عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

دست بر سر گذاشتن و قرائت دعای فرج

دست بر سر گذاشتن و قرائت دعای فرج
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:09 ق.ظ

 

دعای فرج امام زمان (عج)

احکام عبادی محض مثل نماز و مناسک مخصوص آن و نیز کیفیت و آداب دعا و مناجات کلا جنبه تعبدی دارند. معنای تعبدی بودن عبادات این است که مصالح و حکمت‌های آن برای انسان روشن و معلوم نیست ولی به اجمال می‌دانیم که آداب و کیفیت انجام عبادات همگی دارای حکمت واقعی است، ولی برای اینکه بنده مومن خود را تسلیم و سر سپرده خود سازد دستور انجام آن‌ها را می‌دهد ولی به صورت مفصل تمام جزئیات حکمت و مصلحت عبادات را بیان نمی‌کند، تا جنبه اخلاص و سر سپردگی که یکی از اهداف مهم عبادات است تقویت گردد. انسان مومن با توکل به خداوند به صورت تسلیم به فرمان الهی با جان و دل آماده اجرای دستورات اوست بدون اینکه بداند مصلحت و حکمت دستورات او به صورت مفصل چه می‌باشد؟

تعبد یعنی پذیرش فرمان الهی و این روحیه زمینه برای تربیت نفسانی انسان را به شدت تقویت می‌کند.

حکمت دست روی سر گذاشتن هنگام قرائت دعای فرج:

در عرب و نیز در میان عقلای عالم رسم است که هر گاه گره ناگشودنی در کار بیافتد به نشانه ناچاری و اضطرار دست خود را بر سر می‌گذارد. معنای این کار در هنگام قرائت دعای فرج این است که دوری و غیبت امام برای ما بسیار دشوار و طاقت فرسا است.

لازم به ذکر است که این رفتار در بین شیعیان معمول بوده و هست و سابقه طولانی دارد. نقل شده که امام رضا علیه السلام در یکی از مجالس خراسان حضور داشت، کلمه قائم مذکور شد. پس آن حضرت ایستاد و دست مبارکش را بر سر نهاده و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه». این عمل در عصر امام صادق علیه السلام نیز رایج بوده است خدمت آن حضرت عر ض شد: علت چیست که در موقع ذکر قایم باید قیام کرد؟ در جواب فرمود: صاحب الامر غیبتی دارد بسیار طولانی و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هرکس وی را به لقب قائم که اشاره است به دولت او و اظهار تأثیری است از غربت او یاد کند، آن جناب هم نظر لطفی به او خواهد نمود. چون در این حال، مورد توجه امام واقع می‌شود سزاوار است از باب احترام به پا خیزد و تعجیل فرجش را از خدا بخواهد. پس این رفتار شیعیان، ریشه مذهبی دارد.

نکته دیگر آن که دستور مستحبی ایستادن و دست بر سر نهادن به هنگام بردن لفظ «قائم» (نه همه اسامی دیگر) شاید کنایه از آن باشد که چون حضرت برای عدل و داد و حکومت جهانی الهی به پا می‌خیزند ما شیعیان هم به احترام آن حضرت و نوعی اعلام آمادگی به هنگام برده شدن نام مبارک آن بزرگ، بر پا ایستاده و رضایت خود را از قیام آن حضرت ابراز می‌داریم وخود را در برابر رهبری ودستورات او مطیع می‌دانیم

 

و همچنین باید گفت که دست بر سرگذاشتن هنگام بردن نام امام زمان -عج- و یا سلام بر آن حضرت نوعی احترام و تعظیم برای ایشان و نیز اعلام تسلیم بودن برای آن حضرت و آماده بودن برای خدمت به ایشان و پا در رکاب بودن ایشان است . آنچه به عنوان مستند برای بلند شدن هنگام ذکر نام حضرت نقل شده ، روایتی است از امام رضا(ع)که: نام «قائم» نزد آن حضرت برده شد حضرت ایستادند و دست خود را بر بالای سر نهادند و فرمودند: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه . (مستدرک سفینه 8/629) از این روایت می‌توان استحباب ایستادن هنگام برده شدن کلمه «قائم» را استفاده کرد. حتی از این روایت می‌توان استفاده کرد که قیام حضرت رضا به جهت خصوص لفظ قائم نبوده بلکه به احترام نام آن حضرت بوده که در این صورت هر نامی برده شود ، ایستادن و دست روی سر نهادن خوب است.

امام زمان (عج)

نکته دیگر آن که دستور مستحبی ایستادن و دست بر سر نهادن به هنگام بردن لفظ «قائم» (نه همه اسامی دیگر) شاید کنایه از آن باشد که چون حضرت برای عدل و داد و حکومت جهانی الهی به پا می‌خیزند ما شیعیان هم به احترام آن حضرت و نوعی اعلام آمادگی به هنگام برده شدن نام مبارک آن بزرگ، بر پا ایستاده و رضایت خود را از قیام آن حضرت ابراز می‌داریم وخود را در برابر رهبری ودستورات او مطیع می‌دانیم .

مرحوم مجلسی در جلد 13 بحار باب 21 و مرحوم شیخ صدوق در کمال‌الدین و تمام النعمه احادیث فراوانی نقل کرده‌اند که ظاهر تمام آن‌ها این است که نام مقدس امام زمان (عج) را نباید برد و این دو بزرگوار و اخیرا محدث نوری و دیگران ظاهر اخبار را گرفته و نام بردن آن حضرت را مطلقا چه قبل از غیبت و چه بعداز آن حرام می‌دانند.

ولی عده‌ای دیگر آن را مکروه دانسته‌اند. به طوری که در کتاب «نجم الثاقب» مرحوم نوری می‌نویسد: این موضوع در زمان شیخ بهائی و میرداماد دو دانشمند بزرگ شیعه مورد بحث و گفتگو واقع شد و هر کدام نظری ابراز نمودند و جمعی هم به طرفداری هر یک برخاسته و کار بالا گرفت.

برای توضیح بیشتر ر.ک: ابراهیم امینی دادگستر جهان، ثفق، چاپ 16، 1376، ص 125.


دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

هفت برنامه حکومت مهدوي
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:09 ق.ظ

 

امام زمان (عج)
فرازي از درس اخلاق آيت‌الله‌العظمي مکارم شيرازي (دامت برکاته)

مرحوم علامه مجلسي حديثي درباره حضرت مهدي(عج) نقل مي‌کنند:

«زماني که حضرت حجّت(عج) ظهور کند به عدالت حکم مي‌کند و کسي نمي‌تواند به ديگري جور و ستم روا دارد و راه‌ها به وسيله او امن مي‌گردد. زمين برکاتش را براي استفاده مردم خارج مي‌کند و امور را به دست اهلش مي‌سپارد و هيچ ديني غير از اسلام باقي نمي‌ماند و همه به اسلام گرايش پيدا مي‌کنند.»

در اين حديث، هفت برنامه براي حضرت بيان شده است:

1 و 2. حکومت عادلانه و رفع ظلم و جور:

 «إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع في ايّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بين عدل و قسط اين است که عدالت يعني حقّ ديگري گرفته نشود و قسط اين است که بين افراد تبعيض نشود، پس ظلم به نفع خويشتن گرفتن و جور حقّ کسي را به ديگري دادن است. به عنوان مثال، يک وقت خانه زيد را براي خودم مي‌گيرم که اين ظلم است و يک وقت خانه او را مي‌گيرم و به ديگري مي‌دهم که اين جور است. نقطه مقابل اين است که خانه زيد را نمي‌گيرم براي خودم که اين عدل است و اگر به کسي هم ندهم اين قسط است، پس قسط عدم تبعيض و عدل عدم ظلم است.

اسلام آن چيزي است که اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبيحه‌اش حلال است و ايمان آن چيزي است که مايه نجات او در قيامت است

3. امنيّت راه‌ها: «و امنت به السّبل، راه‌ها به وسيله او امن مي‌شود.»

4. شکوفايي طبيعت: «و اخرجت الارض برکاتها؛ زمين برکاتش را خارج مي‌کند.» چه برکات کشاورزي و چه معادن و چه نيروهاي ديگري که براي ما مخفي است.

5. سپردن امور به اهل خبره: «و ردّ کل حقّ إلي اهله؛ کارها را به اهلش مي‌سپارند.» به خلاف زمان ما که بسياري از کارها به دست نااهلان است، چرا که رابطه‌ها بر ضابطه‌ها مقدّم شده است.

6. حاکميّت دين اسلام: «و لم يبق اهل دين حتّي يظهر اسلام؛ هيچ ديني باقي نمي‌ماند و همه اديان دين واحد مي‌شوند و آن همانا اسلام است.»

7. گرايش قلبي به اسلام: «و يعترفوا بالايمان» که دو معني دارد، ممکن است يا اشاره به اين باشد که همه تابع مکتب اهل بيت(ع) مي‌شوند يا اشاره به اين باشد که علاوه بر اينکه در ظاهر ايمان دارند، در باطن هم مومن هستند.

فرق بين ايمان و اسلام در روايات آمده است، بعضي از روايات مي‌گويند اسلام آن چيزي است که اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبيحه اش حلال است و ايمان آن چيزي است که مايه نجات او در قيامت است. در بعضي از روايات داريم که اسلام مانند «مسجدالحرام» و ايمان مانند «کعبه» است. احتمال دارد که اين عبارت اشاره به آيه‌اي باشد که مي‌فرمايد: «قالت الاعراب امنّا...؛ [برخي از باديه‌نشينان گفتند ايمان آورديم.»

امام زمان (عج)
رئوس کارهايي که آن حضرت انجام مي‌دهند و از روايات استفاده مي‌شود در چهار محور خلاصه مي‌شود:

1. اصلاح عقايد: «ما علي ظهر الارض بيت حجر و مدر الّا ادخله الله کلمه الاسلام»در تمام روي زمين، خانه‌هاي سنگي ثروتمندان، خانه‌هاي گلي فقرا و چادرها باقي نمي‌ماند، جز اينکه کلمه «لااله الّا الله» در آن‌ها خواهد بود و شرک برچيده خواهد شد.

2. تکامل عقول: جهش علمي و عقلاني پيدا مي‌شود. مرحوم علّامه مجلسي چنين مي‌فرمايند: «إذ قام قائمنا وضع يده علي رئوس العباد (شايد منظور ايشان اين باشد که مردم تحت تربيت او قرار مي‌گيرند) فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم انديشه‌ها و خردهاي آن‌ها کامل مي‌شود.»

3. عدل و داد: در روايات متعدّد آمده است که «يملاالارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً.»

4. اصلاح اخلاق: از بين بردن مفاسد اخلاقي و زنده کردن ارزش‌هاي اسلامي که اين را از روايات علائم آخرالزّمان استفاده مي‌کنيم، رواياتي که مي‌گويد قبل از قيام قائم(عج) انحرافات اخلاقي مثل زنا، سرقت، رشوه خواري، کم فروشي، شراب خواري و ريختن خون بي گناهان زياد مي‌شود و معنايش اين است که مهدي(عج) قيام مي‌کند تا اين‌ها را از بين ببرد؛ يعني نظام ارزشي به طور کلّي مختل شده و حضرت مهدي(عج) نظام ارزشي را درست مي‌کند.

در تمام روي زمين، خانه‌هاي سنگي ثروتمندان، خانه‌هاي گلي فقرا و چادرها باقي نمي‌ماند، جز اينکه کلمه «لااله الّا الله» در آن‌ها خواهد بود و شرک برچيده خواهد شد

حضرت مهدي(عج) داراي لشکر، سپاه، اعوان و انصار است، همچنان که در «زيارت آل ياسين» آمده است:

«و اجعلني من شيعته و اتباعه و انصاره» يا در بعضي از روايات آمده است که: «والمجاهدين بين يديه»، کساني که مي‌خواهند از اعوان آن حضرت باشند بايد در اين چهار محور کار کنند و کسي که هيچ يک از اين امور را ندارد و تنها دعا مي‌کند که از اعوان او باشد، اين دعا دور از اجابت است. اگر روحانيان اين برنامه‌ها را پياده کنند يک کلاس بزرگ تربيتي پيدا مي‌شود. توسّل در جاي خودش خوب است، امّا و اجعلني من شيعته و اتباعه و ... با توسّل حل نمي‌شود، بلکه بايد توحيد، خالص شود و آثار شرک را بايد از دل و جان و جامعه برچيد. بايد عدل و داد را در مورد مردم، خانواده و اطرافيان خود پياده کنيم. بايد ارزش‌هاي اخلاقي را در خودمان زنده کنيم. اگر خوب تبيين شود که حضرت براي چه قيام مي‌کند، اين کار چهره جامعه را عوض مي‌کند. نمي‌توان بدون داشتن هيچ يک از اين مباني در صفوف ياران حضرت قرار گرفت.

اميد که خداوند اين دعا را در حقّ ما مستجاب کند:

«اللّهمّ اجعلني من اعوانه و انصاره و اتباعه و شيعته و المجاهدين بين يديه.»


دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

چرا غروب جمعه دلگیر است؟
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:11 ق.ظ

 

ظهور

در دعای ندبه وقتی جریان دعا به حضرت صاحب الزمان  (ارواحنافداه) می‌رسد، چنین عبارتی آمده است: «یَاابْنَ مَنْ دَنَی فَتَدَلیَّ فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنَی دُنّوا وَاْقتِرابا مِنَ اْلعَلِیِّ اْلاَعْلَی»،1

یعنی می‌خواهیم از جدایی امام عصر (سلام الله علیه) ناله کنیم و آرزوی وصال داشته باشیم، این آخرین سخن انسان است، گویا کامل ترین مقامی است که در مورد بنده وجود دارد.

در قرآن شریف نیز در باره معراج پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آمده است: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلََّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی»2 سپس نزدیک و نزدیک‌تر شد تا جایی که به اندازه‌ی دو کمان یا نزدیک‌تر شد.

این درخواست، مرتبه‌ی بسیار بلندی است و به همه کس داده نمی‌شود، حتی انبیای اولواالعزم اما می‌توان به آن نزدیک شد.

حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرماید:

خداوندا این نورانیت و بصیرت قلوب که اولیاء از تو خواستند و خواهش نمودند که به نورانیت آن، واصل به تو شوند، چه بصیرتی است؟ بارالها، این حجب نور که در لسان ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) ما متداول است، چیست؟ این معدن عظمت و جلال و عزّ قدس و کمال چه چیزی است که غایت مقصد آن بزرگواران است، و ما تا آخر از فهم علمی آن هم محرومیم، تا چه رسد به ذوق آن و شهود آن؟ خداوندا، ما که بندگان سیه روی سیه روزگاریم، جز خور و خواب و بغض و شهوت از چیز دیگر اطلاع نداریم و در فکر اطلاع هم نیستیم، تو خود نظر لطفی به ما کن و ما را از این خواب بیدار و از این مستی هوشیار فرما.3

از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»

ما هنوز به این نور نرسیده ایم، امّا ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) بدان رسیده اند، با این حال، همین نور را نیز حجاب می‌دانند. در ادامه حضرت امام (اعلی الله مقامه الشریف) می‌فرماید: «در هر صورت برای اهلش همین یک حدیث کفایت می‌کند تمام عمر خود را صرف کنند برای تحصیل محبت الهی و اقبال وجه الله».

امام زمان (عج)

اگر انسان ارتباط خود را با خدا قوی کند، خواهد دید که محجوب و محروم نمی‌شود. برخی از نکات، بسیار عجیب است.

از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»

پس بیاییم ارتباط خود را قوی‌تر کنیم و رفاقت داشته باشیم؛ آن هم با کسی که بیش از همه به او محتاجیم و گردن ما حق دارد. امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از تمام انبیا و اوصیاءشان به جز پیامبر خاتم (صلوات الله علیه و آله) و وصّی ایشان برترند. ایشان بهترین ارتباط را با خداوند دارند. این لطفی از الطاف الهی است که ما از امت این پیامبر و این امام هستیم.

در روایات آمده است که انبیای گذشته اگر در جایی گرفتار می‌شدند به ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) متوسل می‌شدند، ولی ما با این که جزو امت ایشان هستیم، این قدر عقب افتاده ایم. به راستی چرا باب الله را رها کرده‌ایم؟ 

 

پی‌نوشت‌ها:

1. مفاتیح الجنان،دعای ندبه

2. نجم، آیه 9

3. شرح چهل حدیث،432


دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

خبر آمد، خبری در راه است ...
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:14 ق.ظ

 

خبر آمد، خبری در راه است ...

 


 

 

سلام بر شعبان و نیمه‌اش!

 

سلام بر ماه و ماه‌پاره آسمانی‌اش!

سلام بر موعود انبیاء!

سلام بر منجی آدمیان!

سلام بر مهربان‌ترین انسان!

و سلام بر امید منتظران و سلام بر گل نرگس...

 ای قرار دل‌های بی‌قرار...!

و سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...

 

ای گل نرگس... چه می شد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟ چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟

مهدی جان نظری فرما بر کوچه تاریک ما. که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...

 

 

این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم...

 

می‌خواستم از دوری‌ات شِکوه کنم...

اما به یاد آوردم که در میان ما نظاره‌گرمان هستی!

 

به یاد آوردم که در برابر چشمان منتظرت، چگونه دلت را آزرده‌ایم...!

خبر آمد، خبری در راه است ...

ای یوسف فاطمه!

می‌خواستم بگویم تا سرحد جنون از فراغت خسته‌ایم...

اما به یاد آوردم که منتظرانت خستگی‌ناپذیرند....!

 

پس چگونه خود را منتظر بنامیم درحالی که از خود نیز به سُتوه آمده‌ایم؟!

ای دلبند زهرا...

 

نه پای پیش داریم و نه پای پس...! شما بگو به کدامین سوی روی گردانیم؟

 

مولای من...!

و چه راست گفتند که پاداش یک نفر از منتظران شما، همانند پاداش پنجاه صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در جنگ بدر و احد و حنین است.... آخر سختی‌ها و رنج‌ها و آزارهایی که بر آنان وارد می‌شود، فوق طاقت اصحاب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است....

 

چه دوران سختی‌ست آن‌هنگام که حتی به چشم‌های خود نیز نمی‌توان اطمینان کرد...!

چه پر مشقت است غیبتی که خود باید خود را بسازیم!

 

چه وانفسای پر زحمتی است...! آخر نفْس سویی را می‌خواند و عقل‌مان سویی دیگر!

بی‌خود نیست حفظ ایمان در دوران غیبتت از نگه‌داشتن پاره‌ای آتش در دست دشوارتر است...

بی‌خود نیست می‌گویند نومیدی از شیطان است و نشانه منتظرانت امید و پویایی!

چه کشمکش نفَس‌گیری است!

 

خبر آمد، خبری در راه است ...

انتظاری بی‌پایان از سویی... و دشواری‌ها از سویی دیگر، محرّک نومیدی مایند!

اما چشم ‌به ‌راه بهار آمدنت بودن، چه گوارا...

 ای قرار دل‌های بی‌قرار! ای نازدانه هستی!

تا کی در انتظار بازگشت‌مان روزها و سال‌ها را شماره‌گری؟!

 

 ای دلبر غائب از نظر!

چه بگویم که خود می‌دانی چه در دل می‌گذرد...........

 

مولا جان ...

هفته‌ها که دیگر هیچ.... چله‌هایم بی‌تو در حال عبور است.... دعایی نما تا ریشه‌کن کنیم هر آنچه مانع رسیدن به شماست...

 

دیگر با چه رویی از مادرت بخواهم برای پایان چله‌نشینی‌ام دعا کند؟!

 

گل نرگسم!

ای تنها بهانه بودنم!

آخر تا به کِی...........؟

تا به کجا.......؟

 

آقای من دیگر چیزی به ولادتت نمانده است! کاش می شد قابل‌مان می‌دانستی...! کاش لایقت بودیم....! تا میلادت را با حضور خودتان جشن بگیریم.

کاش ...

 خدایا...! غروب انتظارمان را برسان...

خبر دهید به یاران، سوار آمدنی است

رفــیق آمدنی‌، غمگـسار آمدنی است

فروغ‌بخش شب انتــظار آمدنی است

نگــار آمدنی، غمگسار آمــدنی است

خبر دهید به یاران سـوار آمدنی است

 

التماس دعا

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها