عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

قطعی گویی در مستند ظهور !

قطعی گویی در مستند ظهور !
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:36 ق.ظ

ظهور نزدیک است-ظهور بسیار نزدیک است

خروج از دایره احتمالات

گفتیم که «پیدا کردن مصداق های نشانه های ظهور در دوران کنونی» آن هم به سبک افراطی که در این مجموعه پی گرفته شده است، هدفی است انحرافی که خواسته یا ناخواسته انسان را به دام توقیت می کشاند.

با این حال باید در نظر داشت که مصداق یابی نشانه های ظهور، اگر همراه با احتمال باشد و منجر به حکم و قطع نگردد، اگرچه باز هم سخن در موردش فراوان خواهد بود، اما در دام توقیت قرار نخواهد گرفت.

به بیان دقیق تر در صورتی که مصداق یابی از مسیر عاقلانه خود پیش رود و توسط خبرگان علوم دینی صورت پذیرد و در پی کاری کارشناسانه شکل بگیرد و در نهایت، نتیجه ای احتمالی را در اختیار مخاطبین قرار دهد، از دایره توقیت خارج خواهد بود. اما اگر چنین کاری به سوی تطبیق های بدون دلیل و مصداق تراشی های خود خواسته پیش رود و از سوی دیگر از «احتمال» به سوی «اطمینان و قطعیت» پیش رود، مسلما در دام توقیت خواهد افتاد.

بنابراین مصداق یابی نشانه های ظهور (بر فرض آنکه ایرادی بر آن وارد نباشد و ما را از هدف اصلی انتظار دور نکند) باید همراه با شرایطی ویژه صورت پذیرد که یکی از آن شرایء «بیانی احتمالی و به دور از هرگونه رنگ و بوی اطمینان و قطعیت» است.

این نکته هم شایان ذکر است که این بیان احتمالی، هم باید در تک تک مصداق یابی ها وجود داشته باشد و هم باید در نتیجه ارائه شده، قابل رویت باشد. بنابراین اگر همه مصداق یابی ها با احتمال و امکان پیش رود اما نتیجه برآمده از این بیان های احتمالی، رنگ و بویی اطمینان آور داشته باشد، به هیچ عنوان قابل پذیرش نخواهد بود و افتادن در پرتگاه توقیت به حساب خواهد آمد.

بازنگری این فیلم به ما نشان خواهد داد که نه در مصداق یابی ها و نه در نتیجه ارائه شده و نه در نتیجه برآمده از این مستند، رنگ و بویی از احتمال دیده نمی شود و یا به ندرت قابل رویت است

ممکن است گفته شود: «مگر می شود از کنار هم نهادن مصداق های احتمالی، نتیجه ای قطعی و اطمینان آور به بار آید؟ آیا از جمع هزاران صفر که در کنار هم قرار گرفته اند، عددی غیر از صفر پدید خواهد آمد؟»

پاسخ این است که احتمال به منزله عدد صفر نیست. بلکه هر احتمالی هر چند هم اندک باشد، مقداری از اندیشه را تصاحب می کند و قدری از باور انسان را به خود اختصاص می دهد. بنابراین ممکن است از جمع همین مقادیر اندک، باوری بزرگ پدید آید و به اصطلاح، «قطره قطره جمع گردد و وانگهی دریا شود!»

درست مثل تکه های یک پاذل که هیچ گاه تصویری دقیق را به ما نشان نمی دهند؛ اما در نهایت که به صورت منظم و مدوّن در کنار یکدیگر قرار می گیرند، تصویری واضح و دقیق ارائه می دهند. چنین تطبیق هایی هم حتی اگر همراه با احتمال بیان شوند، ممکن است نتیجه ای قطعی به مخاطبان ارائه کنند که این خود خطری دیگر است. بنابراین بیان احتمال گونه، هم باید در تک تک مصداق ها رعایت شود و هم باید در برآیند و نتیجه سخن جلوه داشته باشد.

اما بازنگری این فیلم به ما نشان خواهد داد که نه در مصداق یابی ها و نه در نتیجه ارائه شده و نه در نتیجه برآمده از این مستند، رنگ و بویی از احتمال دیده نمی شود و یا به ندرت قابل رویت است.

بنابراین حتی اگر بپذیریم که سازندگان این فیلم برای آنکه در پرتگاه توقیت نیافتند، مصداق سازی های افراطی خود را در قالب احتمالات بیان کرده اند، نمی توان از این نکته غافل ماند که نتیجه برآمده از کنار هم نهادن این احتمالات در ذهن مخاطب حکمی قطعی را به بار می آورد و توقیت را به همراه خواهد داشت.

این مطلب چنان واضح و هویدا است که سازندگان این مستند نیز بر قسمتی از آن صحّه گذاشته اند و در بیانیه خود به آن اشاره کرده اند. در بند پنجم این بیانیه که در تاریخ 22 فروردین 1390 ارائه شده، آمده است:

«سعی ما بر آن بوده که تطبیق مصادیق را به عنوان احتمال بیان کنیم و در جای جای سی دی به آن اشاره نموده ایم. لکن به دلیل بیان هنرمندایه و متناسب با فضای فیلم سازی، برخی از منتقدان، نتیجه برآمده از فیلم را اینچنین نمی دانند و ظاهرا سی دی در شیوه بیان، دچار این اشکال نیز می باشد.»

اما در مورد این نکته که در این فیلم، سعی بر آن بوده که تطبیق مصادیق به عنوان احتمال بیان شود، سخن بسیار است. چراکه با دقت نظر در جای جای این فیلم، دقیقا عکس این ادعا قابل رویت خواهد بود و تلاش جدّی و چندانی قابل مشاهده نیست.

تنها نقطه روشن در بیان احتمالی تطبیق ها، ارائه پرسش گونه برخی از این موارد است که آن هم دچار مشکلی اساسی است. چرا که با توجه ویژه در اکثر آنها خواهیم فهمید که این پرسش ها بیشتر از آنکه بار معنایی احتمالی داشته باشند، اطمینان و قطعیت را یدک می کشند. (در بخش بعد به تفصیل در مورد این نکته سخن به میان خواهد آمد.)

اما در قسمت بعد به «مصادیق خروج این مستند از دایره احتمالات» خواهیم پرداخت.

این مصادیق عبارتند از:

1ـ تطبیق از زبان برخی از محققین

 2ـ تطبیق به وسیله تصویر و ابزارهای هنری

 3ـ تطبیق به وسیله پرسش

  

سیدمصطفی بهشتی


پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

"مستند ظهور" در ترازوی نقد(1)
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:38 ق.ظ

امام زمان ،حوزه ،رسالت ،تبیان ،علما ،ظهور

اگرچه برخی انتشار فراوان این لوح فشرده را کاری سیاسی و مرتبط با گروهی خاص برشمرده اند اما به نظر می‌رسد که جذابیت موضوع و همچنین احساس وظیفه بسیاری از علاقه مندان به حضرت ولی عصر (علیه السلام) در سراسر کشور، نقش بسزایی در تکثیر خودجوش این لوح فشرده داشته است و توانسته بینندگان زیادی را به خود اختصاص دهد.

در مورد هدف این فیلم باید گفت که این برنامه در پی تطبیق برخی از نشانه‌های ظهور با افراد و حوادث کنونی جامعه جهانی است و در نهایت می‌خواهد بیننده را به این باور برساند که ظهور حضرت حجت (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) آنچنان نزدیک است که گویا در همین چند سال  آینده رخ خواهد داد!

استفاده و تطبیق‌های جانبدارانه از نام و تصویر برخی از چهره‌های سیاسی داخل کشور و همچنین مخالفت و تخریب برخی دیگر از شخصیت‌های سیاسی، سبب شده تا دو اتفاق نامبارک در نقد این برنامه رخ  دهد.

اول اینکه مخالفان سیاسی تفکر حاکم بر این مستند به صورت افراطی عمل کنند و نقدهای غیر منصفانه‌ای را ارائه دهند؛ و دوم اینکه سازندگان برنامه نیز از آن طرف بام بیافتند و اکثر انتقادات را به مسایل سیاسی برگردانند و هدف بسیاری از نقدهای ارائه شده را تخریب یک طیف سیاسی یا فردی خاص برشمرند.

اگرچه در چنین فضای مسمومی سخن گفتن مشکل است اما مسلما نقد منصفانه و رهیابی بی‌طرفانه به سوی حقیقت جای خود را به خوبی پیدا خواهد کرد.

به همین جهت است که ما در پی این خواهیم بود تا نقدی منصفانه را در پیش گیریم و فارغ از کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی به «بررسی دقیق و عالمانه» محتوای ارائه شده بپردازیم.

بنابراین پیش از هر چیز به نقاط قوت یا شایستگی‌های این برنامه خواهیم پرداخت و سپس به کاستی‌ها و ضعف‌های آن اشاره خواهیم کرد و در نهایت برای روشن شدن حقیقت به بررسی دقیق یکایک شخصیت‌های مرتبط با علایم ظهور خواهیم پرداخت.

مخالفان سیاسی تفکر حاکم بر این مستند به صورت افراطی عمل کنند و نقدهای غیر منصفانه‌ای را ارائه دهند؛ و دوم اینکه سازندگان برنامه نیز از آن طرف بام بیافتند و اکثر انتقادات را به مسایل سیاسی برگردانند و هدف بسیاری از نقدهای ارائه شده را تخریب یک طیف سیاسی یا فردی خاص برشمرند

بخش اول: نقاط قوت برنامه

نقد شایسته آن است که نقاط قوت را در کنار نقاط ضعف ببیند. بنابراین پیش از هر چیز به بیان شایستگی‌های این مستند خواهیم پرداخت. اگرچه برخی از نقادان این برنامه نیز به صورت تلویحی به برخی از نقاط قوت آن اشاره کرده اند اما گویا هیچ یک از آنان به صورت منسجم به این نکته نپرداخته اند. به نظر می‌رسد که این نقاط قوت عبارتند از:

1. جذابیت موضوع

از آنجا که موضوع مهدویت با نجات بشر در آمیخته است و از آینده ای روشن سخن می‌گوید، عنوان کردن این موضوع برای جوامع مختلف و با گرایشات گوناگون جذابیتی ویژه دارد. اما در میان ریز موضوعات مهدویت شاید هیچ موضوعی به جذابیت نشانه‌های ظهور نباشد. چرا که این نشانه‌ها با کنجکاوی انسان گره می‌خورد و آمدن موعود را عینیت می‌بخشد.

یکی از نقاط قوت هر مجموعه ای انتخاب موضوعی جذاب و پرکشش است که این مهم در این برنامه شکل گرفته است.

 

2. ایجاد شوقی وصف ناپذیر برای ظهور

همانطور که می‌دانیم یکی از وظایف ما در دوران غیبت حضرت مهدی، انتظار است. اما نه انتظاری راکد و بی تحرک بلکه انتظاری فعال و پرتحرک. مسلما چنین انتظاری شوق و ذوقی فراوان در پی خواهد داشت و منتظران را آماده حرکت جهانی حضرت خواهد کرد.

بنابراین یادآور شدن مسأله ظهور آن هم در قالبی هنرمندانه می‌تواند شوق ظهور را در جامعه افزایش دهد و تحرک منتظران را برای خودسازی و جامعه سازی بیشتر از گذشته نماید. البته باید توجه داشت که این مهم نباید به هر قیمتی صورت پذیرد و به اصطلاح، «هدف وسیله را توجیه کند».

مطالب مطرح شده در این مستند نیز چنین انگیزه ای را ایجاد می‌کند و ذوق و شوقی فزاینده می‌آفریند. بیننده ای که خود را در آستانه ظهور می‌بیند شوقی وصف ناپذیر می‌یابد و انگیزه ای فراوان پیدا می‌کند که چنین کاری اگر مطابق موازین باشد ستودنی است.

 

3. ابراز احتمالی بودن تطبیق‌ها در ابتدای بحث

مساله تطبیق افراد کنونی با اشخاصی که در روایات آستانه ظهور مطرح شده نباید با قطعیت صورت پذیرد. چرا که این مساله به توقیت (تعیین وقت برای ظهور حضرت) می انجامد و در روایات فراوانی از این مساله نهی شده است.

در ابتدای این برنامه به این نکته عمومی به صورت کلی اشاره شده است و تطبیق‌های ارائه شده را احتمالی برمی شمرد. همچنین اکثر موارد تطبیقی نیز به صورت جمله پرسشی مطرح گردیده و سعی برآن شده تا تطبیق‌ها با قطعیت همراه نباشد.

یادآور شدن مسأله ظهور آن هم در قالبی هنرمندانه می‌تواند شوق ظهور را در جامعه افزایش دهد و تحرک منتظران را برای خودسازی و جامعه سازی بیشتر از گذشته نماید. البته باید توجه داشت که این مهم نباید به هر قیمتی صورت پذیرد و به اصطلاح، «هدف وسیله را توجیه کند»

4 تدوین و تنظیم متناسب

انسجام شایسته در ارائه مطالب می‌تواند تاثیر فراوانی در فهم مطلب و اقناع شنوندگان یا بینندگان داشته باشد که در این مستند به خوبی به آن پرداخته شده است. تدوین و تنظیم مطالب توانسته است پازل مبهمی را که در ذهن مخاطب ایجاد شده پر کند و تصویری دلخواه به او بنمایاند. بررسی شخصیت افراد مهمی که می‌توانند در دوران پیش از ظهور حضرت، حرکت سازی کنند، یکی پس از دیگری مطرح شده و به خوبی در کنار هم قرار داده شده است.

 

5 ارائه هنرمندانه و تاثیر گذار

استفاده از ابزارهای هنری صوتی و تصویری می‌تواند بر جذابیت کار بیافزاید و تاثیر محتوا را افزایش دهد. اگرچه مجریان این برنامه رفتاری حرفه ای و هنرمندانه ندارند و اندکی از جذابیت آن کاسته اند اما می‌توان گفت که ارائه دیگر مطالب و محتوای برنامه، نسبتا هنرمندانه است. همچنین بهره گیری از صوت و تصویرهای متناسب، محتوا را برای بیننده قابل پذیرش کرده است.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

نقاط ضعف برنامه
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:39 ق.ظ

امام زمان حضرت مهدي (عج)

کنکاش در محتواي اين برنامه نشان مي دهد که کاستي هاي آن را مي توان در دو قست «نقد بنيادي» و «نقد علمي» مطرح نمود. چرا که برخي از کاستي ها که ريشه اي و اساسي است، در بخش «نقد بنيادي» مطرح خواهد شد و برخي ديگر از کاستي ها که به محتواي علمي برنامه برمي گردد در بخش «نقد علمي» بررسي خواهد گرديد.

 

الف ـ نقد بنيادي

همانطور که گفته شد در اين قسمت به بررسي «کاستي هاي ريشه اي و اساسي» اين برنامه مي پردازيم. اين کاستي ها عبارتند از:

1ـ نداشتن تخصص لازم در موضوع بحث

همه ما بايد بياموزيم که تنها در حيطه اي که صلاحيت علمي آن را داريم، سخن بگوييم و اظهار نظر کنيم. ورود به عرصه اي که مباني آن را نمي دانيم و مقدمات آن را نياموخته ايم، هم از لحاظ عقلي شايسته نيست و هم از لحاظ ديني نکوهيده است. از امير مومنان علي عليه السلام نقل شده که مي فرمايد:

إيّاكَ و الكلامَ فيما لا تَعرِفُ طَريقَتَهُ و لا تَعلَمُ حَقيقَتَهُ؛ فإنّ قَولَكَ يَدُلُّ على عَقلِكَ و عِبارَتَكَ تُنْبئُ عَن مَعرِفَتِكَ. (آمدي, پيشين, ص 210, ح4060)؛ زنهار از سخن گفتن درباره آنچه كه راهش را نمى شناسى و حقيقتش را نمى دانى؛ زيرا سخن تو نشانگر خرد توست و بيان تو از شناخت تو خبر مى دهد.

گويا مقصود از «طريقت» و «حقيقت» دانش که در اين روايت بدان اشاره شده, همان تخصص و آگاهي نسبت به راه و رسم آن علم و نحوه ورود و خروج در آن دانش است.

نگاهي اجمالي به نکات علمي مطرح شده در اين مستند، نشانگر آن است که سازندگان آن از تخصص لازم در اين زمينه برخوردار نبوده اند. چرا که ايرادات علمي اين برنامه به قدري اساسي و ريشه اي است که هيچ گاه خبره اين فن اين چنين به دام چنين اشتباهاتي نخواهد افتاد. «استفاده از منابع غير معتبر يا مشکوک»، «خلط موضوع برخي از روايات با يکديگر» و همچنين «ارائه ترجمه هاي نادرست» (که به آنها در بخش نقد علمي اشاره خواهد شد) نمونه هايي است که مي تواند نشان دهنده خبره نبودن سازندگان اين فيلم، در موضوع سخن باشد.

ايرادات علمي اين برنامه به قدري اساسي و ريشه اي است که هيچ گاه خبره اين فن اين چنين به دام چنين اشتباهاتي نخواهد افتاد. «استفاده از منابع غير معتبر يا مشکوک»، «خلط موضوع برخي از روايات با يکديگر» و همچنين «ارائه ترجمه هاي نادرست» (که به آنها در بخش نقد علمي اشاره خواهد شد) نمونه هايي است که مي تواند نشان دهنده خبره نبودن سازندگان اين فيلم، در موضوع سخن باشد

شايد بتوان گفت که عمده ايراد اين برنامه ورود غير متخصصانه سازندگان آن است. اما جالب اينجا است که گروه سازنده اين فيلم با اينکه ادعايي بر خبره بودن در مسايل ديني ندارند اما گويا ورود در اين مساله را حق مسلم خود مي دانند و هيچ عيبي در چنين کاري نمي بينند که اين نشان از غفلت آنان از اين قاعده عقلي و شرعي است.

همانگونه که لازمه سخن گفتن در مورد مسايل پزشکي، روانشناسي، معماري و يا اقتصاد، داشتن تخصص در آن زمينه است، سخن گفتن در زمينه هاي ديني نيز تخصص ويژه خود را مي طلبد. البته بايد توجه داشت که ورود غير متخصصانه در زمينه هاي علوم ديني بسيار خطرناک تر از ورودي اين چنين در ديگر عرصه ها است. چرا که مسايل مربوط به دين، هم با دنياي انسان و هم با آخرت او در ارتباط است و ورودي اين چنين نابخردانه، هم دنيا و هم آخرت انسان را بر باد خواهد داد.

اما از اين خطرناک تر اين است که نتيجه برداشت غير متخصصانه خود را در اختيار عموم مردم قرار دهيم و افکار بسياري از آنان را آن هم به نام برداشت از روايات ديني، به کج راهه بکشانيم. امام باقر عليه السلام مي فرمايد:

مَن أفتَى الناسَ بغيرِ عِلمٍ و لا هُدىً، لَعَنَتهُ ملائكةُ الرَّحمَةِ و ملائكةُ العذابِ و لَحِقَهُ وِزرُ مَن عَمِلَ بِفُتياهُ (الكافي، ج 1، ص 42)؛ هر كس بدون علم و هدايت به مردم فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب بر او لعنت فرستند و گناه آن كه به فتواى او عمل كند دامنگيرش شود.


نتيجه اينکه بر فرض لزوم پرداختن به چنين موضوعاتي، براي ارائه محتواي علمي آن بايد از خبرگان علوم اسلامي به ويژه کارشناسان عرصه حديث استفاده مي شد که متاسفانه در اين مستند چنين اتفاقي نيفتاده است.

 

2ـ اظهار نظرهاي غير کارشناسانه

اگرچه معمولا ورود غير متخصصانه در هر علمي، به اظهار نظرهاي غير کارشناسانه مي انجامد، اما خطر آن را بايد جداگانه مورد بررسي قرار داد. چرا که ممکن است يک متخصص نيز در زمينه اي که تخصص دارد، بدون کنکاشي جدّي و متبحرانه اظهار نظري غير کارشناسانه ارائه دهد.

جداي از ورود غير متخصصانه سازندگان اين برنامه، اظهار نظرهاي سطحي و غير کارشناسانه آنها نيز جاي بسي تامل دارد که البته در بخش نقد علمي به برخي از آنها خواهيم پرداخت. «ارائه مستندات بي پايه»، «برداشت هاي سليقه اي از روايات» و «تطبيق هايي که کاملا با ديگر روايات در تعارض است» نشان دهنده اين نکته مي باشد که بسياري از اظهار نظرهاي اين برنامه سطحي است و در برخي از موارد کاملا اشتباه و در آميخته با خطاهاي فراوان است.

همه ما بايد بياموزيم که تنها در حيطه اي که صلاحيت علمي آن را داريم، سخن بگوييم و اظهار نظر کنيم. ورود به عرصه اي که مباني آن را نمي دانيم و مقدمات آن را نياموخته ايم، هم از لحاظ عقلي شايسته نيست و هم از لحاظ ديني نکوهيده است

امير مومنان علي عليه السلام از قول پيامبر چنين مي فرمايد:

فَلا تَسْتَعْمِلِ الرَّأْيَ فِيمَا لا يُدْرِكُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ وَ لا تَتَغَلْغَلُ إِلَيْهِ الْفِكَرُ (نهج البلاغة, خطبه 87, ص 120)؛ در آنچه بينش به ژرفايش راه نمي برد و انديشه به آن دسترس ندارد، رأى خود را به كار نگيريد.

بنابراين حضرت, نظر دادن و سخن گفتن را به جايي محدود مي‌کند که انسان در آن موضوع و دانش, ژرف انديشيده و به کنه آن دستيابي داشته باشد.

البته جاي تحسين دارد که گروه سازنده در بيانيه اي که در تاريخ 22 فروردين 90 ارائه داده، به بخشي از اين کاستي ها اذعان داشته است. در بند 4 اين بيانيه آمده است:

«ما ضمن استقبال از نقد منصفانه، برخي از انتقادات نسبت به اين فيلم را وارد دانسته و مي پذيريم که مي بايد قبل از انتشار مستند، از نظرات برخي از محققين و بزرگان بيشتر استفاده مي کرديم. ذکر برخي از روايات ضعيف السند (هر چند بخش قابل توجهي از روايات فيلم قوي السند مي باشد)، بيان برخي شواهد غير برهاني به عنوان دليل، کم رنگ بودن احتمال بعضي از تعيين مصداق ها از اموري هستند که از جانب منتقدان دلسوز مطرح شده و درست به نظر مي رسد.»

اما با اين حال بايد توجه داشت که اظهار نظرهاي غير کارشناسانه آنها، آن هم درباره موضوعي به اين پراهميتي، به هيچ عنوان قابل چشم پوشي نيست. چرا که مسلما فيلمي با تيراژي اين چنين گسترده به دست بسياري از مردم رسيده و افکار فراواني را به خود معطوف داشته و تاثيرات نامطلوبي را به بار آورده است. امام كاظم عليه السلام مي فرمايد:

مَن تَكَلَّفَ ما ليسَ مِن عِلمِهِ ضَيَّعَ عَمَلَهُ و خابَ أمَلُهُ (بحارالانوار, ج 1, ص 218)؛ کسى كه خودش را در آنچه در حيطه علم او نيست به زحمت اندازد، كارش را تباه كرده و آرزويش به جايى نرسد.

بنابراين فعاليتي که عمق محتوا نداشته باشد و از غناي علمي برخوردار نباشد، سرانجامي شايسته نخواهد داشت و انسان را به هدف نهايي نخواهد رساند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

شتابزدگی در تاریخ ظهور!
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:40 ق.ظ

امام زمان (عج)

الف ـ نقد بنیادی

گفتیم که بررسی نقاط ضعف این برنامه را در دو بخش «نقد بنیادی» و «نقد علمی» پی خواهیم گرفت. «نقد بنیادی» را که به کاستی های اساسی و زیربنایی این مستند مرتبط بود، آغاز کردیم و به دو مورد از این کاستی های اساسی اشاره کردیم:

1ـ نداشتن تخصص لازم در موضوع بحث

2ـ اظهار نظرهای غیر کارشناسانه

3ـ افتادن در دام «استعجال» یا «شتاب زدگی در تاریخ ظهور»

دوران غیبت امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، دوران انتظار است. انتظاری عاشقانه و صبورانه. انتظاری سازنده و پیش برنده و در یک کلام انتظاری فعال و پرتحرک، نه انتظاری راکد و بی تحرک.

قرار نیست که ما در جای خود بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و منتظر زمانی باشیم که امام عصر، ظهور کند و ما را از نکبت و بیچارگی برهاند. بلکه قرار است که در دوران غیبت، خود را برای حکومت عدل او آماده سازیم و جاده ظهور را هموار کنیم تا شاید قسمتی از مقدمات آمدنش را فراهم کرده باشیم.

روشن است که میان این دو نحوه از انتظار، تفاوت از زمین تا به آسمان است. یکی در پی تلاش است و پرتحرکی اما دیگری طرفدار رکود است و بی تحرکی. این انتظار، صبری سازنده است و آن انتظار، تحملی ناکارآمد و راکد. امام کاظم علیه السلام می فرماید:

انتظارُ الفَرَجِ مِن الفَرَجِ(الغیبة شیخ طوسی، ص 459)؛ انتظار گشایش(فرج)، جزئی از آن است.

بنابراین انتظاری شایسته است که سازنده باشد و «مقدمه ای برای ظهور» به حساب آید.

تمام سخن در این است که «امید بستن به نشانه های ظهور» و دنبال کردن افراطی آن، انسان را از این هدف بزرگ، باز می دارد و به وادی «انتظار نکوهیده» می کشاند.

یکی از یاران امام صادق علیه السلام از ایشان پرسید: این امرى كه در انتظارش هستیم چه زمانی رخ خواهد داد؟ حضرت به او پاسخ داد: كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُون‏(الكافی، ج 1، ص 368)؛ وقت گذاران، دروغ گویند و شتابداران (تاریخ ظهور)، هلاک شوند و پذیرندگان، نجات یابند

آموزه های اهل بیت علیهم السلام حاکی از آن است که وظیفه ما در دوران غیبت، «انتظار فرج» است نه «انتظار تاریخ فرارسیدن آن». ما باید در «انتظارِ خودِ حضرت» باشیم و آمادگی لازم برای حکومت جهانی او را کسب کنیم. نه اینکه در «انتظار نشانه های ظهور او» باشیم و تاریخ ظهور را پیگیری کنیم. چرا که «انتظار تاریخ ظهور» خستگی آور است و رکود و سستی و کسالت را در پی خواهد داشت اما در مقابل، «انتظار فرج» سرزندگی و طراوت و شادابی را به همراه خواهد آورد.

در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده به خوبی فرق میان این دو نوع از انتظار بیان شده است. یکی از یاران امام صادق علیه السلام از ایشان پرسید: این امرى كه در انتظارش هستیم چه زمانی رخ خواهد داد؟ حضرت به او پاسخ داد:

كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُون‏(الكافی، ج 1، ص 368)؛ وقت گذاران، دروغ گویند و شتابداران (تاریخ ظهور)، هلاک شوند و پذیرندگان، نجات یابند.

«استعجال ظهور» که در برخی از روایات از آن نهی شده به معنای «عجله داشتن در فرارسیدن تاریخ ظهور» است. بنابراین هر کاری که ما را به شتاب زدگی در امر ظهور بکشاند، هلاک کننده خواهد بود که یکی از مصادیق بارز آن دنبال کردن افراطی نشانه های ظهور است. چرا که چنین کاری از یک سو نومیدی را به دل راه می دهد و از سوی دیگر آرامش و صبوری را از دل می ستاند. آری، عجله داشتن و شتاب ورزیدن در تاریخ ظهور، انسان را از حالت تسلیم به حالت شکایت و گله گذاری وا می دارد و گاه این بیماری را به دیگران نیز سرایت می دهد.

نگاهی گذرا به این مستند نیز به خوبی واژه «استعجال» را در ذهن تداعی می کند. گویا که همه شواهد و قرائن و ادله و روایات، بسیج شده اند که بالاجبار زمان ظهور را «بسیار نزدیک» جلوه دهند. اگرچه نتیجه چنین کاری در ابتدا شوقی وصف ناپذیر در دلها می آفریند و اما پس از چندی همین شوق و تکاپو آرامش و صبر را از دل می ستاند و شکایت را بر دل و زبان جاری می کند.

4ـ انحراف از مسیر اصلی انتظار

ایام انتظار، دوران خودسازی و پرورش است که اساسی ترین راهکار آن کسب معرفت می باشد. شناخت و معرفت، دید انسان را عمیق و قلب او را وسیع می کند و از او یک سرباز تمام عیار می سازد. تمام عشق منتظران امام زمان این است که در رکاب او باشند و زیر پرچم درخشانش نفس بکشند که اهل بیت علیهم السلام مسیر دستیابی به این آرزو را به ما نشان داده است.

امامت را بشناس، زیرا اگر او را شناختی، تقدم یا تأخر این امر (فرج) به تو زیانی نمی رساند. ‏كسى كه امامش را بشناسد و پیش از قیام صاحب الامر بمیرد، مانند كسى است كه در لشكر آن حضرت باشد، بلكه مانند كسى است كه زیر پرچم آن حضرت نشسته باشد

امام صادق علیه السلام در حدیثی ناب که از راویان تراز اول شیعه نقل شده و به اصطلاح در صحت سند هیچ کاستی و کمبودی ندارد، چنین می فرماید:

«اعْرِفْ إِمَامَكَ فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَهُ لَمْ یَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ ... مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یَقُومَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ قَاعِداً فِی عَسْكَرِهِ لَا بَلْ بِمَنْزِلَةِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِه»(الكافی، ج 1، ص 371)؛ امامت را بشناس، زیرا اگر او را شناختی، تقدم یا تأخر این امر (فرج) به تو زیانی نمی رساند. ‏كسى كه امامش را بشناسد و پیش از قیام صاحب الامر بمیرد، مانند كسى است كه در لشكر آن حضرت باشد، بلكه مانند كسى است كه زیر پرچم آن حضرت نشسته باشد.

بنابراین پیشوایان ما مسیر اصلی را در ایام انتظار روشن ساخته اند و خواسته خود را از ما بیان داشته اند. پس برای ما خطایی بزرگ تر از این نیست که از مسیر اصلی جدا شویم و به راه های فرعی و انحرافی بیاندیشیم. مسلما پرداختن افراطی به مساله «نشانه های ظهور» و بزرگ جلوه دادن آن، ما را از مسیر اصلی انتظار دور می کند و به انحراف می کشاند.

باید دانست که توجه بیش از اندازه به چنین موضوعاتی توجه ما را به حواشی جلب می کند و در نهایت به کج راهه می برد. درست مثل راننده ای که در عین نیازمندی به تابلوهای رانندگی، تمام حواسش را مشغول رنگ و لعاب و جنس و اندازه تابلوها می کند و در نهایت از مسیر، منحرف می گردد.

گویند که رهگذری دنبال مکانی می گشت. شخصی با انگشت اشاره، مکان مورد نظر را به رهگذر نشان داد. اما رهگذر نادان، مدام به نوک انگشت او می نگریست و مکان مورد نظر را در آنجا جستجو می کرد. گو اینکه در لابه لای شیار انگشتان دست او عجایبی نهفته است که باید با تاملی دقیق و موشکافانه به کنه آنها دست یافت. آری، پرداختن افراطی به نشانه های ظهور، درست مثل نگاه کردن به سر انگشت امام معصوم و توجه بیش از اندازه به آن است.

بررسی روند ساخت تا تولید و توزیع این مستند، نشانگر حرکتی افراط گونه در موضوع «نشانه های ظهور» است. به نظر شما آیا انبار کردن پی در پی روایات در ذهن بینندگان و تطبیق گزینشی آنها افراط نیست؟ آیا پر رنگ جلوه دادن این تطبیق ها و کنار هم گذاردن آنها به نحوی که جای هیچ احتمال خلافی باقی نماند، خروج از هدف اصلی انتظار نیست؟ آیا موشکافی های نامعقول در برخی از روایات، افراط به حساب نمی آید؟ آیا برداشت مردمی بودن از نام «شعیب بن صالح» (به دلیل آنکه از ریشه شعب به معنای مردم است)، نمونه ای از همین موشکافی های غیر معقول نیست؟ آیا توزیع گسترده این فیلم در میان اقشار گوناگون مردم، افراط در گسترش چنین مفاهیمی نمی باشد؟

بنابراین باید مراقب بود که به «نشانه های ظهور» تنها به دید «نشانه» نگاه شود و از توجه بیش از اندازه به آن، به شدت پرهیز گردد.

 

 



پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

هدف از بیان نشانه های ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:42 ق.ظ

اللهم عجل لولیک الفرج

 

الف ـ نقد بنیادی

1ـ نداشتن تخصص لازم در موضوع بحث

2ـ اظهار نظرهای غیر کارشناسانه

3ـ افتادن در دام «استعجال» یا «شتاب زدگی در تاریخ ظهور»

4ـ انحراف از مسیر اصلی انتظار

5ـ دور شدن از هدف اهل بیت علیهم السلام از بیان نشانه های ظهور

در قسمت پیشین گفتیم، مسیری که اهل بیت(علیهم‌السلام) برای ما در دوران انتظار ترسیم کرده اند، کسب معرفت و شناخت نسبت به امام زمان علیه السلام است و توجه بیش از اندازه به موضوعاتی حاشیه ای همچون نشانه های ظهور ما را از این هدف بزرگ باز می دارد.

اما ممکن است در لا به لای این سخن، پرسشی اساسی ذهن بسیاری را به خود مشغول کند که «اگر پرداختن به روایات نشانه های ظهور، باعث انحراف ما از هدف اصلی انتظار است، پس چرا خود اهل بیت علیهم السلام این چنین پر شاخ و برگ به این مساله پرداخته اند؟

اگر نشانه های ظهور، مساله ای حاشیه ای است، پس چرا حجم وسیعی از روایات مهدویت را به خود اختصاص داده است؟ این چه حاشیه ای است که اینقدر در روایات و احادیث به آن پر و بال داده شده و با این همه ریزه کاری مطرح گردیده است؟ اگر نشانه های ظهور، مساله ای حاشیه است پس چرا در مورد ویژگی های سفیانی و یا دجال، این همه نشانه های ریز و درشت مطرح شده است؟» و سوالاتی از این قبیل.

پاسخ را در قالب بخش های زیر بیان خواهیم داشت:

الف: از روایاتی که در مورد وظایف اصلی منتظران به دست ما رسیده بر می آید که هیچ کاری نباید این وظیفه اصلی را تحت الشعاع خود قرار دهد. بنابراین هر چه که به این هدف اصلی ضربه بزند، مذموم خواهد بود. البته ما نگفتیم که بررسی دقیق و خردمندانه نشانه های ظهور ما را از این هدف باز خواهد داشت. بلکه سخن پیرامون حرکت های افراط گونه و انحرافی است که قطعا ما را از هدف اصلی دور خواهد کرد.

در تعداد فراوانی از نشانه ها، پیوستگی به دوران ظهور مطرح نیست که چنین نشانه هایی به مرور زمان رخ داده یا خواهد داد. برخی از این نشانه ها که در گذشته اتفاق افتاده عبارتند از: سقوط بنی عباس، اشغال منطقه جزیره توسط ترکها و بسته شدن پل بر روی دجله

بنابراین پرداختن به مساله نشانه های ظهور نه تنها اشکالی ندارد بلکه ارائه آن به همراه تحلیلی دقیق و کارشناسانه امری لازم به نظر می رسد. علی رغم کارهای خوبی که در این زمینه شده است، شاید یکی از دلایل شکل‌گیری چنین مستند پراشکالی، عدم جدیت کارشناسان دینی در پرداخت و تحلیل این مساله برای عموم مردم باشد. چرا که احتمال پیامدهای مفسده انگیزی همچون تطبیق های نادرست، دست بسیاری از کارشناسان را در ارائه عمومی و جدی این مطالب بسته بود که البته امروز با بروز این مفسده، دیگر دلیلی بر عدم روشنگری وجود ندارد.

ب: به نظر می رسد که اهل بیت از بیان این نشانه ها اهداف بلندی را در نظر داشته اند. اولین هدفی که ممکن است در ارائه چنین نکاتی وجود داشته باشد، «تقویت ایمان منتظران» به مساله مهدویت است. نشانه هایی که در طول تاریخ غیبت امام عصر، یکی پس از دیگری رخ می دهد، حاکی از آن خواهد بود که ظهور امام زمان مساله ای واقعی و دست یافتنی است.

باید بدانیم از روایات ما بر می آید که نشانه های ظهور دو گونه اند. شماری از آنها متصل به زمان ظهور هستند و به صورت رشته ای منظم و دنباله‌دار، در مدت زمانی اندک به وقوع خواهند پیوست.(الغیبة نعمانی، ص 262) اما در تعداد فراوانی از نشانه ها، پیوستگی به دوران ظهور مطرح نیست که چنین نشانه هایی به مرور زمان رخ داده یا خواهد داد. برخی از این نشانه ها که در گذشته اتفاق افتاده عبارتند از: سقوط بنی عباس، اشغال منطقه جزیره توسط ترکها و بسته شدن پل بر روی دجله.(بحارالانوار، ج 52، ص 275) بنابراین به حقیقت پیوستن تدریجی چنین نشانه هایی می تواند اطمینان منتظران را به مسئله مهدویت بیشتر کند و ایمانشان تقویت نماید.

یکی دیگر از اهدافی که ممکن است مورد نظر اهل بیت در بیان نشانه های ظهور باشد، «پیشگیری از ادعاهای کاذب» است. دانستن این نشانه ها مخصوصا نشانه های حتمی ظهور، می تواند مشت مدعیان دروغین مهدویت را بگشاید و عرصه را برای چنین افرادی تنگ نماید.

در روایتی نقل شده که امام رضا علیه السلام در مورد کسی که ادعا می کرد، امام زمان است، چنین فرمود:

«قَبْلَ هَذَا الْأَمْرِ السُّفْیَانِیُّ وَ الْیَمَانِیُّ وَ الْمَرْوَانِیُّ وَ شُعَیْبُ بْنُ صَالِحٍ فَكَیْفَ یَقُولُ هَذَا هَذَا» (الغیبة نعمانی، ص 253)

قبل از این مساله (ظهور) سفیانی، یمانی، مروانی و شعیب بن صالح خواهند آمد، پس چگونه او چنین ادعایی می کند؟

بنابراین روشن است که یکی از دلایل بیان نشانه های ظهور توسط اهل بیت، پیشگیری از بروز مدعیان دروغین است.

امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:

«پاره ای از کارها حتمى و پاره ای از آن غیر حتمى است و از جمله امورى كه حتما واقع می شود، خروج سفیانى در ماه رجب است»

بنابر روایات، برخی از نشانه های ظهور، «حتمی و تغییر ناپذیر» و برخی دیگر «غیر حتمی و تغییر پذیر» اند. اما در این میان، تعداد اندکی از آنها از گروه اول هستند. برای نمونه از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:

«مِنَ الْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ الْمَحْتُومِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ فِی رَجَبٍ» (الغیبة للنعمانی، ص 300)

«پاره ای از کارها حتمى و پاره ای از آن غیر حتمى است و از جمله امورى كه حتما واقع می شود، خروج سفیانى در ماه رجب است».

بنابراین باید گفت که اگر چنین روایاتی وجود نداشت و اهل بیت چنین نشانه هایی را برای آیندگان به یادگار نمی گذاشتند، معلوم نبود که تا به امروز آمار مدعیان دروغین مهدوی چند برابر می شد و چه وضعیت نا به هنجاری در پی داشت.

هدف دیگر از بیان این نشانه ها می تواند «زمینه سازی برای ظهور» باشد. بی شک انقلاب بزرگ مهدوی، ناگهانی و بدون مقدمه نخواهد بود. بنابراین منتظرانی که در آستانه ظهور زندگی می کنند، باید خود را بیش از دیگران برای این اتفاق بزرگ، آماده سازند که این بخش از روایات به آنان کمک خواهد کرد تا شرایط را دریابند. اما روشن است که تطبیق این نشانه ها برای مردم آن دوران، چنان واضح و هویدا خواهد بود که برای آگاه سازی آنان نیازی به ساخت فیلم و مستند نخواهد بود. چرا که نشانه ای که نتواند ما را به مقصد برساند، نشانه نیست.

بنابراین بیان افراطی و تطبیق های ساختگی، خروج از اهداف اهل بیت از بیان چنین نشانه هایی خواهد بود.

ج: از آنچه که گفته شد چنین نتیجه می گیریم که اهل بیت(علیهم‌السلام) در سخنانشان به برخی از نشانه های ظهور اشاره کرده اند. اما روشن نیست که همه آنچه که به دست ما رسیده کلام ایشان باشد. ضعف سندی بسیاری از این روایات و عدم اعتبار یا ضعف اعتبار برخی از منابع آنان(که در قسمت بعد به تفصیل در مورد آن سخن خواهیم گفت) از جمله مسائلی است که ما را به فراوانی این دسته از روایات مشکوک می کند.

به خصوص این که تاریخ نشان دهنده این است که جذابیت این موضوع و قابلیت سوء استفاده از آن، زمینه ساز جعل و تحریف های گوناگون شده است که این هم بر شک ما و یا بهتر بگوییم بی اعتمادی ما نسبت به قسمت قابل توجهی از این روایات، خواهد افزود.

مقصود از همه آنچه که گفته شد این نیست که باید همه این روایات را کنار گذاشت بلکه مراد این است که باید با دقت نظر بیشتر و با کارشناسی دقیق تر در مورد آنها سخن گفت. اما متاسفانه در این مستند، همه این روایات یک کاسه شده و بدون کاری کارشناسانه به مخاطب عرضه گردیده است.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

ستون‌ لرزان مستند ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:43 ق.ظ


در نوشتار حاضر، ادامه‌ی این نقطه‌ضعف‌ها را پی خواهیم گرفت:

6. توجه نداشتن به میزان اعتبار روایات به کارگیری شده و منابع آن‌ها.

برای به دست آوردن دیدگاه اهل بیت (علیهم‌السلام) در هر موضوعی باید مسیری حساب شده را پیمود و مراحل گوناگونی را طی کرد. نخستین گامی که باید در طول این مسیر برداشته شود، «گام اعتبار سنجی روایات» آن باب است.

روشن است که همه گزاره‌هایی که امروز به دست ما رسیده، سخن و دیدگاه اهل بیت (علیهم‌السلام) نیست. بلکه ممکن است گزاره‌هایی مغرضانه یا بدون غرض در زلال سخنان آن‌ها ورود کرده باشد و سبب گمراهی شنونده گردد. بنابراین برای رسیدن به این دیدگاه ناب، باید پیش از هر چیز به فکر بررسی اعتبار روایات بود و روایات سره از ناسره را غربال کرد.

اما اگر چنین غربالی صورت نگیرد و از تمامی روایات موجود در هر زمینه‌ای به صورت یک کاسه استفاده گردد، نتیجه به دست آمده تفاوت بسیاری با واقعیت خواهد داشت و مسلماً چیزی جز دیدگاه معصومان را ترسیم خواهد کرد. مخصوصاً اگر انگیزه‌های تحریف در آن زمینه فراوان باشد و روایات ناسره در آن موضوع بیش از موضوعات دیگر یافت شود، ممکن است که نتیجه به دست آمده زاویه زیادی با دیدگاه معصومان داشته باشد و انحرافی بس بزرگ به حساب آید.

اگر دیدگاه اهل بیت (علیهم‌السلام) را در هر موضوعی به ساختمانی خوش‌منظر مثال بزنیم، روایات موجود در آن باب نیز به منزله مواد و ملات اولیه‌اند. حدیث‌شناس ماهر نیز به منزله مهندس خبره ایست که پس از تهیه مصالح مرغوب، به ساخت سازه‌ای خوش منظر می‌پردازد و دیدگاه معصومان را در قالبی صحیح ارائه می‌دهد.

بنابراین اولین وظیفه دانشمندی که آگاه به حدیث است و می‌خواهد در یکی از موضوعات مطرح شده، نمایی کلی از دیدگاه اهل بیت (علیهم‌السلام) را ارائه دهد، «بررسی میزان شایستگی مواد اولیه» این سازه است. او باید با استفاده از ابزاری که در دست دارد، از میان انبوه مصالح موجود، مصالح مرغوب را تهیه کند و در نهایت هر یک از آن‌ها را در جای شایسته خود به کار گیرد.

این مطلب پراهمیت یکی از نکات کلیدی و حساس است که متأسفانه سازندگان این مستند از آن غافل مانده‌اند و بدون در نظر داشتن آن به نتیجه‌گیری از انبوه روایات این باب پرداخته‌اند. البته باید توجه داشت که آن‌ها در بیانیه خود به این مطلب اعتراف کرده‌اند و مواد استفاده شده در این مستند را مخلوطی از روایات سره و ناسره دانسته‌اند. اما با این حال باز هم دچار خطایی بزرگ شده‌اند و بدون آگاهی به مباحث حدیثی اظهار نظر دیگری ارائه داده‌اند. در بند 4 بیانیه گروه سازنده (164357)، چنین آمده است:

اولین وظیفه دانشمندی که آگاه به حدیث است و می‌خواهد در یکی از موضوعات مطرح شده، نمایی کلی از دیدگاه اهل بیت (علیهم‌السلام) را ارائه دهد، «بررسی میزان شایستگی مواد اولیه» این سازه است. او باید با استفاده از ابزاری که در دست دارد، از میان انبوه مصالح موجود، مصالح مرغوب را تهیه کند و در نهایت هر یک از آن‌ها را در جای شایسته خود به کار گیرد

« ... ذکر برخی از روایات ضعیف‌السند (هر چند بخش قابل توجهی از روایات فیلم قوی السند می‌باشد) ... از اموری هستند که از جانب منتقدان دلسوز مطرح شده و درست به نظر می‌رسد.»

اگرچه آن‌ها در این جمله به خطای خود در استفاده از روایات ضعیف، اعتراف کرده‌اند اما در دام ادعایی دیگر افتاده‌اند و بدون بررسی کارشناسانه بر سند قسمت قابل توجهی از روایات فیلم، مُهر تایید زده‌اند. در این باره چنین می‌توان نتیجه گرفت که:

اولاً: اثبات چنین ادعایی خود جای بسی تأمل دارد و آنچنان که خواهیم گفت ضعف سندی این دسته از روایات بیش از آن است که به آن اعتراف شده است.

ثانیاً: سخن این است که چنین ادعایی باید توسط متخصص این فن صورت پذیرد و پس از کاری کارشناسانه و دقیق ارائه گردد. چگونه می‌توان ادعای کسی را که هم به اصطلاحات حدیثی آگاه نیست و هم نسبت به راویان حدیث شناختی ندارد، قابل قبول دانست؟ آیا می‌توان بدون آگاهی نسبت به دانش رجال و درایه قسمتی از روایات را ضعیف و قسمت دیگر آن‌ها را معتبر دانست؟

 

 

ثالثاً

: برای نادرست بودن نتیجه برگرفته از روایات یک باب، لازم نیست که همه مصالح به کارگیری شده، ضعیف و نامرغوب باشد بلکه همین اندازه که ثابت شود مقدار قابل ملاحظه‌ای از این روایات، دچار نقصی جدی است، نتیجه حاصله را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. آیا شما جرات می‌کنید در ساختمانی که می‌دانید نیمی از مصالح آن فاسد و یا نامرغوب است زندگی کنید؟ آیا می‌توان به ویرانه‌ای که نیمی از آن تخریب شده است و نیم دیگری از آن باقی مانده، «خانه» گفت؟

کارگردان این فیلم در مصاحبه خود با خبرگزاری ایرنا که در تاریخ 24/1/90

صورت پذیرفته (کد خبر: 30336515) چنین می‌گوید:

«برخی گفته‌اند روایات این سی دی ضعیف السند است در حالی که 50 الی 60 درصد روایات این سی دی قوی السند می‌باشد.»

بنابراین به اعتراف خود آن‌ها اقلاً 40 در صد مواد اولیه این فیلم دچار مشکل است که این برای زیر سوال بردن کل محتوای ارائه شده و همچنین نتیجه به دست آمده کافی است.

به گمان سازندگان این فیلم اگر نیمی از روایات استفاده شده در فیلم، صحیح باشد، باز می‌توان به نتیجه نهایی پایبند بود. در حالی که با چنین وضعیتی کل نتیجه به دست آمده منتفی خواهد شد و حتی نمی‌توان با احتمال 50 درصد هم به چنین نتیجه‌ای پایبند بود. چرا که تمامی روایات به کار رفته در این مستند، همانند تار و پود یک تابلو فرش، در هم تنیده‌اند و مسلماً از بین رفتن نیمی از آن‌ها به متلاشی شدن کل تابلو منتهی خواهد شد و در چنین حالتی، تابلو شکل و قیافه خود را از دست خواهد داد.

اما به گمان سازندگان این مستند، تابلو فرشی که با مخلوطی از روایات صحیح و سقیم بافته شده، تنها کمی کم‌رنگ تر از واقعیت خواهد بود و در نتیجه نهایی تأثیری نخواهد گذاشت. گویا که فکر نکرده‌اند، بخیه هایی که از روایات صحیح گرفته‌اند بر آب دوغ روایاتی این چنین ضعیف، نمی‌نشیند و هیچ ثمری نمی‌دهد.

با این حال اگر بتوانیم نگاهی کلی به اعتبار روایات نشانه‌های ظهور و منابع آن‌ها بیاندازیم، بسیاری از نکات مبهم روشن خواهد شد.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

مهمترین منبع روایی نشانه ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:45 ق.ظ

 


7. عدم توجه به میزان اعتبار روایات نشانه‌های ظهور و منابع آن‌ها

پیش از آنکه تحلیلی در مورد میزان اعتبار روایات نشانه‌های ظهور و منابع آن‌ها صورت پذیرد، لازم است که اطلاعاتی اجمالی نسبت به تاریخچه منابعی که در این موضوع نگاشته شده، ارائه گردد. زیرا دانستن این تاریخچه کمک شایانی به فهم نکات بعدی خواهد نمود. بنابراین پس از آنکه در بخش اول به ارائه پیشینه منابع روایی نشانه‌های ظهور پرداخته شد، در بخش دوم، اعتبارسنجی منابع نشانه‌های ظهور و در بخش سوم، اعتبارسنجی اسناد درونی منابع، مورد واکاوی قرار خواهد گرفت.

بخش اول: پیشینه منابع روایی نشانه‌های ظهور

منابع فراوانی از شیعه و اهل تسنن وجود دارند که روایات نشانه‌های ظهور را در خود جای داده‌اند. این منابع را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد.

 

 

 

الف ـ منابع کهن:

مهم‌ترین منابع مربوط به هر بحث روایی، منابعی هستند که نزدیک‌ترین زمان را به دوران صدور روایت دارا باشند. بنابراین روشن است که ارزشمندترین منابع روایی و همچنین معتبرترین آن‌ها (به شرط احراز اعتبار آن‌ها) همان منابع کهن روایی خواهند بود.

مهم‌ترین منابع مربوط به مهدویت در شیعه که در خود، روایات فراوانی از نشانه‌های ظهور را نیز جای داده‌اند، سه کتاب «الغیبة» نوشته نعمانی (متوفای 360)، «کمال الدین و تمام النعمه» نوشته شیخ صدوق (متوفای 381) و «الغیبة» نوشته شیخ طوسی (متوفای 460) می‌باشد. تقریباً هسته اصلی همه روایات نشانه‌های ظهور را همین سه کتاب تشکیل می‌دهند. (تحلیل تاریخ نشانه‌های ظهور، مصطفی صادقی، ص 21)

صاحبان این کتاب‌ها هر سه از بزرگان علمای شیعه هستند و شکی در وثاقت و جلالت آن‌ها نیست. در این میان بیشترین سهم را کتاب الغیبه نعمانی با 68 روایت در باب علامات، 18 روایت در باب سفیانی و تعداد دیگری از روایات در ابواب دیگر دارد.

اما پیش از این سه کتاب نیز برخی از کتب حدیثی به این موضوع اشاره‌هایی داشته‌اند. این کتاب‌ها به دلیل آنکه موضوع اصلیشان مهدویت نبوده است، تنها به برخی از روایات علایم ظهور اشاره داشته‌اند. برای مثال حمیری (متوفای اواخر قرن سوم) در «قرب الاسناد»، علی بن ابراهیم (متوفای اوایل قرن چهارم) در «تفسیر قمی» و ثقه الاسلام کلینی (متوفای 329) در قسمت روضه کتاب «الکافی» برخی از روایات نشانه‌های ظهور را آورده‌اند.

در میان کتبی که در این دوران در مورد زندگانی اهل بیت نگاشته شده به مناسبت زندگانی امام عصر به برخی از نشانه‌های ظهور نیز اشاره شده است. «اعلام الوری» نوشته طبرسی (متوفای 548), «کشف الغمه» نوشته اربلی (متوفای 962) از این جمله‌اند که روایات خود را از کتب پیشین نقل کرده اند

همچنین «الارشاد» نوشته شیخ مفید (متوفای 413) نیز که از منابع مربوط به زندگی معصومین است، به مناسبت زندگی امام دوازدهم به روایات نشانه‌های ظهور اشاره‌هایی کرده است.

از میان منابع اهل تسنن قدیمی‌ترین و مهم‌ترین کتابی که در آن از نشانه‌های ظهور سخن به میان آمده کتاب «الفتن» نوشته نعیم بن حماد (متوفای 228) است. صاحبان صحاح سته نیز با عنوان «فتن و ملاحم» به برخی از نشانه‌های ظهور اشاره کرده اند. «فتن و ملاحم» به معنای رخدادها و فتنه‌هایی است که توسط پیامبر و صحابه پیش بینی شده است. بنابراین ممکن است تنها بخشی از این روایات، مرتبط با نشانه‌های ظهور باشد. گذشته از آنکه در میان کتب اهل تسنن نشانه‌های قیامت با نشانه‌های ظهور در آمیخته و گاه با یکدیگر خلط شده است.

در میان صحاح سته، شاید بیشترین سهم را در نقل این نشانه‌ها، «مسند احمد بن حنبل» (متوفای 241) داشته باشد. (تحلیل تاریخ نشانه‌های ظهور، ص 22)

 

ب ـ منابع متاخر

پس از نگارش منابع کهن حدیثی، در دوران‌های بعد، منابعی نگاشته شد تا هم تکمیل کننده منابع گذشته باشد و هم روایات استفاده شده در آن منابع را با دقت بیشتری تنظیم و تبویب نماید. با همین انگیزه بود که در میان شیعه و سنی جوامع روایی متاخر نگاشته شد و انبوهی از روایاتی را که میراث حدیثی گذشتگان بود به صورت یکجا جمع آوری کرد.

علامه مجلسی (متوفای 1111) که به جمع آوری روایات شیعه پرداخته و بزرگ‌ترین کتاب جامع روایی شیعه را با عنوان «بحار الانوار» جمع کرده، سعی بر آن داشته تا همه روایات علایم ظهور را از منابع معتبر شیعی جمع آوری کند. (ر.ک: بحار الانوار، ج 52)

«کنز العمال» نیز که نوشته یکی از دانشمندان اهل تسنن معروف به متقی هندی (متوفای 977) می‌باشد نیز در بابی با عنوان خروج المهدی قسمت قابل توجهی از این روایات را جمع آوری کرده است. (ر.ک: کنز العمال، ج 14، ص 261)

اما در این دوران برخی از بزرگان شیعه و سنی به صورت ویژه به بحث نشانه‌های ظهور پرداخته‌اند و روایات مربوط به آن را در مجموعه‌هایی مجزا جمع آوری کرده اند. سید بن طاوس (متوفای 664) عالم بزرگ شیعه در «الملاحم و الفتن» و یوسف بن یحیی مقدسی شافعی (متوفای قرن هفتم) در میان اهل تسنن به نگارش چنین کتاب‌هایی مبادرت ورزیده‌اند.

در میان کتبی که در این دوران در مورد زندگانی اهل بیت نگاشته شده به مناسبت زندگانی امام عصر به برخی از نشانه‌های ظهور نیز اشاره شده است. «اعلام الوری» نوشته طبرسی (متوفای 548), «کشف الغمه» نوشته اربلی (متوفای 962) از این جمله‌اند که روایات خود را از کتب پیشین نقل کرده اند.

 

 

ج ـ منابع معاصر

 

کتاب‌هایی که در دوران کنونی به روایات این موضوع پرداخته‌اند، با دو رویکرد متفاوت نگاشته شده است. گروه اول از این کتاب‌ها، تنها در پی جمع آوری و نقل احادیث مرتبط با علایم ظهور بوده و هیچ اظهار نظر و تحلیلی ارائه نداده‌اند. این دسته از کتاب‌ها معمولاً در صدد جمع آوری تمامی روایات این باب بوده‌اند و توجهی به صحت و سقم این دسته از روایات نداشته‌اند. «بشارة الاسلام» نوشته سید مصطفی آل حیدر کاظمی (متوفای 1336)، «معجم الملاحم و الفتن» نوشته محمود موسوی دهسرخی و «منتخب الاثر» نوشته آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی نمونه‌ای از این کتاب‌ها هستند. اگرچه موضوع اصلی دو کتاب «الزام الناصب» نوشته آیت الله حائری (متوفی 1333) و «معجم احادیث الامام المهدی» نوشته جمعی از نویسندگان زیر نظر شیخ علی کورانی، تنها مخصوص نشانه‌های ظهور نیست اما در این دو کتاب نیز به صورت گسترده به روایات این باب پرداخته شده است.

در این میان به ندرت کتاب‌هایی یافت می‌شوند که در مقام نقد این روایات بر آمده باشند و صحت و سقم آن‌ها را با واکاوی دقیق و تحلیلی جدی مورد بررسی قرار دهند

گروه دوم از این کتاب‌ها به توضیح و بررسی این روایات پرداخته‌اند و سعی بر انسجام بخشیدن به مجموعه این روایات و یا بخشی از آن‌ها داشته‌اند. نمونه‌ای از این کتاب‌ها عبارتند از: «مئتان و خمسون علامه حتی ظهور الامام المهدی» نوشته محمد علی طباطبایی, «یوم الخلاص» نوشته کامل سلیمان, ترجمه این کتاب با نام «روزگار رهایی» ترجمه علی اکبر مهدی پور و کتاب «عصر الظهور» نوشته شیخ علی کورانی که با عنوان «عصر ظهور» به فارسی نیز ترجمه شده است.

اما در این میان به ندرت کتاب‌هایی یافت می‌شوند که در مقام نقد این روایات بر آمده باشند و صحت و سقم آن‌ها را با واکاوی دقیق و تحلیلی جدی مورد بررسی قرار دهند. با این حال می‌توان به کتاب‌های «دراسة فی علامات الظهور» نوشته علامه جعفر مرتضی عاملی، «موسوعه الامام المهدی» نوشته سید محمد صدر، مقاله «بررسی نشانه‌های ظهور» نوشته اسماعیل اسماعیلی (درج شده در کتاب «چشم به راه مهدی»)، «تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» نوشته مصطفی صادقی اشاره کرد.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

منابع اصلي نشانه‌شناسي ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:49 ق.ظ

امام زمان جمکران

هفتمين ايراد اساسي که براي مستند «ظهور بسيار نزديک است» مطرح شد، عدم توجه به ميزان اعتبار «روايات نشانه‌هاي ظهور» و «منابع آن‌ها» بود که قرار شد در سه بخش به اين مطلب پرداخته شود. بخش اول که بيشتر به عنوان مقدمه مطرح شد، پيشينه منابع روايي نشانه‌هاي ظهور بود. در بخش دوم به اعتبار سنجي «منابع نشانه‌هاي ظهور» پرداخته شد و در نهايت بررسي اعتبار مهم‌ترين منابع کهن در زمينه نشانه‌هاي ظهور با بررسي کتاب «الغيبه» نعماني آغاز گرديد. حال به بررسي سه منبع ديگر مي‌پردازيم:

بررسي اجمالي اعتبار مهم‌ترين منابع کهن در موضوع نشانه‌هاي ظهور

 

1- «الغيبة» نعماني

 

2- «کمال الدين و تمام النعمة»

نويسنده اين کتاب، «محمد بن علي بن بابويه قمي» معروف به شيخ صدوق است که يکي از برجسته‌ترين عالمان شيعه به حساب مي‌آيد و همگان به دانش گسترده، وثاقت، تقوا و درجات والاي معنوي او معترفند.

وي در سال‌هاي ابتدايي قرن چهارم (305 يا 307) در خاندان علم و تقوي و در شهر عالم پرور قم ديده به جهان گشود. پدرش که يکي از دانشمندان و فقهاي برجسته دوران خود بود فرزند دار نمي‌شد. به همين جهت نامه‌اي به حسين بن روح (نائب خاص امام زمان) نوشت و از امام عصر درخواست دعا کرد و حضرت در نامه‌اي براي فرزند دار شدن او دعا فرمود. بنابراين يکي از افتخارات شيخ صدوق اين است که با دعاي امام زمان به دنيا آمده است (رجال نجاشي، ص 262)

شيخ طوسي او را «دانشمندي جليل‌القدر، حافظ احاديث، آشناي به رجال و نقادي عالي مقام در زمينه حديث» معرفي کرده و مي‌گويد: «از نظر حفظ احاديث و کثرت معلومات در ميان دانشمندان قمي، مانند او ديده نشده است. او حدود سيصد اثر تأليفي از خود به يادگار گذاشته است.» (فهرست طوسي، ص 442) البته از ميان تأليفات فراوان او تنها 18 اثر به دست ما رسيده است. در مورد بزرگي شيخ صدوق همين بس که او نويسنده کتاب «من لايحضره الفقيه» يکي از کتب اربعه شيعه (چهار کتاب برتر حديثي) است. وي پس از عمري پر برکت در سال 381 هجري ديده از جهان فرو بست.

شيخ صدوق در مقدمه اين کتاب پس از اشاره به شبهات فراواني که در زمينه غيبت امام عصر وجود دارد، از دستور امام زمان در عالم خواب بر نگارش کتابي در اين زمينه خبر مي‌دهد.

مرحوم علي اکبر غفاري درباره کتاب «کمال الدين و تمام النعمه» مي‌نويسد: «مؤلف در اين کتاب آن چه درباره غيبت روايت شده و بين مردم شهرت داشته از صحيح و ضعيف و حسن و مجعول، جمع کرده است. اما فقط به روايات صحيحه يا اجماعي يا متواتر استدلال مي‌کند.»

وي در اين کتاب در ضمن بيان مناظرات خود و رد شبهات مربوط به امام عصر، به بيان غيبت‌هاي پيامبران پرداخته تا روشن شود که امر غيبت در گذشته هم اتفاق افتاده است. همچنين روايات ديگر ائمه را درباره پيش‌گويي غيبت حضرت مهدي نقل مي‌کند. در اين کتاب 29 روايت در زمينه نشانه‌هاي ظهور با عنوان «باب علامات خروج القائم» آمده است.

نتيجه آنکه نگارنده اين کتاب شخصيتي قابل اعتماد است و کتاب او نيز معتبر مي‌باشد. اما اين به معناي اعتبار تمامي روايات اين کتاب نيست. بلکه پس از گذر از اين مرحله بايد به بررسي اعتبار اسناد دروني اين کتاب پرداخت و پس از آن در مورد اعتبار روايات نظر داد.

شايد اين جمله مرحوم علي اکبر غفاري که در مقدمه اين کتاب آمده بازگو کننده بسياري از مطالب در مورد اعتبار روايات اين کتاب باشد.

وي در اين باره مي‌نويسد: «مؤلف در اين کتاب آن چه درباره غيبت روايت شده و بين مردم شهرت داشته از صحيح و ضعيف و حسن و مجعول، جمع کرده است. اما فقط به روايات صحيحه يا اجماعي يا متواتر استدلال مي‌کند.»

بنابراين روشن است که روايات اين کتاب مخلوطي از روايات معتبر و غير معتبر است که بايد پس از کنکاشي جدي مورد بهره برداري قرار گيرد.

3- «الغيبة» شيخ طوسي

نويسنده اين کتاب، «محمد بن حسن طوسي» تنها کسي است که به «شيخ الطايفه» يعني بزرگ شيعيان معروف گرديده است که اين نشان از عظمت علمي او و جايگاه ويژه‌اش در ميان دانشمندان شيعه دارد. وي در سال 385 در خراسان به دنيا آمد و پس از سال‌ها تلاش علمي در سال 460 در نجف اشرف از دنيا رفت. در کارنامه علمي او «نگارش دو کتاب از کتب اربعه شيعه» (چهار کتاب برتر حديثي)، «نگارش کتاب‌هاي گوناگون در رشته‌هاي مختلف علوم اسلامي»، «رهبري علمي و فتوايي شيعه» و «تاسيس حوزه علميه نجف» وجود دارد که هر يک براي عظمت يک شخصيت علمي کافي است.

هدف اصلي شيخ طوسي از نگارش اين کتاب پاسخ‌گويي به شبهات موجود در زمينه مهدويت بوده است. او در مقدمه کتاب مي‌نويسد:

«من در اين کتاب در صدد پاسخ گويي به سؤالات گوناگون در اين باره (غيبت امام عصر) هستم و براي تاييد سخنان خود به برخي از روايات نيز استناد خواهم کرد تا موجب تأکيد و پذيرش آن از جانب علاقه مندان به روايات گردد.»

بنابراين کتاب الغيبه يک کتاب روايي صرف نيست بلکه در آن به مقتضاي کلام از روايات فراواني استفاده شده است.

در اين کتاب 59 روايت در بخش نشانه‌هاي ظهور قرار گرفته است که سند آن‌ها مشکلات عديده دارد. برخي از آن‌ها از معصوم صادر نشده و تعدادي از آن‌ها از منابع و يا روايان اهل سنت نقل شده است. اگرچه سند روايات نشانه‌هاي ظهور در دو کتاب الغيبة نعماني و کمال الدين شيخ صدوق نيز مشکلات خاص خود را دارد اما چنين شيوه‌اي به ندرت در اين دو کتاب قابل رويت است.

شيخ طوسي برخي از روايات باب نشانه‌هاي ظهور را از استادش شيخ مفيد در کتاب «الارشاد» گرفته است. اما از کتاب الغيبه نعماني استفاده نکرده است. البته مضمون اين دو کتاب در مواردي با هم تطبيق دارند. (تحليل تاريخي نشانه‌هاي ظهور، مصطفي صادقي، ص 31)

4 «الفتن» نعيم بن حماد

نعيم بن حماد مروزي از دانشمندان و محدثان اهل تسنن و از اهالي مرو که در سال 228 از دنيا رفته است. کتاب الفتن او قديمي‌ترين منبع در دسترس مي‌باشد که نشانه‌هاي ظهور را در خود جاي داده است. البته موضوع اين کتاب، پيش‌گويي‌هايي در مورد آينده است که بخشي از روايات آستانه ظهور نيز در آن موجود است.

اما مشکل اساسي ديگري که در روايات اين کتاب وجود دارد اين است که اکثر اسناد اين کتاب به معصوم ختم نمي‌شود. چرا که دانشمندان اهل تسنن گفته صحابه و تابعان را نيز قابل پذيرش مي‌دانند و از شخص آنان نيز حديث نقل مي‌کنند. اما نظر شيعه اين است که تنها سخن امام معصوم قابل پذيرش است و حجيت دارد

سيد بن طاوس از علماي بزرگ شيعه در قرن هفتم به کتاب او اعتماد کرده و حدود يک سوم از کتاب «الملاحم و الفتن» خود را از کتاب او نگاشته است.

در مورد شخصيت او در ميان عالمان اهل تسنن اختلاف نظر وجود دارد. برخي همچون احمد بن حنبل او را توثيق و برخي همچون نسايي او را تضعيف کرده‌اند. برخي نيز در مورد او گفته‌اند که براي تقويت سنت، حديث جعل مي‌کرده است. ذهبي از دانشمندان مهم اهل تسنن مي‌نويسد: نبايد به سخن او استناد کرد چون در کتاب الفتن مطالبي عجيب و غير قابل قبول آورده است. (سير اعلام النبلاء، ج 10، ص 597) اما ابن حجر عسقلاني که از دانشمندان به نام اهل تسنن است در ضمن آنکه او را راست‌گو معرفي کرده، وي را داراي اشتباهات فراوان برشمرده است.(تقريب التهذيب، ج 2، ص 250)

بنابراين از مجموع اين سخنان بر مي‌آيد که در ديدگاه اهل تسنن بر فرض آنکه شخصيت نعيم بن حماد قابل اعتماد باشد، کتاب او و يا احاديث او قابل اعتماد نيست. يعني حداکثر چيزي که از سخنان رجاليون اهل تسنن قابل برداشت است، راست‌گو بودن نگارنده است. اما هيچ يک از آنان بر اعتبار کتاب يا روايات او صحه نگذاشته‌اند.

اما مشکل اساسي ديگري که در روايات اين کتاب وجود دارد اين است که اکثر اسناد اين کتاب به معصوم ختم نمي‌شود. چرا که دانشمندان اهل تسنن گفته صحابه و تابعان را نيز قابل پذيرش مي‌دانند و از شخص آنان نيز حديث نقل مي‌کنند. اما نظر شيعه اين است که تنها سخن امام معصوم قابل پذيرش است و حجيت دارد.

 

نتيجه نهايي در مورد اعتبار اين چهار منبع

کتاب «الفتن» ابن حماد که از منابع اهل تسنن به حساب مي آيد، نزد بزرگان اهل تسنن هم، مقبوليت ندارد. در نتيجه نمي توان به روايات آن اعتماد کرد.

سه منبع ديگر نيز که از منابع شيعي به حساب مي آيند، اگر چه کتاب هاي معتبري هستند و توسط نويسندگان سرشناس و قابل اعتمادي نوشته شده اند اما (همچنان که در بخش بعد خواهيم گفت) اسناد دروني اين کتاب ها داراي مشکلاتي هستند که بايد پيش از استفاده از روايات آن با دقتي عالمانه و توجهي عميق به آنها نظر افکند. بنابراين استفاده يک کاسه از همه روايات اين کتاب همچنانکه در اين مستند رخ داده خطايي بسيار بزرگ است که نتيجه را به انحراف خواهد کشاند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

روایات مستند ظهور میان رد و قبول
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:50 ق.ظ

امام زمان (عج)

هفتمین ایراد اساسی که برای مستند «ظهور بسیار نزدیک است» مطرح شد، عدم توجه به میزان اعتبار «روایات نشانه های ظهور» و «منابع آنها» بود. برای روشن شدن بحث، ابتدا در بخش اول، پیشینه منابع روایی نشانه های ظهور مطرح شد و پس از آن در بخش دوم به اعتبار سنجی این منابع پرداخته شد. حال نوبت به بخش سوم این بحث فرا رسیده است:

 

بخش سوم: اعتبار سنجی اسناد درونی منابع

پس از بررسی اعتبار چهار منبع اصلی روایات نشانه های ظهور، نوبت به بررسی اسناد روایات این منابع می رسد تا پس از واکاوی اسناد درونی این منابع وضعیت سندی این دسته از روایات روشن شود.

در میان این چهار منبع کهن روایی، اعتبار سه منبع شیعی ثابت شد، اما اعتبار کتاب «الفتن» نعیم بن حماد حتی از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن هم بر مسند ننشست. بنابراین باید گفت که تمامی روایات این کتاب، ضعیف السند به حساب خواهند آمد. چرا که با زیر سوال رفتن اعتبار این کتاب، اعتبار تمامی روایات آن نیز خدشه دار خواهد شد و همگی محکوم به ضعف سندی خواهند بود. با این وجود ما به بررسی اجمالی اسناد درونی این کتاب نیز خواهیم پرداخت تا بگوییم گذشته از عدم اعتبار این منبع، ضعف اسناد درونی این کتاب نیز مشکل دیگری بر روی مشکل است.

در برخی از بخش ها تنها یک دهم روایات، به پیامبر بر می گردد که این نکته خصوصا در موضوعی که به پیش بینی مسایل آینده مرتبط می شود به هیچ وجه قابل اعتماد نخواهد بود. از مجموع حدود 170 روایتی که درباره مهدی و سفیانی است، تنها 25 روایت به معصوم می رسد که این تنها یک هفتم روایات این باب می باشد

الف ـ اعتبار اسناد کتاب «الفتن» نعیم بن حماد

گفتیم که به دلیل ثابت نشدن اعتبار این کتاب دیگر جای سخن در مورد اسناد روایات این کتاب باقی نخواهد ماند و همه روایات آن ضعیف السند به شمار خواهد آمد. اما گذشته از آن، باید گفت که سندهای روایات این کتاب نیز دچار مشکلات فراوانی است که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد. بنابراین حتی اگر اعتبار کلیت کتاب نیز ثابت می شد، گذر از این ایرادات امکان پذیر نبود و ضعف سندی اکثر این روایات را به دنبال می داشت. برخی از این ایرادات عبارتند از:

 

1ـ بیشتر روایات این کتاب از صحابه یا تابعان نقل شده و اسناد این روایات به پیامبر نمی رسد. در برخی از بخش ها تنها یک دهم روایات، به پیامبر بر می گردد که این نکته خصوصا در موضوعی که به پیش بینی مسایل آینده مرتبط می شود به هیچ وجه قابل اعتماد نخواهد بود. از مجموع حدود 170 روایتی که درباره مهدی و سفیانی است، تنها 25 روایت به معصوم می رسد که این تنها یک هفتم روایات این باب می باشد.

جدای از آنکه شیعه به هیچ عنوان به چنین احادیثی اعتنا نمی کند، بسیاری از دانشمندان اهل تسنن نیز چنین احادیثی را به دلیل موقوف یا مقطوع بودن (منتهی نشدن به پیامبر) حجت نمی دانند.

2ـ گذشته از آنکه اکثر روایات این کتاب به پیامبر نمی رسد، مشکل دیگر این است که این روایات به افراد مسأله داری همچون کعب الاحبار (یهودی نفوذی در میان مسلمانان)، زهری (دانشمند درباری) و ابوهریره (واضع و جعل کننده مشهور حدیث) ختم می شود که این بر مشکلات سندی کتاب می افزاید. البته باید توجه داشت، بر خلاف بسیاری از منابع اهل تسنن که از امامان معصوم ما حدیثی نقل نمی کنند، در این کتاب روایاتی از امیر مومنان علی علیه السلام و امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است.


در هر صورت این کتاب گذشته از آنکه به عنوان منبعی معتبر (حتی در میان اهل تسنن) به حساب نمی آید اکثر روایاتش نیز از اعتبار سندی برخوردار نیست. البته نتیجه عدم اعتبار این منبع، ضعف سندی تمامی روایات آن خواهد بود و دست ما را در استفاده از این روایات خواهد بست و یا با نگاهی خوش بینانه تر، ما را در بهره گیری از این روایات بسیار محدود خواهد کرد. چرا که تنها از روایاتی اجازه استفاده خواهیم داشت که «هم مضمون» روایات معتبر باشد و یا با قراین دیگری بتوان اعتبار آن را بر مسند نشاند که چنین روایاتی بسیار اندک خواهند بود و چنین کاری هم بس دشوار.

 

ب ـ اعتبار اسناد سه منبع کهن شیعی

پس از بررسی اعتبار سه منبع شیعی و بر مسند نشستن اعتبار این کتاب ها، نوبت به بررسی «اعتبار اسناد روایات» این کتاب ها فرا می رسد. چراکه اعتبار منبع روایی به تنهایی نمی تواند دلیلی بر اعتبار تمامی روایات آن کتاب باشد. بلکه پس از اطمینان از اعتبار اصل کتاب، باید اسناد روایات آن را بررسی کرد و پس از تحلیل و واکاوی این اسناد و اطمینان از اعتبار آنها به بهره برداری از آن روایات، همت گمارد.

با دقت در اسناد این سه کتاب کهن روایی (الغیبه نعمانی، کمال الدین شیخ صدوق و الغیبه شیخ طوسی)، به نکات مهمی در این زمینه دست خواهیم یافت که نتیجه آن ضعف سندی قسمت قابل توجهی از این روایات خواهد بود.

اگرچه ضعف سندی این روایات به معنای «جعلی بودن» و یا «دروغ بودن» تمامی آنها نیست، اما با این وجود استفاده و بهره برداری از آنها را دچار مشکل خواهد کرد.

آنچه در دید عموم مردم جا افتاده این است که روایت ضعیف به معنای جعلی، کذب و غیر واقعی است. اما باید دانست که روایت ضعیف السند، طیف گسترده ای از سخنان را در برمی گیرد که گاه ممکن است بازتابی از واقعیت هم داشته باشد

توضیح این که سند روایت، پلی است که ما را به قرن ها پیش مرتبط می سازد. بنابراین انقطاع و یا تخریب قسمتی از آن، ارتباط ما با گذشته را قطع خواهد کرد. روایت ضعیف السند هم به این معنا است که در مسیر سند آن، انقطاع و یا خللی ایجاد شده که اطمینان ما را به روایت خدشه دار می کند.

 

به بیان دیگر هدف ما از دریافت هر روایتی این است که نظر معصوم را بدانیم و از زلال کلام او بهره بجوییم. برای دستیابی به کلام معصوم نیز باید به سند روایت اطمینان حاصل کرد و پس از اطمینان از اتصال و صحت سلسله سند، گوش جان به سخن معصوم داد. اما اگر در اتصال و یا صحت این مسیر تاریخی، خللی وارد شود دیگر نمی توان به این اطمینان رسید که این سخن از معصوم صادر شده است.

بنابراین ضعف سند هر روایتی تنها می خواهد این نکته را گوشزد کند که این پلِ گسترش یافته در اعماق تاریخ، قابل اطمینان نیست. اما در مورد جعلی و یا غیر واقعی بودن آن ساکت است و سخنی نمی گوید.

آنچه در دید عموم مردم جا افتاده این است که روایت ضعیف به معنای جعلی، کذب و غیر واقعی است. اما باید دانست که روایت ضعیف السند، طیف گسترده ای از سخنان را در برمی گیرد که گاه ممکن است بازتابی از واقعیت هم داشته باشد. به بیان دیگر اگر چه در مجموعه روایات ضعیف، سخنان جعلی، کذب و انحرافی هم وجود دارد اما ممکن است در این میان واقعیت تحریف شده و یا واقعیت ثابت نشده نیز وجود داشته باشد.

بنابراین اگر در کنکاش علمی خود به این نتیجه رسیدیم که اکثر این روایات ضعیف السند هستند، نباید همه این روایات را کذب و غیر واقعی دانست. بلکه باید گفت که احتمال دارد برخی از این روایات ریشه در واقعیت داشته باشند.

البته در بخش های بعد خواهیم گفت که احتمال جعل و تحریف در میان روایات نشانه های ظهور بسیار است که این نکته هم احتمال انعکاس واقعیت را در این گونه از روایات کمتر خواهد کرد.

در قسمت بعد دلایل ضعیف السند بودن روایات نشانه های ظهور را در سه منبع کهن شیعی بررسی خواهیم کرد تا روشن شود که این مستند هیچ توجهی به اعتبار این روایات نداشته اند و با همه آنها برخوردی یکسان کرده اند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

نشانه های متصل و منفصل ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:51 ق.ظ

امام زمان (عج)

توجه نداشتن به گونه های مختلف نشانه های ظهور از روایات بر می آید که نشانه های ظهور گونه های مختلفی همچون نشانه های «حتمی» و «غیر حتمی»، نشانه های «متصل» و «منفصل» و نشانه های «عادی» و «غیر عادی» دارد. باید دانست که بررسی و تحلیل نشانه های ظهور بدون در نظر داشتن گونه های مختلف آن، امکان پذیر نخواهد بود و ما را به خطا خواهد کشاند. اما برای روشن شدن موضوع ابتدا کمی در مورد برخی از این گونه ها توضیح خواهیم داد:

 

الف ـ «نشانه های حتمی» و «نشانه های غیر حتمی»

بنابر روایات معتبر، پاره ای از نشانه های ظهور، «حتمی» و پاره ای از آنها «معلق و مشروط» است. (الارشاد، ج 2، ص 370) به بیان دیگر گویا حوادث آینده بشر در دو لوح مجزا قرار گرفته که در یکی، «حوادث حتمی» و در دیگری «حوادث معلق و مشروط» درج شده است. بدین ترتیب حوادث لوح اول تغییر ناپذیرند اما ممکن است، حوادث لوح دوم در آینده به وسیله اموری همچون دعا، نفرین، کارهای خیر و یا اعمال ناپسند تغییر کند.

بنابراین مقصود از نشانه های حتمی ظهور این است که تا چنین نشانه هایی واقع نشود، حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نخواهد کرد. پس روشن است که هر کس پیش از واقع شدن این نشانه ها ادعایی بر ظهور حضرت داشته باشد، ادعایی نادرست خواهد بود.

این نکته بسیار پر اهمیتی است که سازندگان این مستند، توجهی به آن نداشته اند و بدون در نظر داشتن گونه های مختلف نشانه های ظهور به انبار کردن این نشانه ها و تطبیق های گوناگون دست زده اند

با اینکه در منابع روایی نشانه های فراوانی برای ظهور مطرح شده اما بر روی تعداد اندکی از آنها مُهر «حتمی» بودن خورده است. محدثان بر حتمی بودن پنج نشانه که در حدیثی از امام صادق علیه السلام ذکر شده، متفق القول اند. (الكافی، ج 8، ص 310، کمال الدین، ج 2، ص 650) این نشانه های پنج گانه عبارتند از: «صیحه آسمانى، (خروج) سفیانى، فرو رفتن بیابان بیداء (واقع در مکه)، كشته شدن نفس زكیه و (خروج) یمانى.» البته در برخی دیگر از روایات به جای خروج یمانی از خروج خراسانی یاد شده است (الغیبه نعمانی، ص 290) که ممکن است هر دو و یا تنها یکی از آنها از جمله نشانه های حتمی به حساب آیند.

 

ب ـ «نشانه های متصل و نزدیک به ظهور» و «نشانه های منفصل و دور»

در میان نشانه های ظهور برخی به عنوان نشانه های نزدیک و متصل به ظهور مطرح شده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که پس از اشاره به برخی از نشانه های مهم ظهور، چنین فرمود:

«إِنَّمَا هُوَ كَنِظَامِ الْخَرَزِ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضا.» (الغیبة للنعمانی، ص 262)؛ این نشانه ها همچون رشته منظّمى به دنبال هم خواهد بود.

بنابراین از روایات بر می آید که شماری از نشانه های ظهور که بیشتر همان نشانه های حتمی هستند، نزدیک ظهور و متصل به آن رخ خواهند داد و در مدت زمانی حدود یک سال یا اندکی بیشتر از آن به وقوع خواهند پیوست.

برای نمونه بنابر روایات فاصله میان کشته شدن نفس زکیه و قیام قائم بیش از 15 شب نخواهد بود. (الغیبه شیخ طوسی، 445) خروج سفیانی و یمانی هم همزمان با یکدیگر خواهد بود (الارشاد، ج 2، ص 375) و فاصله آن تا قیام حضرت از 15 ماه بیشتر نخواهد بود. (بحارالانوار، ج 52، ص 248)

اما در مقابل، روایات فراوانی وجود دارد که با اینکه به پیدایش نشانه هایی در عصر غیبت خبر داده است اما پیوستگی به دوران ظهور در آن مطرح نیست و ممکن است با فاصله زیاد از ظهور حضرت، واقع شوند. همچنانکه برخی از بزرگان به تعدادی از این نشانه ها که تا کنون به حقیقت پیوسته، اشاره کرده اند. همانند سقوط بنی عباس، در آمدن پرچم های سیاه از ناحیه خراسان، خروج مغربی و تشکیل دولت فاطمیان، وارد شدن ترک ها در منطقه جزیره، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام، بالا آمدن آب دجله و سرازیر شدن آن به کوچه های کوفه، بسته شدن پل بر روی دجله، بین بغداد و کرخ. (چشم به راه مهدی، مقاله بررسی نشانه های ظهور، اسماعیل اسماعیلی، ص 247)

 

نتیجه

ادعای «بسیار نزدیک بودن ظهور» بر فرض اینکه از لحاظ روایات اشکالی نداشته باشد، تنها موقعی پذیرفتنی خواهد بود که «نشانه های حتمی» و «نشانه های متصل ظهور» یکی پس از دیگری و به صورت زنجیروار به وقوع بپیوندند.

بنابراین اگر همه «نشانه های غیر حتمی ظهور» رخ دهند و تمام آنچه که به عنوان «نشانه های منفصل» مطرح است هم به وقوع بپیوندند، نمی توان ادعا کرد که «ظهور بسیار نزدیک است». همچنین حتی اگر تعدادی از «نشانه های متصل به ظهور» هم به وقوع بپیوندند، چنین ادعایی قابل ارائه نیست. زیرا بنابر روایات معتبر تا وقتی که یکی از «نشانه های حتمی» رخ ندهد، ظهور محقق نخواهد شد و امکان تعویق آن (و یا به اصطلاح علمی آن «بداء») وجود خواهد داشت. بنابراین روشن است که تا وقتی یکی از نشانه های حتمی ظهور رخ نداده، نمی توان ادعا کرد که «ظهور بسیار نزدیک است».

این نکته بسیار پر اهمیتی است که سازندگان این مستند، توجهی به آن نداشته اند و بدون در نظر داشتن گونه های مختلف نشانه های ظهور به انبار کردن این نشانه ها و تطبیق های گوناگون دست زده اند.

بنابراین حوادث ایران، مصر، یمن، عربستان و غرب بر فرض صحت تطبیق های گفته شده، تنها می توانند ما را امیدوار به ظهور کنند نه اینکه ما را به این باور برسانند که «ظهور بسیار نزدیک است»

بی شک وقتی خود ائمه، تنها گروهی از نشانه های ظهور را حتمی می دانند و مابقی را غیر حتمی برمی شمرند، دلیلی ندارد که این گونه از نشانه ها پررنگ جلوه داده شوند و همچون نشانه های حتمی ارائه گردند.

نگاه به نشانه های مطرح شده در این فیلم نشان می دهد که جز یکی دو مورد، همه این نشانه ها از نشانه های غیر حتمی ظهور به حساب می آیند و هیچ دلیلی بر مدعا نمی باشند. برخی از آنها همانند مرگ عبدالله و شورش شیصبانی حتی از نشانه های متصل به ظهور هم نیستند.

برخی دیگر هم که از نشانه های متصل به ظهور هستند، بر فرض آنکه مصداق های بیان شده در فیلم در مورد آنها صحیح باشد، از نشانه های غیر حتمی هستند. بنابراین حوادث ایران، مصر، یمن، عربستان و غرب بر فرض صحت تطبیق های گفته شده، تنها می توانند ما را امیدوار به ظهور کنند نه اینکه ما را به این باور برسانند که «ظهور بسیار نزدیک است».

اگرچه در این مستند به برخی از «نشانه های حتمی ظهور» همچون قیام سفیانی، اشاره شده است اما تنها با مصداق سازی دور از واقع تلاش شده تا بیننده را به این نتیجه برساند که سفیانی در عصر کنونی وجود دارد.

سخن این است که پیدا کردن مصداق سفیانی هیچ دلیلی بر نزدیک بودن ظهور نیست. زیرا مصداق سفیانی از جمله نشانه های حتمی ظهور نمی باشد بلکه شورش و قیام او است که به همراه حوادث فراوان دیگری که پیش و پس از آن خواهد بود، نشان از بسیار نزدیک بودن ظهور خواهد داشت.

به بیان دیگر ممکن است در طول تاریخ افراد فراوانی شبیه به آنچه که در این مستند بر سفیانی تطبیق شده، وجود داشته باشند اما همانطور که گفتیم شورش یکی از این افراد، آن هم با وضعیتی که در روایات معتبر مطرح شده، باید شکل بگیرد و پس از آن با نشانه های متصل و نشانه های حتمی دیگر درآمیزد و صحنه ای واضح از آنچه که در روایات معتبر آمده به تصویر کشد. اما در غیر این صورت بنابر فرمایش خود معصومان هیچ ادعایی مبنی بر بسیار نزدیک بودن ظهور، پذیرفتنی نخواهد بود.

در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «ما اهل بیت، هرگز وقتى را (برای ظهور) معیّن نمی كنیم. همانا پیشاپیش این امر، پنج نشانه است: نخستین آنها آوازى است در ماه رمضان و خروج سفیانى و خروج خراسانى و كشته شدن نفس زكیّه و فرو رفتن (دشت) بیداء». (الغیبه نعمانی، ص 290)

روح تمامی ما برای ظهور دردانه فاطمه پرمی گشد و قلب هایمان برای آمدنش می طپد. اما این دلیل نمی شود که از جاده ای که اهل بیت برای ما ترسیم کرده اند منحرف شویم و پیش تر از آنان و در مسیری دیگر پای نهیم.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

علت تحریف کنندگان روایات ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:53 ق.ظ


توجه نداشتن به احتمال جعل و تحریف معمولاً هر حرکت سودمند و اصیلی در طول تاریخ، سودجویان و منفعت طلبانی را هم در کنار خود درک کرده است. تعلیم آموزه‌های کامل‌ترین آیین الهی نیز که سودمندترین حرکت عالم به حساب می‌آید، از این قاعده مستثنی نبوده است و رهزنان بسیاری را به خود دیده است. بنابراین آموزه‌های ناب اسلام هم که از دو طریق قرآن و اهل بیت به عالمیان عرضه شد، در معرض جدی تاریک دلان بوده است. اما در این میان خداوند حفاظت یکی از این دو طریق یعنی قرآن را خود بر عهده گرفت تا قانون اساسی زندگی همیشه و در همه حال از آسیب در امان باشد و از سوی دیگر حفاظت طریق دیگر یعنی سخنان معصومان را بر عهده دانشمندان، مؤمنان و متدینان جامعه قرار داد.

اما پرسش پراهمیت این است که آیا هجمه رهزنان و سودجویان به همه موضوعات مطرح شده از جانب پیامبر و امامان معصوم، به صورت مساوی شکل گرفته و یا سود و زیان آنان در اندازه این هجمه ها تأثیر گذار بوده است؟

روشن است که افراد سودجویی که حدیث اهل بیت را وسیله‌ای برای پیشرفت خود قرار می‌دهند، در هر بابی متناسب با انگیزه‌ها و منافع خود ورود پیدا می‌کنند و به دروغ پردازی و جعل می‌پردازند. چنین افرادی با انگیزه‌های از پیش تعیین شده فردی و یا گروهی به جعل حدیث و دروغ پردازی به معصومان پرداخته‌اند تا بتوانند از این میان به نفع دلخواه خود دست یابند. بنابراین باید دانست که احتمال جعل یا تحریف روایات معصومان در برخی از موضوعات بیش از موضوعات دیگر است. زیرا موضوعاتی که با منافع گروهی و شخصی گره خورده‌اند، در معرض آسیب جدی و خطر بیشتری قرار دارند و انگیزه بیشتری را برای جعل حدیث ایجاد می‌کنند.

 

انگیزه فراوان جعل حدیث در موضوع نشانه‌های ظهور یکی از موضوعاتی که انگیزه‌های گروه‌ها و اشخاص فراوانی را به سوی خود جلب کرده، مسأله مهدویت است. ظهور پیشوایی که قرار است، حکومتی جهانی داشته باشد و بر همه عالم تسلط یابد، بسیاری را به وسوسه انداخته تا خود را به نحوی به این حکومت جهانی منتسب کنند. به همین دلیل است که در میان شاخ و برگ‌های مختلف موضوع مهدویت هیچ شاخه‌ای همانند مسأله نشانه‌های ظهور، وسوسه کننده جاعلان حدیث نبوده است.

باید دانست که احتمال جعل یا تحریف روایات معصومان در برخی از موضوعات بیش از موضوعات دیگر است. زیرا موضوعاتی که با منافع گروهی و شخصی گره خورده‌اند، در معرض آسیب جدی و خطر بیشتری قرار دارند و انگیزه بیشتری را برای جعل حدیث ایجاد می‌کنند

 

از سوی دیگر علاقه مندی شدید مردم به آگاهی از اخبار غیبی و چگونگی رخدادهای آینده به کمک سودجویان آمده است و آنان را در برآورده شدن منافع فردی یا گروهیشان یاری داده است.

در این میان حکومت‌های ستمگر، گوی سبقت را از دیگر سودجویان ربوده‌اند و با استفاده از دروغ پردازی و یا تغییر این روایات برخی از خواسته‌های خود را عملی کرده‌اند.

آنان برای موجه جلوه دادن کار خویش، دست به جعل و تحریف‌هایی زدند تا به مردم بفهمانند کارها و ادعاهای آنان پیش بینی شده است و هیچ کس نمی‌تواند در برابر آن بایستد و ابراز مخالفت کند. برای مثال در تاریخ چندین نفر هستند که خود را سفیانی معرفی کرده‌اند. یکی از آنان علی بن عبدالله بن خالد است که در سال 159 ادعا کرد، همان سفیانی موعود است و برای درست جلوه دادن ادعای خویش، شورش‌هایی را هم ایجاد کرد. (الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج 6، ص 249)

به همین دلیل است که برخی از اهل نظر، روایات سفیانی را ساخته و پرداخته خالد بن یزید دانسته و گفته‌اند: چون وی می‌خواست زمینه را برای حکومت نواده‌اش فراهم کند و حکومت را از چنگ مروانیان به خاندان معاویه باز گرداند، دست به جعل چنین روایاتی زده است.(چشم به راه مهدی، مقاله بررسی نشانه‌های ظهور، اسماعیل اسماعیلی، ص 253)

البته اصل این مسأله که شورش سفیانی یکی از نشانه‌های ظهور می‌باشد، قابل انکار نیست. چرا که روایات صحیح السندی وجود دارند که شورش او را از جمله نشانه‌های حتمی ظهور برمی شمرند. اما باید دانست که روایات تحریف شده و یا ساختگی در این زمینه هم کم نیستند. برای مثال در منابع اهل تسنن به این روایت بر می‌خوریم که: «سفیانی از فرزندان خالد بن یزید است.» (منتخب الاثر، لطف الله صافی، ص 458) که به احتمال زیاد این روایت توسط خود او جعل شده تا ادعای نوه خود را اثبات کند.


جدای از حکومت‌ها، برخی از گروه‌ها و فرقه‌ها نیز خواسته‌اند تا با جعل حدیث، قیام خود را قیام عدل گستر حضرت مهدی معرفی کنند. همانند قیام محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه که از نوادگان امام مجتبی به حساب می‌آمد. خاندان بنی عباس نیز از وجود او بهترین بهره برداری را برای نابودی بنی‌امیه و به دست گرفتن قدرت صورت داد. به احتمال زیاد این روایت نیز بر ساخته عباسیان باشد که می‌گوید: «نامش (نام مهدی) محمد بن عبدالله است و در زبانش لکنت وجود دارد.» (مقاتل الطالبین، ص 162) چرا که محمد بن عبدالله نیز به سختی سخن می‌گفته است و نمی‌توانسته همه کلمات را به خوبی ادا کند.

این گوشه‌ای از حرکات سودجویانه است که در موضوع مهدویت رخ داده است. بنابراین باید چنین نتیجه گرفت که از میان انبوهی از روایات نشانه‌های ظهور که تعداد اندکی از آن‌ها صحیح السند هستند، قطعاً شمار قابل توجهی از آن‌ها دچار آفت جعل و تحریف شده‌اند.

 

متأسفانه حجم وسیعی از کتاب‌هایی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به موضوع نشانه‌های ظهور پرداخته‌اند نیز به این امر دامن زده‌اند. علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتابی با نام «علامات الظهور و الجزیره الخضراء» به برخی از این منابع و جعل و تحریف‌های آشکاری که در آن‌ها موجود است, اشاره کرده است.

بررسی راویان این روایات که در قسمت پیشین انجام گرفت نیز بر بی اعتمادی ما به روایات ضعیف السند این دسته از روایات می‌افزاید. چرا که علاوه بر راویان ناشناخته و ضعیف، انبوهی از راویان منحرف اعتقادی، دروغ‌گو، وضاع و جعل کننده حدیث در میان آن‌ها وجود دارد.

یکی از موضوعاتی که انگیزه‌های گروه‌ها و اشخاص فراوانی را به سوی خود جلب کرده، مسأله مهدویت است. ظهور پیشوایی که قرار است، حکومتی جهانی داشته باشد و بر همه عالم تسلط یابد، بسیاری را به وسوسه انداخته تا خود را به نحوی به این حکومت جهانی منتسب کنند

البته برخی از بزرگانی که به گردآوری این روایات پرداخته‌اند، خواسته‌اند تا کلیت این روایات باقی بماند تا انباری از روایات گوناگون در اختیار پژوهشگران آینده قرار گیرد. همچنین هدف دیگر آنان از جمع آوری روایات صحیح و سقیم این بوده که نشان دهند همگان در اصل ظهور اتفاق نظر دارند و شکی در آن وجود ندارد. (چشم به راه مهدی، ص 256)

علامه مجلسی پس از نقل روایتی در موضوع نشانه‌های ظهور چنین می‌نویسد:

این روایت را که متن آن درآمیخته با اشتباه است و سند آن به بدترین خلق خدا یعنی عمر بن سعد (لعنة الله) منتهی شده، آوردم. زیرا در برگیرنده اخباری از حضرت مهدی است که اتفاق مخالف و موافق در مورد وی را نمایان می کند. (بحار الانوار، ج 52، ص 227)

نتیجه

از میان انبوهی از روایات نشانه‌های ظهور که تعداد اندکی از آن‌ها صحیح السند هستند، قطعاً شمار قابل توجهی از آن‌ها دچار آفت جعل و تحریف شده‌اند که پرهیز و دقت فراوانی را خواهد طلبید و مسلماً تشخیص آن هم بر عهده پژوهشگران خبره خواهد بود. اما متأسفانه در این مستند با همه روایات به صورت مساوی برخورد شده است و بدون در نظر داشتن احتمال جعل و تحریف از آن‌ها بهره گیری شده است.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

دلایل توقیتی بودن مستند ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:55 ق.ظ

دلایل توقیتی بودن این مستند

 

1ـ توقیتی بودن برآیند حاصل از فیلم.  

 

2ـ سخنان آشکار در توقیت

مسیر هر مجموعه ای را اهداف از پیش تعیین شده آن روشن می سازد و روند کلی آن را ترسیم می نماید. گفتیم که این مستند از یک سو به دلیل در پیش رو قرار دادن هدفی انحرافی، به دام پرتگاه توقیت افتاده است و از سوی دیگر به خاطر پایبندی به مسایل دینی، در این دامِ خودساخته، دست و پا می زند.

گویا که سازندگان این مستند از یک سو سعی دارند از افتادن در دام توقیت بپرهیزند و از سوی دیگر با هدفی که از پیش تعیین کرده اند، بالاجبار به این پرتگاه خطرناک کشیده شده اند. «پیدا کردن مصداق های نشانه های ظهور در دوران کنونی» آن هم به سبک افراطی که در این مجموعه پی گرفته شده است، هدفی است انحرافی که خواسته یا ناخواسته انسان را به دام توقیت می کشاند. بنابراین روشن است که نتیجه برآمده از چنین هدفی انحراف از مسیر اهل بیت است و به تعیین وقت برای ظهور منتهی می گردد.

اما آنچه که در اینجا باید گفت این است که هدف انحرافی این فیلم تنها در نتیجه و برآیند آن جلوه نکرده است و گاه به صورت بیانی صریح و واضح، هویدا شده است. البته بدیهی است که چنین هدف و مسیری خود را در نقطه ای حساس بروز خواهد داد و به ناگاه تمام آنچه در دل دارد، نمایان خواهد کرد.

در لحظات پایانی فیلم به این جمله برمی خوریم که گویا نتیجه عریان و آشکار فیلم از زبان سازندگان آن است. مجریان برنامه در زمان 1:12:15 می گوید:

«خورشید امامت در حال طلوع است و چه سعادتمند مردمی هستیم ما که توفیق درک این لحظات درخشان تاریخ بشریت را یافته ایم. بیایید به شکرانه این نعمت عظیم الهی با جهاد علمی و ایمانی سهمی در برپایی حکومت صالحان داشته باشیم. اخبار شگفت انگیز و شادی بخش بسیاری در راه است. به امید زیارت جمال زیبای یوسف فاطمه در آینده ای بسیار نزدیک.»

سوال ما این است که آیا این جملات، محدود کردن دوران ظهور به عصر کنونی نیست و آیا چنین کاری تعیین وقتی آشکار برای ظهور به حساب نمی آید؟ آیا در این جملات، رنگ و بویی از احتمال هم قابل رویت است؟

اگر آغاز حرکت اجتماعی ـ سیاسی دکتر احمدی نژاد را سال 1384 فرض کنیم و 72 ماه یعنی 6 سال بر آن بیافزاییم، چه نتیجه ای خواهیم گرفت؟ آیا کنار هم نهادن این جملات و تطبیق ها سال 1390 را به عنوان سال ظهور نشان نخواهد داد؟ آیا این نوعی تعیین وقت برای ظهور نیست؟

این جملات که در واپسین لحظات فیلم به عنوان نتیجه و ثمره این مجموعه عنوان شده است، به خوبی نشان دهنده روند کلی فیلم و هدف سازندگان آن است. هدفی که نه رنگ و بویی از احتمال دارد و نه پرهیز از توقیت در آن دیده می شود.

3ـ سخنان ملازم توقیت

جملات مختلف در بردارنده مفاهیم گوناگونی هستند که با استفاده از پل کلمات، خود را به جان مخاطبانشان می رسانند. اما باید دانست که همه این مفاهیم به صورت مستقیم و بی پرده (دلالت مطابقی) انتقال نمی یابند و گاه به صورت پیوست و الصاق (دلالت التزامی) به مخاطب ارائه می گردند. به بیان دیگر برخی از سخنان، نتایجی را به همراه دارند که ممکن است به وضوح در آن جملات، بیان نشده باشند.

در میان جملات به کار رفته در این مستند نیز جملات فراوانی است که به صورت مستقیم در باب تعیین وقت، سخن نگفته است؛ اما ملازم و نتیجه آنها برای ظهور، تعیین وقت می کند. به بیان دیگر مخاطب با شنیدن این جملات به حساب و کتاب، روی خواهد آورد و با یک حساب سر انگشتی به دام توقیت خواهد افتاد و خود به خود برای ظهور، تاریخ خاصی را در نظر خواهد گرفت. این جملات همانند یک سراشیبی تند هستند که به محض ورود، انسان را به سرعت در دورن می کشند و پرتگاه توقیت را مهیای سقوط حتمی می کنند. اکنون برخی از این جملات را با هم مرور می کنیم:

ـ مجری برنامه در زمان 21:30 چنین می گوید:

«با تامل در روایات، می توان فهمید که فاصله آغاز انقلاب ایرانیان تا ظهور، بیشتر از عمر یک انسان معمولی نخواهد بود.»

در حقیقت این جمله می خواهد این مفهوم را در ذهن مخاطب بنشاند که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) یکی از نشانه های ظهور است که فاصله آن تا آمدن حضرت، کمتر از عمر یک انسان معمولی است.

حال بیایید با هم به جملاتی که خود به خود پس از شنیدن این جمله در ذهن انسان نقش می بندد، بیاندیشیم: «اگر آغاز انقلاب اسلامی را سال 1342 بدانیم و عمر یک انسان معمولی را 60 سال فرض کنیم، ظهور حضرت باید حداکثر تا سال 1402 رخ دهد. بنابراین ظهور حضرت حداکثر تا 12 سال آینده اتفاق خواهد افتاد!»

بنابراین می بینید که این جمله و جملات مشابه آن به طور عادی تعیین وقت را به همراه خود می آورند و توقیت را پیوسته در پی خود می کشند.

ـ یکی از شخصیت های مرتبط با دوران ظهور «شعیب بن صالح» است. در این مستند پس از گردآوری ویژگی های شخصیت شعیب بن صالح در روایات گوناگون، این جایگاه بر رئیس جمهور کنونی جناب آقای دکتر احمدی نژاد تطبیق داده شده است. اما نکته پراهمیت این است که در ابتدای بحث در مورد شعیب بن صالح و پیش از تطبیق مذکور، مجری برنامه چنین گفته است: (زمان 56:27)

«یکی از شخصیت های بسیار مهم عصر ظهور، شعیب بن صالح می باشد. بنابر روایات، شعیب، 72 ماه قبل از ظهور، حرکت خود را آغاز می کند.»

حال اگر این جمله را در کنار تطبیق مذکور قرار دهیم، چه نتیجه ای در ذهن شنونده نقش خواهد بست؟ آیا مخاطب، شروع به تخمین سال و ماه ظهور نخواهد کرد؟ آیا نتیجه چنین سخنانی تعیین وقت برای ظهور نخواهد بود؟

اگر آغاز حرکت اجتماعی ـ سیاسی دکتر احمدی نژاد را سال 1384 فرض کنیم و 72 ماه یعنی 6 سال بر آن بیافزاییم، چه نتیجه ای خواهیم گرفت؟ آیا کنار هم نهادن این جملات و تطبیق ها سال 1390 را به عنوان سال ظهور نشان نخواهد داد؟ آیا این نوعی تعیین وقت برای ظهور نیست؟

پر واضح است که هر مخاطبی که چنین جملاتی را بپذیرد، با کنار هم نهادن آنها به دام تعیین وقت برای ظهور خواهد افتاد و به شور و شعفی کاذب و مخرب گرفتار خواهد شد. بنابراین روشن است که این گونه از جملات نیز ورود در منطقه ممنوعه توقیت به حساب می آید.

اما باز هم ممکن است گفته شود که همه مصداق های بیان شده در این فیلم همراه با احتمال عنوان شده و بیان احتمالی هیچ گاه مصداقی از تعیین وقت نخواهد بود.

اما در بخش بعد پاسخ خواهیم داد که گذشته از آنکه در بسیاری از موقعیت های فیلم، رنگ و بویی از احتمال دیده نمی شود، نتیجه بر آمده از این فیلم نیز خارج از محدوده احتمال و امکان است.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

خطر تعیین وقت برای ظهور
پنج شنبه 23 تیر 1390  11:57 ق.ظ

دلایل توقیتی بودن این مستند گفتیم که این مستند بنابر اقرار تلویحی خود سازندگان و بنابر نقد انبوهی از بزرگان و اندیشمندان دینی، در دام پر خطر «توقیت» افتاده و برای ظهور حضرت، تعیین وقت کرده است و به بینندگان چنین القا می کند که ظهور در تاریخی محدود به آینده ای بسیار نزدیک ـ یعنی عصر کنونی که ما در آن زندگی می کنیم ـ رخ خواهد داد.

اگرچه تعداد انگشت شماری از اندیشمندان در ابتدا در مقام دفاع از این مستند برآمدند و توقیت برآمده از این مستند را انکار کردند. (رادیو گفتگو، مناظره حجج اسلام قائم مقامی و جعفری، تاریخ 30/01/90) اما در نهایت گویا که آنها نیز با کنکاش بیشتر در این فیلم به توقیتی بودن نتیجه این فیلم اذعان داشته اند و مقابله با انحراف برآمده از آن را البته به دور از توهین به سازندگان آن، پذیرفته اند.(خبرگزاری ایسنا، تاریخ 07/02/90، کد خبر: 04034ـ9002)

ما در این نوشتار به دلایلی اشاره خواهیم کرد که ثابت می کند، روند فیلم چیزی جز توقیت را به همراه نخواهد داشت و در نهایت هیچ جایی برای توجیه باقی نخواهد گذاشت. این دلایل عبارتند از:

سازندگان این مستند در همان جمله ای که تعیین وقت برای ظهور را نکوهیده می دانند، در دام توقیت افتاده اند و نتیجه برآمده از روایات نشانه های ظهور را روشن شدن محدوده تاریخی برای ظهور، معرفی می کنند که مسلما این همان تعیین وقت برای ظهور است

1ـ توقیتی بودن برآیند حاصل از فیلم

 

توجه و دقت نظر در این مستند نشان خواهد داد که سازندگان این فیلم، گاه به صورت مستقیم و گاه به صورت غیر مستقیم برای ظهور، تعیین وقت کرده اند. اما باید دانست که ریشه چنین اظهار نظرهایی را باید در هدف اصلی و روند کلی این فیلم جستجو کرد. چرا که همین هدف از پیش تعیین شده است که سازندگان این مجموعه را بالاجبار در دام تعیین وقت انداخته است.

اگرچه سازندگان این مستند در ابتدای این فیلم از زبان مجری برنامه به ممنوعیت «تعیین وقت برای ظهور» اشاره می کنند و خود را آگاه به این نکته معرفی می نمایند و سعی بر آن دارند تا در این پرتگاه پرخطر نیافتند اما نگاهی اجمالی به جملات، تصاویر و برآیند حاصل از فیلم، نمایانگر تناقضی آشکار میان گفتار و عملکرد آنها است.

این تناقض، چنان هویدا است که حتی به وضوح در جملات ارائه شده در این مستند نیز قابل رویت است. سازندگان این مستند در همان جمله ای که تعیین وقت برای ظهور را نکوهیده می دانند، در دام توقیت افتاده اند و نتیجه برآمده از روایات نشانه های ظهور را روشن شدن محدوده تاریخی برای ظهور، معرفی می کنند که مسلما این همان تعیین وقت برای ظهور است.

مجری برنامه در اوایل این فیلم (زمان 10:35) می گوید:

«بدیهی است هر چه به صبح نزدیک تر می شویم هوا روشن تر می شود. تحقق نشانه های ظهور و مصداق شناسی نیز محدوده زمانی بدست می دهد ولی باید در نظر داشت که توقیت و تعیین تاریخ برای ظهور قبل از وقوع علایم حتمیه کاملا مردود و نادرست است.»

پرواضح است که پیگیری مصداق های نشانه های ظهور آن هم به روشی که این مجموعه پی گرفته است، ما را به یک محدوده زمانی روشن، خواهد کشاند و در نتیجه دام توقیت را برایمان خواهد گستراند؛ اما مسلما دور شدن از خطر توقیت، تنها با یک جمله پرهیز گونه، شکل نخواهد گرفت.

از تناقض حاکم بر این جملات هم که بگذریم و بپذیریم که این جملات به معنای پرهیز از توقیت است، از روند کلی فیلم که دقیقا خلاف این جمله پرهیز گونه است، نمی توان گذر کرد. چراکه فضای حاکم بر این فیلم در پی یافتن تاریخی نزدیک و قریب الوقوع برای ظهور است که مسلما چنین فضایی نمی تواند، هیچ تناسبی با نفی توقیت داشته باشد. بنابراین روند کلی فیلم و فضای حاکم بر آن دقیقا خلاف جمله ای است که توقیت را از اساس مردود می داند.

مشکل اصلی این فیلم مصداق شناسی افراطی آن است که قطعا ره به جایی جز پرتگاه توقیت نخواهد برد و پرهیز از آن هم با زبان و مقال شکل نخواهد گرفت؛ بلکه عملکردی پرهیزکارانه و مدبرانه را خواهد طلبید که به پرتگاه تعیین وقت، نزدیک نشود.

جملات فوق و همچنین روند کلی فیلم، نشان می دهند که سازندگان این مستند، خود معترفند که نتیجه برآمده از این فیلم، محدوده زمانی به دست مخاطب خواهد داد اما عجیب است که چگونه این تعیین محدوده زمانی را با توقیت و تعیین وقت، یکی نمی دانند.

آیا توقیت تنها این است که کسی برای ظهور، ماه و سال و روز و ساعت مشخص کند؟ آیا محدود کردن زمان ظهور آن هم با این دقت که بیننده را به چند ماه یا حداکثر چند سال آینده گرایش می دهد، توقیت به حساب نمی آید؟ آیا می توان گفت که روایات ممنوعیت تعیین وقت، تنها برای کسانی است که به صورت دقیق تاریخ ظهور را مشخص می کنند و شامل حال کسانی که محدوده ای واضح برای ظهور تعیین می کنند، نمی شود؟ آیا ملاک های ممنوعیت تعیین وقت برای ظهور تنها برای تعیین وقت دقیق برای ظهور است؟

روشن است که تعیین وقت، مصادیق گوناگونی دارد که گاهی محدود به یک روز، گاهی محدود به یک ماه و گاهی هم محدود به یک یا چند سال آینده خواهد بود که همه اینها مصداق روشنی برای توقیت هستند.

مشکل اصلی این فیلم مصداق شناسی افراطی آن است که قطعا ره به جایی جز پرتگاه توقیت نخواهد برد و پرهیز از آن هم با زبان و مقال شکل نخواهد گرفت؛ بلکه عملکردی پرهیزکارانه و مدبرانه را خواهد طلبید که به پرتگاه تعیین وقت، نزدیک نشود

بنابراین باید گفت که نتیجه برآمده از این فیلم آنچنان که سازندگان آن هم در پی یافتن آن بوده اند و ابایی از بیان آن هم نداشته اند، محدوده ای روشن برای ظهور مشخص می کند که این همان تعیین وقت برای ظهور است.

این نتیجه ای است که هر بیننده ای به طور طبیعی در انتهای این مجموعه به سوی آن سوق پیدا می کند و به این باور خواهد رسید که به راستی ظهور حضرت به قدری نزدیک شده است که گویا در همین چند ماهه و یا حداکثر چند سال آینده رخ خواهد داد. بنابراین روشن است که روند کلی فیلم در پی چیست و چه نتیجه ای را دنبال کرده است و چه نکته ای را به مخاطب خود القا می کند.

اما ممکن است گفته شود که همه مصداق های بیان شده در فیلم همراه با احتمال عنوان شده و بیان احتمالی هیچ گاه مصداقی از تعیین وقت نخواهد بود.

اما در پاسخ به تفصیل خواهیم گفت که از اقرار سازندگان فیلم بر خروج از دایره احتمالات که بگذریم، در خواهیم یافت که هم رنگ و بوی احتمال در اکثر مصداق یابی های این فیلم دیده نمی شود و هم اینکه نتیجه بر آمده از این فیلم به هیچ وجه بوی احتمال نمی دهد.

در قسمت بعد به دیگر دلایل توقیتی بودن این فیلم اشاره خواهیم کرد. این دلایل عبارت اند از:

2ـ سخنان آشکار در توقیت

3ـ سخنان ملازم توقیت

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

تعیین وقت ظهور ممنوع!
پنج شنبه 23 تیر 1390  12:00 ب.ظ

افتادن در دام توقیت «نزدیک بودن ظهور» آرزوی قلبی همه منتظران امام عصر می باشد و دعای هر لحظه و هر ساعت شیفتگان مهدوی است. پیشوایان ما به همه ما آموخته اند که برای فرج آن حضرت دعا کنیم و منتظر ظهور او باشیم و خود را هر لحظه برای حکومت عدل گستر او آماده سازیم.(بحارالانوار، ج 92، ص 326)

دوران غیبت امام عصر، بنابر تعالیم اهل بیت، دوران امید است و شور و نشاط و تحرک ویژه ای می طلبید. با این حال این شور و نشاء محدوده ای هم دارد که خود اهل بیت، برایمان ترسیم نموده اند و پیشروی بیش از آن را به شدت نهی کرده اند. در سومین ایرادی که به این مستند گرفته شد به یکی از این محدوده ها یعنی استعجال (شتابزدگی در فرارسیدن تاریخ ظهور) اشاره گردید. در آنجا گفته شد که در فرهنگ اهل بیت «پیگیری تاریخ ظهور» امری نکوهیده و دعا برای «تعجیل فرج» کاری پسندیده است.

از پیامبر خدا سوال شد که چه زمانی قیام کننده ای که از فرزندان تو است، خروج خواهد کرد؟ پیامبر خدا پاسخ داد: قیام او همانند قیامت است که (قرآن درباره روز رستاخیز چنین می گوید: همانا علم آن تنها نزد پروردگار من است و) «هیچ كس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشكار سازد. (این حادثه حتى) در آسمان ها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آید!»

محدوده دیگری که در روایات به شدت از آن نهی شده، «توقیت» یعنی «تعیین وقت برای ظهور» است. علامه مجلسی در جلد 52 کتاب بحارالانوار، ص 101 بابی با عنوان «التمحیص و النهی عن التوقیت» گشوده و تعداد زیادی از این گونه روایات را جمع آوری کرده است.

فراوانی این روایات و اعتبار سندی قسمت قابل ملاحظه ای از آنها و اجماع دانشمندان بزرگ شیعه بر این مساله، جای هیچ شک و شبهه ای را برای حرمت و نهی شدید این مساله باقی نگذاشته است. با کنکاش در این دسته از روایات روشن می شود که این روایات به چند نکته پراهمیت اشاره دارند:

اول اینکه: تنها خداوند است که از تاریخ ظهور خبر دارد. از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند:

أَنَّ النَّبِیَّ ص قِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَتَى یَخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِكَ فَقَالَ مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَة الَّتِی «لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیكُمْ إِلَّا بَغْتَةً (سوره اعراف، آیه 187)». (كمال الدین، ج 2، ص 373)

از پیامبر خدا سوال شد که چه زمانی قیام کننده ای که از فرزندان تو است، خروج خواهد کرد؟ پیامبر خدا پاسخ داد: قیام او همانند قیامت است که (قرآن درباره روز رستاخیز چنین می گوید: همانا علم آن تنها نزد پروردگار من است و) «هیچ كس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشكار سازد. (این حادثه حتى) در آسمان ها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آید!»

 

 

دوم اینکه

: به دلیل آنکه تاریخ ظهور را تنها خداوند می داند، بنابراین هر کس برای ظهور، زمان تعیین کند، دروغگو است:

در قسمتی از نامه ای که از امام زمان(عج) به دست ما رسیده، چنین آمده است:

«أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللَّهِ وَ كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ» (کمال الدین، ج 2، ص 48)؛ اما ظهور فرج با خداست و وقت گذاران دروغ گویانند.

سوم اینکه: سیره دائمی اهل بیت نیز چنین بوده که هیچگاه برای ظهور تعیین وقت نکرده اند. امام صادق علیه السلام می فرماید:

كَذَبَ المُوَقِّتونَ ما وَقَّتْنا فیما مضى و لا نُوقِّتُ فیما یُستَقْبَلُ(الغیبه طوسی، ص 426)؛ وقت گذاران دروغ مى گویند. ما (اهل بیت) نه در گذشته، وقت (ظهور) را تعیین كرده ایم و نه در آینده، تعیین وقت خواهیم کرد.

چهارم اینکه: وظیفه عموم شیعیان در برابر کسانی که برای ظهور وقت تعیین می کنند، تکذیب علنی و مبارزه فکری با آنان است. امام صادق علیه السلام به محمد بن مسلم می فرماید:

مَنْ وَقَّتَ لَكَ مِنَ النَّاسِ شَیْئاً فَلَا تَهَابَنَّ أَنْ تُكَذِّبَهُ فَلَسْنَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتاً(الغیبه طوسی، 426)؛ هر كس براى تو وقت تعیین كرد، بى محابا آن را دروغ بشمار؛ زیرا ما براى هیچ كس، هیچ وقتى تعیین نمى كنیم.

و پنجم اینکه: تعیین وقت برای ظهور جدای از تاثیرات نامطلوب فراوانی که بر روی منتظران می گذارد، ظهور را نیز به تعویق خواهد انداخت. امام باقر علیه السلام می فرماید:

أَبَى اللهُ إِلَّا أَنْ یُخَالِفَ وَقْتَ الْمُوَقِّتِین (الكافی، ج 1، ص 368)؛ خداوند جز این نمی خواهد که با تاریخی که وقت گذاران تعیین کرده اند، مخالفت کند (و بر خلاف آن تاریخ، حضرت را ظاهر گرداند)

بنابراین هر کس با هر قصد و غرض و انگیزه ای و در هر جایگاه و منصب و مقامی، اگر به دام توقیت بیافتد و برای ظهور حضرت مهدی وقت تعیین کند، دروغگو خواهد بود و وظیفه عموم جامعه شیعی، مقابله جدی و تکذیب چنین افرادی است.

اما ببینیم آیا در این مستند نیز این کار بسیار نکوهیده صورت پذیرفته است یا نه؟

اگرچه سازندگان این مستند در قسمت های ابتدایی فیلم، به نکوهیده بودن «تعیین وقت برای ظهور» اشاره کرده و آن را کاری مردود و نادرست شمرده اند و مسیر فیلم را همراه با احتمالات و دور از تعیین وقت معرفی می کنند، اما در نهایت برآیند به دست آمده از فیلم، بیننده را به تعیین وقت برای ظهور می کشاند

توقیت بر آمده از این فیلم بسیاری از بزرگان دینی ما پس از انتشار گسترده این فیلم، در برابر آن موضعی جدّی و محکم گرفتند و در ضمن اشاره به امکان ناخواسته بودن این خطای بزرگ از جانب سازندگان آن، انحراف شکل گرفته در این مستند را به جدّ مورد نکوهش قرار دادند. دلیل اصلی موضع گیری اندیشمندان دینی در برابر این مستند، همچنانکه از بیانیه ها، نقدها و سخنرانی های پیرامون آن بر می آید, «توقیت» برآمده از درون مایه این فیلم است.

اگرچه سازندگان این مستند در قسمت های ابتدایی فیلم، به نکوهیده بودن «تعیین وقت برای ظهور» اشاره کرده و آن را کاری مردود و نادرست شمرده اند و مسیر فیلم را همراه با احتمالات و دور از تعیین وقت معرفی می کنند، اما در نهایت برآیند به دست آمده از فیلم، بیننده را به تعیین وقت برای ظهور می کشاند.

امام زمان (عج)

این نکته ای است که سازندگان این مستند به صورت تلویحی آن را پذیرفته و به آن اقرار کرده اند. در بند 5 بیانیه ای که گروه سازنده در تاریخ 22 فروردین 90 ارائه داده، چنین آمده است:

«سعی ما بر آن بوده که تطبیق مصادیق را به عنوان احتمال بیان کنیم و در جای جای سی دی به آن اشاره نموده ایم. لکن به دلیل بیان هنرمندانه و متناسب با فضای فیلم سازی، برخی از منتقدان نتیجه برآمده از فیلم را این چنین نمی دانند و ظاهرا سی دی در شیوه بیان، دچار این اشکال نیز می باشد.»

بنابراین باید گفت که نتیجه برآمده از این فیلم، پای نهادن در منطقه ممنوعه است و چیزی جز «توقیت» را به همراه ندارد. مسلما چنین کاری از دیدگاه اهل بیت نه تنها پسندیده نیست بلکه بسیار نکوهیده و نهی شده است. همچنین شور و شعف حاصل از این مستند نیز به دلیل آنکه از محدوده مورد تایید اهل بیت خارج است، نه تنها سودی به همراه نخواهد داشت بلکه مضرات و زیان های فراوانی را در پی خواهد آورد.

اما در قسمت بعد برای آنکه به وضوح روشن شود برآیند حاصل از این فیلم تعیین وقت برای ظهور است، دلایلی را ارائه خواهیم داد.

 

خداوندا! ظهور آخرین ذخیره الهی را نزدیک تر بگردان.

 


پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها