عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

بررسی سندی دعای سلامت امام زمان (عج)

بررسی سندی دعای سلامت امام زمان (عج)
پنج شنبه 23 تیر 1390  04:03 ب.ظ

بررسی سندی دعای سلامت امام زمان (عج)
           
 
حمید احمدی جلفایی
 
اشاره:
 
دعای سلامت امام زمان (عج) - كه در منابع مختلف، با اندكی تفاوت ذكر شده است - به چهار طریق وارد شده:
 
1. كافی از محمد بن عیسی از صالحان (معصومان): ظاهراً بین كلینی و محمد بن عیسی راویانی وجود دارند كه به قرینه حذف شده‌اند؛ آنها عبارتند از: احمد بن محمد، ابوالحسن علی بن حسن بن علی بن فضال و ابوجعفر محمد بن عیسی یقطینی. 2. اقبال: سید بن طاووس، از جماعتی از اصحاب خود، از جمله ابن ابی قره و او به اسنادش از علی بن حسن بن علی بن فضال و او از محمد بن عیسی بن عبید، او نیز به اسنادش از معصومان(ع). 3. كفعمی در المصباح و البلد الامین بدون سند آورده است. 4. كفعمی در البلد الامین، تحت عنوان دعای كنزالعرش، به طور مرسل از پیامبر (ص).
   
با بررسی این طرق، به این نتیجه می‌رسیم كه دو طریق اول، صحیح است، و درباره دو طریق آخر نیز با این‌كه این دعا ضمن یك دعای طولانی ذكر شده است، باید گفت علی‌رغم عدم ذكر سند، وثاقت و اعتبار مؤلف می‌تواند در اعتبار و پذیرش روایت مؤثر باشد.
 
أللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحجّه بن الحسن، صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبَائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی كُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً، وَ قَائِداً وَ نَاصِراً، وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتّی تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.

 
همانگونه كه می‌دانید، یكی از مهمترین وظایفی كه شیعه منتظر در عصر غیبت و انتظار، بر عهده دارد، دعا برای تعجیل فرج و ظهور حضرت صاحب الأمر - روحی و أرواح العالمین له الفداء - و سلامتی آن حضرت است. البتّه دعا در اینباره، همچون سایر موارد، به هر زبان و بیانی كه باشد مقبول درگاه الهی بوده و چندان تفاوتی نمی كند. آنچه مهمّ است، روح دعا و شرایط كیفی آن است كه در منابع روایی و دینی ما فراوان به آن توصیه شده است. در این میان، اهمّیّت و ارزش دوچندان ادعیه مأثوره (دعاهایی كه از زبان مبارك اهل بیت عصمت و طهارت (ع) صادر شده‌اند) به یمن و بركت نَفَسهای قدسیّ آن انوار مطهّر، بر احدی از شیعیان پوشیده نیست.
 
در این نوشته مختصر، قصد داریم به بررسی اهمیّت و اعتبار سندی طرق مختلف نقل یكی از مشهورترین و معمولترین ادعیه زمان در غیبت یعنی دعای سلامت امام زمان (ع) پرداخته، و در نهایت، به صورت خلاصه در شرح و توضیح محتوای این دعا نیز مطالبی را به عرض خوانندگان محترم برسانیم. امیدواریم كه آن سفینه نجات بشریّت و خورشید درخشان حقیقت، هر چه زودتر، چهره سیاه شب یلدای غیبت را در هم شكند و دل و جان هر منتظر عاشق، با طلوع آن آفتاب حیات بهاری شود؛ آمین!
 
این دعای شریف به یكی از چهار طریق ذیل در منابع حدیثی و دعایی شیعه وارد شده است:
 
1. ثقه الإسلام، محمّد بن یعقوب كلینی در كتاب بسیار معتبر كافی1، به نقل از محمّد بن عیسی، و او با اسناد خود از معصومان (ع) (بدون آنكه اسمی از معصوم خاصّی نام برده باشد) این دعا را به طور خاص برای دعای شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان نقل کرده و گفته است در تمام ماه مبارك رمضان و همچنین در تمام لحظات عمر، خواندن این دعا خوب است.
 
2. مرحوم سیّد بن طاووس به نقل از جماعتی از اصحاب خود (از جمله از كتاب ابن أبی قرّه و او با اسنادش از علی بن حسن بن علیّ الفضّال و او از محمّد بن عیسی بن عبید و او با اسنادش از معصومان (ع)) باز به طور خاص برای شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان، و سپس تعمیم آن به تمام ماه مبارك رمضان و سپس به همه لحظات.
 
مرحوم سیّد بن طاووس این طریق را در اقبال الأعمال، (ص 85، فصل فیما نذكره ممّا یختم به كلّ لیله من شهر الصیام)، آورده و مرحوم مجلسی هم آن را از همان كتاب در كتاب خود بحار الأنوار، (ج 97، ص 349) نقل کرده است. همچنین در كتاب مستدرك سفینه البحار (ج 6، ص428) نیز این طریق از الاقبال نقل شده است.
 
3. مرحوم كفعمی در دو كتاب خود (المصباح، ص 146؛ و البلد الأمین، ج1، 145)، دعایی را به عنوان دعای ساعت دوازدهم روز-كه به حضرت صاحب العصر (ع) اختصاص یافته است- بدون اسناد ذكر كرده است كه ضمن آن، این عبارات شریف هم، با اندكی اختلاف آمده است. مرحوم مجلسی هم این طریق را در كتابش بحار الأنوار (ج83، ص355 باب أدعیه الساعات) عیناً از این دو كتاب نقل کرده است.
 
4. همچنین مرحوم كفعمی در كتاب خود البلد الأمین (ص360)، دعایی را تحت عنوان دعای كنز العرش به صورت مرسل از حضرت نبی اكرم (ع) نقل کرده است كه ضمن آن نیز، این عبارات با كمترین اختلاف ذكر شده است.
بررسی طریق اوّل (الكافی، ج4، ص162، باب الدعاء فی العشر الأواخر من شهر رمضان، ح4)
 
متن آمده در این كتاب، چنین است:
مُحَمَّدُ بْنُ عِیسی، بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّالِحِینَ2، قَالَ:3 تُكَرِّرُ4 فِی لَیْلَهِ ثَلَاث وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هذَا الدُّعَاءَ سَاجِداً وَ قَائِماً وَ قَاعِداً، وَ عَلَی كُلِّ حَال وَ فِی الشَّهْرِ كُلِّهِ، وَ كَیْفَ أَمْكَنَكَ وَ مَتَی حَضَرَكَ مِنْ دَهْرِكَ، تَقُولُ بَعْدَ تَحْمِیدِ اللّهِ5 ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالی ـ وَ الصَّلَاهِ عَلَی النَّبِیِّ (ع):
أللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ ـ فُلَانِ بْنِ فُلَان6 ـ فِی هذِهِ السَّاعَهِ7 وَ فِی كُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً، (وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا، وَ قَائِداً وَ عَوْناً وَ عَیْناً) 8، حَتّی تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ9 فِیهَا طَوِیلًا.
 
میان این عبارت با آنچه در میان عموم متداول است (همانگونه كه در پانوشت نیز ملاحظه می‌فرمایید)، چند اختلاف عمده وجود دارد كه عبارتند از:
 
1. در متن مشهور به جای عبارت "فلان بن فلان" در این طریق، عبارت "الحجّه بن الحسن، صلواتك علیه و علی آبائه" آمده است. و در واقع، در این متن، نام شریف امام زمان(عج) به صراحت ذكر نشده است.
 
امّا با توجّه به متن و سند این خبر، مسلّم است كه مراد از عبارت "فلان بن فلان"، نام شریف آن حضرت است. این اضمار خللی به اعتبار این طریق نمی‌رساند. شبیه این مسأله، در سایر اخبار و روایات شیعه نیز مکرّر دیده شده كه نام مبارك معصوم (ع) و یا برخی دشمنان معروف آنها، به خاطر مصالحی همچون تقیّه و امثال آن، از ناحیه خود معصوم (ع) یا راویان خبر، ذكر نشده و در عوض، عباراتی، همچون "فلان" و امثال آن آورده شده است.
 
علاوه بر این، مرحوم كفعمی و مرحوم سیّد بن طاووس- كه در این طریق، اسم حضرت را با كنایه ذكر كرده اند- در نقل طریق دوّم -كه بعد از این ذكر خواهد شد- به صراحتً نام و القاب آن حضرت را ذكر کرده اند.
 
2. اختلاف دوّم، عبارت "و عوناً" در این طریق، است که در متن مشهور ذكر نشده است. این اختلاف نیز با توجّه به اینكه این عبارت در بیشتر نسخه‌های خطّی كتاب كافی و مصادر دیگر این طریق، نیامده است، در معرض تردید بوده، و می‌توان از آن چشم پوشی کرد.
 
3. تفاوت دیگر، در عبارت "و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً" است كه در این طریق، به جای آن، عبارت "و ناصراً و دلیلاً و قائداً و عوناً و عیناً" آمده است. این باره نیز، علاوه بر اینكه در غالب پس بعد از كافی، همچون: تهذیب، مصباح المتهجّد، مختصر بصائر، مزار، مصباح، البلد الأمین و فلاح السائل این اختلاف وجود ندارد، همانگونه كه گفته شد، عبارت "و عوناً" نیز در اكثر نسخه‌های كافی نیست؛ بنابراین، اختلاف موجود در این كتاب با متن مشهور، تنها در ترتیب این چهار كلمه خواهد بود.
 
احوال سندی طریق اوّل

 
سندی كه در كتاب كافی برای این خبر وجود دارد ـ علی الظاهر ـ عبارت است از: "مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی، بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّالِحِینَ". نكتهای كه در نگاه ابتدایی به این سند، نزد اهل فنّ مسلّم است این است كه مرحوم كلینی صاحب كتاب كافی، نمیتواند بدون واسطه از شخص محمّد بن عیسی روایت نقل كند؛ به این سبب، در اینگونه موارد، غالب صاحبنظران و محقّقان، امثال این اسانید را بر سند حدیث و یا احادیث قبلی معلّق فرض کردهاند. در خصوص این حدیث، سند، بر "احمد بن محمّد، عن علی بن الحسن" و در حدیث دوم از همان باب، معلّق شده و در نهایت، سند حدیث چنین خواهد بود: "احمد بن محمّد، عن علی بن الحسن، عن محمّد بن عیسی، بإسناده، عن المعصومین الصالحین [الصادقین]"
 
از مؤیّدهای دیگر این تعلیق، آن است كه در طریق پس از آن نیز، خبر به وسیله علی بن حسن بن علی الفضّال از شخص محمّد بن عیسی نقل شده است. در ادامه، به بررسی اجمالی این سند می‌پردازیم:
 
راوی نخست: احمد بن محمّد
 
این شخص، در صدر اسناد احادیث فراوانی از كتاب كافی، به دوگونه مختلف آمده است; در برخی موارد، با اضافه نام جدّش آمده- كه در این صورت ماهیّت او كاملاً معلوم است، - و در برخی از موارد- كه كم هم نیست-، به صورت مطلق، یعنی "احمد بن محمّد" آمده است. در صورت دوم، بحث است كه این شخص كدام "احمد بن محمّد" است؟ در این زمینه، هفت احتمال ابتدایی وجود دارد. هر هفت نفر، از مشایخ مرحوم كلینی بوده اند یا یا كلینی از آنهاروایت نقل کرده است:10
 
1. ابو عبد اللّه، احمد بن محمّد بن طلحه العاصمی؛
2. ابو العبّاس، احمد بن محمّد بن سعید بن عبد الرحمان الهمدانی (ابن عقده)؛
3. ابو جعفر، احمد بن محمّد بن عیسی بن عبد اللّه الأشعری القمّی؛
4. احمد بن محمّد بن خالد البرقی؛
5. احمد بن محمّد بن عبد اللّه؛
6. احمد بن محمّد بن علی؛
7. احمد بن محمّد الكوفی.
 
با توجّه به اینكه شیخ كلینی معمولاً از از چهارنفر اخیر یا یک یا چند واسطه روایت نقل کرده است و از طرفی روایت برخی از این چهار نفر، از شخص علی بن الحسن و یا محمّد بن عیسی سابقه ندارد احتمال وجود آنان كاملاً منتفی است. در میان سه نفر اول، مرحوم كلینی در اسانید كتاب كافی، از شخص اوّل، یعنی احمد بن محمّد عاصمی، تقریباً 145 روایت، از احمد بن محمّد بن سعید تقریباً چهار روایت و از احمد بن محمّد بن عیسی تقریباً 34 روایت، بدون واسطه ظاهری نقل کرده است.
 
از طرفی دیگر، میان این سه نفر، آنكه در كتاب كافی، بدون واسطه از شخص محمّد بن عیسی روایت نقل کرده است، تنها احمد بن محمّد بن عیسی است كه از وی تقریباً 182 روایت كه بدین گونه نقل كرده است؛ بنابراین، قویترین احتمال موجود میان این سه نفر، همان احمد بن محمّد بن عیسی است. اگر چه اغلب محقّقان، در این زمینه، انصراف احمد بن محمّد را به عاصمی دانستهاند و اگر چه در نهایت، هر كدام از این سه نفر پذیرفته شوند، در نتیجه تفاوتی نخواهد بود، چرا كه هر سه نفر، از راویان معتبرند كه از ناحیه عالمان رجال هیچ جرحی بر آنها، وارد نشده است. اینجا به صورت مختصر به برخی گفته‌های رجالیان معروف در شرح حال آنها اكتفا می‌كنیم:
 
نفر اوّل (ابو عبد اللّه، احمد بن محمّد بن طلحه العاصمی الكوفی) كسی است كه مرحوم نجاشی (رجالی مشهور) در توصیفش گفته است: "ثقه فی الحدیث، سالماً خیّراً، له كتب"11. و مرحوم علّامه مرحوم ابن داود درباره اش گفته اند: "ثقه فی الحدیث، سالم الجنبه"12.
 
ابو العبّاس، احمد بن محمّد بن سعید بن عبد الرحمان الهمدانی (ابن عقده) كسی است كه مرحوم شیخ طوسی در رجال خود او را چنین ستوده است: "جلیل القدر، عظیم المنزله، له تصانیف كثیره، ذكرناها فی كتاب الفهرست، و كان حفظه"13. مرحوم نجاشی گفته است: "هذا رجل جلیل فی أصحاب الحدیث، مشهور بالحفظ و الثقه، له كتب، منها..."14. و یا مرحوم علّامه در وصفش گفته است: "جلیل القدر، عظیم المنزله، و كان حفظه، له كتب ذكرناها فی كتابنا الكبیر، منها..."15.
 
ابن داود گفته است: "أمره فی الجلاله أشهر من أن یذكر"16. مرحوم شیخ حرّ نیز در خاتمه كتاب وسائل گفته است: "وثّقه النعمانی فی الغیبه، و وثّقه ابن شهر آشوب".

نفر سوم، ابو جعفر، احمد بن محمّد بن عیسی بن عبد اللّه الأشعری القمّی نیز كسی است كه مرحوم شیخ طوسی دربارهاش آورده است: "ثقه، له كتاب، كان شیخ القم و فقیهها غیر مدافع، من أصحاب الرضا(ع)".17 نجاشی درباره او گفته است: "شیخ القمّیّین، و وجههم، و فقیههم، غیر مدافع، لقی أبا الحسن الرضا (ع) و أبا الحسن العسكری (ع)، له كتب، منها...".18 مرحوم علّامه در وصفش گفته است: "لقی أبا الحسن الرضا (ع) و أبا الحسن العسكری(ع)، و كان ثقه، و له كتب ذكرناها فی كتابنا الكبیر".19 و ابن داود نیز چنین گفته است: "له كتب، لقی أبا جعفر الثانی(ع) و أبا الحسن الثالث(ع)".20
 
راوی دوّم: أبو الحسن علیّ بن الحسن بن علیّ بن فضّال (الفیّاض الكوفی)
 
این شخص از محمّد بن عیسی، حدوداً 16 خبر، تنها در كتب اربعه نقل کرده است و در طبقه معصومان از رسول(ع) تا امام هادی( واقع می‌شود. مرحوم شیخ طوسی در رجال خود در توصیف او چنین آورده است: "فطحیّ المذهب، ثقه، كوفیّ، كثیر العلم، واسع الأخبار، جیّد التصانیف، غیر معاند، و كان قریب الأمر إلی أصحابنا الإمامیّه القائلین بالإثنی عشر، له كتب، منها..."21 و نجاشی گفته است: "كان فقیه أصحابنا بالكوفه، و وجههم، و ثقتهم، و عارفهم بالحدیث، و المسموع قوله فیه، سمع منه شیئاً كثیراً، لم یعثر علی زلّه فیه، و لا یشینه، و قلّ ما روی عن ضعیف، و كان فطحیّاً".22 علّامه نیز اضافه كرده است: "و أنا أعتمد علی روایته و إن كان مذهبه فاسداً".23 و مرحوم ابن داود نیز گفته است: "له كتب، لقی أبا جعفر الثانی(ع) و أبا الحسن الثالث(ع)"24؛ بنابراین، در وثاقت این شخص تردیدی وجود ندارد.
 
راوی سوّم: أبو جعفر محمّد بن عیسی بن عبید بن یقطین العبیدی الیقطینی
 
مرحوم شیخ طوسی، در رجال خود این شخص را تضعیف کرده است. وجه آن را هم این دانسته كه مرحوم ابن بابویه، اسم او را در نوادر الحكمه ذكر نكرده و به او نسبت غلوّ داده است. مرحوم شیخ حرّ در خاتمه كتاب وسائل، در جواب مرحوم شیخ گفته است:
 
و لایلزم منه الضعف، فلا توقّف فی توثیقه، و لا معارض له، و نقل الكشّی عن الفضل أنّه كان یحبّ العبیدی و یثنی علیه و یمیل إلیه، و یقول لیس فی أقرانه مثله؛
 
یعنی نیامدن نام او در كتاب مذكور، هرگز نمی تواند نشان دهنده تضعیف او به وسیله ابن بابویه یا دلیل مرحوم شیخ باشد؛ پس چون دلیل دیگری بر تضعیف او نقل نشده و از طرفی دیگر مرحوم كشّی در فضیلت این شخص گفته است كه عبیدی (از راویان مشهور و ثقه كه در عصر خود نظیری نداشته) او را دوست داشته و از او تعریف و تمجید کرده است؛ بنابراین در توثیق این شخص، نباید توقّف کرد و گفته مرحوم كشّی در حقیقت، با ابن بابویه معارضت نیست.
 
به نظر ما، جمله" گفته، مرحوم كشّی با ابن بابویه معارضت ندارد"، تنها در صورتی صحیح است كه فقط اسم او را در كتاب نوادر الحكمه نیاورده باشد، ولی اگر به غلوّ او تصریح کرده باشد، در معارضت آنها تردیدی وجود ندارد.

پس از مرحوم شیخ، تقریباً همه عالمان رجال او را توثیق کرده اند؛ برای مثال مرحوم نجاشی در وصف او گفته است: "جلیل فی أصحابنا، ثقه، عین، كثیر الروایه، حسن التصانیف".25 مرحوم علّامه در حقّ او گفته است: "و الأقوی عندی قبول روایته".26 و مرحوم شیخ حرّ گفته است كه: "هذا فوق التوثیق، و هو یبطل نسبه الغلوّ فیه".27 یعنی آنچه از ارتباط و برخورد عبیدی با او نقل شد، بالاتر از توثیق نیز به حساب می‌آید.
 
در نهایت ـ همچنان كه ملاحظه فرمودید ـ همه راویان موجود در سند این طریق موثّقند كه در كنار این قضیّه، اعتبار كتاب كافی و مؤلّف آن نزد عموم دانشمندان- به‌‌ویژه آنها كه نزدشان قاعده اعتبار كتب پذیرفته شده است- اعتبار این خبر را مضاعف می كند.
 
بررسی طریق دوّم
 
(الإقبال، ص85، فصل فیما نذكره ممّا یختم به كلّ لیله من شهر الصیام)

متن آمده در این كتاب به این نحو است:
 
فمن الروایه فی الدعاء لمن أشرنا إلیه( ما ذكره جماعه من أصحابنا، و قد اخترنا ما ذكره ابن أبی قرّه فی كتابه، فقال بإسناده إلی علی بن الحسن بن علی بن فضال، عن محمّد بن عیسی بن عبید، بإسناده عن الصالحین، قال: "و كرّر فی لیله ثلاث و عشرین من شهر رمضان، قائمًا و قاعداً و علی كلّ حال، و الشهر كلّه و كیف أمكنك و متی حضرك فی دهرك تقول بعد تمجید اللّه تعالی و الصلاه علی النبی و آله:
 
أللّهمّ كن لولیّك القائم بأمرك الحجّه، 28 محمّد بن الحسن المهدی - علیه و علی آبائه أفضل الصلاه و السلام - فی هذه الساعه، و فی كلّ ساعه، ولیّاً و حافظاً، و قاعداً29 و ناصراً، و دلیلاً و مؤیّداً، حتّی تُسكنه أرضك طوعاً، و تمتّعه فیها طولاً و عرضاً، و تجعله و ذرّیّته من الأئمه الوارثین. اللّهمّ انصره و انتصر به و..." (ادامه دعا كه طولانی است).
 
دو تفاوت مهمّ میان متن آمده در این طریق با قرائت مشهور وجود دارد. تفاوت اوّل، تقریباً شبیه تفاوت اوّل در طریق قبلی است. و این تفاوت، در نحوه ذكر نام مبارك حضرت(ع)است كه وجه آن نیز ذكر شد.
 
تفاوت دوّم در "قائداً" است كه به خلاف همه مصادر طریق گذشته و طرق آینده و همچنین دو كتابی است كه در همین طریق از الاقبال نقل کردهاند (یعنی بحار‌الأنوار و مستدرك آن). تنها در كتاب الاقبال این كلمه با حرف عین (قاعداً) آمده است. این كلمه هر چند خالی از وجه نیست معنای آن در پایان همین مقاله گفته خواهد شد؛ ولی وجهش بعید است و به نظر می‌رسد اشكال چاپی باشد و باید به نسخه‌های خطّی كتاب الاقبال مراجعه كرد. همچنین ممکن است ناسخان و كاتبان نسخه‌ها هم سهواً آن راثبت کرده‌اند.
 
احوال سندی این طریق

 
ابو القاسم، سیّد رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس حلّی (متوفّای 664 ق)، نویسنده كتاب شریف الاقبال از عالمان و محدّثان جلیل القدر شیعه است كه در شهرت و وثاقت او جای هیچ تردیدی نیست.
نَسَب این عالم بزرگوار، به حسن مثنّی (فرزند امام حسن مجتبی (ع)) می‌رسد. او، زمان مستنصر متصدّی منصب فتوا شده، و از بزرگان دینی شیعه محسوب می‌شد. پدرش نیز از محدّثان بزرگوار و قابل اعتماد شیعه است كه خودش از او روایات زیادی را نقل کرده است و در كتابی به نام فرحه الناظر آنها را گرد آورده است. آثار بسیار زیادی در زمینه‌های حدیث، فقه، تاریخ و دعا از او به جای مانده است كه همگی- بدون استثنا- از مصادر مهمّ قرن هفتم شیعه به شمار می‌آیید.
 
شیخ نوری در خاتمه مستدرك خود در توصیف او نوشته است: "السیّد الأجلّ الأكمل الأسعد الأورع الأزهد صاحب الكرامات الباهره".30 مرحوم شیخ حرّ عاملی در امل‌الآمل درباره او گفته است: "حاله فی العلم و الفضل و الزهد و العباده و الثقه و الفقه و الجلاله و الورع أشهر من أن یذكر...".31 علّامه تستری نیز در وصفش گفته است:
 
السیّد السند المعظم المعتمد العالم العابد الزاهد الطیّب الطاهر، مالك أزمه المناقب و المفاخر، صاحب الدعوات و المقامات و المكاشفات و الكرامات، مظهر الفیض السنی و اللطف الخفی و الجلی.32
 
همچنین شیخ ماحوزی در البلغه گفته است: "لیس فی أصحابنا أعبد منه و أورع".33 و مرحوم محدّث قمّی گفته است: "السیّد الأمل الأورع الأزهد، قدوه العارفین..."34 و همچنین است گفته‌های سایر علما و بزرگان در مدح و توصیف این شخص و كتاب او، كه از آوردن آنها معذوریم.
 
ابن أبی قرّه، در این سند- همانگونه كه در اسناد این كتاب (الاقبال) فراوان مشاهده می‌شود- أبو الفرج، محمّد بن أبی قرّه است كه مرحوم نجاشی در جایی از كتاب رجالش از وی مطلبی نقل می‌كند و در جای دیگری از آن، درباره وی چنین می‌نویسد:
 
"محمّد بن علی بن یعقوب بن إسحاق بن أبی قرّه، أبو الفرج القنائی، الكاتب، كان ثقه، و سمع كثیراً، و كان یورق لأصحابنا و معنا فی المجالس، له كتب، منها: عمل یوم الجمعه، كتاب عمل الشهور، كتاب معجم رجال أبی المفضّل، كتاب التهجّد، أخبرنی و أجازنی جمیع كتبه"35
 
مرحوم علّامه هم همان اوصاف را درباره وی آورده و چنین می‌افزاید: "كان ثقه، و سمع كثیراً، و كتب كثیراً".36
و مرحوم ابن داود و دیگران هم در توصیف او، قریب به همان اوصاف را آورده‌اند.37
و بقیّه افراد آمده در سند این طریق، همان كسانی هستند كه در طریق پیشین ذكر شدند.
 
بررسی طریق سوّم
 
(مصباح كفعمی، ص146; البلد الأمین، ص145)
 
متن آمده در این دو كتاب چنین است:
الساعه الثانیه عشر: من اصفرار الشمس إلی غروبها، للخلف الحجّه (ع):
یا من توحّد بنفسه عن خلقه، یا من غنی عن خلقه بصنعه، یا من عرّف نفسه خلقه بلطفه، یا من سلك بأهل طاعته مرضاته، یا من أعان أهل محبّته علی شكره، یا من منّ علیهم بدینه و لطف لهم بنائله، أسألك بحقّ ولیّك الخلف الصالح، بقیّتك فی أرضك، المنتقم لك من أعدائك و أعداء رسولك، و بقیّه آبائه الصالحین، محمد بن الحسن، و أتضرّع إلیك به، و أقدمه بین یدی حوائجی و رغبتی إلیك، أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد، و أن تفعل بی (كذا و كذا) و أن تداركنی به، و تنجینی ممّا أخافه و أحذره، و ألبسنی به عافیتك و عفوك فی الدنیا و الآخره، و كن له ولیّاً و حافظاً، و ناصراً و قائداً، و كالیاً و ساتراً، حتّی تسكنه أرضك طوعاً، و تمتّعه فیها طویلاً، یا أرحم الراحمین، و لا حول و لا قوّه إلاّ باللّه العلی العظیم، فسیكفیكهم اللّه و هو السمیع العلیم، اللّهمّ....
 
لازم ذکر است مرحوم شیخ طوسی در كتاب مصباح المتجهد خود، دیگران هم، این دعا را برای ساعت دوازدهم روز ذكر كرده‌اند كه در آنها تا عبارت (كذا و كذا) آمده و بقیّه دعا و به ویژه عبارات مورد نظر در آن -ذكر نشده است.
   
شاید از دید برخی خوانندگان گرامی، نتوان این طریق و همچنین طریق پس از آن را جزء طرق نقل این دعا ذكر كرد؛ چرا كه در این طریق، تنها عبارات دعای مذكور، با اندكی اختلاف ضمن یك دعای طولانی آمده است، امّا به نظر ما، ذكر اینگونه موارد نیز در اعتبار متن دعا بسیار دخیل بوده آن ثمره دارد.
  
شهرت و اعتبار مرحوم كفعمی و دو كتاب مصباح و البلد الأمین
هر چند شهرت مرحوم تقی الدین، إبراهیم بن علی الجبعیّ الكفعمی (متوفای 905ق)، صاحب دو كتاب مشهور مصباح و البلد الأمین در ادعیه و زیارات، و همچنین آوازه كتابهای او میان علمای شیعه، نیازی به ذكر ندارد؛ ما به طور اجمال، تنها به بیان چند سخن مهمّ از برخی بزرگان در این‌باره بسنده می‌کنیم:
 
مرحوم سیّد حسن صدر در كتاب تكمله أمل الآمل، پس از نقل كلام مرحوم صاحب ریاض در مدح و توصیف وی، چنین نوشته است: "العالم الكامل الفقیه، المعروف بالكفعمی، من أجلّاء علماء الأصحاب...".38
عمر كحاله نیز در كتاب معجم المؤلّفین درباره او نوشته است: "مفسّر محدّث فقیه أدیب شاعر، له مؤلّفات كثیره...".39
 
مرحوم شیخ عبّاس قمی در توصیف او گفته است: "كان ثقه فاضلاً أدیباً شاعراً عابداً زاهداً ورعاً له كتب منها:...".40
 
و در نهایت، مرحوم آیت‌الله خویی در معجم رجال خود می‌نویسد:
الشیخ تقی الدین إبراهیم بن علی بن الحسن بن محمّد بن صالح العاملی الكفعمی مولداً، اللویزی محتداً الجبعی أباً، التقی لقباً كان ثقه فاضلاً أدیباً شاعراً عابداً زاهداً ورعاً له كتب منها.....41
بررسی طریق چهارم (البلد الأمین، دعای كنز العرش، ص360)
 
متن آمده در این طریق چنین است:
مروی عن النبیّ (ع): بسم اللّه الرحمن الرحیم، لا إله إلّا اللّه الحلیم الكریم... اللّهمّ و كن لولیّك فی أرضك، و حجّتك علی عبادك، ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً، حتّی تسكنه أرضك طوعاً، و تمتّعه فیها طویلاً، و عجّل فرجه، و اجعلنا من شیعته و أولیائه و أعوانه و أنصاره و محبّیه و أتباعه، اللّهمّ...
 
البتّه دعای "كنز العرش" تمام مصادر و منابع شیعه و سنّی، تنها در همین منبع وارد شده است. بنا بر روایتی از مرحوم نوری كه در كتاب مستدرك الوسائل آورده است، گویا كنز العرش محلّی از عرش الهی است كه ویژگیهای منحصر به فردی دارد. شبیه این خبر، روایات زیادی در برخی منابع اهل سنّت هم وارد شده است كه خواننده محترم در صورت تمایل میتواند به آنها مراجعه کند.42
 
شرح مختصر دعای سلامت امام زمان (عج)
 
به نظر ما ً فقرههای این دعا، بیانگر ایمان و اخلاص شیعه منتظر نسبت به امام غایبش بوده و نشان از سوز هجران او نسبت به محبوبش دارد:
 
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست
هر كجا هست خدایا به سلامت دارش
 
ما در این بخش از مقاله، می‌کوشیم تا به ترجمه و توضیح بسیار مختصری پیرامون هر یك از فقرات این دعای شریف بپردازیم. امیدواریم بتوانیم اندكی از معارف بلند این دعای شریف را برای خوانندگان محترم بیان کنیم:

اللّهمّ كن لولیّك الحجّه بن الحسن ـ صلواتك علیه و علی آبائه ـ فی هذه الساعه و فی كلّ ساعه

حجّت، در زبان عرب، در اصل به معنای دلیل و برهان است. برخی گفته‌اند اصل، در معنای آن عبارت است از هر چیزی كه انسان، در غلبه بر دشمن به آن تكیه نماید و چون برهان و دلیل در نزاع لفظی با دیگران، چنین ماهیّتی دارد، به آن نیز "حجّت" گفته می‌شود.43
 
امّا در ادبیّات دینی و اعتقادی ما مسلمانان- همان‌گونه كه در چند جای قرآن كریم، این واژه به كار رفته است (همچون سوره نساء، آیه 165و سوره مائده، آیه 149) به معنای خاصّی آمده است که عبارت است از هر چیز كه خداوند متعال، به وسیله آن، بر بندگان خویش احتجاج کرده و عقاب و ثواب خود را با آن تحكیم بخشد؛ به عبارتی دیگر، با اتمام آن، بر بندگان خود ـ چه در عالم تكوین و چه تشریع ـ راه هر گونه عذر و بهانه را كاملاً ببندد. این نوع از حجّت، در ادبیّات دینی شیعه و سنّی- چنانكه در اخبار بسیار زیادی هم به آن تصریح شده است- دو نوع است:
 
نخست: حجّت باطنی، که همان نعمت عقل است.
دوّم: حجّت ظاهری، که همه انبیا و امامان (ع) هستند. قرآن كریم، در این باره می‌فرماید:
رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّهً بَعْدَ الرُّسُلِ؛
ما همه پیغمبران را بشارتدهنده و بیمدهنده قرار دادیم تا برای مردم در پیشگاه خداوند [برای كوتاهی و قصورشان] حجتی نباشد.
 
در روایات بسیاری از شیعه و سنّی آمده است كه خداوند متعال هیچگاه زمین را از حجّت ظاهری (پیغمبر(ص) یا امام معصوم(ع)) خالی نمی گذارد؛ هرچند در پس پرده غیبت بوده و دیدگان او را نبینند؛ در برخی اخبار آمده است: "اگر به فرض، تنها دو نفر، روی زمین باشند، یكی از آن دو حتماً امام دیگری است."44
 
"الحجّه بن الحسن" در دعا اشاره به همین حقیقت دارد كه در آن، خاتم الحجج، حضرت مهدی(ع)، فرزند امام حسن عسكری(ع) آخرین حجّت معصوم الهی بندگان معرفی شده است؛ بنابراین ترجمه تحت اللفظی این بخش از دعا چنین می‌باشد: "پروردگارا! برای [حضرت] حجّه بن الحسن ـ كه درود تو بر او و بر پدران او باد ـ در این ساعت و در تمام ساعات چنین باش...".
 
وَلِیّاً
 
"ولیّ" در كلام عرب، به معنای سرپرست و متولّی است. "ولیّ الیتیم" به كسی گویند كه سرپرستی یتیم را بر عهده بگیرد و امور مختلف او را اداره کند. گاهی هم "ولی" به معنای دوست و در مقابل دشمن قرار می‌گیرد. اهل لغت در این باره گفتهاند: "الولی: الصدیق، ضدّ العدوّ". در برخی موارد هم "ولی" به معنای ناصر و یاریكننده آمده است كه یكی از اسمای الهی نیز "ولیّ المؤمنین" می‌باشد.45
 
به هر حال، قدر مشترك معنای "ولی" در اینجا یاری و سرپرستی و كفایت امور است؛ پس ترجمه این بخش چنین است: "پروردگارا!، تو یار و یاور و سرپرست آن حضرت باش".
 
وَ حَافِظاً
 
معنای حفظ و محافظت، كاملاً واضح است؛ یعنی: "پروردگارا! محافظ و نگهدارنده آن حضرت، از انواع بلایا و آفات زمینی و آسمانی باش".
 
وَ قَائِداً

 
"قائد" در لغت عرب از ریشه "قود" و به معنای راهبر، راهنما و هدایت كننده آمده است. القود" -مصدر این ریشه- به حالتی گویند كه كسی مهار چهارپایی را بگیرد و به هر طرف كه بخواهد راهبری کند. این جا مراد، آن است كه: "پروردگارا! تو خود، راهنما و راهبر آن حضرت باش".
 
آنچه در كتاب الإقبال آمده است (قاعداً)، همانگونه كه بیان شد، اگر ناشی از سهو كاتبان یا مصحّحان و ناشران نباشد، خالی از وجه نیست و چند احتمال در معنای آن وجود دارد:
 
1. احتمال دارد از "فلان أقعد من فلان"، به معنای "قرب منه"، یعنی نزدیكشدن گرفته شده باشد. عرب می‌گوید: "هو أقعدهم، أی: أقربهم إلی الجدّ الأكبر" و در مقابل وقتی می‌گوید: "هو أطرفهم أو أسفلهم، أی: أبعدهم منه"؛ بنابراین طبق این بیان، "قاعداً"، یعنی: قریباً؛ پس معنا چنین می‌شود: "پروردگارا! آن حضرت را در مقام قرب خود جای ده".
 
2. یا احتمال دارد مشتقّ از "قاعده" و به معنای اساس و پایه باشد. در این صورت، كنایه از مأمن و تكیهگاه است. و این وجه، بهتر از وجه اوّل به نظر می‌رسد.46
 
3. گاهی در لغت، "قعید" را به معنای "أب"، یعنی پدر، فرض كرده‌اند. مصراع جناب فرزدق هم در این باره مشهور است كه می‌گوید: "قَعیدكم اللّه الذی أنتما له". این بخشی از دعا با توجه به این معنا، كنایه از حصانت و حفاظت و حمایت الهی از آن حضرت است.
 
4. مفسّران در تفسیر آیه شریف: عن الیمین و عن الشمال قعید 47 "قعید" را به معنای حافظ و نگهدارنده گرفته اند. احتمال دارد "قاعداً" هم در متن دعا، به همین معنا باشد.
 
وَ نَاصِراً
 
از مادّه "نصر"، به معنای نصرت و یاری است. در برخی مصادر، به جای آن، عبارت "و عوناً" آمده، که به همین معنا است.
 
وَ دَلِیلًا
 
"دلیل" - در این مقام - به معنای راهنما و هدایت كننده است و به هدایت خدای متعال اشاره دارد كه به طور عام سایه بر سر همه مخلوقات افكنده و به طور خاصّ، متوجّه بندگان عزیز و ویژه الهی است.
 
وَ عَیْنًا
 
معنای تامّ و كامل هدایت مذكور، در عبارت "و عیناً" متبلور شده است. در این بخش، عرض می‌كنیم: "پروردگارا!، عین (چشم) آن حضرت باش".
 
شاید این، اشاره به حدیث مشهور نوافل دارد كه بسیاری از عرفا درباره آن بحث کرده‌اند. در این حدیث، آمده است كه بنده، با تقرّب هر چه بیشتر به خداوند متعال، به مقامی می‌رسد كه خداوند، چشم و گوش و زبان بنده می‌گردد و در واقع، همه رفتار و گفتار او خدایی می‌شود؛ به همین سبب است كه در برخی روایات، از وجود نازنین حضرت امیر المؤمنین (ع) با عناوینی همچون "عین اللّه"، "اُذُن اللّه" و امثال آن یاد شده است.
امّا در طریق چهارم- همانگونه كه گذشت- عبارت "و كالئاً و سَاتِراً" نیز آمده بود. "كالئاً"، از ریشه "كلأ، یكلأ" بوده و به معنای حراست و حفاظت است48. "ساتراً" نیز از "ستر"، به معنای پوشاندن یا تحت پوشش قرار دادن که آن هم كنایه از حراست و حفاظت و مواظبت است.
 
حَتّی تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً
 

این قسمت از دعا، تقریباً لبّ و مغز دعا است. منتظر آن حضرت، در این عبارت، ظهور آن حضرت و به عبارتی دیگر، طلوع آن آفتاب حقیقت و سپری شدن شب هجران را از خدای توانا طلب می‌كند.
 
كلمه "طوعاً" در این عبارت، ممکن است از "مطاوعه" به معنای انقیاد و فرمانبری است. در این صورت به این عقیده اشاره دارد كه آن حضرت، برای اطاعت امر الهی ظهور کرده و خواست خدا را اجرا خواهد کرد؛ بنابراین، معنا این چنین می‌شود: "پروردگارا!، آن حضرت را در زمین خودت ساكن كن، در حالی كه از تو اطاعت کرده و فرامین تو را اجرا می‌كند". احتمال دارد كه"طوعا"، به معنای اختیار و خواست قلبی- در مقابل "كُره و ایجاب و اجبار"- باشد در این صورت نیز در معنا، دو احتمال وجود دارد: یكی اینكه: "پروردگارا!، تو آن حضرت را روی زمینت ساكن كن؛ در حالی كه آن حضرت از صمیم قلب، تسلیم خواست و مشیّت تو است". دوّم اینكه: "تو او را ساكن زمین كن؛ در حالیكه اقتضای مشیّت و خواست تو همان است، (و-معاذ اللّه- كسی تو را مجبور نكرده است و دامن كبریایی تو از آن پاك و مبرّاست)؛ و هو یفعل ما یشاء، كیف یشاء، و متی یشاء، و بأی سبب یشاء.
در نهایت، ممكن است "طوعاً"، همخانواده با "تطوّع"، به معنای تبرّع و احسان باشد. در این صورت معنا چنین می‌شود: "پروردگارا!، تو آن حضرت را از روی فضل و كرمت و به سبب تمام کردن احسان در حقّ بندگانت، روی زمین ساكن كن".49
 
وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا
 
این عبارت، آرزوی طول بقا برای حکومت آن موعود جهانی است؛ یعنی "پروردگارا! تو او را به صورت طولانی، در روی زمین متمكّن ساز".
 
در طریق چهارم -همچنان كه گذشت- عبارت "طولاً و عرضاً" آمده بود. این عبارت- بر فرض صحّت- به جهانیبودن حكومت آن حضرت، در طول و عرض كره هستی اشاره دارد؛ یعنی: "پروردگارا!، او را بر طول و عرض كره زمین مسلّط كن (تا زمین را از انواع ناپاكیها و آلودگیها پاك کند)".
 
به امید آنكه، خالق فضل و كرم، ما را هم از آن حكومت رضوانی بهره مند سازد و همه منتظران آن حضرت، فردای ظهور، از یاران صدیق آن حضرت به شمار آیند؛ آمین، برحمتك یا أرحم الراحمین.

  
پی نوشت:
 
1. مرحوم شیخ كلینی این طریق را در الكافی (ج 4، ص 162، باب الدعاء فی العشر الأواخر من شهر رمضان، حدیث 4) آورده است. مصادر ذیل هم، با اختلافاتی مختصر، این طریق را از همان كتاب نقل کرده‌اند: التهذیب، شیخ طوسی، ج 3، ص 102، ح 37; مصباح المتهجّد، شیخ طوسی، ص 128; فلاح السائل، سیّد بن طاووس، ص 46; المزار، مرحوم مشهدی، ص 611; مختصر بصائر الدرجات، حسن بن سلیمان حلّی، ص 193; المصباح، شیخ كفعمی، ص 586; البلد الأمین، شیخ كفعمی، ص 203; مستدرك الوسائل، محدث نوری، ج 7، ص483، ح 8707; مرآه العقول، علّامه مجلسی، ج16، ص394; منازل‌الآخره، شیخ عبّاس قمّی، ص 287; مفاتیح‌الجنان، شیخ عبّاس قمّی، ص 229 و 235; عصر الظهور، شیخ علی كورانی، ص 344.
2. تهذیب:"الصادقین" بدل "الصالحین".
3. تهذیب: + "قال".
4. در دو نسخه خطّی از كتاب كافی و همچنین در دو كتاب التهذیب و المزار به جای "تكرّر" عبارت "و كرّر"، و در نسخه ای دیگر از كافی "كرّر" بدون واو آمده است.
5. در تهذیب و مصباح المتهجّد و مزار، "تمجید اللّه" و در البلد الأمین، "تمجیده" آمده است.
6. مصباح كفعمی: "محمّد بن الحسن المهدی" به جای "فلان بن فلان".
7. المزار: "اللیله"به جای"الساعه".
8. در تهذیب، مصباح المتهجّد، مختصر البصائر، مزار، فلاح السائل، مصباح و بلد الأمین، به جای عبارت داخل پرانتز، چنین آمده است: "و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً" و در اكثر نسخه های خطّی كتاب كافی و همچنین در كتاب مستدرك عبارت "و عوناً" نیامده است.
9.. تهذیب: "و تمكّنه" به جای "و تمتّعه".
10. ر.ك: مقدّمه كتاب كافی، استاد محفوظ; دفاع عن الكافی، ثامر عمیدی، ج1، ص40.
11. رجال نجاشی، ص93.
12. رجال علّامه، ص16; رجال ابن داود، ص38.
13. رجال طوسی، ص409.
14. رجال نجاشی، ص94.
15. رجال علّامه، ص203.
16. رجال ابن داود، ص385 و 422.
17. رجال طوسی، ص351.
18. رجال نجاشی، ص82.
19. رجال علّامه، ص14.
20. رجال ابن داود، ص43.
21. رجال طوسی، ص272.
22. رجال نجاشی، ص258.
23. رجال علّامه، ص93.
24. رجال ابن داود، ص43.
25. رجال نجاشی، ص333 و 348.
26. رجال علّامه، ص93.
27. رجال طوسی، ص391 و 402.
28. بحارالانوار: "بأمرك محمد بن ...".
29. بحارالانوار و المستدرك: "و قائداً".
30. مستدرك، ج3، ص351.
31. أمل الآمل، ج2، ص82.
32. مقابس، ص16.
33. منتهی المقال، ص357.
34. الكنی و الألقاب، ج1، ص328.
35. رجال النجاشی، ص156، 366و 398.
36. خلاصه، ص270; إیضاح الإشتباه، ص287.
37. ر.ك: رجال ابن داود، ص180; نقد الرجال للتفرشی، ج4، ص283; جامع الرواه، ج2، ص161; طرائف المقال، ج1، ص135; معجم رجال الحدیث، ج18، ص44.
38. تكمله أمل الآمل، ص75.
39. معجم المؤلّفین، ج1، ص65.
40. الكنی و الألقاب، ج3، ص116.
41. معجم رجال الحدیث، ج1، ص237.
42. ر.ك: مستدرك، ج4، ص26; كتاب الدعاء، طبرانی، ص466; فیض القدیر، ج1، ص720; سبل الهدی و الرشاد، ج10، ص269، 298.
43. ر.ك: العین، ج3، ص10; لسان العرب، ج2، ص228 (حجج).
44. ر.ك: كافی، ج1، ص168 ـ 180.
45. ر.ك: العین، ج8، ص365; لسان العرب، ج15، ص407; مجمع البحرین، ج1، ص455 (ولی).
46. ر.ك: لسان العرب، ج3، ص361; مجمع البحرین، ج3، ص129.
47. سوره ق :17.
48. ر.ك: العین، ج5، ص407; لسان العرب، ج1، ص146.
49. ر.ك: العین، ج2، ص210; لسان العرب، ج8، ص243.
 
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پاسخ به:بررسی سندی دعای سلامت امام زمان (عج)
شنبه 1 مرداد 1390  02:52 ب.ظ

 بیا ای یوسف زهرائی، بیا و خوابهای خوب را تعبیر كن و با دستان پر مهرت، قطرات اشك را از گونه زمان بزدا.

بیا كه مشتاقانه منتظریم پرچم نصرتت را بر هر كوی و برزن نظاره كنیم و سجده شكر به جا آوریم پس بیا ، زودتر بیا كه ما منتظریم.

mardedarya405

mardedarya405
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 662
محل سکونت : سیستان وبلوچستان
دسترسی سریع به انجمن ها