عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

دلش مى خواست...

دلش مى خواست...
پنج شنبه 23 تیر 1390  05:54 ب.ظ

دلش مى خواست...

پدید آورنده : سعید آقایى ، صفحه 29

از همون روز اولم که اومده بود، دلش مى خواست از ته و توى قضایا با خبر شه؛ همه جا سرک مى کشید؛ جلو مى رفت؛ عقبا دید مى زد. یه دفعه مچشو گرفتم و گفتم: این جا باید خوب گوش کنى؛ هر چى بهت گفتن، اونا عمل کنى؛ اما این حرف ها کارساز نبود که نبود.

**

هنوز عرقش خشک نشده بود که سراغ خط را از من مى گرفت؛ خوب نگاهش کردم و گفتم: دنبال چى مى گردى؟ گفت: دنبال یه ذره حرکت؛ یه مثقال آتیش. گفتم: خشک شو همین جا؛ هر چى که مى خواى، مى یاد سراغت؛ اما دلش چیز دیگه اى مى خواست.

**

دل شب مى رفت توى تاریکى؛ یه شب که دنبالش کردم، بو برد. گفتم: تو این موقع چى مى خواى؟ گفت: پاکى. خندیدم و گفتم نجس نشده، دنبال حموم مى گردى؟ بعد با صداى بلند گفتم: این جا باید تیمم کنى برادر.

**

یک شب مخفى و بى هماهنگى رفته بود طرف هاى... اسمشو خوب نیس بگم. با خودش یک عدد خودروى ناقابل آورده بود و بعد که صبح شد، توش نشسته بود و داشت سیگار بغداد مى کشید! نمى دونى سیگار، مفتى چه کیفى داره! آخه بین رفقا تقسیم کرد.

**

گفتم تو باید همون پشت مى موندى. گفت: حالا مگه کجام؛ پشتم به شما و روم به اونا. گفتم: دستم درد نکنه. گفت: الهى آمین.

**

ازش پرسیدم براى چى اومدى؛ سرت در مى کرده یا دستت؟ یه نگاهى کرد و گفت: خدا را شکر؛ چیزى نیس؛ یعنى تا حالا نبوده؛ اما راستشو بخواى، چنتا از این قسطام عقب افتاده بود؛ اومدم این جا خیالم راحت باشه؛ هر چى باشه، این جا که از زندون بهتره!

**

حتماً داشتم فرار مى کردم؛ یعنى همه این کار را مى کردن؛ دیدم افتاده روى زمین و داره منو بد جورى نگاه مى کنه. گفتم: چى شده؟ گفت: مواظب خودت باش. دلم بد جورى سوخت. نمى توانستم هیچ کارى براش بکنم. با یه لبخند گفت: تو برو؛ من دیگه همه بدهى هام رو دادم.

وهابیت، تافته جدابافته

به بهانه 8 شوال، سالگرد تخریب قبور مطهر ائمه بقیع به دست وهابیان

چگونگى پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن این فرقه چیست؟

براى شناخت وهابیت و آگاهى از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلک انحرافى را از زوایاى مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

پیدایش وهابیت

مسلک وهابیت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدى است و علّت این که آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده اند، به این جهت است که مبادا پیروان این مذهب، نوعى شرکت در نام پیامبر را پیدا کنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ق. در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. او از کودکى به کتاب هاى تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانى، اعمال مذهبى مردم «به خدا» را زشت مى شمرد. وى به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر صلى الله علیه وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افکار و عقاید خود را که قبلاً از سوى ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پى ریزى شده بود، اظهار نمود و به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آنها همت گماشت.

وهابیان معتقدند که هیچ انسانى، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر این که امورى را ترک کند. این امور عبارتند از:

1. به وسیله هیچ یک از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید و در صورت توسل، در راه شرک گام نهاده، مشرک مى باشد.

2. زائران به قصد زیارت، به آرامگاه رسول خدا نزدیک نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روى قبر نسازند.

3. از پیامبر صلى الله علیه وآله طلب شفاعت نکنند.

4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه براى آنان، شرک است.

5. وهابیان بر این باورند که مسلمانان، در طى روزگار، از آیین اسلام منحرف شده اند.

6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگوارى حرام است.

این منطق خشک و بى پایه، در تقابل با منطق وحى قرار دارد؛ زیرا قرآن در موارد یاد شده، نظراتى صریح و مخالف وهابیان دارد.

در قرآن آمده است:

1. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القُربى».1

یکى از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذى القرى، قبرهاى آنان و تعمیر آنهاست و این راه و رسم، در میان ملت هاى مختلف جهان وجود دارد و یک نوع سنّت عرفى به حساب مى آید.

2. «... فقالوا ابنوا علیهم بنیانا... قال الذین غلبوا على امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا».2

هنگامى که واقعه اصحاب کهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند که آیه متذکر آن مى شود و انتقاد یا لحن اعتراضى نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به این آیه، هرگز نمى توان تعمیر قبور اولیاى الهى و صالحان را عملى حرام و یا حتى مکروه قلمداد کرد؛ بلکه این آیه، به نوعى تشویق مى کند که براى بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهاى آنان، باید کوشا بود.

3. «و استغفر لذنبک و للموءمنین».3

4. «وصلّ علیهم ان صلاتک سکن لهم».4

آیات فوق نیز بیان گر این است که طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، کاملاً موءثر و مفید مى باشد و موضوع شفاعت پیامبر صلى الله علیه وآله و دعاى آن حضرت، نه تنها در آیات صریح، بلکه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است.

اندیشه هاى سیاسى و اجتماعى وهابیان

وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه ها و مذاهب اسلامى هستند و مدعى اند که یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به کفر و شرک مى کنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال مى دانند و آیات مربوط به شرک و کفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق مى کنند که این، بزرگ ترین ضربه به پیکر جامعه اسلامى و مسلمانان است.5

با این تفکر بسته و خشک وهابیت بود که وقتى سعودى ها (در سال 1344 ق.) بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلّط یافتند، مشاهده متبرک بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شکستند و از بین بردند.6

براى عملکرد و کارهایى که وهابیان در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعى، باید به کتاب هاى تاریخى مراجعه کرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سیاست، حکومت و مردم دارى، نمونه اى از اندیشه هاى وهابیان است.

بنابراین، وهابیت هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفکّر، مغبوض عالمان فرقه هاى مختلف مسلمین بوده اند و هم در نگرش نسبت به مسائل دینى مورد مخالفت عالمان قرار گرفته اند و اولین کتابى که در رد وهابیت نگاشته شده، کتاب «الصواعق الالهیه فى الرد على الوهابیه» بود که به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سیاست نیز آنان جاده صاف کن دشمنان دین و اسلام بوده اند. این آیین و مسلک، ساخته و پرداخته انگلیسى ها است و همین ننگ براى این مسلک و پیروان آن کافى است.

گسترش وهابیت

در ارتباط با گسترش این فرقه، مى توان به این عوامل اشاره کرد:

1. تشدید فعالیت هاى تبلیغاتى و فرهنگى وهابیان در داخل ایران و حوزه هاى مسلمان نشین خارجى (نظیر حوزه قفقاز، بالکان و سایر کشورهاى مجاور ایران) که آمادگى تأثیرپذیرى از انقلاب اسلامى ایران را دارند، مشاهده مى شود. وهابیت به عنوان جریانى انحرافى در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیرى از تداوم و گسترش اسلام اصیل را بر عهده داشته، ازاین رو، تخریب و ایجاد تزلزل در مبانى فکرى و اعتقادى شیعیان، به عنوان محور اصلى این جریان را دنبال مى کند. از این رو در سال هاى اخیر در جهت همسویى با تهاجم فرهنگى و نظامى آمریکا علیه کشورهاى اسلامى و به خصوص ایران، فعالیت هاى تبلیغى خود را در ایران توسعه بخشیده است.

2. وهابیت به دلیل افکار اعتقادى خاصى که در باب شفاعت، توسل، شرک و مانند آن دارد، در تعارض کامل با مذهب شیعه است؛ هر چند که اکثریت فرقه هاى اهل سنت با تفکرات این گروه مخالفند از این رو، گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از کتاب، مقاله، سخنرانى و مانند آن)، با شیعه مقابله کند.

3. خطر بزرگ تر این گروه، روش هاى دور از منطق اسلامى است که در مسائل سیاسى و حکومتى در پیش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبرى ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه اى از این فعالیت هاست. که سبب بهانه جویى غربى ها شد تا مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم کنند؛ تا جایى که دست قدرت هاى استعمارى غرب - به خصوص آمریکا - را در منطقه باز گذاشته، زمینه دخالت هاى نظامى و سیاسى آنان در کشورهاى اسلامى را فراهم ساخته است که افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت ها به شمار مى آیند.

براى آگاهى بیشتر به کتاب هاى زیر مراجعه کنید:

1. آیین وهابیت، جعفر سبحانى.

2. وهابیت، مبانى فکرى و کارنامه عملى، جعفر سبحانى.

3. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1430.

4. وهابیان، على اصغر فقیهى.

5. خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، ترجمه استاد على کاظمى).

6. وهابیت از دیدگاه مذاهب اهل سنّت، خالصى خراسانى.

7. تاریخ عقاید وهابى، قزوینى.

1. شورى، آیه 23.

2. کهف، آیه 21.

3. محمد، آیه 19.

4. توبه، آیه 103.

5. مبلغى آبادانى، تاریخ ادیان و مذاهب، ج 3، ص 1432.

6. آقا بزرگ تهرانى، الذریعه، ج 8، ص 261.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها