عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

پيدايش چشمه زمزم و قبيله جرهم ،سبب آبادي اين زمين

پيدايش چشمه زمزم و قبيله جرهم ،سبب آبادي اين زمين
پنج شنبه 23 تیر 1390  02:32 ق.ظ

پيدايش چشمه زمزم و قبيله جرهم ،سبب آبادي اين زمين
تفسير نمونه ج : 10ص :403
 
آخرين مرحله رسالت ابراهيم 
ابراهيم عمرى را به مبارزه با بت پرستى در تمام اشكالش و مخصوصا انسان پرستى گذراند ، و توانست دلهاى آمادگان را به نور توحيد روشن سازد ، و در 
تفسير نمونه ج : 10ص :404 
كالبد انسانها جان تازه‏اى دمد و گروههاى زيادى را از زنجير خود كامگان رهائى بخشد. 
اكنون بايد در آخرين مرحله عبوديت و بندگى خدا گام نهد و هر چه را دارد در طبق اخلاص بگذارد ، و به پيشگاهش تقديم كند. 
تا از رهگذر آزمايشهاى بزرگ الهى با يك جهش بزرگ روحانى وارد مرحله امامت و پيشوائى انسانها گردد . 
و مقارن همين حال پايه‏هاى خانه توحيد ، خانه كعبه را برافرازد ، و آن را به صورت يك كانون بى نظير خدا پرستى در آورد ، و از همه مؤمنان آماده ، به كنگره عظيمى در كنار اين خانه عظيم توحيد ، دعوت كند. 
ماجراى حسادت ساره زن نخستينش با هاجر كنيزى كه او را به همسرى اختيار كرده بود و فرزندى به نام اسماعيل از او يافت ، سبب شد كه اين مادر و كودك شير خوار را به فرمان خدا از سرزمين فلسطين به بيابان خشك و تفتيده مكه در لابلاى آن كوههاى زمخت و خشن ببرد. 
و آنها را در آن سرزمين كه حتى يك قطره آب در آن پيدا نمى‏شد ، به فرمان خدا ، و به عنوان يك آزمايش بزرگ بگذارد و باز گردد . 
پيدايش چشمه زمزم و آمدن قبيله جرهم به آن سرزمين و اجازه خواستن براى زندگى در آن منطقه از هاجر كه هر كدام ماجراى طولانى و مفصلى دارد ، سبب آبادى اين زمين شد. 
ابراهيم از خدا خواسته بود كه آن نقطه را شهرى آباد و پر بركت سازد ، و دلهاى مردم را به فرزندانش كه در آن منطقه رو به فزونى بودند ، متوجه گرداند. 
جالب اينكه بعضى از مورخان نقل كرده‏اند هنگامى كه ابراهيم هاجر و اسماعيل شير خوار را در مكه گذاشت ، و مى‏خواست از آنجا باز گردد ، هاجر 
تفسير نمونه ج : 10ص :405 
او را صدا زد كه اى ابراهيم چه كسى به تو دستور داد ما را در سرزمينى بگذارى كه نه گياهى در آن وجود دارد ، نه حيوان شير دهنده‏اى ، و نه حتى يك قطره آب ، آن هم بدون زاد و توشه و مونس ؟ ! ابراهيم در يك جمله كوتاه پاسخ گفت : پروردگارم مرا چنين دستور داده است. 
هنگامى كه هاجر اين جمله را شنيد گفت اكنون كه چنين است ، خدا هرگز ما را به حال خود رها نخواهد كرد!. 
ابراهيم كرارا از فلسطين به قصد زيارت اسماعيل به مكه آمد ، و در يكى از همين سفرها بود كه مراسم حج را بجاى آورد ، و به فرمان خدا اسماعيل فرزندش را كه به صورت نوجوان برومند و فوق العاده پاك و با ايمان بود به قربانگاه برد ، و حاضر شد اين بهترين ميوه شاخسار حياتش را با دست خود در راه خدا قربانى كند . 
هنگامى كه اين مهمترين آزمايش را به عاليترين صورتى از عهده بر آمد و تا آخرين مرحله آمادگى خود را در اين راه نشان داد خدا قربانيش را پذيرفت و اسماعيل را براى او حفظ كرد و گوسفندى به عنوان قربانى براى او فرستاد. 
سرانجام ابراهيم با ادا كردن حق همه اين امتحانات ، و بيرون آمدن از كوره همه اين آزمايشها ، به بلندترين مقامى كه يك انسان ممكن است به آن برسد ارتقاء يافت و چنانكه قرآن مى‏گويد : خداوند ابراهيم را به كلماتى آزمود و او همه آنها را به انجام رساند ، و به دنبال آن به او فرمود من ترا امام و پيشوا قرار مى‏دهم ، ابراهيم كه از اين مژده به وجد آمده بود تقاضا كرد كه اين مقام را به بعضى از فرزندان من نيز ببخش ، دعاى او مستجاب شد ولى به اين شرط كه اين
تفسير نمونه ج : 10ص :406
مقام به كسى كه ظلم و ستم و انحرافى از او سر زده باشد هرگز نخواهد رسيد. 
منبع : تفسیر نمونه : سوره ابراهیم آیات 52 – 35
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها