مي دهد كه امت اسلامي به طوري از مسير دور افتاده اند كه نيازمند اصلاح ريشه اي هستند.
امر به معروف و نهي از منكر، چنان از اجتماع رخت بر بسته است كه حتي در سطوح پايين و مسايل جزيي نيز رعايت نمي شود چه رسد كه اين نظارت همگاني نسبت به دولت و مسايل كلان صورت گيرد. اين درحالي است كه در گذشته در عصر پيامبر(ص) مردم چنان تربيت شده بودند كه رهبران خويش را به شمشير راست مي كردند و از گمراهي بازمي داشتند.
قيام حسيني بر عناصري چون عدالت تكيه داشت. امت را در فساد مي يافت و خود را ناچار مي ديد تا به اصلاح بپردازد حتي اگر اين اصلاحات با خون اهل بيت(ع) و يا اسارت آنان همراه باشد، تا سكوت سنگين و فشار كشنده بي تفاوتي به غرشي عظيم از سوي ثارالله شكسته شود و جامعه با بحران عدم مشروعيت مواجه شود.
پس از قيام و شهادت امام حسين(ع) و يارانش جامعه در هويت و مشروعيت اسلامي خود به ترديد افتاد و از خود پرسيد كه اگر امام حسين(ع) نسبت به ملت و دولت قيام كرد و آن را ناحق و باطل يافت، چگونه مي توان باور داشت كه آنان مسلمان هستند، در حالي كه امام حسين(ع) سرور جوانان اهل بهشت مي باشد و به يقين از بهشتيان است. پس اگر آن حضرت(ع) در جرگه بهشتيان است، اينان كه در برابرش قرار دارند، به قطع و يقين از اهل دوزخ و باطل مي باشند.
ترديد در مشروعيت اسلامي جامعه و دولت موجب شد تا دشمنان به فكر توجيه مشروعيت بخشي افتند و از اجتهاد يزيد و يزيديان سخن بگويند و گناه يزيد را به خطاي در اجتهاد بپوشانند.
اما مسئله، فراتر از اين توجيهات بود، و كساني كه مي بايست پيام حسيني را درك كنند، دريافته بودند كه راهي كه تاكنون مي پيمودند بيراهه بوده و از حق و حقانيت بهره اي نداشته است.
قيام حسيني، عامل حركتي و روش برخورد با دولت هاي طاغوتي به ظاهر اسلامي را مشخص مي سازد و در اين ميان دولت مهدوي (عج) اميد به موفقيت و پيروزي را نويد مي بخشد. اين گونه است كه دو قيام حسيني و مهدوي به عنوان مكمل يك ديگر عمل مي كنند و موفقيت امت و قيام هاي آن را تضمين مي كنند.
از اين رو دشمنان اسلام و قرآن با دريافت مسئله به مخالفت با آن مي پردازند و بيش ترين هجوم را نسبت به فرهنگ عاشورايي و فلسفه انتظار در پيش مي گيرند؛ زيرا قيام حسيني روش را نشان مي دهد و دولت مهدوي هدف را مشخص مي سازد.
امام زمان و دولت مهدوي(عج) در كلام امام حسين(ع)
امام حسين(ع) با توجه به ارزش و جايگاه مهم انديشه انتظار و دولت عدالت گستر و جهاني مهدوي(عج) به اين انديشه توجه ويژه اي مبذول مي دارد و سخنان بسياري درباره آن برزبان مي آورد تا گذشته را به آينده پيوند زند و مردم را از گسست نجات بخشد و راه و روش و انگيزه حركت و قيام را در آنان زنده نگه دارد و نشان دهد.
امام حسين(ع) بر اين نكته تاكيد مي كند كه قائم آل محمد(عج) از فرزندانش است تا افزون بر پيوند روحي معنوي قيام خود با قيام مهدي، پيوند نسبي و خوني خود را نيز بيان داشته باشد. امام حسين(ع) درباره نقش امام مهدي(عج) در زندگي نوع بشر مي فرمايد: امامان دوازده نفرند به شمار نقباي بني اسرائيل، نه نفر آنان از فرزندان منند و آخرين آنان قائم آل محمد(ص) است. به يقين از رسول خدا(ص) شنيدم مي فرمود: بر شما بشارت باد! بر شما بشارت باد! بر شما بشارت باد! همانا مثل اهل بيت من هم چون باغي است كه هر سال گروهي از آن بهره مي گيرند و سير مي شوند تا آخرين آنان براي مردمي ظهور كند كه درياي جمعيتشان از همه گسترده تر و عمق و سعه فهم و دركشان از همه ژرف تر و پرشاخه تر و از ميوه چيني از وجود امام عصرشان از همه خوش چين تر خواهند بود.
آن حضرت در روايتي ديگر توضيح مي دهد كه همه اهل بيت(ع) در فضيلت و منزلت و مقام نوري در نزد خداوند برابرند (فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ص 732) امام حسين(ع) براي اين كه جايگاه و مقام امام مهدي(عج) بهتر به مردم زمان خويش و عصر غيبت و حضور بفهماند، مي فرمايد: اگر زمان او را ادراك كنم در تمام عمرم به او خدمت خواهم كرد. (همان، ص 733)
آن حضرت(ع) آن گاه ميان هدف خود و همه پيامبران و امامان(ع) باهدف آن حضرت(عج) پيوندي اين گونه مي زند كه هدف آن بزرگوار نيز همانند ديگران، ايجاد جامعه عدالت محور است. از اين رو بر عنصر اصلي قيام يعني عدالت و دولت عدالت گستر تاكيد مي كند و مي فرمايد: آن كه زمين را پر از عدل خواهد كرد، همان گونه كه از ظلم و بي عدالتي پر گشته باشد. (همان،ص732)
در عصر آن حضرت(عج) در نهايت هدف والاي همه پيامبران تحقق مي يابد و عدالت مشهود چنان همه جهان را دربر مي گيرد كه ديگر هيچ كس براي پرداخت دينار و درهم انفاقي خود جايي و يا كسي را پيدا نمي كند. (همان، ص733) اين همان چيزي است كه از آن به عنوان مهم ترين دغدغه بشر ياد مي شود، زيرا مردم همواره در انديشه خوشبختي به دو مؤلفه اصلي آن يعني آسايش و آرامش توجه دارند. در آن زمان ازنظر آسايش چنان در رفاه هستند كه كسي مال انفاقي نمي خواهد و هركسي چنان دارا و ثروت مند است كه به انفاق نياز پيدا نمي كند تا اين گونه در آسايش قرار گيرد.
ازنظر امنيتي نيز چنان است كه دختري به تنهايي از شهري به شهر ديگر مي رود بي آن كه كسي متعرض وي شود.
امام حسين(ع) تأكيد مي كند كه به سبب دو غيبتي كه رخ مي دهد (همان، پيشين) مردم ممكن است در شك و ترديد قرار گيرند ولي به قطع و يقين، دولت عدالت گستر مهدوي(عج) كه تحقق بخش اهداف همه پيامبران و اولياي الهي است، در آخر زمان ايجاد مي شود حتي اگر از دنيا روزي بيش نمانده باشد؛ زيرا دولت عدالت مي بايست در همين دنيا به دست صاحب الزمان(عج) تحقق يابد. (همان، ص734)
در اين دوره سخت غيبت است كه تنها شماري اهل ايمان و اهل ولايت حقاني، بر باور مهدوي باقي مي مانند (همان، ص738) و بسياري از مردم از دين برمي گردند و به تكذيب ديگران مي پردازند و به اذيت و آزار اهل ولايت اقدام مي كنند و تنها صابران هستند كه از اين اذيت و آزار ايمن مي مانند و بر باور خويش تأكيد مي ورزند (همان، ص739) در حقيقت جهادي كه اهل ولايت در عصر غيبت مي كنند، جهاد با اهل تكذيب است.
آن حضرت(عج) داراي اوصاف چندي است. از جمله آن كه هنگامي كه قيام كند مردم او را نشناسند و او جواني رشيد است و اين جوان بودن براي مردم آزموني بزرگ است كه چگونه جواني امام ايشان باشد (همان، ص738) اهل ترس و هراس نيست و كارآمد و چالاك مي باشد. در مجد و شرافت سرآمد است، در علم، سرآمد روزگار و در صله رحم از همه بهتر است. (همان، ص736) عمر او چون نوح طولاني، كناره گير از مردم چون ابراهيم، غايب چون موسي، اختلاف شده چون عيسي و ظهور به شمشير چون پيامبر(ص) است. (همان، ص742)
وي يك شبه همه امور را اصلاح مي كند (همان، ص741) هر چند كه جنگ هاي طولاني دارد. (همان، ص740) و از اهل ستم انتقام مي گيرد (همان) و بر ستمگران و ستم پيشگان سخت گيري مي كند (همان ص743) آن گاه است كه پس از تحقق عدالت، همه خيرها در آن زمان جمع مي شود و بدي ها برطرف مي گردد (همان ص736)
اين امور زماني اتفاق مي افتد كه پيش از آن مردم چنان در ظلم و سختي قرار مي گيرند كه قدر عافيت و عدالت و خير را مي شناسند؛ زيرا كساني كه سختي و مشقت ها را چشيده باشند و بي عدالتي، آنان را به ستوه آورده باشد ديگر خسته از آن به سوي عدالت جذب مي شوند و خود به همراه امام(عج) به عدالت قيام مي كنند و آيه 25 سوره حديد يعني قيام توده ها به قسط و عدالت را تاويل مي بخشند.
در روايتي امام حسين(ع) مي فرمايد كه زماني مهدي(عج) قيام مي كند كه مردم اين آمادگي را داشته باشند كه به سوي عدالت گرايش يابند و خود خواهان آن شوند. در آن زمانه است كه محصولات كاهش يافته و قيمت ها بالا رفته و گراني، بسيار و تجارت كاهش يافته و ستمگران قدرت پيدا كرده اند. در اين هنگام قيام امام(ع) با واكنش مثبت مردم روبه رو مي شود. (همان، ص734)
اين ها نمونه هايي از كلام امام حسين(ع) است كه درباره امام زمان(عج) بيان داشته است تا اين گونه پيوند نهضت خويش را با نهضت امام زمان(عج) تبيين كند و زمينه را براي بهره گيري از روش مبارزه حسيني براي تحقق بخشي به دولت مهدوي فراهم آورد.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها