عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

تحریف قرآن؛ حقیقت یا ادعایی پوچ!

تحریف قرآن؛ حقیقت یا ادعایی پوچ!
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:16 ق.ظ

 


از جمله مسائلی که مسلمانان به آن اعتقاد راسخ دارند مصونیت قرآن از تحریف و دگرگونی است؛ برخلاف دیگر کتب آسمانی از جمله تورات و انجیل، که به تحریف آن در منابع گوناگون اذعان شده است. اما آنچه در این مقاله مورد بحث و بررسی است توجه به این نکته است که قرآن کتابی مربوط به 1400 سال پیش است و شاید دور از عقل نباشد که برخی آیات آن دستخوش تغییر توسط کاتبان و نسخه نو یسان، بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار گرفته باشد.


قرآن کریم

برای بحث در این موضوع باید به مفهوم «تحریف» در گستره معنای قرآنی اشاره کرد. تحریف به 2 گونه قابل دسته بندی است :

1. تحریف لغوی به معنای تبدیل کلام خدا به کلمه‌ای از بشر با افزودن یا کاستن برمتن قرآن.

2. تحریف معنوی به معنای تفسیر نادرست آیه به وجه مورد پسند مفسر. این نوع تحریف که علما از آن با عنوان تحریف معنوی یادمی کنند درقرآن وجود دارد : (وَ قَدکانَ فَریقٌ مِنهُم یَسمَعونَ کَلامَ اللهِ ثُمََّ یُحَرِِّفوُنَهُ مِن بَعدِماعَقَلوُهُ) گروهی از آنان کلام خداوند را شنیده و به دلخواه خود تحریف می‌کنند با آنکه در کلام خدا تعقل کرده و معنی آن را دریافته‌اند. یعنی بعد از آنکه دانستند معنای حقیقی برخلاف مصالح ایشان است، آن را به نفع مقاصد خود تغییر داده و تحریف نمودند.

در اینجا سؤالی به ذهن میرسد و آن اینکه با توجه به آیه مذکور، آیا باید بپذیریم که در قرآن نیز همانند تورات و انجیل، تحریف وجود دارد؟

در پاسخ باید گفت: تحریف لغوی در قرآن (جا بجایی و تبدیل کلام خدا به کلمه‌ای از بشر با افزودن یا کاستن)، هرگز رخ نداده و نخواهد داد. اما به شهادت خود قرآن در آیه مذکور، تحریف معنوی (تفسیر نادرست آیه به وجه مورد پسند مفسر)، در قرآن وجود دارد.

درباره تحریف لغوی برخی اسلام شناسان غربی و افرادی که خواهان خدشه دار کردن چهره اسلام عزیز، هستند، ادعا کرده‌اند که تحریف لغوی نیز در قرآن رخ داده است. اما ادلّه فراوانی وجود دارد که خط بطلانی است بر ادعای سست تحریف لغوی قرآن. در این مقاله به برخی از این دلایل اشاره می‌کنیم :

 

1. جنبه اعجاز قرآن

قرآن دارای سبک و روش منحصر به فردی در نگارش است. اسلوب کلامی قرآن به گونه‌ای است که هیچ بشری قادر نیست همانند قرآن جمله یا سخنی بیافریند. چنانکه خداوند می‌فرماید : «و إن کُنتُم فی رَیبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلی عَبدِنا فَأتوا بِسورةٍ مِن مِثلِهِ» 2 اگر به آنچه بر پیامبر خود فرستادیم شک دارید، پس یک سوره همانند آن بیاورید. سپس در سوره إسرا تلاش بشر و حتی همه مخلوقات برای آوردن همانند قرآن را محال می‌داند : «قُل لَئِنِ اجتَمَعَتِ الإنسُ و الجِنُّ عَلی أن یَأتوا بِمِثلِ هذا القُرآنِ لایأتونَ بِمِثلِهِ وَ لَو کانَ بَعضهُم لِبَعضٍ ظَهیراً» 3 بگو (ای پیامبر)، اگر جن و انس متفق شوند تا همانند این قرآن کتابی بیاورند، هرگز نتوانند. هرچند همه پشتیبان یکدیگر باشند.

بنابراین؛ با توجه به عدم توانایی بشر در خلق کلامی همانند کلام خداوند، پس امکان تحریف لغوی (جابجایی، افزودن یا کاستن بر کلام خدا)، در قرآن وجود نخواهد داشت. 

خداوند در قرآن خود را حافظ و نگهبان این کتاب معرفی می‌کند و می‌فرماید : «إنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَِ وَ إنّا لَهُ لَحافِظونَ» 4 همانا ما قرآن را بر تو نازل کردیم و یقیناً آن را حفظ خواهیم کرد

 

2. آیه حفظ

قرآن، کلام خداوند تبارک و تعالی است تاهدایتی باشد برای بشر. بنابراین اگر این کتاب، کتاب هدایت است؛ حکمت خداوند اقتضاء می‌کند آنچه جهت هدایت بشر فرستاده، حفظ کند، چرا که اگر در قرآن تغییر و انحرافی از کلام خدا روی دهد منجر به انحراف بشر از صراط حق و هدایت می‌شود.

خداوند در قرآن خود را حافظ و نگهبان این کتاب معرفی می‌کند و می‌فرماید : «إنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَِ وَ إنّا لَهُ لَحافِظونَ» 4 همانا ما قرآن را بر تو نازل کردیم و یقیناً آن را حفظ خواهیم کرد.

مفسران پیرامون شأن نزول آیه حفظ می‌گویند: پیامبر (صلی الله علیه و آ له) از اینکه دنیاپرستان قرآن را پس از ایشان مورد کم توجهی قرار دهند و قرآن نیز به سرنوشت کتب آسمانی چون تورات و انجیل دچار شود، بیمناک بود. تا اینکه خداوند با نزول این آیه‌ی شریفه، پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به حفظ و حراست قرآن ازدستبرددشمنان، اطمینان بخشید.

بنابراین؛ این آیه کریمه، ماندگاری قرآن و سلامت آن را از مواجهه با هر رخدادی که بقایش را به خطر اندازد، تضمین کرده است و یقیناً وعده خداوند بر حفظ و حراست از قرآن، تخلف ناپذیر است : «إنَّ اللهَ لایُخلِفُ المیعادَ» 5

 

قرآن کریم
3. نفی باطل از قرآن

علماء اسلامی معتقدند هیچ سخن بیهوده و باطلی در قرآن راه نیافته است. آن‌ها این ادعای خود را به آیه‌ای از قرآن مستند می‌کنند : «إنَّه لَکِتابٌ عَزیزٌ لایَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمید ٍ» 6 این کتاب حقیقتاً صاحب عزت و جلال است هرگز از پیش و پس این کتاب، باطل آشکار نشود، زیرا آن فرستاده خداوند حکیم و ستوده است.

این آیه به صراحت بیان می‌کند که هیچ سخنی غیر از کلام نورانی خداوند در قرآن راه نیافته است. با این وجود چگونه می‌توان ادعای کسانی که قائل به تغییر و تحریف قرآن هستند؛ باور کرد؟ در این آیه خداوند خود را با دو وصف «حکیم» و «حمید» یاد کرده است. حکمت خداوند و ستایش او براین وصف، اقتضا می‌کند تا حفظ و حراست از قرآن را برای همیشه تضمین کند تا هیچ سخن لغو، بیهوده و باطلی در آن راه نیابد و از نورانیت و حقانیت کلام خدا کاسته نگردد.

 

4. توصیه معصومین به عرضه‌ی روایات بر قرآن

در روایات فراوانی از ائمه ی معصومین، تصریح شده است هنگام مواجهه با روایتی که در نقل آن از معصوم شک دارید، روایت را به قرآن عرضه کنید. اگر موافق قرآن بود آن را بپذیرید و اگر موافق و مطابق با قرآن نبود آن را قبول نکنید. پیامبر اکرم می‌فرماید: «إذا حَدَّثتُم عَنّی حَدیثاً فَأعرِضوا عَلی کِتابِ اللهِ إن وافَقَ فَأقبِلوهُ وَ إن خالَفَ فَرُدّوهُ» 7

بنابراین؛ اگر قرآن کتابی بود که در آن باطل راه یافته بود، هیچ یک از معصومان قرآن رابعنوان معیاری برای شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح ارائه نمی‌دادند. وجود روایات بسیاری با موضوع «عرضه روایات بر قرآن» ما را به این نکته می‌رساند که قرآن کلام خدا و کتاب راستین و محکمی است که هیچ گونه باطل، نقصان یا فزونی از سوی بشر در آن وجود ندارد تا از اعتبار آن بکاهد.

اما تحریف در معنای دوم که از آن به عنوان تحریف معنوی یاد کردیم همان تفسیر به رأی است یعنی تطبیق کلام خداوند با مصالح و منافع شخصی مفسر؛ این نوع تفسیر یا همان تحریف معنوی کلام خداوند، ازجمله مسایلی است که بزرگان دین، مفسران را به شدت از آن نهی می‌کنند

 

نتیجه گیری

با توجه به ادله‌ی ارائه شده، می‌توان با اطمینان کامل ادعا کرد که هیچ‌گونه تحریف لغوی در قرآن روی نداده است و سخن اسلام شناسان غربی مبنی بر وجود تحریف لغوی در قرآن گزافه‌ای بیش نیست.

اما تحریف در معنای دوم که از آن به عنوان تحریف معنوی یاد کردیم همان تفسیر به رأی است یعنی تطبیق کلام خداوند با مصالح و منافع شخصی مفسر؛ این نوع تفسیر یا همان تحریف معنوی کلام خداوند، ازجمله مسایلی است که بزرگان دین، مفسران را به شدت از آن نهی می‌کنند.

 

پی نوشت ها :

1 .سوره مبارکه بقره / آیه 75

2 .سوره مبارکه بقره/ آیه 23

3 .سوره مبارکه اسراء /آیه 88

4 .سوره مبارکه حجر/آیه 9

5 .سوره مبارکه رعد/آیه 31

6 .سوره مبارکه فصلّت /آیات 41-42   

7 . الکافی /ج 1 کتاب فضل العلم /باب 23/ص 69


دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

اشتباهات در قرآن عثمان طه
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:18 ق.ظ

 


بدیهی است قرآنی که به وسیله کاتبان وحی که جمع کثیری از اصحاب بودند نوشته می‌شد و شب و روز در نمازها و غیر نمازها تلاوت می‌گشت و حافظان بسیار زیادی داشت چیزی نبود که دست تحریف بتواند به سوی آن دراز شود.

به‌علاوه قرآن با صراحت می‌گوید: «ما قرآن را نازل کردیم و ما حافظ قرآن هستیم». (حجر، آیه 9)چیزی که خدا حافظ آن است هرگز دست تحریف گران به سوی آن دراز نخواهد شد .


قرآن
قرآن کتابی به دور از هرگونه تحریف

قرآن بزرگ‌ترین کتاب آسمانی است که از سوی خداوند متعال بر خاتم پیامبران حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه وآله) نازل گردیده است، آنچه که بین اکثریت قاطع عالمان دینی اعم از شیعه و سنّی مورد قبول می‌باشد، این است که: تمامی الفاظ قرآن، بدون کم و زیاد، وحی الهی می‌باشد و هیچ تحریف و تغییری در آن رخ نداده و باید به همین صورتی که سینه به سینه به ما رسیده است تلاوت شود.

بدیهی است قرآنی که به وسیله کاتبان وحی که جمع کثیری از اصحاب بودند نوشته می‌شد و شب و روز در نمازها و غیر نمازها تلاوت می‌گشت و حافظان بسیار زیادی داشت چیزی نبود که دست تحریف بتواند به سوی آن دراز شود.

به‌علاوه قرآن با صراحت می‌گوید: «ما قرآن را نازل کردیم و ما حافظ قرآن هستیم». (حجر، آیه 9)

چیزی که خداوند حافظ آن است هرگز دست تحریف گران به سوی آن دراز نخواهد شد.

امّا در رابطه با نحوه کتابت قرآن، آیا نحوه نگارش نیز همانند خود قرآن وحی مُنزل است و کاتبین وحی به دستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به همین صورت امروزی (مانند خط عثمان طه) نوشته‌اند؟ همان‌گونه که بعضی ساده‌اندیشان تصور کرده‌اند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) تنها آیات و سُوَر نازله را بر کاتبین وحی املاء می‌فرمودند و کاتبین بر اساس رسم‌الخطی که آن روز، عرب‌ها با آن آشنا بودند می‌نوشتند ، سپس با گذشت زمان رسم‌الخط‌ها تغییر یافت و به صورت قرآن‌هایی که امروز در دست ماست درآمد.

مشهورترین نسخه قرآنی که امروزه در میان مسلمانان رواج دارد و هر سال، میلیون‌ها نسخه از آن، در سراسر جهان چاپ و منتشر می‌گردد، نسخه قرآن معروف به خط «عثمان طه» می‌باشد. این نسخه از قرآن، امتیازات متعددی دارد: خط خوب، قطع مناسب، علامت‌گذاری دقیق، آیات از آغاز صفحه شروع و با پایان صفحه، پایان می‌یابد و هر جزء از سی جزء قرآن در بیست صفحه تمام می‌شود (جز در دو سه مورد)
با بررسی سیر تکاملی کتابت قرآن از صدر اسلام تا به امروز چنین به دست می‌آید که هرگز رسم‌الخط و ضبط کتابت قرآن کریم توقیفی و الزامی به شکل خاصی نبوده است و بهترین دلیل بر این مدّعا، اضافه شدن نقطه و علامات فراوان املایی است که قطعاً در عصر نزول وجود نداشته است و در کتابت آن روز عرب نوشته نمی‌شد ولی بعدها برای اینکه غیر عرب‌ها بتوانند قرآن را صحیح بخوانند در کتابت قرآن آورده شد و نمونه‌های آن، قرآن‌های با رسم‌الخط‌های مختلف عربی، ترکی و اردو می‌باشد که امروز در دسترس ماست.

این رسم‌الخط‌های مختلف متأسفانه برای بسیاری از خوانندگان قرآن حتّی بسیاری از عرب‌ها مشکل آفرین شده است و باید رسم‌الخط واحد شفاف و روشنی که برای همه سهل و آسان باشد، انتخاب شود.

مشهورترین نسخه قرآنی

مشهورترین نسخه قرآنی که امروزه در میان مسلمانان رواج دارد و هر سال، میلیون‌ها نسخه از آن، در سراسر جهان چاپ و منتشر می‌گردد، نسخه قرآن معروف به خط «عثمان طه» می‌باشد.

این نسخه از قرآن، امتیازات متعددی دارد: خط خوب، قطع مناسب، علامت‌گذاری دقیق، آیات از آغاز صفحه شروع و با پایان صفحه، پایان می‌یابد و هر جزء از سی جزء قرآن در بیست صفحه تمام می‌شود (جز در دو سه مورد).

به همین دلیل و به دلیل اینکه نشر و توزیع آن، توسط کشور عربستان به صورت رایگان و اهدایی همه ساله در مقیاس گسترده صورت می‌گیرد، مورد استقبال واقع شده است.

این امر، سبب یک نواختی نسبی نُسَخ قرآن، در کشورهای مختلف گردیده است و بیشتر حافظان در غالب کشورها از روی همین نسخه به حفظ قرآن می‌پردازند و اکثر فراگیران و قاریان نیز، از روی همان، قرآن را فرا می‌گیرند و می‌خوانند (هر چند نسخه‌های دیگری نیز در کشورهای مختلف اسلامی وجود دارد).

ولی از آنجا که هر کار خوبی، ممکن است بی‌نقص نباشد، این نسخه از قرآن نیز از نظر املاء و نگارش(رسم‌الخط) کاستی‌های فراوانی دارد که اصلاح آن، لازم و ضروری می‌رسد زیرا این اشتباهات گاه معنی را تغییر می‌دهد و گاه قرائت را بسیار مشکل می‌سازد.

رسم‌الخط قرآن توقیفی نیست ، و الزامی به رسم‌الخط معینی نداریم.

قرآن
زیرا

اوّلاً:آنچه که میان تمامی فرق اسلامی، اجماعی است «نزول قرآن به صورت الفاظ معین» می‌باشد و ملاک اساسی در قرائت قرآن، نقل سینه به سینه و شنیدن آن از زبان پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله) بوده است، و کتابت‌ها همیشه متفاوت بوده است.

ثانیاً:امروز رسم‌الخط واحدی در دست نداریم که به طور قطع و یقین بتوان آن را به صدر اسلام منتسب نمود. بهترین شاهد، وجود قرآن‌های منسوب به قرون اولیه در موزه‌ها و کتابخانه‌های مهم جهان و کشورهای اسلامی می‌باشد که از نظر املایی با رسم‌الخط موجود متفاوت است.

ثالثاً:کشور عربستان که ناشر قرآن به خط عثمان طه است برای مسلمانان هند و پاکستان، قرآن‌هایی را چاپ و توزیع نموده که با رسم‌الخط این قرآن، تفاوت بسیار دارد.

 

انواع کاستی‌ها

به هر حال در نسخه موجود به خط عثمان طه، کاستی‌های فراوان رسم‌الخطی وجود دارد که گاه موجب تغییر در معنا و گاه سبب نامفهوم شدن کلمه و گاه باعث صعوبت در فراگیری و قرائت صحیح می‌شود، از این رو ما این موارد را به شش گروه تقسیم کرده‌ایم:

1. رسم‌الخط‌هایی که سبب تغییر معنا می‌شود.

2. رسم‌الخط‌هایی که سبب می‌شود، کلمه فاقد معنا گردد.

3. رسم‌الخط‌هایی که سبب صعوبت فوق‌العاده فراگیری می‌شود.

4. رسم‌الخط‌هایی که سبب اضافه حروف نابجا می‌شود.

5. رسم‌الخط‌هایی که سبب حذف حروف لازم و اصلی کلمه شده است.

6. رسم‌الخط‌هایی که سبب نوشتن یک کلمه به دو صورت در دو آیه یا در چند آیه می‌شود، بدون هیچ‌گونه دلیل که تنها یک صورت آن صحیح می‌باشد.

البته همان‌گونه که گفته شد: این کاستی‌ها فقط مربوط به رسم‌الخط و نگارش است و گرنه قرائت الفاظ قرآن، بدون هیچ‌گونه تحریف و کم و زیادی از آغاز تاکنون باقی مانده است.

بدیهی است، صحیح نوشتن رسم‌الخط، نه تنها سبب تغییری در قرآن نمی‌شود، بلکه صحت تلاوت و تفسیر قرآن را تضمین می‌کند، همان‌گونه که می‌دانیم کتابت اولیه قرآن، فاقد نقطه‌گذاری و علامت اِعراب بود و نقطه‌گذاری حروف و ضبط اِعراب به وسیله علامت، نه تنها باعث تحریف نشد بلکه موجب مصونیت قرآن از تحریف در قرائت نیز گردید.3

قرآن با رسم‌الخط «عثمان طه» با تمام مزایایی که دارد، دارای کاستی‌های بسیاری است که اگر دانشمندان اسلام، از جمله علمای حجاز، دست به دست هم دهند و آن را اصلاح کنند مسلمین جهان در قرائت از روی این نسخه گرفتار مشکلات فراوانی نخواهند شد

پاسخ به یک سؤال مهم

از آنچه در بالا آمد روشن شد این که بعضی می‌گویند بهتر است برای اصالت قرآن دست به این رسم‌الخط نزنیم و اشتباهات آن را تحمل کنیم، هر چند می‌دانیم با اصلاح رسم‌الخط هیچ تغییری در تلفظ قرآن رخ نخواهد داد، سخن نادرستی است.

زیرا اگر ما تنها یک رسم‌الخط قرآنی در طول تاریخ داشتیم، ممکن بود این عذر تا حدی پذیرفته شود در حالی که ـ همان‌گونه که در بالا آمد ـ از آن زمان که قرآن به خط کوفی نوشته می‌شد و سپس به خط عربی موجود درآمد، ده‌ها نوع رسم‌الخط رواج داشته است (البته با حفظ تلفظ واحد) که در موزه‌های کشورهای اسلامی نمونه‌های فراوانی از آن دیده می‌شود، امروز نیز چنین است و حتی در عربستان صعودی نیز قرآن با رسم‌الخط‌های متفاوت نوشته شده است و هیچ دلیلی بر مطابقت رسم‌الخط عثمان‌طه با رسم‌الخط خلفای نخستین نیست بلکه دلائل متعدد بر ضد آن داریم.

 

نتیجه گیری و پایان

قرآن با رسم‌الخط «عثمان طه» با تمام مزایایی که دارد، دارای کاستی‌های بسیاری است که اگر دانشمندان اسلام، از جمله علمای حجاز، دست به دست هم دهند و آن را اصلاح کنند مسلمین جهان در قرائت از روی این نسخه گرفتار مشکلات فراوانی نخواهند شد. 

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

بلعم باعورا که بود ؟
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:20 ق.ظ

 


«بلعم باعوراها» و «بو راهب ها» و «امیة بن ابی الصلت ها» و همه دانشمندانی که علم و دانش خود را در اختیار فراعنه و جباران عصر خود قرار می دهند و در اثر هوا پرستی و تمایل به زرق و برق جهان ماده یا به خاطر انگیزه حسد، همه سرمایه‌های فکری خود را در اختیار طاغوت‌ها می گذارند و آن‌ها نیز برای تحمیق مردم عوام، از وجود این‌گونه افراد حداکثر استفاده را می‌کنند، در حقیقت در حق خویش ظلم می‌کنند و عاقبت شومی در انتظار آن‌هاست و رهایی از این لغزش تنها در سایه هدایت الهی امکان پذیر است.


 دانشمند

اگر «بلعم» واژه‌ای عربی باشد به معنی مردی است که زیاد می‌خورد و غذا را می‌بلعد. [1] اما گویند بلعم همان «بلعم» در تورات و نامی عبری می‌باشد به معنای «خداوند مردم» [2].

«بلعم باعورا» از علماء بنی اسرائیل، معاصر حضرت موسی (علیه السلام) بود که در یکی از قریه‌های به لقاء شام زندگی می‌کرد.[3] برخی او را از نوادگان لوط یا داماد وی ذکر کرده‌اند. [4].

بلعم پیشگویی می‌کرد و از حوادث آینده خبر می‌داد. گویا پیرو آئین ابراهیم بوده و مردم از اطراف به نزد او می‌آمدند تا درباره‌ی آنان پیشگویی کند و برای برکت یافتن دارایی و زندگی آن‌ها دعا کند. [5].

 

یاد کرد قرآن از بلعم بن باعورا

نام بلعم صریحاً در قرآن نیامده است لکن بسیاری از مفسران مضمون آیات 175 و 176 سوره اعراف را درباره او دانسته‌اند:[6].

«وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوین‏»[7].

«و بر آن‌ها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد.».

قرآن در اینجا داستان دیگری از بنی اسرائیل را شرح می دهد و آن داستان «بلعم بن باعورا» است، خدای تعالی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را دستور می دهد که داستان مزبور را برای مردم بخواند تا بدانند صرف در دست داشتن اسباب ظاهری و وسایل معمولی برای رستگار شدن انسان و مسلم شدن سعادتش کافی نیست، بلکه مشیت خدا هم باید کمک کند، و خداوند، سعادت و رستگاری را برای کسی که به زمین چسبیده (سر در آخور تمتعات مادی فرو کرده) و یکسره پیرو هوا و هوس گشته و حاضر نیست به چیز دیگری توجه کند، نخواسته است، زیرا چنین کسی راه به دوزخ میبرد. علامت این‌گونه اشخاص این است که دل‌ها و چشم‌ها و گوش‌هایشان را در آنجا که به نفع ایشان است بکار نمی‌گیرند، و علامتی که جامع همه علامت‌ها است این است که مردمی غافلند. [8].

بلعم بر اثر تمایل به فرعون و وعده و وعیدهای او از راه حق منحرف شد و همه‌ی مقامات خود را از دست داد، تا آنجا که در صف مخالفان موسی (علیه السلام) قرار گرفت. [14]. برای انحراف بلعم دلایل دیگری نیز مطرح شده از جمله، نفرین او بر بنی اسرائیل و به فساد و ارتداد کشاندن آن‌ها به وسیله‌ی زنان، دنیا طلبی و حسادت او نسبت به موسی (علیه السلام).[15].

امام باقر (علیه السلام) فرمود:«اصل آیه، درباره بلعم است. سپس خداوند آن را مَثَل قرار داده برای مردمی که اهل قبله هستند و هوای خود را بر هدایت الهی مقدم می شمارند.»[9].

بلعم نخست در صف مؤمنان بود و حامل آیات و علوم الهی گشته بود، حتی موسی (علیه السلام) از وجود او به عنوان یک مبلغ نیرومند استفاده می‌کرد و کارش در این راه آنقدر بالا گرفت که مستجاب الدعوة شد. [10]. 

اینکه منظور از آیاتی که به او داده شده چیست، مورد اختلاف است، برخی آن را اسم اعظم، برخی استجابت دعا یا برخورداری از معارف تورات، علم و حجج دانسته‌اند. این آیات، کرامت‌های خاصی است که راه شناخت خداوند را واضح به وی نشان می‌داده که به موجب آن هیچ شک و تردیدی نسبت به حق برایش باقی نمی‌مانده است. [11].

 

انحراف عابد بنی اسرائیل

قرآن سرانجام این عابد مستجاب الدعوة را چنین بازگو می‌کند:«وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون» [12] ؛ و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش‌ها) بالا می‌بردیم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد. مَثَل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی شود) این مَثَل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند این داستان‌ها را (برای آن‌ها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).».

تشبیه به سگی که در هر حال زبانش بیرون است برای کسی است که چه او را موعظه کنی یا موعظه نکنی، سودی به حالش نمی‌کند و همیشه به گمراهی می‌رود. همچنین او را از این جهت به سگ تشبیه کرده است که پستی و بی‌ارزشی او را برساند. [13].

بلعم بر اثر تمایل به فرعون و وعده و وعیدهای او از راه حق منحرف شد و همه‌ی مقامات خود را از دست داد، تا آنجا که در صف مخالفان موسی (علیه السلام) قرار گرفت. [14].

فرعون

برای انحراف بلعم دلایل دیگری نیز مطرح شده از جمله، نفرین او بر بنی اسرائیل و به فساد و ارتداد کشاندن آن‌ها به وسیله‌ی زنان، دنیا طلبی و حسادت او نسبت به موسی (علیه السلام).[15].

 

از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده است:« ... روزی که فرعون برای دستگیر کردن موسی و یارانش در طلب ایشان می گشت، عبورش به بلعم افتاد، گفت: از خدا بخواه موسی و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوی موسی برود، الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: و ای بر تو برای چه مرا می‌زنی؟ آیا می‌خواهی با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمی با ایمان، نفرین کنی؟ بلعم این را که شنید آن قدر آن حیوان را زد تا کشت و همان جا اسم اعظم از زبانش برداشته شد...» [16].

در برخی احادیث از الاغ بلعم در کنار چند حیوان دیگر یاد شده، که استثنائاً وارد بهشت می‌شوند. [17].

قرآن نتیجه کلی از سرگذشت بلعم و علمای دنیا پرست را این‌گونه بیان می‌کند: «سَاءَ مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بَِایَتِنَا وَ أَنفُسَهُمْ کاَنُواْ یَظْلِمُونَ» [18] ؛ چه بد مَثَلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند و آن‌ها تنها به خودشان ستم می نمودند.».

«بلعم باعوراها» و «بو راهب ها» و «امیة بن ابی الصلت ها» و همه دانشمندانی که علم و دانش خود را در اختیار فراعنه و جباران عصر خود قرار می دهند و در اثر هوا پرستی و تمایل به زرق و برق جهان ماده یا به خاطر انگیزه حسد، همه سرمایه‌های فکری خود را در اختیار طاغوت‌ها می گذارند و آن‌ها نیز برای تحمیق مردم عوام، از وجود این‌گونه افراد حداکثر استفاده را می‌کنند، در حقیقت در حق خویش ظلم می‌کنند و عاقبت شومی در انتظار آن‌هاست و رهایی از این لغزش تنها در سایه هدایت الهی امکان پذیر است:[19].

«مَن یهَْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِی وَ مَن یُضْلِلْ فَأُوْلَئکَ هُمُ الخَْاسِرُونَ» [20] ؛ آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست و کسانی را که (به خاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آن‌ها هستند!».

 

پی نوشت ها :

1-  ابن منظور، لسان العرب، بیروت، ج 1، ص 486

2- مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، ص 180

3- شبستری، عبدالحسین؛ اعلام قرآن، ص 20

4-  مرکز فرهنگ و معارف، اعلام قرآن از دایرة‌المعارف قرآن، ج 2، ص 163

5- همان، ص 160

6- خرمشاهی، بهاءالدین؛ دانش نامه‌ی قرآن و قرآن پژوهی، ج 1، ص 388

7- اعراف / 175 (ترجمه آیات از آیت الله مکارم شیرازی می‌باشد).

8- طباطبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی،  ج 8، ص 433

9- طبرسی، فضل بن حسن؛ تفسیر مجمع‌البیان، ترجمه گروهی از مترجمان، ج 10، ص 115

10- مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، ج 7، ص 12-14

11- اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف، پیشین ص 164

12- اعراف /176

13-  تفسیر مجمع‌البیان، پیشین، ص 116

14-  تفسیر نمونه، پیشین، ج 7، ص 15

15-  اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف، پیشین، ص 165

16- تفسیر المیزان، پیشین، ص 440

17- عروسی حویزی، علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج 2، ص 102

[18- اعراف/ 177

19- تفسیر نمونه، پیشین، ص 17

20-  اعراف/178

 

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

مهمترین موانع انجام عمل صالح
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:21 ق.ظ

 


گاه دیده می شود که علی رغم اینکه تلاش به ظاهر زیادی در امر انجام عمل صالح می شود ، امانه تنها به این امر نزدیک نشده ایم بلکه روز به روز از این موهبت دور می شویم .


نماز دعا

در این مقاله به مهم‌ترین موانع انجام عمل صالح می‌پردازیم که از تقابل موارد ذیل با عمل صالح مانعیت هر یک فهمیده می‌شود:

1. پیروی هوای نفس

«فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا ، إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا یُظْلَمُونَ شَیْئًا »؛ (مریم، 95 و 60) یعنی: آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوس‌ها پیروی کردند و به زودی نتیجه‌ی گمراهی خود را خواهند یافت مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند که آنان به بهشت وارد شوند و ستمی برایشان نخواهد شد.

2. استکبار

«فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیَزیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِینَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلُیمًا وَلاَ یَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِیًّا وَلاَ نَصِیرًا »؛ (نساء، 173) یعنی:اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند پاداششان را کامل خواهد داد و از فضل خود به ایشان افزون‌تر خواهد بخشید و اما کسانی که از پذیرش حق امتناع ورزیده و استکبار کرده‌اند، ایشان را به عذابی دردناک دچار می‌سازد و در برابر خدا برای خود یار و یاوری نخواهند یافت.

و نیز فرمود: « فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ ،وَأَمَّا الَّذِینَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِینَ »؛ (جاثیه، 30 و 31) یعنی:و اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت خویش داخل گرداند. این همان رستگاری آشکار است و اما کسانی که کافر شدند به ایشان گفته می‌شود:مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ اما شما استکبار کرده (از پذیرش آیات حق سر باززدید) و مردمی بدکار بودید.

کسانی که خواهان زندگی دنیا بودند،گفتند:کاش مانند آنچه به قارون داده شده به ما نیز داده می‌شد. به راستی که وی بهره‌ی بزرگی از مال و مکنت دارد و کسانی که علم به ایشان داده شده بود گفتند: وای بر شما برای کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند پاداش الهی بهتر است. آیات 46 از سوره کهف و 11 سوره هود نیز مؤید همین مطلب است

3. شرک عبادی

«قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا »؛ (کهف، 110) یعنی: هرکس به ملاقات پروردگارش امید دارد پس باید عمل شایسته انجام دهد و در عبادت احدی را شریک پروردگارش نگیرد.

4.حب دنیا

«وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِی تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ »؛ (سبا، 37) یعنی:دارایی‌ها و فرزندان شما چیزهایی که موجب تقرب شما به ما گردد نیست مگر کسانی که ایمان آورند و عمل صالح به جا آورند. ایشانند که در برابر آنچه کرده‌اند پاداش مضاعف خواهند داشت و در غرفه‌های بهشتی ایمن خواهند بود.

«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاةَ الدُّنیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ ،وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ »؛ (قصص، 79و80) یعنی: کسانی که خواهان زندگی دنیا بودند،گفتند:کاش مانند آنچه به قارون داده شده به ما نیز داده می‌شد. به راستی که وی بهره‌ی بزرگی از مال و مکنت دارد و کسانی که علم به ایشان داده شده بود گفتند: وای بر شما برای کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند پاداش الهی بهتر است. آیات 46 از سوره کهف و 11 سوره هود نیز مؤید همین مطلب است.

به امید آنکه با دور شدن از این موارد ، به انجام عمل صالح موفق شده و راه های رشد وشکوفایی را برای خود ایجاد نماییم .

 

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها