عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

تمثيل‏ها در قرآن

تمثيل‏ها در قرآن
پنج شنبه 23 تیر 1390  02:52 ب.ظ

تمثيل‏ها در قرآن
چشم داشتن و نديدن ،گوش داشتن و نشنيدن
تمثيل ها در قرآن، عنوان سلسله مطالبي است كه از شماره گذشته چاپ آن آغاز شده و به تناسب مجال صفحات، قصد داريم در هر شماره ارايه و طي آن، بخشي از فرامين پروردگار كه به عنوان تمثيل مورد استفاده اهل فن قرار مي گيرد، شناسايي و تقديم شود.
«مثل الفريقين كالا عمي' و الاصّم و البصير و اسّميع هليستويان مثلاً افلا تذكّرون» (هود- 24)
حال اين دو گروه (گروندگان و ناگروندگان) در مثل چون شخص نابينا و كر به شخص بينا و شنوا است. آيا در صفت هر دو يكسان هستند؟ آيا خود هيچ انديشه نمي كنيد (و در نمي يابيد؟)
مفسّرين عامه اين آيه را متمم آيه هاي سابقه دانستند: كه چون حال گمراهان تيره بخت را بيان فرمود، سپس به ذكر حال سعادتمندان پرداخت. در تكميل كلام اين مثل را در مقام مقايسه وتطبيق حال آنها ايراد كرد.
گفته اند «الفريقين» مقصود كافر و مومن است، و وجه تشبيه كافر به كور و كر از آن است كه ديدة دل او به آيات الهي بينا و گوشمعرفت او بشنودن سخن حق شنوا نيست، فرد مؤمن برعكس آن است.
علماي نحو در تفسير اين آيه نكته اي را متذكر شده و گفته اند:اينكه در كلام الهي «هل يستويان» بصيغه تثنيه آمده و به صيغه ي جمع نيامده، از آنجا است كه «الاعمي' و الاصم» را هر دو در حيّزواحد چون شيء واحد گرفته زيرا هر دو وصف كافران است وهمچنين «البصير و السميع» را چون شخص واحد دانسته كه آن صفت مؤمنان است.
علماي ادب در اين مثل صنعت «لفّ و طباق» يافته اند كه درلفظ اول (اعمّي و اصمّ) به معناي اول و در لفظ دوم (بصير و سميع)به معناي دوم است: اولي در وصف آيات مربوطه به كافران و دومي در وصف آيات مربوطه به مؤمنان مي باشد. «افلا تذكّرون، يعني«تتعظّون» و بعضي ديگر گفته اند- يعني «تنتفعون» بنابراين به معناي اول پند گرفتن و به معناي دوم سود بردن از آن مثل، اراده شده است. امام رازي كه در وجه تشبيه اين مثل، تحقيقي لطيف كرده است، مي گويد همانگونه كه خداوند آدمي را از تن و روان آفريده، و همچنانكه تن را چشم و گوش بخشيده، جان و روان را نيزسمع و بصري مي بايد، اگر جسد به ظاهر كور و كر باشد آدمي درجهان حيران ماند. همچنانكه اگر چشم و گوش باطن او بسته باشددر حفيض ظلمات جهل سرگردان مي ماند. نه نوري مي بيند كه به آن راه هدايت جويد، نه آوازي شنود كه از آن كلمة حق استماع كند.همچنين است جاهل گمراه كه چشم دل او و گوش باطن او ازشنيدن كلمة حق كور و كر است! و نيز در تاريكي و ضلالت وگمراهي جاويدان سرگردان افتد.
تشبيه و تمثيل اهل معرفت و مردمان دانا به شخص بينا، شنواو گويا، و عكس آن يكي از تشبيهات قرآني است كه در آيات عديده به صور مختلف همين معني را به صورت تمثيل يا استعاره ايرادفرموده است.
صوفيه و اهل تأويل در اين تمثيل ميدان وسيعي براي افادات وتحقيقات خود يافته و داد سخن داده اند. شيخ روزبهان در تأويل اين آيه شرح و بسطي طولاني داده و در آنجا گفته است: «الاعمي الّذيعمي رويه الاعتبار و الاصم الّذي منع لطائف الخطاب و البصيرالناظر الي الاشياء بعين الحق فلاتفكر شيئاً ولا يتعجب من شي.»از جنيد نقل كنند كه گفت: «الاعمي هوالذي عمي عن دركالحقايق» در تفسير منسوب به خواجه عبدالله انصاري: «نابيناي به حقيقت اوست كه نه ديدة عبرت دارد تا از روي استدلال به آيات آفاق نظر كند، نه دل فكرت دارد تا در آيات انفس تأمل كند، نه بصيرت حقيت دارد تا به نور فراست مكاشفات اسرار غيبي بيند وبيناي به حقيقت اوست كه به علم يقين شواهد افعال نگرد كه:«اولم ينظروا في ملكوت السماوات والارض» باز به عين اليقين حقايق صفات بيند كه: «افلايتدبّرون القران» و باز به حق اليقين جلال ذات بيند كه: «المتر الي ربّك كيف مدّالظل...»
مولانا جلال الدين رومي را مثل و حكايتي است لطيف كه در آن اشاره به آيه فوق كرده و كلام آن بزرگ چنين است كه:
«گفت استر با شتر اي خوش رفيق در فراز و شيب و در راه عميق»
تو نيايي در سرو خوش ميروي من همي آيم بسر در چون غَوي؟
من همي افتم برو در هردمي خواه در خشكي و خواه اندر نمي
اين سبب را بازگو با من زچيست؟ تا بدانم من كه چون بايست زيست؟
گفت از چشم تو چشم من يقين بيگمان روشنتر است و دوربين
بعد از آنهم از بلندي ناظرم زين سبب در رو نيفتم حاضرم
خوش برآيم بر سر كوه بلند آخر عقبه ببينم هوشمند
هر قدم من از سر بينش نهم از عثار و او فتادنوار هم
تو نه بيني پيش خود يك دو سه گام دانه بيني و نبيني رنج دام
يستوي الاعمي لديكم و البصير فيالمقام و النزول و المسير»
تمثيل به معرفت و وصول به علم حقيقي بينايي و بصيرت وبرعكس تشبيه جهل و ناداني و پيروي از عقايد باطله به كوري وعمي در سخنان صوفيه و اهل ادب بسيار است و از همه بهتر وجامعتر تمثيلي است كه شيخ شبستري آورده و اصحاب فرق مختلف و عقايد گوناگون را به انواع كوري و امراض چشم تشبيه كرده و آن را به لطائف كنايات و استعارات بياراسته و نظاير مراعاتفرموده در آنجا كه مي گويد:
خرد را نيست تاب نور آنروي برو از بهر او چشم دگر جوي
دو چشم فلسفي ژون بود احول ز واحد ديدن حق شد معطل
زنابينايي آمد رأي تشبيه زيك چشمي است ادراكات تنزيه
تناسح زآن سبب كفرست و باطل كه آن از تنگ چشمي گشت حاصل
چو اكمه بينصيب از هر كمال است كسي كو را طريق اعتزال است
از او هرچه بگفتند از كم و بيش نشاني دادهاند از ديدة خويش
Golestan Quran Weekly, Serial 115, No71
نویسنده:اكبرزاده، محمود
...
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها