عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

ساختارهاى بلاغى سوره مدثر

ساختارهاى بلاغى سوره مدثر
پنج شنبه 23 تیر 1390  02:29 ب.ظ

ساختارهاى بلاغى سوره مدثر
در بررسى‏اى كه پيشتر منتشر شده كوششى جهت نشان دادن نحوه تحليل بلاغى متون كه توسط تورات شناسان صورت گرفته ارائه شده است. آن چه انجام گرفته در مورد قرآن نيز مى‏توان به كار گرفته شود. جستارهاى متعددى كه در زمان‏هاى مختلف و نيز به گونه‏هاى مختلف درباره قرآن صورت گرفته، ما را متقاعد مى‏سازد كه بلاغت سامى كه تشكيل دهنده ساختار متون توراتى است در قرآن نيز يافت مى‏شود. به علاوه كليدى را تشكيل مى‏دهد كه هنوز نيز قدر آن ناشناخته مانده، لكن نيرويى بالقوه جهت فهم متن مقدس اسلام است. در اين جا ما جستار خود را در سوره مدثر پيگيرى مى‏كنيم كه ساختار آن به صورى بس گونه‏گون توسط مستشرقان معرفى شده است.
در اين سوره، موضوعات عمده زير را مى‏توان تميز داد:
1- دادن مأموريت به پيامبر اكرم (7-1).
2- اعلان عذابى كه كفار در روز قيامت تهديد مى‏كند (10-8).
3- حكايت مردى ثروتمند كه تن به ايمان به قرآن نمى‏دهد (11 - 26).
4- نكاتى درباره جهنم (37-27).
5- تهديد كسانى كه از ايمان آوردن سرباز مى‏زنند. (56-38).
اما ساختار اين متن حتى از نظر نظام موضوعى بسيار دقيق‏تر از اين است. بدون شك فواصل آيات در موارد متعددى دست كم در سور مكى قرآن داراى نقشى مهم است؛ اما در متن، پديده‏هاى بلاغى ديگرى نيز وجود دارد كه نقش آنان در قرآن مهم‏تر و قطعى‏تر از فواصل آيات است. تقسيم سوره تنها به اين پنج قسمت كافى نيست. آنگليگا نو يورت در بررسى خود درباره ساختار سوره‏هاى مكى، تغيير فواصل آيات را متناسب با تقسيم بندى متن سوره اضافه مى‏كند. اين فواصل در تعيين ساختار سوره داراى نقش است، هر چند پديده‏هاى بلاغى در اين زمينه داراى نقشى مهم‏تر است.
اما آن چه از اين پس بايد بلاغت سامى (و نه تنها بلاغت توراتى) بناميم، تماماً مبتنى بر اصل تناسب است. اين تناسب‏ها در سطوح مختلف متن وجود دارند و به ترتيب عبارت‏اند از: جزء، قطعه، عضو، بخش و قسمت وهب همين ترتيب، در سطوح بالاتر، مقطع، فصل و سرانجام كتاب قرار دارد.
سوره مدثر تا سطح مقطع را داراست و تميز اين سطوح از يكديگر به صورتى روش‏مند امكان‏پذير است، هر چند نظر محققان در اين تقسيم‏بندى يكسان نيست. آيه 31 سوره به علت برخوردارى از اختلاف زياد از حيث طول در مقايسه با آيات ديگر، نظر مفسران و محققان را به خود جلب كرده است.
آن چه ما اميدواريم نشان دهيم تقسيم اين سوره به صورت زير است: يك مقدمه (10-1) كه خود از دو قسمت (10-8/7-1) تشكيل شده است، يك مقطع (11- 56) كه خود از سه قطعه (26-11 / 27- 56-38/37 الف) پديد آمده و سرانجام يك خاتمه خداشناختى كوتاه (56 رب - ج). قبل از پرداختن به تحليل متن، بايد خاطر نشان كرد كه تحليل بلاغى حتماً بايد براساس زيان اصلى متن باشد. استفاده از زبان فرانسه نيز در اين بررسى تنها حالت ابزار، و نه بيشتر را براى خوانندگان غير عرب زبان خواهد داشت. تمامى اين استدلالات بلاغى در دفاع از حالت اوليه‏اى است كه در متن سوره وجود دارد و در آيه 55 متوقف مى‏گردد. اين استدلال مى‏تواند بسط مفهوم خداشناسى را در جريان وحى الهى اين سوره روشن كند:
تأكيد بر قدرت مطلق اراده الهى تنها در دو موضع اين سوره ديده مى‏شود .مواردى كه مى‏توان آنها را به عنوان متأخر (از لحاظ نزول يا ترتيب آيات سوره) تلقى كرد: پايان آيه‏هاى 31 و 56. وانگهى در مرحله متقدم وحى كه در آن انسان همانند داورى آزاد جهت اخذ تصميم در مورد خويش و در قبال قرآن (آيه 55) و نيز سرنوشت خاص خويش معرفى مى‏گردد (آيه 37، عضو مركزى اين مرحله اعتراض مخالفان قرآن را تقدير مى‏كند: «بل يريد كل امرى‏ء منهم أن يوتى صحفاً منشرة».مفسران اين كلمات را چنين توضيح مى‏دهند: هر يك از مخالفان مى‏خواهد كتابى وحى شده را كاملاً نظير محمد (ص) دريافت كند، يا اين كه وحى فرو فرستاده شده بر محمد (ص) به صورتى روشن‏تر به هر يك از آنان نيز ارائه گردد. از نقطه نظر بلاغى، اين عضو مركزى جنبه‏هاى متعدد و جالبى را در بردارد كه از آن جمله است:
- تناسب قطعه اول و سوم (11 - 26 / 38 - 56 الف)
- قطعه مركزى مقطع (38-27) يعنى از «ساصليه سقر» تا «لمن شاء منكم ان يتقدم أو يتأخر» به صورت مركزگرا ارائه شده است.
- سير آيات بر روى مجموعه مقطع اين قطعه و (حتى چنان كه خواهيم ديد) بر روى مجموعه سوره است، به نحوى كه قطعه اول و سوم كه قطعه مركزى را دربرگرفته، به نوبه خود، داراى تناسب هستند.
- بين دو قطعه نسبت مفرد به كلى وجود دارد. داستان مرد ثروتمند و بى ايمان (قطعه اول نمونه چيزى است كه به سر همه كسانى خواهد آمد كه همانند وى از موعظه قرآن رخ بر مى‏تابند).
- در هر يك از اين دو قطعه: بخشهاى نخست، پس از عضوى كه حالت مقدمه دارد (38/11) نعمت‏هاى الهى را در دنيا (14-12) و در آخرت (41-39) وصف مى‏كنند. سپس توصيف سركشى مرد بى‏ايمان توسط خداوند (16-15) و افراد بى ايمان توسط خودشان (46-43) در پى مى‏آيد هر دو بخش نيز توسط عضوى كه عبارت از تهديد است، پايان مى‏گيرد (48/17).
- بخش‏هاى دوم، گريز از برابر موعظه قرآن را توصيف مى‏كند: گريز ثروتمند ديرباور (18، 21 و 23)، گريز تمامى افراد سركش (52-49 و مقايسه آنان با الاغى كه از پيش روى شير مى‏گريزد) همچنين قرآن در برابر اظهارات مرد ديرباورى كه با قرآن به مثابه «سحر يوثر» و «قول البشر» (24 و 25) برخورد مى‏كند، نقطه مقابل يعنى «تذكرة» (54 و الف 56) را ارائه مى‏كند: در هر دو مورد، اظهارات مزبور، همراه تهديد به عذابى است كه عاقبت گريبان‏گير اين افراد خواهد شد.
 
خاتمه خداشناختى
سوره به وسيله خاتمه‏اى خداشناختى كه متشكل از دو عضو موازى است و به وسيله دو واژه حد واسط «الله» (الف 56) / «هو» (ب 56) به قطعه پيش از آن متصل مى‏شود، پايان مى‏پذيرد. بقاعى كه تفسيرش در صدد برقرارى ارتباط منطقى آيات با همديگر است، معتقد است كه اين خاتمه متصل به آغاز سوره است. زيرا اين سوره با هشدار سركش آغاز شده و در اين جا نيز با بشارت بخشش الهى در مورد كسى پايان مى‏پذيرد كه با حالت تقوى و اطاعت به سوى وى باز مى‏گردد كه: «هو اهل التقوى و أهل المغفرة».به عبارت ديگر، به نظر بقاعى حد سوره با يك تضمين معين مى‏شود. چنين چيزى اگر قطعيت آن محرز نباشد، دست كم قابل قبول خواهد بود. زيرا آغاز و پايان سوره داراى معنايى مكمل‏اند. ضمير «هو» در بخش اول آيه 56 مرتبط با «ربك» در آيه‏هاى 3 و 7 است. و تمامى ادامه سوره پس از آيه 31، براساس تمركز حول عضو مركزى آيه 31: «و ما يعلم جنود ربك الاهو» مى‏باشد.
 
:پی نوشت
(1) - فخر رازى، ج 32، ص 13؛ زمخشرى، ج 4، ص 270؛ بيضاوى، ج 2، ص 310؛ قرطبى، ج 20، ص 119؛ خازن، ج 7، ص 223؛ ابو حيان، ج 8، ص 492؛ فتح البارى، ج 1، ص 22. 
نویسنده:ميشل كويى پرس
...
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها