عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

ستاره هاي هاليوود در خدمت جنگ و اشغال

ستاره هاي هاليوود در خدمت جنگ و اشغال
چهارشنبه 22 تیر 1390  11:34 ب.ظ

چنانچه بخواهيم نقش ايالات متحده را در تحولات جهاني مورد مطالعه و شناخت قرار دهيم، توجه به دو شاخص كلي و برجسته بايد دوشادوش و در كنار هم مورد نظر باشد. نخست شاخص نظامي و ديگر شاخص فرهنگي.
نمونه هاي شاخص نظامي ايالات متحده همانا پايگاه ها و نيروي نظامي آمريكا و هم پيمان غربي آن (ناتو) در اقصي نقاط جهان، بويژه در آسيا و اروپا است و از نمونه هاي شاخص فرهنگي بايد از شبكه هاي گسترده رسانه اي؛ اينترنت، كانال هاي ماهواره اي، سينما و ديگر صنايع وابسته به آن، به خصوص از نظام ستاره سازي هاليوود نام برد.
از حضور اخير آنجلينا جولي- به عنوان سفير صلح آمريكا- در خاورميانه و شمال آفريقا تا بازي برادپيت- در نقش آشيل، قهرمان افسانه اي ايلياد و اسطوره روئين تن غرب- در فيلم تروي در سال 2004، درست يك سال پس از حمله نظامي آمريكا به عراق1 و سپس لشكركشي گسترده آن به خاورميانه به بهانه مبارزه باتروريسم و بنيادگرايي. بي دليل نيست كه در بيشتر فيلم ها و سريال هاي پرفروش هاليوود همواره جنگ و از بين بردن دشمن خيالي، پي رنگ اصلي داستان و مضمون روايت هاي كم و بيش مشابهي است كه با وجود نتيجه از پيش معلوم، با تكنولوژي و فن آوري ساخت و ترفندهاي بازاريابي و جذب مخاطب، هر روز رواج بيشتري در بازار كشور در حال توسعه و توده مخاطب در آسيا و آفريقا مي يابند.
درست مانند سري فيلم هاي جيمز باند در دهه هاي 60 تا 80 قرن بيستم و در بحبوحه جنگ سرد، كه در آن قهرمان داستان با وجود پيروزي و برد از پيش مسجل، در چرخه بازي و حوادث ناگهاني، بيننده را غرق در لذت از جزئيات رخدادها و تغييرات كوچكي مي كرد كه قهرمان داستان را به سوي هدفش- كه همانا از بين بردن گروه هاي جنايتكار و يحتمل ايدئولوژيك (كمونيست آن زمان) مي بود- راهبر مي شد2.
اكنون نيز جريان داستان و پي رفت بازي ها به همان قرار است، با اين تفاوت كه بجاي جيمز باند و سوپرمن هاي دهه هاي مذكور، حال اين سوپراستارها و گاه اسطوره هاي جديد يا از نو زنده شده غرب در قالب سربازان فداكار، سياست مداران نوع دوست و ديگر چهره هاي نظامي- فرهنگي صنعت عظيم هاليوود و ديگر صنايع وابسته به آن مانند شوهاي تلويزيوني، موزيك ويدئوها، اجراي زنده و بازي هاي رايانه اي و... هستند كه در نقش منجيان جهان و مدافعان حقوق انساني، بار نابودي دشمنان بشريت مانند مسلمانان عرب و افغان، هيولاهاي آدمخوار و جانوران بيمار و بدوي را بر دوش مي كشند آنها آزادي و سعادت را براي بشريت، و شور و شعف را براي تماشاگران غرق در هيجان و لذت به ارمغان مي آورند. مانند آنچه در فيلم هايي نظير «گنجه رنج»، «زامبي ها»، «شيطان محلي» و سري فيلم هايي از اين دست شاهد آن هستيم.
لذت پيروزي براي جهاني آزاد و آرماني و صد البته با چاشني عشق و جذابيت هاي انساني-و البته بيشتر از نوع اروتيك آن- مفاهيم برابري و برادري كه در مدارهاي پيشرفته فن آوري و تكنولوژي توليد و توزيع در انواع فيلم ها، موزيك ها، بازي هاي رايانه اي و ديگر ابررسانه ها وجه اشتراكي جهاني مي يابند و بدين شكل سالن هاي نمايش و همايش به طور يكسان و برابر از قهرمانان متمدن، چهره هاي فرهنگي- هنري و سوپراستارهاي محبوب با داستان ها و سناريوهاي مردم پسند و سربازان فداكار و سياست مداران نوع دوست با بمب هاي غني شده و هواپيماهاي بدون سرنشين پر و خالي مي شوند. در آن سو ديگر جاي پرسشي از تروريست هاي ضدبشر و جنايتكاران يحتمل مسلمان يا كمونيست [هالي پيشين]، با خانه هاي ويران، كودكان آواره، زنان سوخته و مردان متعصب با سلاح هائي كه تنها باز و بسته كردن آن را مي دانند، باقي نمي ماند.
اما در نهايت يك پرسش باقي است و آن اينكه چنانچه اين قهرمانان انسان دوست و سوپراستارهاي دلسوز و آزادي خواه به هدف خود برسند و جهان از شر دشمنان سنگدل، اعم از قبايل وحشي و بدوي آسيا و آفريقا تا جنايتكاران ايدئولوژيك، خالي شود و سرانجام بشر روي صلح و آرامش را به خود ببيند، آنگاه تكليف كمپاني ها و بنگاه هاي عظيم توليد و تجارت اسلحه كه هم رديف با قاچاق موادمخدر سودآورترين تجارت دنيا محسوب مي شود چه خواهد شد؟ نيروي نظامي آمريكا با بودجه هنگفت آن3 جدا از بودجه متحد نظامي آن (ناتو)- با چه انگيزه اي وقت و سرمايه خود را صرف استراتژي هاي آزادي خواهانه و صلح جهاني مي نمايند؟ و از همه مهم تر رسانه ها و شبكه هاي غول پيكر فرهنگي- هنري با سوپراستارها، هنرپيشگان و خوانندگان محبوب از چه بگويند و بخوانند و صنعت عظيم هاليوود با فرش هاي عريض و طويل قرمزش از چه فيلم بسازند و براي كه بازي كنند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت:
1. فيلم تروي (تراوا) در ششم مارس 2004 اكران شد و حمله نظامي آمريكا به عراق از بيستم مارس 2003 رسما آغاز شد.
2. نقل از امبرتو اكو نشانه شناس و نظريه پرداز اجتماعي ايتاليايي در روايت شناسي داستان هاي جيمز باند. جيمز باند و ساختار گرايي، زيباشناخت: مطالعات نظري و فلسفي هنر، شماره ششم، نيم سالانه 1381، صفحات 67 و .66
3. بودجه نظامي ايالات متحده در سال 2010 در حدود 698 ميليارد دلار بود كه اين بودجه به تنهايي برابر با 43 درصد از كل بودجه نظامي جهان در سال گذشته تخمين زده مي شود.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها