عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

نگاهي به سينماي امروز ايران با مرور چند فيلم اكران اخير

نگاهي به سينماي امروز ايران با مرور چند فيلم اكران اخير
چهارشنبه 22 تیر 1390  11:33 ب.ظ

كورسوي سينماي ملي در هياهو ي شبه روشنفكري و ابتذال

محمد قمي
نوشتن از وضعيت امروز سينماي ايران رهاوردي ملهم و مشحون از اميد و نااميدي براي مخاطب آگاه و پيگير به همراه خواهد داشت. كه هم اين اميد و هم آن نااميدي اگر بتواند به تلاش و تكاپويي دوباره براي تولد سينماي ملي ما منتهي شود اتفاق مباركي است و مي تواند منجر به نتايج سودمندي براي هنر هفتم اين سرزمين گردد.
اما نكته اي كه بايد در اين زمينه مدنظر منتقدين قرارگيرد دوري از افراط و تفريط و خوش بيني ساده لوحانه و بدبيني بيمار گونه است. سينماي ايران را با تمام ويژگي ها و مناسبات و خوبي ها و بدي هايش بايد همان طور كه هست ديد و برايش به فكر چاره بود. مهم اين است كه بتوانيم با چشمان باز و بي ملاحظه حواشي كاذب راهزن فكر و قلم، به دنبال حقيقت باشيم و با تيغ نقد كه محك دل ديده و عقل و انصاف است سره را از ناسره تشخيص دهيم.
سينماي ايران چه از جهت زير ساخت هاي فني و چه از جهت سياست گذاري هاي مديريتي و چه در حوزه مناسبات سينمايي هميشه دچار ابهام ها و ايرادهاي متعددي بوده است و اين كاستي ها و فقدان ها و خلأهاي فكري و عملياتي منجر به توليد آثاري شده است كه نتوانسته به پي ريزي سينماي ملي و رشد و توسعه آن ياري رساند.
سينماي ايران در طول تاريخ خود جز در فرازهاي معدودي كه آن هم بيشتر نتيجه بارقه هاي شخصي و مجاهدت هاي فردي بوده است تا يك روند مديريت شده و جريان سازي با برنامه، يك سينماي ملي نبوده و نتوانسته در راستاي آرمان هاي ملت قرارگيرد.
همين امر باعث شده است كه اين سينما در طول سال هاي گذشته هميشه در فراز و فرود باشد و حركتي متناوب را درميان جرقه هاي اميدواركننده و فطرت هاي طولاني مدت تجربه نمايد.
دلايل متعددي را مي توان براي وضعيتي كه سينماي ايران بخصوص دراين سال ها بدان دچار شده مورد توجه قرارداد، دلايلي كه گاه به عدم وجود امكانات فني و سخت افزاري مربوط مي شود و گاه به مشكلات فكري و عقيدتي سينما گران، گاه به خاطر عدم روحيه تحقيق و مطالعه و تمرين در ميان اهالي اين حرفه و زماني نيز نتيجه سياست ها و برنامه ريزي هاي غلط و سليقه اي مديران و سياستگذاران حوزه فرهنگ و هنر است.
اما ترديدي نيست كه اگر بنا باشد به يك آسيب شناسي جدي از وضعيت كنوني سينماي ايران بپردازيم فهرستي از مباحث اصلي و نكات جدي و با اولويت را بايد مطمع نظر قرار دهيم، شايد در صدر اين فهرست بتوان به بحث آموزش اشاره كرد.
با بررسي وضعيت آموزش سينما در بخش هاي گوناگون در ايران به اين نكته واقف مي شويم كه روند آموزشي و جريان هاي آكادميك و تحصيلي و نيز ساير محافل و موقعيت هاي آموزش هنر سينما در ايران از يك مدل درست و متناسب پيروي نمي كند و فقدان آموزش درست و اصولي درفضاي هنري كشور خاصه درحوزه سينما احساس مي شود.
گرچه نبايد فراموش كرد كه آموختن و پرورش و بالندگي هنر و هنرمند چندان نمي تواند در قالب محدود فضاهاي آكادميك بگنجد و بيش از هرچيز به تمرين و ممارست و پيگري شخص هنرآموز بستگي دارد، اما نمي توان اين نكته را نيز نديده گرفت كه وجود محافل جدي و گعده هاي هنري از نيازهاي اصلي و حياتي اين حوزه محسوب مي شود.
مرور تاريخ ادبيات و هنر چه در ايران و چه در جهان گوياي اين حقيقت و واقعيت است كه هميشه هنرمندان برجسته چه در حوزه ادبيات و شعر و چه در حوزه سينما از درون اين گعده هاي هنري برخاسته اند؛ محافلي كه شايد چندان صورت و ظاهر و قالب آكادميك به معناي مصطلح و روزمره اش را نداشته باشند اما به شدت هنرپرورند و در كشف و پرورش و بالندگي استعدادهاي هنري كارنامه موفق و درخشاني را از آن خود كرده اند. كساني چون جلال آل احمد و نيز شخصيت هاي برجسته ديگري در حوزه هاي مختلف فكري، قلمي و هنري از همين مجرا رشد كرده اند و به خلاقيت و آفرينندگي هنرمندانه پرداخته اند.
يكي از كاستي هاي سينماي ايران در حوزه زيرساخت هاي فني و به ويژه در بخش آموزش و تربيت نيروي انساني، نبود سيستم آموزش درست و اصولي است كه يكي از راهكارهاي مهم و با اولويت در حوزه توسعه سينماي ملي و پرورش هنرمندان حرفه اي و كاربلد در بخش هاي مختلف سينمايي چه در بعد سخت افزاري و چه در ساخت نرم افزار و ادبيات سينمايي است.
اما در كنار اين موضوع با بررسي ساير مناسبات رايج در سينماي ايران و تحليل شرايطي كه بر فضاي عمومي اين سينما حكم فرماست بر اين نكته واقف مي شويم كه سينماي ايران به لحاظ فكري و انديشگي دچار نوعي تلقي بيمار و اشتباه و سرطاني از ذات سينما و اصل هنر هفتم است.
شايد بتوان اين موضوع را از مهم ترين و اصلي ترين ويژگي هاي سينماي ايران و جدي ترين مشكل فكري آن دانست كه بازتاب هاي آن را در حوزه عمل و در فضاي توليد و جريان هاي حاكم بر اين سينما مي توان مشاهده كرد. اين موضوع يكي از دغدغه هاي اصلي اهل نظر و متفكرين دغدغه مند از سينماي ايران هم هست. به نحوي كه بخش قابل توجهي از آثار سيدمرتضي آويني نوعي واكاوي و پاسخ گويي به اين موضوع است.
اما تلقي نادرست و اشتباه فهمي نسبت به ذات هنر هفتم در اين عرصه و ميان اهالي اش وجود دارد را در چند حوزه و شكل و شمايل متعدد مي توان مطالعه و تحليل كرد كه يكي از مهم ترين آنها و شايد آبشخور اصلي انحرافات فكري در برداشت ها و تلقي هاي جماعت سينماي ايران اين باشد كه متوجه اين اصل اساسي و جدي و حياتي نيست كه سينما در اصل و ذات خود اولا هنر فرم و تصوير است ثانيا قصه گوست و ثالثا زائيده و پروريده و باليده و محصول تفكر و تمدن و فرهنگ غرب است.
در واقع مي توان اين سه شاخصه را مؤلفه هاي اصلي ذات هنر سينما دانست كه اتفاقا در سينماي ايران كمترين توجه و اهتمام و جديت نسبت به آنها مبذول داشته مي شود. يعني به عبارت ديگر سينما را ابزار و ظرف بيان افكار و اهداف و مقاصد خود مي دانند بدون آنكه به ذات آن توجه داشته باشند. علاوه بر اين به قصه گويي اهميت نمي دهند و اساسا قصه را نمي شناسند و نمي توانند قصه تعريف كنند و به موازات اين دو فراموش مي كنند كه سينما از كجا آمده و متعلق به كدام فرهنگ و تمدن است و چه تبعات و عواقبي را به عنوان جزءلاينفك خود به همراه مي آورد.
اين ها مباحث بسيار مهمي است كه حجم قابل توجهي از كميت و كيفيت آثار اهالي نظر در حوزه فكر و فلسفه سينما را حتي در سينماي ايران تشكيل مي دهد و از آن جمله آثار و انديشه هاي شهيد سيدمرتضي آويني كه اين مقولات از دغدغه هاي جدي و هميشگي او بود.
اما با درنظرداشتن اين عقبه و زمينه هاي ساختاري و فكري سينماي امروز ايران، پرداختن به محصولات اخير اين هنر در كشورمان را مي توانيم با دقت و شناخت بهتر و كاملتري دنبال كنيم. در ابتدا «سيزده 59» را كه اثر شاخصي در اكران سينماهاست و مربوط به حوزه جنگ و تبعات پس از آن، مورد تحليل قرار مي دهيم. قصه آدم هاي جنگ در سالهاي پس از جنگ، مضمون اصلي فيلم «سيزده 59» است؛ از تغيير و تحول هاي متنوع شان گرفته تا تلخي درد و مصائبشان، از گيرافتادن در دام هاي گوناگونان اين زمانه غدار و بازارهاي مكاره اش گرفته تا گسستي كه در ميان ياران قديمي و صميمي و همرزم افتاده است.
اما «سيزده 59» يك فيلم جنگي است و شايد هم به اصطلاح رساتر و دقيق تر و امروزينش يك فيلم ضدجنگ؛ فيلمي درباره وضعيت رزمندگان جنگ هشت ساله پس از سال هاي جنگ و درباره تبعات و عواقبي كه حضور آنها در سال هاي پس از جنگ در فضاهاي غيرجنگي و بويژه در شهرها و قرارگرفتن در روزمرگي زندگي برايشان پديد مي آورد.
فيلم «سيزده 59» از جهت ساختاري و ويژگي هاي سينماورزانه و رعايت استاندارد مولفه هاي حرفه اي سينما چندان اثر قابل دفاعي نيست؛ فيلمنامه خوبي ندارد و حفره هاي روايي و ساختاري جابجاي فيلم قرار دارد، ريتم بد و بازي هاي نه چندان گرم و تأثيرگذار از جمله موارد ديگري است كه فيلم را علي رغم ايده و مضمون مستعد و قابل توجهش از ارزش هاي بصري و قابليت هاي تصويري تا حد قابل توجهي تهي و ضعيف كرده است.
اخيرا فيلم قصه پريا در سينماهاي كشور اكران شد.
در «قصه پريا» به نظر مي رسد سفارشي سازي نه به معناي مثبت و قابل قبول آن كه امري رايج در سينماست بلكه به معناي منفي و آسيب رسان آن بر فيلم سايه انداخته به نحوي كه اين سفارشي بودن بر اصل قصه گويي و سينما ورزي مسلط شده و شبه آن را بر روي سينماي جيراني حس مي كنيم.
به نحوي كه اين قصه و ساير عناصر سينمايي فيلم است كه در خدمت موضوع و مضمون و به اصطلاح پيام سفارشي اش قرار گرفته و بلاعكس.
ديگر آن كه داستان گويي در اين فيلم به موازات و در تلفيق با تدوين و نوع روايتي كه انتخاب شده در برخي قسمت ها چند تكه و بد ريتم است علاوه بر اينكه اساس در بعضي موارد دچار شلختگي و بيرون زدگي مي شود.
نمونه هاي عيني اين موارد در فيلم كم نيستند كه جدي ترين آنها را مي توان در شخصيت پردازي هر سه كاراكتر فيلم يعني حديث، سياوش و سروين مشاهده كرد. كه بنابر نوع تيپي كه از اين آدم ها ارائه مي شود هم در تنش ها و واكنش هايشان و هم در توقعي كه از عقبه فكري و شخصيتي آنها سراغ داريم عدم تناسب ديده مي شود.
اما از جهت متني و محتواي كاراكتر عموي سياوش مسرور با بازي بيژن امكانيان يكي از حفره هاي فيلم در ويژگي هايي است كه برشمرديم. اساسا در نوع شخصيت پردازي اين گونه آدم ها در فيلم هاي ايراني و امثال قصه پريا علامت سؤال جدي وجود دارد فارغ از اينكه در اين فيلم اين كاراكتر يكي از بدترين جلوه هايش را با بازي بد بيژن امكانيان نشان داده است.
نكته درخور توجه اين است كه چرا جماعت سينماگر ما كماكان بر روي اين گونه شخصيت ها زوم كرده اند و تلاش دارند با تخطئه و تخريب آنها به كدام مفهوم جدي و حائز اهميت نائل آيند؟ مگر طيف هاي آدم هاي بد و منفي و مخرب در جامعه ما صرفا محدود و معطوف به همين قشر است.
تكرار المان هاي آشناي مذهبي در تيپ سازي از شخصيت آدم هاي به ظاهر مذهبي و در باطن رياكار و فرصت طلب و مزور آن قدر تكرار شده كه حالا ديگر بوي ديگري غير از اصلاح و انتقاد دلسوزانه از آن به مشام مي رسد و ظاهرا اين كار تبديل به نوعي بيماري مسري و اپيدمي شده است كه سينماگران زيادي را و احتمالا به دلايل مختلف در ايران درگير خود كرده كه حتما جلوه اي از تخطئه تيپ خاصي از افراد جامعه را به تصوير بكشند بي آنكه به انبوه تيپ هاي ديگر اجتماعي بپردازند كه از بدي ها و زشتي هاي زيادي تشكيل يافته اند.
و نهايتا اينكه نبايد فراموش كنيم وقتي فيلمي مثل قصه پريا در پروسه اي سفارشي توليد مي شود بدون ترديد همه ايرادهاي شكلي و محتوايي آن را نمي توان تنها متوجه كارگردانش دانست چه بسا عوامل مختلفي اين وضعيت را پديد مي آورند كه اين از ويژگي هاي طبيعي و البته غيرقابل قبول سفارشي سازي در سينماي ايران است.
گفتيم كه وضعيت امروز سينماي ايران رهاوردي ملهم و مشحون از اميد و نااميدي براي مخاطب آگاه و پيگير به همراه خواهد داشت اما كيست كه نداند سينماي ما هميشه و در طول تاريخ پرفرازونشيب و افتان و خيزانش، با اين اميدها و نااميدي ها دست و پنجه نرم كرده است.
سينمايي كه هميشه و در تلاطم و گاه سيطره سينماي روشنفكري و مبتذل از دو سو، شاهد بارقه هاي دلنشين ناشي از مجاهدت سينماگران متعهد و دلسوخته اي بوده است كه طعم شيرين سينماي ايماني و ملي را در كام مردم مومن و انقلابي ايران چشانده و به آنها يادآوري كرده اند كه اگر عزم و همتي از جنس سيدشهيدان اهل قلم باشد مي توان و مي شود دلخوش بود به تولد دوباره سينماي آرماني و ملي ايران اسلامي. كجاست نفس حقي كه ياريمان كند؟

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها