عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

سیر تاریخی نگارش «وجوه و نظائر»

سیر تاریخی نگارش «وجوه و نظائر»
پنج شنبه 23 تیر 1390  02:49 ب.ظ

سیر تاریخی نگارش «وجوه و نظائر»
چکیده:
دانش وجوه و نظائر یا چند معنایی واژگان قرآنی، از جمله انواع علم قرآنی است که از سده های نخستین هجری مورد توجه و عنایت ویژه مفسران و قرآن پژوهان بوده و در این میان آثار بسیاری بر جای مانده است. این نگاشته ها گاه به صورت بخشی از تفاسیر یا کتب علوم قرآنی و یا به صورت تألیفات جداگانه تدوین یافته است. ارتباطات و تأثیر این دانش در زبان شناسی نوین بر اهمیت آن می افزاید. این علاوه بر نقش شگرفی است که در فهم و تفسیر قرآن دارد.
این نوشتار پس از تعریف و تبیین آن، سیر تاریخی تدوین آثار مکتوب در این زمینه را بررسی کرده، مهم ترین منابع تدوین یافته آن را دسته بندی و فهرست می کند.
قرآن در صفحه ذهن و صحنه زندگی مسلمانان بیش از هر كتاب دیگری حضور داشته و دارد. بی گمان هیچ اثر مكتوبی به اندازه قرآن كریم، كشش ها و كوشش های عالمان و محققان را به خود معطوف نداشته است. انبوه نگاشته هایی كه با گرایش ها و رویكردها و زاویه دیدهای گوناگون در آستانه قرآن گردآمده نشانی است از این حضور شگرف. تدوین در این زمینه كه پیشینه ای بس كهن دارد، از آغاز نزول قرآن تا امتداد سده ها با فرازها و فرودهایی كه داشته هرگز ایستایی نیافته است. از جمله در زمینه «علوم قرآنی» كه اینك در این نوشتار به بررسی سیر تطوّر نگارش های یك رشته علمی از آن جمله را با عنوان «وجوه و نظایر در قرآن كریم» می پردازیم باشد تا پژوهشگران و جست وجوگران این راه را سودمند افتد.
 
درآمدی بر وجوه و نظایر
در تقسیم بندی معنی در دانش معنی شناسی، با انواع هم معنایی1، چند معنایی2، تناقض معنایی3، شمول معنایی4 و تضاد معنایی5 مواجه هستیم. بر این اساس «وجوه و نظایر» در قرآن كریم را می توان از نوع چند معنایی به شمار آورد.
«وجوه و نظایر» بدین معنی است كه یك واژه در چند جای قرآن با یك لفظ و یك حركت آمده باشد، ولی در هر مورد معنایی غیر از معنای دیگر داشته باشد. اگر لفظی در یك جا و همان لفظ در جای دیگر آمده باشد «نظایر» گوینده و تفسیر هر واژه به معنایی غیر از معنای دیگر «وجوه» نام دارد.6
نظایر را بر واژگان اطلاق می كنند و وجوه را بر معانی؛ هرچند سیوطی بر این خرده گرفته كه «اگر چنین باشد، باید در الفاظ مشترك جمع می گردید و حال آنكه در این كتاب ها در بسیاری جاها لفظی كه معنایش واحد است ذكر می شود.»7
وجوه و نظایر را از معجزات قرآن برشمرده اند؛ یعنی یك واژه چنان در بافت های مستحكم و نفوذناپذیر قرآن جای گرفته است كه با وجود همانندی در لفظ و حركات، در هر بافت زبانی معنایی غیر از معنای نخست دارد و به همین دلیل، وجوه و نظایر را یكی از شاخه های علم تفسیر می نامند.
روش تدوین وجوه و نظایر عبارت است از: «تدوین فهرستی از نظایر آیات قرآنی برای تعیین وجوه الفاظ؛ یعنی معانی مختلفی كه یك لفظ در سراسر قرآن در بردارد».8 این روش همان شمارش دقیق همه جزئیات معنایی است كه یك كلمه بر اساس سیاق های مختلف به خود می گیرد. در اینجا دو نكته شایان ذكر است:
1. روش وجوه و نظایر در حقیقت مسأله ترجمه به طور كلی و ترجمه قرآن به گونه ای اخص را مطرح می كند.
2. سیاق یا بافت سخن، معنای كلمات را روشن می كند، بی آنكه مفسر چیزی از خود بر آن بیفزاید.9
در باور قرآن پژوهان، فهم واژگان قرآن، شرح مفردات آن و بررسی وجوه و نظایر آن بیش از سایر علوم، حائز اهمیت است، چرا كه سیوطی به نقل از مقاتل حدیثی را آورده است كه: «كسی به كمال فقه نرسد؛ مگر اینكه برای قرآن وجوه زیادی بداند.»10
مراد از این سخن آن است كه در یك لفظ، معانی چندی را احتمال دهیم، در صورتی كه با هم ناسازگار نباشند، و لفظ را بر همه معانی حمل كرده، به یك معنی بسنده نكنیم.11 به طور كلی می توان گفت: علم وجوه و نظایر، دانش بررسی معانی مختلف در قرآن است و این خود تجربه ای برای تطبیق مبانی بررسی نوین زبان شناختی و ابزار آن در تحلیل زبان به شمار می آید، تجربه ای كه در پی گشودن راهی برای پژوهش معانی قرآن و بررسی زبان شناختی ساختارهای واژگان آن است. با این توضیح مشخص می گردد كه بحث وجوه و نظایر از یك سو با اشتراك لفظی پیوند دارد و برخی آن را همان اشتراك لفظی می نامند؛ یعنی اتخاذ لفظ و تعدّد معنی، «یا اینكه دو یا چند چیز در لفظ و نام با یكدیگر مشترك بوده، اما در معنی متفاوت باشند. مانند چشمه و چشم كه در لفظ «عین» با یكدیگر مشتركند».12
این نظر در باب وجوه و نظایر بین متقدمان و معاصران نیز مطرح بوده و هست.
متقدمان، همگی اشتراك لفظی را پذیرفته و بر این باور بودند كه علّت آن «تداخل لهجه ها، استعاره، حذف و تحوّل معنایی» است.13
زبان شناسان معاصر نیز بر این باورند كه در بررسی اشتراك باید میان دو اصطلاح تعدّد معنایی و مشترك لفظی فرق گذاشت. آنها می گویند: تعدّد معنایی به اشتراك و مشترك لفظی به جناس تام در عربی نزدیك تر است. آنها عوامل ذیل را در به وجود آمدن اشتراك لفظی دخیل می دانند:
وضع اولیه زبانی، وام گیری زبان ها از یكدیگر، تحوّل زبانی، كاربرد مجازی و قواعد صرفی.
 
اقسام وجوه و نظایر
هر یك از وجوه و نظایر گاه در تك واژه ها هستند و گاه در جمله بندی های كلامی. برای هر یك از انواع وجوه و نظایر مثال های بسیاری در قرآن می توان یافت.
1. وجوه احتمالی معانی در تك واژه ها؛ مانند:
امت: كه در قرآن به سه معنای «ملّت، طریقت و مدّت» آمده است. به معنای ملت: در آیه «و كذلك جعلناكم امّة وسطاً»(بقره/143) به معنای طریقت: در آیه «إنّا وجدنا آباءنا علی امّة و إنّا علی آثارهم مقتدون»(زخرف/23) و به معنای مدت، نظیر آیه «و قال الذی نجا منهما و ادّكر بعد امّة…»(یوسف/45)
2. وجوه احتمالی در رابطه با جمله های كلامی؛ مانند آیه «یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاكم لما یحییكم و اعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه و أنّه إلیه تحشرون»(انفال/24)
این آیه مؤمنان را بر آن می دارد تا دعوت خدا و رسول را با جان و دل بپذیرند، زیرا در این پذیرفتن، سعادت حیات و ارزش زندگی را در می یابند. آن گاه تهدید كرده كه در صورت نپذیرفتن، دچار فاجعه ای بس بزرگ و خطرناك می شوند كه آن حایل شدن بین آنان و قلب هاشان است و سرانجام بازگشت همه به سوی خداست.
جمله «و اعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه» از جمله عبارت هایی است كه مورد گفت وگو قرار گرفته، درباره آن سخن بسیار گفته اند. وجوه یادشده در تفسیر و تأویل آن تا شش وجه رسیده است.14
3. نظایر در تك واژه ها: مانند قلب و فؤاد كه هر دو لفظ به معنای دل هستند و مقصود از آن دو شخصیت واقعی و باطنی انسان است؛ نظیر این آیه ها:
«نزل به الروح الأمین. علی قلبك لتكون من المنذرین» شعراء/193ـ194
«كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلناه ترتیلاً» فرقان/32
4. نظایر در جمله های تركیبی: مانند «طبع الله علی قلوبهم»، «ختم الله علی قلوبهم»، «قلوبهم فی غلف» و… كه تمامی این تعابیر یك معنی را می رسانند: كج اندیشی، كج بینی و كج روی كه بر خلاف فطرت انجام گرفته است.
 
اشباه در وجوه و نظایر
اشباه در فنّ وجوه و نظایر واژه ای است كه گاه به جای كلمه «وجوه» به كار می رود و بیانگر آن است كه واژه دیگری برای همین معنی است و این اصطلاح با توجه به اینكه وجوه، معانی یا مفاهیم مختلفی هستند؛ شگفت می نماید.
آیا اشباه، همان واژگان شبیه به هم می باشند، و نظایر، همان آیاتی كه اشباه در آن آمده است، به گونه ای كه در این نامگذاری «اشباه و نظایر» بخشی كه به معنی یا دلالت ها اشاره داشته باشد، وجود ندارد؟ چندان روشن نیست.
غیر از كتاب مقاتل، آثار دیگری را در این زمینه داریم، مانند یحیی بن سلاّم (ت200هـ) كه كتابش را «التصاریف» نامیده و این نامگذاری می فهماند كه الفاظ و واژه ها به هم شبیه هستند و معانی با یكدیگر متفاوت می باشند. مراد او از تصریف در معنی شاید اموری است كه نامشان به هم شبیه است.
در نوشته های مربوط به قرون اول و دوم نام «اشباه» در موضوع وجوه و نظایر وجود دارد، به گونه ای كه برخی كتب را به نام «الاشباه و النظائر» می خواندند، ولی بعد از قرن سوم كتب و نوشته های مربوط به این رشته با نام «الوجوه و النظائر» رواج یافت.15
 
سیر پیدایش اصطلاح وجوه و نظایر
نخستین بار تعبیر وجوه از سوی امام علی بن ابی طالب (ع) در سخن مشهور ایشان آمده است كه فرمود: «و لاتجادلهم بالقرآن، فانّه حمّال ذووجوه».16
همچنین در حدیث موقوف كه سیوطی به نام حدیث ابودرداء آورده به این موضوع اشاره شده، كه عبارت است از: «فقیه به فقاهت تامّ و تمام نمی رسد؛ مگر اینكه معتقد باشد قرآن دارای وجوهی است»،17 یا در روایت دیگر آمده است: «به تمامت دانایی نخواهی رسید؛ مگر اینكه قرآن را دارای وجوهی بیابی».18
با توجه به ریشه لغوی و كاربرد واژه وجوه در سخن امام علی(ع) معلوم می شود كه این اسم در تفسیر بر موضوعی اطلاق می گردد كه به واژگان قرآنی به كار رفته در بیش از یك وجه، یعنی «برچند راه در قصد و هدف یا امور چند وجهی» دلالت دارد.
مفسران دیده بودند كه واژگان بسیاری از قرآن كریم چند بار تكرار شده است كه مفهوم آن در هر بار با دیگری متفاوت است؛ از این رو بسیاری از ایشان به گردآوری این واژگان و بیان «وجوه آن» یعنی راه هایی كه در هر یك از مواضع مختلف آن قصد شده، پرداختند و نام كتاب های خود در این زمینه را «الوجوه و النظائر» گذاشتند.19
 
آثار و نوشته ها درباره وجوه و نظایر
آثار موجود در زمینه وجوه و نظایر قرآن را در سه دسته یا در سه طبقه و جایگاه می توان بررسی كرد:
1. گردآورندگان وجوه و نظایر قرآن به عنوان واژگان مشترك قرآنی.
2. آثار زبان شناسان در وجوه و نظایر قرآن.
3. آثار و نوشته های مفسران درباره وجوه و نظایر.
 
الف. نوشته های مفسران درباره وجوه و نظایر
پیشینه بحث وجوه و نظایر در علوم قرآنی به روزگار پیش از تقسیم بندی و جداسازی علوم اسلامی باز می گردد. نخستین نوشته در این باره به قرن دوم یعنی كتاب مقاتل بن سلیمان بلخی در گذشته به سال 150هـ، به نام «الوجوه و النظائر فی القرآن الكریم» باز می گردد.
در كشف الظنون به كتابی اشاره شده است كه عكرمه از نزدیكان ابن عباس (م105هـ) اشاره دارد20. از این دو كتاب تنها همین اشاره مبهم در دست است.
اما به نظر مفسّران این قدیم ترین نشانه و اثر درباره وجوه در عصر پیدایش تفسیر نیست، بلكه سخن امام علی(ع) به ابن عباس كه وقتی او را نزد خوارج فرستاد، فرمود: «به قرآن بر آنان حجّت میاور كه قرآن وجوه گوناگون دارد، اما به سنت با آنان گفت وگو كن»،21 به پیش از این موضوع باز می گردد. مقاتل در آغاز كتاب خود حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می كند كه فرمود:
«آدمی به فقاهت كامل نمی رسد؛ مگر اینكه وجوه فراوانی برای قرآن بیابد».22
طبق اظهارات یادشده، بحث در وجوه و نظایر قرآن، با توجه به آنچه این اندیشه های كهن بر آن دلالت دارد، بخشی طبیعی از پرداختن به تفسیر قرآن و تلاش صحابه و تابعان برای كشف معانی واژگان و تركیب های آن بوده است. این بحث به همراه ازدیاد تفاسیر، رشد نموده و با كتاب های خاصی از آن استعمال یافت؛ به گونه ای كه همراه و همدوش تفاسیر گسترش یافت و سپس علوم قرآنی متفاوت23 و گرایش های متعدد در تفسیر قرآن از آن جدا و مستقل گردید.
نوشته های موجود در وجوه و نظایر قرآن، همان كتاب هایی هستند كه به گردآوری «دو یا چند معنی» و توضیح این معانی و تفكیك مواضع هر یك اختصاص یافته اند.
در مقدمه كتاب التصاریف آمده: از كتاب های وجوه و نظایر در قرآن حدود سیزده اثر به ما رسیده است كه هفت عدد از آنها چاپ شده و بقیه نسخه های خطی هستند و اشاراتی به آنها شده است و خود آن كتاب ها به ما نرسیده است،24 یا اینكه همچنان در كتابخانه های شرق و غرب دفن شده و در انتظار كسانی هستند كه نقاب از رُخ آنها برگیرند. از هفت اثر چاپ شده، قدیمی ترین آن، همان طور كه اشارت رفت، كتاب مقاتل بن سلیمان بلخی با نام «الوجوه و النظائر فی القرآن الكریم» است كه در آن به گردآوری واژگانی از قرآن پرداخته كه به بیش از یك معنی تفسیر شده است؛ لفظ را به همراه معانی مختلف آن ذكرنموده و پیاپی و بدون تفصیل به بیان آنها همت گمارده است، سپس بیشتر معانی برخی آیات مورد نظر را آورده و آن گاه معانی دیگر و شواهد آن، بدین ترتیب تا پایان.
از دیگر نوشته های مفسران در وجوه و نظایر در قرن دوم، كتاب هارون بن موسی با نام «الوجوه و النظایر فی القرآن الكریم» می باشد. محقق آن در نسخه چاپ شده تغییر زیادی داده و تلاش كرده است تا آن را با گردآوری مطالب دیگر كتاب های چاپ شده، جامع همه واژگان و وجوه قلمداد كند. بدین ترتیب كتابی با حجم زیاد و با صبغه ای فراگیرتر از آنچه كه كار خود نویسنده بود، به چاپ رسید، آن چنان كه امید می رفته كه ما را از جایگاه آن در میان دیگر كتاب هایی از این دست آگاه سازد.
در همین قرن كتاب «التصاریف» یحیی بن سلاّم را می بینیم كه از بخش هایی تشكیل شده است و هر بخش شامل واژه ای از قرآن است كه مؤلّف به شیوه ذكر وجوه آن به تفسیر پرداخته است؛ و همچنین شامل مجموعه ای از آیات می باشد كه توزیع و پراكندگی آن به اعتبار وجوه یادشده از واژه است.25 هماهنگی در ترتیب مجموعه كلمات بین این كتاب «التصاریف» و «الاشباه و النظائر» مقاتل بن سلیمان دیده می شود.26 مؤلف این كتاب یعنی یحیی بن سلاّم در آن شیوه ترتیب سوره ها و ترتیب ورود واژگان در هر سوره را رعایت نموده است. بسیاری از نویسندگان علوم قرآنی و تفسیر به این شیوه عمل كردند.27
شرح و تفسیر ابن سلاّم در این كتاب از واژگان بسیار مختصر است و به ندرت به اسباب نزول یا ذكر قراءت ها و امور دیگر پیرامون لفظ و آیه می پردازد. مثلاً برای واژه «هدی» وجوه زیر را یاد می كند:
1. به معنای بیان؛ در آیه «أولئك علی هدی»(بقره/5)
2. به معنای تصدیق؛ در آیه «و أما ثمود فهدیناهم»(فصّلت/17) و به معنای راه؛ در آیه «إنّا هدیناه السبیل»(انسان/3)
3. «هدی» یعنی دین اسلام؛ در آیه «إنّك لعلی هدًی مستقیم»(حج/67)
تا آخرین وجه و معنی برای این كلمه.
در قرن سوم به كتاب حكیم ترمذی در وجوه و نظایر بر می خوریم كه با اندیشه و ایده وجوه گوناگون برای واژه های قرآنی مخالف است و به جنبه زبانی در تفسیر تصریح می ورزد و با توجه به اینكه در گذشته بیشتر تفاسیر، روایی بوده است، وی تفسیر به رأی می نماید.
نام كتاب ترمذی «تحصیل نظائرالقرآن» می باشد، چنانچه خود درباره روش آن چنین می گوید:
«اگر در این كتاب كه در باب نظایر قرآن نوشته شده بنگریم، در می یابیم كه یك واژه بر چند وجه تفسیر می شود و دلیل آن، اختلاف الفاظ در تفسیر آن می باشد و منشأ همه اینها یك كلمه بیش نیست كه شعبه شعبه شده است، حتی واژگانی كه حالت های ظاهر و آشكار داشتند متفاوت گشتند و قرآن به آن واژگان به خاطر حادثه ای در آن وقت اشاره نموده است».28
این كتاب به تعبیر فراگیر در گرایش فكری بشارت می دهد؛ زیرا تعدّد معانی را به خاطر وجود رابطه آشكار بین همه آنها نفی كرده است؛ اما در خصوص وجوه و نظایر، انقلابی نسبت به نوشته های پیشین شمرده می شود. او تلاش كرده است تا نظریه اش را بر بسیاری از واژگان وجوه تطبیق دهد و تعدّد آن واژگان در این كتاب به 81واژه رسیده است. به هر حال این انقلاب به توقّف روند تألیف به شیوه قدیم دراین علم (شیوه مقاتل) نینجامید و به نظر می رسد كه میان مفسّران چندان رواج نیافت.
در قرن پنجم كتاب «وجوه القرآن» اسماعیل جبری نیشابوری به منصّه ظهور می رسد كه كتاب مهمی است و همچنان به صورت نسخه خطی باقی مانده است.
در همین قرن كتاب دامغانی (م 478هـ) مطرح می شود كه سیوطی در الإتقان به آن اشاره كرده است. این كتاب «الوجوه و النظائر فی القرآن الكریم» نام دارد و در بردارنده حدود پانصد واژه است كه به ترتیب الفبا و بر حسب حرف نخست مرتّب شده است. در تفسیر این كتاب هیچ ویژگی خاصی جزایجاز شدید وجود ندارد. این كتاب كه با تغییرات زیادی در متن اصلی و عنوان آن از سوی محقق عرضه شده و به تازگی با تحقیق محمد حسن ابوالعزم زفیتی و از سوی المجلس الأعلی للشؤون الاسلامیة در مصر منتشر شده است.29
در اواخر قرن ششم به كتاب «نزهة الأعین النواظر فی علم الوجوه و النظائر» از ابن جوزی بر می خوریم كه نویسنده در مقدمه آن به نقد شیوه نویسندگان قبل از خود در این علم می پردازد و تعریف متفاوتی از اصطلاح وجوه و نظایر ارائه می كند :
«وقتی در كتاب های وجوه و نظایر كه علمای علوم قرآنی نوشته اند نگریستم، دیدم كه هر متأخری از شیوه متقدّمان پیروی كرده است و مقلّدانه بدون اندیشه و بررسی به نقل آنچه كه نقل كرده اند، پرداخته است…»30
او همچنین می گوید:
«آنچه كه دانشمندان در نگارش كتاب های وجوه و نظایر خواسته اند خواننده را با این نظایر (واژه ها) آشنا سازند، این است كه معانی آن مختلف است و مراد از این واژه همان معنای اراده شده از واژه مشابه دیگر نیست و نویسندگان وجوه و نظایر نیز آن واژه ای را ذكر كرده اند كه معنای آن در همه مواضع یكی است. مثل بَلَد و قریه و مدینه و رَجل و انسان و امثال آن؛ پس به این نتیجه می رسیم كه قصد اصلی از ذكر واژه ها كثرت وجوه و ابواب و بیان سخنان نغز در این باره می باشد. من در این كتابم بهترین مطالب آنها را در این باب گردآورده ام و هر توهّمی را كه دانشمندان دیگر در كتاب های خود آورده و وضع نموده اند رها كرده ام».31
ابن جوزی با اینكه درباره این كتاب گفته است: «آن را به اختصار نزدیك ساختم»، اما به آن اختصار مطلوب، دست نیافت.
روش منحصر به فرد ابن جوزی در این كتاب این است كه بسیاری از واژه ها و وجوه مختلف آن را پس از ذكر، مورد نقد قرار داده است. وی سرانجام كتابش را چنین به پایان می برد:
«این آخرین چیزی است كه من از كتاب های وجوه و نظایر كه گذشتگان مرتب نموده اند، برگزیدم، و آنهایی را كه شایسته ذكر نبوده اند حذف نمودم، و تفاسیر منقولی را كه هیچ اشكالی نداشت بر آن افزودم، و در ذكر كلماتی كه از مفسر آن ذكر كرده ام تساهل ورزیدم، و اگر محققی با ناقل آن به مناقشه بپردازد بسیاری از وجوه را به یك وجه جمع می نماید و اگر ما چنین كنیم بیشتر آن وجوه تعطیل خواهد شد».32
از كتاب هایی كه دربردارنده موضوع وجوه در قرن هشتم می باشد، كتاب «بصائر ذوی التمییز فی لطائف الكتاب العزیز» نوشته فیروزآبادی است كه برای سلطان اسماعیل بن عبّاس نوشته و در آن به موضوعات بسیار علوم قرآنی غیر از وجوه و نظایر نیز اشاره شده است. او در كتاب خود به حسب ترتیب سوره ها وارد بحث شده و در هر سوره نُه موضوع را بررسی كرده است:
محل نزول؛ تعدد آیات؛ حروف و كلمات؛ اختلاف قاریان در تعداد آیات؛ مجموع فواصل؛ نام یا نام های سوره؛ مقصود و محتوا؛ ناسخ و منسوخ؛ آیات متشابه و فضیلت هر سوره.
وی بررسی واژگان را در بخش دوم كتاب با عنوان «فی وجوه الكتاب» آغاز می نماید و به تفسیر آنها به شیوه راغب در مفردات مبادرت می ورزد.33
هند شبلی در بین كتاب های وجوه و نظایر در قرآن از كتابی با نام «كشف السرائر عن معنی الوجوه و النظائر» از شمس الدین بن عماد در قرن نهم هجری نام می برد كه دربردارنده بررسی 150واژه در وجوه و نظایر قرآن است.
به طور كلی می توان گفت شیوه های تألیف مفسران در وجوه و نظایر، بعد از تألیف نخستین چندان دگرگون نشده است و كم و بیش به واژگان و وجوه آن پرداخته اند. فقط در دو كتاب ابن جوزی و حكیم ترمذی، اندكی تغییر در شیوه تبیین كلمات دیده می شود.
 
ب. گردآورندگان وجوه و نظایر به عنوان واژگان مشترك قرآنی
1. ابوعبدالله، عكرمة بن عبدالله مدنی(م 105هـ)
2. علی بن ابی طلحه (م 143هـ)
3. ابونضر، محمدبن سائب بن بشر بن عمروبن حارث كلبی (م146هـ)
4. ابوالحسن مقاتل بن سلیمان بن بشر أزدی خراسانی (م150هـ)
كتاب وی به تازگی از سوی آقایان دكتر محمد علوی مقدّم و روحانی به فارسی ترجمه شده است.
5. هارون الحجازی.
6. هارون بن موسی القاری الأزدی(م170هـ)
7. علی بن وافد (قرن دوم هجری)
8. ابوالفضل، عباس بن فضل انصاری (م 181هـ)
9. ابوزكریا، یحیی بن سلام بن ابی ثعلبه تیمی (م200هـ)؛ كتابش «التصاریف» یا «تصاریف تفسیرالقرآن ممّا اشتبهت أسماؤه و تصرّفت معانیه» نام دارد.
10. ابوعمر حفص بن عبدالعزیز بن صهبان دوری (م 246هـ)؛ كتابی به نام «ما اتّفقت ألفاظه و اختلفت معانیه من القرآن» دارد.
11. ابوالعباس محمد بن یزید بن عبدالاكبر، معروف به مبرّد (م 286هـ)؛ كتابی دارد با عنوان «ما اتّفق لفظه و اختلاف معناه من القرآن المجید».
12. ابوعبدالله محمد بن علی بن حسن معروف به حكیم ترمذی(م 320هـ)؛ كتاب «تحصیل نظائر القرآن» از اوست.
13. ابوبكر محمد بن حسن بن محمد بن زیاد، معروف به نقّاش (م 351هـ)؛ كتابی به نام «الوجوه و النظائر» نوشته است.
14. احمد بن حسن بن عبدالله بن معید بن اسماعیل عسكری (م 382هـ)؛ كتابی دارد به نام «تصحیح الوجوه و النظائر».
15. ابوالحسین احمد بن فارس بن زكریا رازی (م395هـ)؛ كتابی به نام «الأفراد» دارد.
16. ابومنصور عبدالملك بن محمد بن اسماعیل ثعالبی (م429هـ)؛ كتابی با عنوان «الأشباه و النظائر فی الألفاظ القرآنیة التی ترادفت مبانیها و تنوّعت معانیها» دارد.
17. ابوعبدالله اسماعیل بن احمد بن عبدالله ضریر نیشابوری (م 430هـ).
18. ابوعلی، حسن بن احمد بن عبدالله بغدادی، معروف به ابن البناء (م471هـ)؛ كتابی به نام «الوجوه و النظائر» دارد.
19. ابوعبدالله حسین بن محمد بن ابراهیم دامغانی (م 478 هـ)؛ كتابی به نام «الوجوه و النظائر فی القرآن» دارد كه به چاپ رسیده و معروف است.
20. ابومحمد، جعفربن احمد بن حسین بن احمد سراج (م 500هـ). كتاب او «ارجوزة فی نظائر القرآن» است.
21. ابوالحسن علی بن عبید بن نصربن عبیدالله، معروف به ابن زاغونی (م 527هـ)؛ كتابی به نام «الوجوه و النظائر» دارد.34
22. ابوالبركات عبدالرحمان بن محمد بن عبیدالله أنباری (م 577هـ)؛ كتابی به نام «الفاظ الأشباه و النظائر» دارد.
23. ابوالفرج جمال الدین عبدالرحمان بن علی بن محمد قرشی، معروف به ابن جوزی (م 597هـ)؛ كتابی نوشته با عنوان «نزهة الأعین النواظر فی علم الوجوه و النظائر»، همچنین كتابی با نام «منتخب قرّة العیون النواظر فی الوجوه و النظائر» برای او ذكر كرده اند.
24. ابوالفضل كمال الدین حُبیش بن ابراهیم بن محمد تفلیسی (م 620هـ) كتابی دارد به نام «وجوه قرآن» كه به چاپ رسیده و معروف است
25. ابوالعباس احمد بن علی المقرئ (متوفی 658هـ)؛ كتابی به نام «وجوه القرآن» دارد.
26. ابو ظاهر، مجد الدین، محمد بن یعقوب بن محمد فیروزآبادی (م 817هـ)؛ كتابی به نام «بصائر ذوی التمییز فی لطائف الكتاب العزیز» دارد.35
27. شمس الدین محمد بن محمد بن علی بن عماد البلبیسی (م 887 هـ)؛ كتابی دارد به نام «كشف السرائر عن معنی الوجوه و النظائر».36
28. ابوالحسین محمد بن عبدالصمد مصری كتابی در باب وجوه و نظایر دارد. در سال فوت او اختلاف است.
29. ابن ابی المعافی؛ سال فوت او مشخص نیست.
30. ابوالفضل جلال الدین عبدالرحمان بن ابی بكر بن محمد سیوطی (م 911هـ)؛ كتاب وی «معترك الأقران فی مشترك القرآن» نام دارد.
31. ابوحامد اصفهانی كتابی با نام «البصائر فی الوجوه و النظائر» دارد. سال فوت او نامعلوم است.
32. مصطفی بن عبدالرحمن بن محمد ازمیری (م 1155هـ)؛ كتابی دارد با عنوان «عمدة العرفان فی وجوه القرآن».
33. عبدالهادی نجابن السید رضوان بن محمد أبیاری (م 1305هـ)؛ دو كتاب در این زمینه یعنی واژگان مشترك قرآنی دارد به نام های: «حسن البیان فی نظم مشترك القرآن»، و «سعود القرآن فی نظم مشترك القرآن».
34. ابومحمد علی بن قاسم بامیانی (سال فوت او مشخص نیست)؛ كتابی دارد به نام «المنتخب من كتاب تحفة الولد» از امام مفسر احمد بن حدادی.
در میان معاصران از جمله كسانی كه به موضوع وجوه و نظائر با مصداق اشتراك لفظی در قرآن پرداخته است می توان به محمد نور الدین المنجّد اشاره كرد. و دیگر خانم سلوی محمد العوّاء كه در كتاب خود كه با نگاهی زبان شناختی همراه است، فهم واژگان مشترك قرآنی یا وجوه و نظایر را مبتنی بر بافت و سیاق كلام می داند. نام كتاب وی «الوجوه و النظائر فی القرآن الكریم» است كه در سال 1419/1998 از سوی دار الشروق منتشر شده است. این كتاب اخیراً توسط آقای حسین سیدی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
 
ج. آثار زبان شناسان در وجوه و نظایر قرآن كریم
هم زمان با اواخر قرن دوم هجری و آغاز قرن سوم، در اثر تلاش و توجه مفسران به علم وجوه و نظایر، رویكرد زبان شناختی به آن شكوفا گردید، چون زبان شناسان به طور كلی به گردآوری واژگان چند معنایی در زبان روی آورده بودند.
از قدیمی ترین نوشته های زبان شناسان در این باره كه به ما رسیده كتاب «الأجناس» از ابوعبید قاسم بن سلاّم (م 244هـ) می باشد كه كم حجم و متضمّن 150 واژه و با دقت های زبان شناختی همراه می باشد.
از ویژگی های دیگر این كتاب پای بندی مؤلف در بررسی واژه ها به واژگان متفق الحروف و الحركات است.
ابوعبید در استشهاد به وجوه كمتر به بافت هایی كه واژگان در آن آمده توجه داشته است؛ اما گاه تعبیرهایی را ذكر می كند كه واژگان در آن، وارد تركیب هایی غیر رایج شده است كه وی آن را از معانی مختلف آن واژه ها به حساب می آورد و این بر برتری آن معنی در بافت واژه و نقش آن در شكل گیری معنای مورد نظر دلالت دارد.37
بعد از ابوعبید، «عبدالله بن خُلَید» معروف به ابوعمیثل (م 240هـ)؛ كتابی را به نام «ما اتّفق لفظه و اختلف معناه» نگاشت كه 300 واژه را بررسی نموده است.
در پایان قرن سوم، كتاب محمد بن یزید مبرّد (م 286هـ) به نام «ما اتّفق لفظه و اختلف معناه فی القرآن المجید» نوشته شد. نویسنده این كتاب از اولین كسانی است كه به ارتباط جنبه زبانی واژه ها و جنبه قرآنی آنها می پردازد.
در این باب كتاب ثعالبی (م 429هـ) با نام «الأشباه و النظائر فی الألفاظ القرآنیة التی ترادفت مبانیها و تنوّعت معانیها» نیز قابل توجه است كه از بهترین كتب علوم قرآنی در تدوین واژگان مشترك قرآنی یا وجوه و نظایر قرآن می باشد، زیرا به جمع بین دو روش زبان شناختی و قرآنی آراسته است.38
 
ابوهلال عسكری و كتاب الوجوه و النظائر
ابوهلال، حسن بن عبدالله بن سعید بن یحیی بن مهران ملقّب به بغدادی و عسكری، از دانشمندان ادب و لغت قرن چهارم هجری است. سال تولد و وفات او به طور دقیق مشخص نیست. وی ازجمله قرآن پژوهان زبده زمان خویش است. كتاب الوجوه و النظائر وی گواه روشنی بر این مدّعاست. البته هیچ یك از شرح حال نویسان و نویسندگان معجم های كتاب شناسی این كتاب را در زمره تألیفات او نیاورده اند و فؤاد سزگین تنها كسی است كه برای اولین بار به آن اشاره كرده است. وی در مقام استدلال بر این كه این كتاب از ابوهلال است، می گوید: «ابوهلال مطالبی از كتاب «الوجوه و النظائر» را در كتاب الفروق اللغویة آورده است».39 اما نظر دانشمندان علوم قرآنی بر تأیید نظر سزگین دلالت دارد، علاوه كه نسخه اصلی و خطی این كتاب نیز در كتابخانه شیخ علی علومی در شهر یزد موجود است و نسخن عكسی آن نیز در كتابخانه مركزی دانشگاه تهران در مجموعه ای با شماره 5470 نگهداری می شود.
این كتاب در 117 صفحه، هر صفحه 32 سطر به نگارش در آمده است.40
ابوهلال این كتاب را در 29 باب، بر اساس حروف الفبا تنظیم نموده و در هر باب در مورد وجوه معانی الفاظ سخن گفته است. ترتیب واژه در هر باب بر پایه حرف اول خود واژه است نه حرف اول ریشه آنها.
ابوهلال در این اثر به بیان وجوه معانی اسماء مقید نیست، بلكه در لا به لای واژه های اسمی از برخی حروف نیز یاد كرده است.
وی در هر ماده یا لفظی كه می آورد، نخست به معانی آن در لغت اشاره نموده، سپس تعداد وجوه آن را نقل می كند و در اول هر وجه نام آن معنی را عنوان می كند. و سپس آیه یا آیاتی كه مصداق آن معانی باشد را شاهد آورده به تفسیر و شرح برخی از آیات می پردازد.41
 
نمایی كلی از مؤلفان و نویسندگان وجوه و نظایر
نخستین تألیف در این باب از ابوالحسن مقاتل بن سلیمان بلخی خراسانی است. وی از تابعین به نام شمرده می شود. كتاب وی اكنون در دسترس است و با تحقیق دكتر عبدالله محمود شحّاته به سال 1975م به چاپ رسیده است.
پس از وی افراد دیگری در این مسیر گام نهاده اند. به گفته سیوطی، ابوالفرج ابن جوزی، دامعانی، ابوالحسین محمد بن عبدالصمد مصری، ابن فارس و دیگران در این زمینه كتاب هایی نوشته اند؛ كه كتاب ابن فارس در اختیار جلال الدین سیوطی بوده و در «الاتقان» از آن نقل كرده است.
عمده ترین كتاب موجود در این زمینه كتاب «وجوه و نظائر» نوشته ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسی (م حدود 600هـ) است. این كتاب به فارسی نگاشته شده و با تحقیق دكتر مهدی محقق به چاپ رسیده است. كه در واقع تكمیل شده كتاب مقاتل بن سلیمان است. مؤلف ابتدا مطالبی به عربی بر آن افزوده، سپس آن را به فارسی ترجمه كرده است. خود چنین می گوید:
«چون از تصنیف كتاب «بیان التصریف» بپرداختم، نگاه كردم به كتاب «وجوه القرآن» كه مقاتل بن سلیمان رحمه الله به تازی ساخته بود، بسیار كلمت را از اسماء و افعال و حروف كه او شرح آن را به دو یا سه وجه بیان كرده بود، در كتاب تفسیر ابوالحسن ثعالبی هر كلمتی را چهار و پنج وجه موجود برایش یافتم، و بسیار كلمت را كه او سه و چهار وجه گفته بود، در تفسیر ثعلبی هر یك را شش و هفت وجه معنی یافتم و بسیار كلمت را وجوه فروگذاشته بود.
پس چون احوال كتاب وی بدین صفت دیدم خواستم كه در وجوه قرآن كتابی سازم كامل و مفید كه آنچه در كتاب ثعلبی، تفسیر ثورآبادی، تفسیر نقّاش، تفسیر شاپور، تفسیر واضح و در كتاب تأویل مشكل القرآن ابن قتیبه و كتاب غریب القرآن عُزیری در وجوه قرآن بیان كرده است، بر طریق اختصار در كتابم موجود باشد… و بر وسع طاقت، شرح وجوه هر كلمتی را به پارسی واضح بیان كردم و هر وجهی چند آیت از قرآن به دلیل آوردم…».
42
 
:پی نوشت
1. Syhonymy.
2. Polysemy.
3. Incompatibility.
4. Hyponymy.
5. Entailment.
6. حاجی خلیفه، كشف الظنون عن اسامی الكتب و الفنون، 2/2001.
7. سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، 1/144.
8. پل نویا، تفسیر قرآنی و زبان عرفانی، 89.
9. همان، 96.
10. سیوطی، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن،1/ 144.
11. همان.
12. سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، 1/200.
13. منجّد، محمد نورالدین، الإشتراك اللفظی فی القرآن الكریم، 32.
14. ر.ك: علوم قرآنی، محمدهادی معرفت، 323.
15. بررسی زبان شناختی وجوه و نظایر در قرآن كریم، سلمی محمد العوّاء، ترجمه سید حسین سیدی، 55ـ54.
16. سیوطی، الاتقان، 1/141.
17. حدیث در طبقات ابن سعد هم آمده است؛ صفحه 19.
18. سیوطی، الاتقان، 1/141.
19. زركشی، بدرالدین، البرهان فی علوم القرآن، 1/102.
20. ر.ك: یحیی بن سلام، التصاریف، 13.
21. الإتقان فی علوم القرآن، مصطفی البابی الحلبی، 1/241.
22. ابن سعد در الطبقات الكبری، 2/753، به این حدیث اشاره نموده است.
23. به نقل از هند شبلی، مقدمه تحقیق «التصاریف».
24. الأعلام، 8/63.
25. الوجوه و النظایر فی القرآن الكریم، هارون بن موسی، 58.
26. همان، 61.
27. بررسی زبان شناختی وجوه و نظایر در قرآن كریم، سلمی محمد العوّاء، ترجمه سید حسین سیدی، 24.
28. همان، 25ـ23.
29. اصلاح الوجوه و النظائر، حسین بن محمد دامغانی، 20ـ1.
30. ابن جوزی، نزهة الاعین، 81.
31. همان، 84و85.
32. همان، 643.
33. بررسی زبان شناختی وجوه و نظایر قرآن كریم، سلمی محمد العوّاء، ترجمه سید حسین سیدی، 34ـ33.
34. مهدوی راد، محمدعلی، سیر نگارش های علوم قرآنی، 71.
35. همان، 135ـ134.
36. همان، 146.
37. بررسی زبان شناختی وجوه و نظایر قرآن كریم، سلوی محمد العوّاء، ترجمه سید حسین سیدی، 40ـ35.
38. همان، 39.
39. ر.ك: فؤاد سزگین، تاریخ التراث العربی، 8/327، بخش «اللغة».
40. ر.ك: پایان نامه دكترای تخصصی سید كاظم عسك،ری با عنوان: ابوهلال عسكری و الوجوه والنظائر، 236: مندرج در قرآن در آینه پژوهش: دكتر محمدكاظم شاكر، 2/20.
41. همان، 239.
42. رك: وجوه و نظایر قرآن، ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسی، مقدمه، 2ـ1 
نویسنده:مهدی سلطانی رنانی
...
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها