عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

اشبه الناس به رسول خدا(ص) کیست؟

اشبه الناس به رسول خدا(ص) کیست؟
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:23 ق.ظ

 


از ابتدای جوانی آثار عظمت و جلالت و انوار فضایل از سیمای مبارکش می‌درخشید. بخشش نبوی از وجودش فراوان می‌ریخت در مجد و شرافت و بزرگواری رسول کریم صلی الله علیه و آله و سلم را به یاد می‌آورد به تمام خصال خیر پیچیده شده بود فضائلش از ستارگان افزون، و محامدش برتر از کوه‌های بلند، زبان از وصفش ناتوان و دشمن چاره‌ای جز خضوع در برابر فضایل فراوان و بی مانندش ندارد.


علی اکبر

علی اکبر علیه‌السلام اشبه الناس به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

مورخان در میان خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از کسی که در تمام صفات شبیه او باشد به جز علی اکبر علیه‌السلام نام نبرده اند.

سرودی از جابر انصاری نقل نموده: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در راه رفتن شبیه پدر بزرگوارش بود یک‌بار به راست و یک‌بار به چپ می‌گرایید.

در روایت صدوق آمده: امام حسن مجتبی علیه‌السلام در هیبت و سیادت شبیه به جد خود بود و امام حسین علیه‌السلام در بخشش و شجاعت.

این نمونه‌ها نشان می‌دهد کسی از خاندان رسالت از هر جهت شبیه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نبوده است.

سخن امام حسین علیه‌السلام درباره فرزندش علی اکبر علیه‌السلام به هنگام عزیمت به میدان نبرد: «اللهم اشهد انّه برز الیهم اشبه الناس خلقا و خُلقا و منطقا برسولک و کنا اذا اشتقنا الی نبیک نظرنا الیه؛ خدایا گواه باش شبیه‌ترین مردم به رسولت در خلقت و اخلاق و سخن گفتن به سوی اینان رفت و هرگاه ما مشتاق پیامبرت می‌شدیم به او نگاه می‌کردیم.».

گویای این حقیقت است که علی اکبر علیه‌السلام آینه‌ی جمال نبوی و نمونه کمالات آن جناب و در سخن گفتن نمونه کامل حضرتش بود. تا آنجا که پدر عزیزش امام حسین علیه‌السلام هرگاه شوق دیدار آن چهره‌ی حیات بخش را پیدا می‌کرد به این نور دیده نظر می‌انداخت.

در زیارت مخصوصه آن بزرگوار در اول رجب از قول امام معصوم علیه‌السلام آمده: «کما منّ علیک من قبل و جعلک من اهل بیت الذین اذهب الله عنهم ارجس و طهرهم تطهیرا؛ همان‌گونه که از پیش بر تو منت نهاد و ترا از خاندانی قرار داد که رجس و پلیدی را از انان برده و پاک و مطهرشان ساخته است.»

البته روشن است که او دارنده‌ی اخلاق پسندیده بود تمام خصوصیت‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم را دارا بود؛ مثل ورع، اخلاص، شجاعت، کرم، بردباری، خوشرویی، نرمش و انعطاف، خشونت و قاطعیت در راه خدا، و دوری از پستی‌ها و رذائل خواه از نظر شرع یا فطرت انسان و ... در یک کلمه آنچه نزد خدای تعالی عظیم است. [انک لعلی خلق عظیم].

حضرت محمد(ص)

با توجه به احادیث رسیده هر چند بعضی از از خاندان رسالت با مقام عظمای رسالت شباهت داشتند اما علی اکبر علیه‌السلام مَثَل اعلای آن ذات کامل قدوسی معصوم از هر عیب و خطا و آراسته با جمال قدس الهی بود. او هر چند به امام معصوم نیازمند است اما بعید نیست که همچون ائمه طاهرین علیهما السلام دارای مقام عصمت باشد و این از فضل خدای تعالی دور نیست که انسانی بیافریند کامل، منزه از هر عیب و خطا.

در زیارت مخصوصه آن بزرگوار در اول رجب از قول امام معصوم علیه‌السلام آمده: «کما منّ علیک من قبل و جعلک من اهل بیت الذین اذهب الله عنهم ارجس و طهرهم تطهیرا؛ همان‌گونه که از پیش بر تو منت نهاد و ترا از خاندانی قرار داد که رجس و پلیدی را از انان برده و پاک و مطهرشان ساخته است.».

معنی «اذهب الله عنهم الرجس» همان مقام عصمت است که در علی اکبر علیه‌السلام تحقق یافته است هر چند وجوب عصمت در آن جناب همچون مقام عصمت امام که حجت بر مخلوقات است نیست.

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

چه کسی عالم ربانی است؟
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:25 ق.ظ

 

ائمه‌(ع) برای ما روشن کرده اند که چه چیزی بازی و چه چیزی جدی است بنابراین مردان الهی از بازیگری بیزارند؛ نه کسی را بازی می دهند و نه کسی می تواند آن ها را بازی دهد.
عابد و زاهد و صوفی همه طفلان ره اند              مرد اگر هست بجز عالم ربانی نیست

همه ما بارها و بارها در اوصاف بسیاری از علمای بزرگ دینمان، عبارت (عالم ربانی‌) را شنیده ایم. طبعا در این میان، این لقب به افراد دیگری هم نسبت داده شده که آنها صلاحیت این عنوان را نداشته اند.

 همانطور که در شغل‌های و حرفه‌ها، کسانی معرفی می‌شوند که در حقیقت فاقد صلاحیت عنوان کاری خودشان هستند.

 

با توجه به این مساله، یک نکته، مهم و ضروری و قابل توجه است. و آن هم اینکه مرز بین عالم ربانی و عالم غیر ربانی چیست؟ به بیان دیگر: چه ملاک و معیاری برای شناخت الهی بودن یک عالم وجود دارد.

 

پاسخ به این سوال مهم و حیاتی می‌تواند بسیاری از مشکلات ما در تشخیص یک عالم برجسته و فاضل را پاسخ دهد. در این باره به نکات مهمی که آیت الله جوادی آملی در این باره ایراد فرموده‌اند، اشاره می‌کنیم.

مردان الهی نه به سوی لهو می روند و نه لغو ، قدرت آن را دارد که سراغ آنان بیاید.

ــ تشخیص حق و باطل در بسیاری از امور گرچه دشوار است اما ناممکن نیست، چرا که تشخیص صحیح آن ها معیار علمی دارد و ممکن است کسی با سعی و کوشش بتواند به تشخیص صحیح حق و باطل برسد.

ــ ائمه‌(ع) برای ما روشن کرده اند که چه چیزی بازی و چه چیزی جدی است بنابراین مردان الهی از بازیگری بیزارند؛ نه کسی را بازی می دهند و نه کسی می تواند آن ها را بازی دهد.

ــ مقام و سمت هایی که به هر انسانی داده می شود، بازی است یا خودمان آن را به بازی می گیریم یا چیز دیگری است که ما نمی دانیم؟

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند:

«کسی که به جایی می رسد و صاحب پست و مقام می‌شود و خیلی خوشحال می شود اما زمانی که از آن جدا شد، برای او تلخ خواهد بود، آن شخص بازی خورده است».

 البته تشخیص این گونه مسائل آسان نیست و نیاز به مدد الهی دارد.

ــ اگر کسی قرآنی فکر کرد به حقیقت خواهد رسید، چرا که قرآن ترازوی حقیقت است و نشان می دهد کار شما بازی یا جِدی بوده است.

ــ ما تا زمانی که زنده ایم، باید درس بخوانیم و بر علم خود بیافزاییم. کسانی که بعد از فارغ التحصیلی در سمت هایی چون استاد دانشگاه و استاد حوزه فعالیت می کنند باید بدانند که همه این ها وسیله ای برای آنان است.

ــ سخنرانی کردن، امام جمعه، جماعت، استاد حوزه یا استاد دانشگاه شدن آسان است، اما مردم را از جهنم ترساندن سخت است، چرا که افراد از هر کسی حرف شنوی ندارند و بیان همین مسئله از سخت ترین وظایف است.

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

چرا وضع کفار خوب است؟!
پنج شنبه 23 تیر 1390  09:28 ق.ظ

 


اگر کفّار با توجه به اینکه این همه گناه و فجور میکنند، چرا باز هم وضعشان خوب است؟ جوابش این است که خداوند آنها را مبتلا به استدراج کرده و توفیق شکرگزاری را از آنها گرفته است. این به ضرر آنها است.
پوند انگلستان

روی عن الحسین بن علی(علیهماالسلام) قال:

الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ یُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْر.[1]

این روایت از امام حسین(صلوات الله علیه) نقل شده است که حضرت فرمودند: استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بندهاش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده میفرستد و سرازیر میکند و از آن طرف، «شُکر» را از او میگیرد.

 

معنای «استدراج»

در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلائل گرفتاری های انسان را دربر دارد. امام حسین در این روایت، استدراج را معنا میکنند که گاهی خدا به بنده اش نعمت میدهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگزاری را از بنده سلب کرده است.

 

چرا «استدراج»؟!

اینجا سؤال پیش می آید که چرا خدا چنین میکند و حال شکر را از بنده اش میگیرد؟ او که نعمت را به بنده میدهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟[2] چرا خدا توفیق شکر را از بنده‌اش میگیرد تا او نتواند شکر نعمت را به جا آورد؟ اصلاً چه طور میشود که خدا با بنده اش چنین میکند؟

منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمتهایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشمهایتان را باز کنید و نعمتهایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متّصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلّق به او است را در بر میگیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمتهای خداوند است»

ناشکریِ انواع نعمت ها

حالا من خواهم گفت، چطور میشود که استدراج پیش می آید. البته بنده اینجا نمی توانم زیاد روایت بخوانم و به نقل یک روایت بسنده میکنم. در روایتی از امام صادق(صلوات ‌الله علیه) آمده است که[3] گاهی خدا به بنده اش نعمتی را میدهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج میکند و با آن گناه میکند.

منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمتهایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشمهایتان را باز کنید و نعمتهایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متّصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلّق به او است را در بر میگیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمتهای خداوند است». اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت میدهد تا استغفار کرده و از این گناهها توبه نماید!

 

استدارج راهی به سوی «کفر»

بورس- پول

این چیزهایی که من میگویم، متن روایت امام صادق است. چون خیلی فرصت ندارم، همه روایت را نمیخوانم. آیه قرآن هم این مطالب را دارد و می فرماید: « إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً»[4] خدا مهلت میدهد تا ببیند آیا تو استغفار میکنی یا نه! اگر استغفار کردی مسأله ای پیش نمی آید، امّا اگر استغفار نکردی، خدا نعمتش را تجدید میکند؛ یعنی نعمت را دوباره به تو میدهد. اینجا دیگر تو توفیق شکرگزاری نداری و در حقیقت، خدا این توفقی را از تو سلب کرده است. این بیحساب نیست که خدا به بندهای از بندگانش نعمت میدهد و در عین حال، توفیق شکرگزاری را از او سلب میکند.

وقتی بنده گناه کرد و به جای عقاب، نعمتهایش زیاد شد، کم کم با خودش فکر میکند که چرا این همه گناه میکند ولی هیچ اتّفاقی نمی افتد؟! نکند خبری نیست؟! اصلاً شاید حلال و حرامی، نعوذبالله در کار نیست! از اینجا است که انسان به وادی کفر کشیده میشود.

 

چرا وضع کفّار خوب است؟!

خود شما هم دارید می بینید که کفّار وضع مادّیشان خوب است؛ این به خاطر همین مسأله استدراج است. اگر کسی بگوید: کفّار با توجه به اینکه این همه گناه و فجور میکنند، چرا باز هم وضعشان خوب است؟ جوابش این است که خداوند آنها را مبتلا به استدراج کرده و توفیق شکرگزاری را از آنها گرفته است. این به ضرر آنها است.

اگر نعمت را در مسیر غضب الهی خرج کردیم و وقتی هم که خدا برای بیدار شدنمان ما را به گرفتاریها مبتلا کرد، باز هم چشم هایمان باز نشد و توبه و استغفار نکردیم، اینجا است که دچار استدراج شده و نعوذبالله به وادی کفر کشیده می شویم! من صریح میگویم تا جای هیچ بحثی باقی نماند

ریشه گرفتاری های مسلمین

مسلمان ها هم از این جهت مانند کفّار هستند که اگر نعمت به آنها برسد و آن را در راه غضب الهی مصرف کنند، خدا برای توبه به آنها مهلت میدهد، اگر توبه کردند که هیچ، وگرنه توفیق شکرگزاری از آنها سلب شده و دچار استدراج میشوند. گرفتاریهای ما هم از همین جا نشأت میگیرد که ما نعمت ها را، نعوذبالله در راه گناه صرف می کنیم و بعد مبتلا به انواع گرفتاریها میشویم تا بیدار شویم و استغفار کنیم. این گرفتاری ها نیز، پس‌گردنی هایی است که خدا برای باز شدن چشم بنده اش میزند که بنده بگوید: خدایا غلط کردم که نعمتت را در بیراهه خرج کردم!

حال اگر نعمت را در مسیر غضب الهی خرج کردیم و وقتی هم که خدا برای بیدار شدنمان ما را به گرفتاریها مبتلا کرد، باز هم چشم هایمان باز نشد و توبه و استغفار نکردیم، اینجا است که دچار استدراج شده و نعوذبالله به وادی کفر کشیده می شویم! من صریح میگویم تا جای هیچ بحثی باقی نماند.

 

آقا مجتبی تهرانی

جایگاه و ویژگی ماه شعبان

«استغفار کردن» کمک به «رحمه‌ للعالمین» است!

امّا این مباحث را گفتم که یک تذکّر بدهم. ماه، ماه شعبان است. ماه، ماه استغفار است. ماه، ماه پیغمبر اکرم است. ما در روایات داریم که حضرت فرمود: «أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِی فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِی عَلَی شَهْرِی»[5] ماه، ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند! این یعنی چه؟

پیغمبر چون رحمه‌للعالمین است، کارش این است که برای همه ما رحمت باشد و همه ما را مورد رحمت قرار دهد؛ ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او میخواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما میخواهد که ما با استغفار و توبه، به او کمک کنیم تا او ما را شستشو دهد.

 

ماهِ شستشوی نبوی

پس این ماه، ماه شستشو است؛ ماه شستشوی نبوی است. ماهی است که پیغمبر امّتش را از گناهان شستشو میدهد و پیش خدا شفاعتشان را میکند. بیایید هرچه که، نعوذ بالله، کفران نعمت کردیم و بعد از آن هم استغفار نکردیم، الآن چشمانمان را باز کنیم و استغفار کنیم.

پیغمبر چون رحمه‌للعالمین است، کارش این است که برای همه ما رحمت باشد و همه ما را مورد رحمت قرار دهد؛ ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او میخواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما میخواهد که ما با استغفار و توبه، به او کمک کنیم تا او ما را شستشو دهد

تناسب «آداب ماه شعبان» با «خصوصیّات صاحب ماه»

لذا شما ببینید، در اعمالی که به عنوان آداب این ماه وارد شده است، اوّل روزه آمده است، دوم یک استغفار ذکر شده است و سوم هم باز استغفار وارد شده است. به مفاتیح الجنان مراجعه کنید! برای این ماه دو استغفار ذکر شده است؛ یکی اینکه انسان هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» از خدا استغفار میکنم و از او طلب توبه دارم؛ و دیگری اینکه هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» از خدایی که جز او خدایی نیست، مهربان و بخشنده است، زنده و پاینده است، طلب مغفرت میکنم و توبه مینمایم.[6] اینها به خاطر آن است که این ماه، ماه تطهیر نبوی برای امّت خویش است و پیغمبر میخواهد امّتش را تطهیر کند. این کار با استغفار امّت، بر پیغمبر آسان میشود.

 

پی نوشت ها :

 [1]. بحارالأنوار، ج 75، ص 117

[2]. البته اینجا جای این بحث های طلبگی نیست که چرا در روایت میفرماید: «یسبغ علیه النعم و یسلبه الشکر»

[3]. بحارالأنوار، ج 5، ص 217؛ (الْعَبْدُ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُمْلِی لَهُ وَ یُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهُ النِّعَمُ فَیُلْهِیهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُ )

[4]. سوره مبارکه آل عمران، آیه 178

[5]. بحارالأنوار، ج 94، ص 79

[6]. وسائل‌الشیعة، ج 10، ص 509؛ (ابوالْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا علیهماالسلام یَقُولُ: مَنْ قَالَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ سَبْعِینَ مَرَّةً «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ جَوَازاً عَلَی الصِّرَاطِ وَ أَحَلَّهُ دَارَ الْقَرَارِ )

وسائل‌الشیعة، ج 10، ص 510؛  (قال ابوعَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ قَالَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ سَبْعِینَ مَرَّةً «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» کُتِبَ فِی الْأُفُقِ الْمُبِینِ قُلْتُ وَ مَا الْأُفُقُ الْمُبِینُ قَالَ قَاعٌ بَیْنَ یَدَیِ الْعَرْشِ فِیهِ أَنْهَارٌ تَطَّرِدُ فِیهِ مِنَ الْقِدْحَانِ عَدَدَ النُّجُومِ )

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها