عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

شیعه در مواجهه با تفرقه مذهبى

شیعه در مواجهه با تفرقه مذهبى
پنج شنبه 23 تیر 1390  05:38 ب.ظ

شیعه در مواجهه با تفرقه مذهبى

پدید آورنده : آیت الله محمد مهدى آصفى ، صفحه 12

مسئله به راه انداختن فتنه و تفرقه مذهبى میان مسلمین مسئله اى جدى و مهم است. همیشه جدى بوده، ولى این بار از بارهاى قبل جدى تر است. البته این فتنه انگیزى فرقه اى آسیبى به تشیع نمى رساند و شیعه از مرحله آسیب پذیرى گذشته است؛ ولى براى امت اسلامى و براى راه و روش و طرح هاى تقریبى، مشکلات فراوانى را ایجاد مى کند. ما در کنفرانس اخیر دوحه شاهد حضور عناصرى بودیم که نزد ما و در دنیا معروف به اعتدال مذهبى بودند. عناصرى از قبیل آقاى قرضاوى و زحیلى که غالبا در کنفرانس ها با ما شرکت مى کردند، افراد معتدلى به شمار مى رفتند، اما به سمت انفعال کشانده شده اند که این مى تواند زنگ خطرى باشد که باید به آن توجه نمود.

باید به این مسئله توجه بیشترى شود و به طور دقیق ریشه یابى کنیم که اسباب این فتنه انگیزى جدید فرقه اى چیست و آسیب هایى که امروز براى جامعه اسلامى ما دارد، چه مى تواند باشد؟ درمان و علاج این مشکل را پیدا کنیم.

بنده در فاصله اى کوتاه، ریشه هاى این فتنه انگیزى فرقه اى را خلاصه مى کنم.

سه عامل موءثر و مهم در جهان اسلام وجود دارد که به نوعى در شکل گیرى این فتنه انگیزى ها موءثر بوده است.

1. مبارزه سختى که شیعیان در ایران و با رهبرى امام(ره) بر علیه آمریکا شروع کردند، که باعث حذف نفوذ آمریکا در بخش بزرگى از خاورمیانه و منطقه شد.

2. اقامه و برپایى حکومت اسلامى؛ این مسئله مهم نیز با رهبرى امام(ره) و با فداکارى ها و از خودگذشتگى ملت مسلمان ایران در مقابل آمریکا صورت پذیرفت و چیزى که براى جنبش هاى اسلامى دنیا یک آرزو و آرمان بود، به یک واقعیت و حقیقت عینى تبدیل شد.

3. مبارزه پیروزمندانه بر علیه اسرائیل؛ در مدت پنج سال، دو شکست بزرگ پى درپى توسط مقاومت اسلامى شیعى در جنوب لبنان به آنها وارد شد و باعث پاک سازى جنوب لبنان از اشغال اسرائیل شد.

در این سه حرکت، آمریکا آسیب هاى کلى دید و اسرائیل نیز آسیب هاى فراوانى دید. مسلمین دنیا و بیشتر

جنبش هاى اسلامى به فکر افتادند که شیعیان چه کسانى هستند که دست به چنین کارهاى بزرگى مى زنند. کسانى که نزد آنها متهم به شرک، کفر و بدعت بودند، چگونه قضایا را مى فهمند و تحلیل مى کنند؟ به چه مسائلى ایمان و اعتقاد دارند؟ بنابراین، به دنبال شناسایى شیعه افتادند.

من در مغرب بودم و دیدم که افراد خوب و ممتازى از حرکت هاى اسلامى مغرب (مراکش)، به سمت تشیع گرویده اند و به اصطلاح ما، مستبصر شدند. از آنها داستان این تحول بزرگ را سئوال کردم، آنها چنین مى گفتند که ما مرتبط با حرکت هاى اسلامى اخیر معاصر بودیم و بعد از آنکه براى اولین بار در دنیا حکومت اسلامى به دست شیعیان اهل بیت تحقق پیدا کرد، به فکر افتادیم که شناخت بیشترى از تشیع پیدا کنیم. هر کدام در حدود حوصله علمى خود دنبال شناخت شیعه برآمدیم. کتاب هاى آنها را از هر گوشه و کنارى پیدا کردیم و مطالعه نمودیم، متوجه شدیم که اساساً حرف هاى تند و زشتى که به شیعیان نسبت مى دهند، واقعیت ندارد. شیعیان حرف هاى صحیحى دارند و مطابق دلیل و برهان حرف مى زنند. هر کدام پیش خودمان به این مبانى و مطالب معتقد شده بودیم؛ ولى به روى هم دیگر نمى آوردیم، یعنى یک هیبتى بود که نمى توانستیم آن را بشکنیم و بالاخره در مجالسى این عقده باز شد. و اینطور فهمیدیم که ما همه معتقد به تشیع هستیم؛ اما به همدیگر نمى گوییم. این بود که حرکت وسیعى از تشیع در مغرب پیدا شد. این سه حرکت، سبب شد که نظر اهل تسنن، نظر جنبش هاى اسلامى و حرکت هاى اسلامى اهل تسنن، نسبت به شیعه تغییر کلى پیدا کند.

من دو عامل دیگر را به این سه عامل اضافه مى کنم؛ یکى اینکه شیعیان در این مدت همیشه پرچم دار وحدت بودند، و از آرمان هاى بزرگ اسلامى، همچون فلسطین دفاع مى کردند و این معنى به شدت توجه مسلمین را به خود جلب نمود.

شیعیان پیش قدم در نهضت اسلامى و مبارزه برعلیه اسرائیل و دفاع از آرمان هاى بزرگ امت اسلامى بودند. خلاصه موقعیت سیاسى شیعیان در برابر اسرائیل و در صحنه سیاسى، همیشه موقعیت مبارزه و مقاومت بوده و هیچ وقت در این دوران پرآشوب اتفاق هم نیفتاده که انقلاب یا نظام اسلامى که عنوان تشیع را با خود دارد با اسرائیل به نحوى کنار بیاید. به رغم تمام فشارهاى سیاسى و اقتصادى آمریکا و غرب و احیانا کشورهاى عربى، نه فقط انقلاب اسلامى هیچ گاه با اسرائیل کنار نیامد، بلکه نظام اسلامى هم هیچ گاه با اسرائیل کنار نیامد و حرف خود را عوض نکرد.

حتما مى دانید که گاهى دولت ها و نظام هاى دنیا تحت تأثیر فشارهاى سیاسى، اقتصادى و نظامى قرار مى گیرند که ناچارمى شوند از مواضع قبلى خود عقب نشینى کنند. به عکس انقلاب که هیچ گاه تحت فشار قرار نمى گیرد و اساسا فشارپذیر نیست.

نظام جمهورى اسلامى ایران نظامى سیاسى است و در عرض نظام هاى سیاسى دنیا و تحت تأثیر فشارهاى سیاسى، اقتصادى و احیانا نظامى قرار مى گیرد. و ناچار مى شود که گاهى چراغ قرمزهاى ترافیک سیاسى دنیا را بپذیرد. با این همه هیچ وقت در این مدت اتفاق هم نیفتاد که نظام جمهورى اسلامى ایران، با اسرائیل به نحوى کنار بیاید و از مواضع سیاسى خود عقب نشینى کند.

این موقعیت براى دنیاى اسلام بسیار ارزش داشت و مسلمین جهان، مخصوصا جنبش هاى اسلامى که از مواضع ضعیف نظام هاى عربى رنج مى بردند، به این مقاومت و مبارزه با نظر تحسین و احترام نگاه مى کردند.

عامل پنجم این است که در این مدت بعد از انقلاب، فرصت خوبى پیش آمد تا علماى شیعه توانستند، معارف شیعه را به دنیا معرفى کنند و مطالب و مبانى شیعه را در اصول، فروع، فقه، معارف، امامت و تفسیر به دنیا نشان بدهند. این پنج عامل آثار بسیار مثبتى در دنیاى اسلام داشت.

در مقابل این آثار مثبت و گرایش شدیدى که به سمت تشیع پیدا شد، ضررها و آسیب هاى زیادى متوجه آمریکا، اسرائیل و هم پیمان هاى آنها در غرب و وابستگان به آنها در رژیم هاى اسلامى و کشورهاى عربى گردید. آنها از این جهشى که تشیع در دنیاى اسلام پیدا کرد، آسیب دیدند و نفوذ آمریکا و اسرائیل در منطقه به شدت آسیب پذیر شد.

اسرائیل در این مدت دو شکست پیاپى را پذیرفت، آمریکا تن به شکست هاى سیاسى متعددى در این مدت داد. اینها سبب شد که این مجموعه (آمریکا، اسرائیل و کشورهاى غربى و نظام هاى عربى وابسته به آمریکا)، جبهه اى بر علیه جمهورى اسلامى ایران تشکیل بدهند.

به جز اینها، به مجموعه اى از دشمنان عقده اى تشیع در جهان اسلام برمى خوریم که به هیچ وجه حاضر نیستند سخن تشیع را بشنوند و از اتهام و تکفیر شیعیان دست بردارند و به نداى وحدت گوش بدهند؛ حالا هر اسمى مى خواهید روى آنها بگذارید. افرادى در جهان اسلام هستند که ذى نفوذ و قدرت دارند. نفوذ سیاسى، رسانه اى و مالى دارند و به هیچ وجه حاضر نیستند که شیعه را در عرصه امت اسلامى بپذیرند. این دو جبهه در چند دهه اخیر آسیب هاى فراوانى دیدند. از این رو، شروع به فتنه انگیزى در میان مسلمین کردند و دوباره تهمت هاى گذشته را به شیعه زدند. همان شایعه ها را شما در این کنفرانس قطر شاهد بودید که از نو مطرح شده بود. سب صحابه و مسئله متعه و امثال آن. این مطالب از نو مطرح شد و موج تکفیر شیعه و فتنه انگیزى میان شیعه و سنى آغاز گردید.

کشتار شیعه، به طور جدى در سه کشور عراق، پاکستان و افغانستان از جهان اسلام، آغاز شد. این سه بخش از جهان اسلام شاهد کشتارهاى فجیعى نسبت به شیعیان بودند. آمریکا و هم پیمانانش طرح کاملى براى رویارویى با نهضت اسلامى در دنیا داشتند. بخشى از این طرح، اشغال نظامى افغانستان بود، و بخش دیگرى از آن طرح «خاورمیانه نو» و «اعتدال سیاسى» در نظام هاى اسلامى و عربى منطقه بود. آنها از این دو طرح (خاورمیانه نو و اعتدال سیاسى) یک چیز را مى خواهند. آنها خواستار این موضوع اند که شما زورگویى هاى اسرائیل را بشنوید، تهاجم هاى اسرائیل را بپذیرید. آنها به سمت شما حمله و تهاجم مى کنند و شما شاخه زیتون به آنها نشان دهید و هیچ وقت به تهاجم هاى اسرائیل و آمریکا اعتراض نکنید. جنبش هاى مردمى خودتان را سرکوب کنید، و هیچ وقت و در هیچ شرایطى اعتراض نداشته باشید. زورگویى هاى آمریکا و اسرائیل، نفوذ غیرشرعى آمریکا را در کشورهاى خودتان بپذیرید. جنبش هایى را هم که در میان مردم بر علیه آمریکا و اسرائیل پیدا مى شود، با خشونت سرکوب کنید. این به اعتقاد و سیاست آنها، به معناى اعتدال است. همین معنا هم در طرح جدید خاورمیانه نو، گنجانده شده است و آنها از خاورمیانه، یک چنین چیزى را مى خواهند. اگر این عملى شد، بسیار خوب، اگر عملى نشد، تهدید به یک فتنه انگیزى وسیعى مى کنند.

فتنه انگیزى بسیار وسیعى را میان شیعه و سنى شروع کرده اند که این فتنه انگیزى، چالش ها و جنگ هاى تندى در پیش دارد. حال براى حل این مشکل چاره چیست و باید چه کار کرد؟ من چند نکته را به طور خلاصه عرض مى کنم.

نخستین نکته توجه به اصل تقیه است. ما نتوانستیم تقیه را خوب براى دنیاى اسلام تشریح کنیم. اهل تسنن موضوع تقیه را بد فهمیده اند. فکر مى کنند تقیه یک کار دورویه و یا منافقانه است. این طور نیست، تقیه یک سلوک تقریبى است که اهل بیت هم به آن توجه داشتند. پیروان مکتب اهل بیت(ع)، تقیه را در عبادات خود اجرا مى کنند. نمازى را که با تقیه، به امامت اهل تسنن مى خوانند، اعاده نمى کنند. تقیه یک سلوک تقریبى، سیاسى، اجتماعى و عبادى است. ما نتوانستیم این موضوع را تشریح کنیم که تقیه همیشه از باب ترس و خوف مرگ نیست؛ بلکه بیشتر موارد و مسائل تقیه، دوستى و محبت و جلب رضایت و مدارا است و یک سلوک تقریبى به شمار مى رود و ابزارى است براى تقریب و نزدیک کردن مسلمین به هم دیگر.

نکته دوم دعوت به وحدت و تقریب یک وظیفه شرعى است. اگر این پرچم که از روز اول، به دست اهل بیت(ع) بوده است، از دست ما بیفتد، آسیب کلى مى بینیم؛ یعنى اگر ما هم مانند بعضى از معتدلین اهل تسنن به سمت انفعال بیفتیم و پرچم دعوت به وحدت و تقریب، از دست ما بیفتد. ما هم یک پیام انفعالى براى جهان اسلام داشته باشیم، زیان و آسیب کلى خواهیم دید.

پیام اهل بیت در سخت ترین شرایط؛ یعنى بعد از سقیفه و فاجعه عاشورا، وحدت و تقریب بوده است، و همه مى دانند فتنه اى سخت تر براى اهل بیت(ع) از این دو فاجعه نبوده است. در این دو فتنه پیام اهل بیت براى مسلمین جهان، پیام وحدت و تقریب بوده است. ما وارثان این پیام هستیم و نباید بگذاریم این پیام را در هر شرایطى از ما بگیرند.

این موج فتنه انگیزى که الان در کشورهاى عربى، پاکستان، افغانستان، عراق و در مراکز دیگر مى بینیم، یک موج گذرایى است و از این موج ها در تاریخ اسلام زیاد دیده شده است؛ مثلا در عصر شیخ طوسى و بعد از او هم بوده است. در دوران صفویه و عثمانى ها هم موج هاى زیاد به وجود آمده و گذشته است. یک موج ثابت و پابرجایى نیست. یک سال، دو سال، پنج سال، ده سال و یا بیشتر؛ خدا بهتر مى داند، و البته این تا اندازه اى ارتباط دارد با عکس العملى که ما شیعیان نسبت به این موج خواهیم داشت. این موج گذراست؛ ولى اگر پرچم وحدت و تقریبى که ما از سقیفه تا امروز به دست داریم، و ان شاء الله تا ظهور امام زمان(عج) به دست ما خواهد ماند؛ آن را از دست بدهیم برگرداندنش مشکل است.

نکته سوم، معرفى خوب و درست شیعه است. ما تاکنون نتوانستیم شیعه را خوب معرفى کنیم؛ البته در این دوران کارهاى خوبى در معرفى تشیع انجام گرفته، ولى باز هم با کمبودهاى زیادى مواجه ایم و براى معرفى شیعه باید تلاش بیشترى انجام بگیرد. باید اهل بیت و معارف اهل بیت را خوب معرفى کنیم. اهل بیت(ع) پیوسته مى فرمودند که اگر محاسن کلام ما را به مردم بگویید،مردم به ما گرایش پیدا مى کنند. اینکه مى بینید مردم گرایش ندارند؛ چون محاسن کلام و زیبایى هاى کلام ما را ندانسته اند. وقتى اهل بیت(ع) و معارف اهل بیت(ع) را معرفى کنیم، مقدار زیادى از این راه را طى کرده ایم.

نکته چهارم ادامه حرکت بر علیه استکبار است. این امتیاز بزرگ شیعه است که در دنیاى اسلام پیشاپیش صفوف مبارزه با آمریکا و اسرائیل گام برمى دارد. این مبارزه دو رویکرد و نتیجه بسیار مهم دارد. یک نتیجه آنکه چهره آمریکا، اسرائیل و چهره هاى کشورها و نظام هاى استکبارى غرب و شرق را برملا مى کنند و وقتى مفتضح شدند، دیگر آن تأثیر را نخواهد داشت. رسانه هاى آنها دیگر آن قدرت را نخواهد داشت. دوم نظر جهان اسلام را جلب مى کنیم. جهان اسلام و امت اسلامى، فطرت سالمى دارند. فریب خوردن از تبلیغات رسانه ها، علامت فساد و تباهى فطرت امت اسلام نیست.

وقتى مسلمین مى بینند که شیعیان در پیشاپیش و در خط مقدم صفوف مبارزه با آمریکا و اسرائیل هستند و از سوى دیگر، دست شان به سوى امت اسلامى دراز است که بیایید همه با هم برادر باشیم و همکارى کنیم خواه ناخواه جذب مسئله تقریب و وحدت مى شوند.

همین پیروزى اخیر حزب الله در لبنان، خدا مى داند. چه آثار مثبت و بزرگى براى فرهنگ و معارف اهل بیت داشت و چگونه مردم را جذب کرد. این پیروزى تمام دنیاى اسلام را مجذوب تشیع کرد.

آخرین نکته کمبود زیادى است که از ناحیه رسانه هاى گروهى داریم. در این دنیاى شلوغ امروز که مشکل است، انسان صداى خودش را به دنیا برساند با کمبود رسانه مواجه ایم و به خوبى نمى توانیم حرف هاى خودمان را بگوییم. شبکه هاى تبلیغاتى ما، به تنهایى قادر به انعکاس مسائل جهان اسلام نیستند.

در حال حاضر در عراق دسته دسته شیعیان را مى کشند، مساجد و حسینه هاى آنها را تخریب مى کنند و علماى اهل تسنن در سعودى براى کشته شدگان اهل تسنن عزا مى گیرند. البته این حوادث متقابل بعد از انفجار حرم مطهر عسکرین(ع) پیش آمد. و گر نه قبلا شیعیان حوادث و تخریب و کشتار دسته جمعى را تحمل مى کردند و پاسخ نمى دادند. بعد از این حادثه شروع به مقابله کردند. ولى قطعا یک دهم قتل و تخریبى که در صفوف شیعیان در عراق مى شود، در اهل سنت نیست. اثبات این مطلب یک مسئله ساده اى است که با آمارگیرى ساده اى ثابت مى شود که ما حتى امکانات تبلیغ این مطلب آمارى ساده را هم نداریم، و علماى سعودى براى کشتار مردم اهل تسنن در عراق عزا مى گیرند. مصیبت ها را ما مى بینیم، تبلیغات و عزادارى و تظلم را علماى سعودى انجام مى دهند.

در همین کنفرانس ها، بعضى از دوستان به ما گفتند که شاهد فیلم هایى بودند که قبلا خودشان در فجائع کشتار شیعیان عکس بردارى کرده بودند. در کنفرانس استانبول مى دیدیم همین فیلم ها را به عنوان کشتارى که در جامعه اهل تسنن روى داده و شیعیان عامل این فجایع هستند، نشان دادند.

ما کمبود رسانه داریم. در دنیاى امروز بخشى از نزاع و مبارزه، رسانه اى است و ما نمى توانیم حرف حق خود را بدون آن به دنیا برسانیم. امروز تبلیغات در دنیا، یک علم است. علمى که چندین شعبه و شاخه دارد. خیلى علم وسیعى است؛ حتى در حد دکترى در این زمینه درس مى خوانند. ما آن امکانات، و قدرت را نداریم و حال اگر کسى بخواهد در عرصه سیاسى دنیا حضور داشته باشد و نتواند صداى خودش را برساند، خواه ناخواه نمى تواند از خودش دفاع کند، چون تبلیغات امروز یک جزء اساسى از دفاع است.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها