عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

مساله وحی در جهان اسلام

مساله وحی در جهان اسلام
پنج شنبه 23 تیر 1390  06:12 ب.ظ

مساله وحی در جهان اسلام

منابع مقاله:

، ؛

مساله وحی همواره در جهان اسلام جالب توجه و مناقشه برانگیز بوده، از یک سوفلاسفه و از دیگر سو متکلمان دائما با این بحث درگیر بوده اند . این نکته از سراتفاق نیست، چون وحی به معنای خاصی، هسته اصلی اسلام را تشکیل می دهد و تحلیل وحیبه معنای تحلیل کل پیکره اسلام است . از این رو، اگر به چهارده قرن گذشته تاریخاسلام بنگریم، فلاسفه و متکلمان دائما در نزاع بوده اند و بر هم دیگر خوردهمی گرفتند . آنها به خوبی دریافته بودند که تحلیل و تبیین نادرست وحی چه نتایج وپیامدهای مصیبت باری برای اسلام می تواند داشته باشد، فلاسفه بزرگی در عالم اسلاماز قبیل فارابی، ابن سینا و متکلمانی همچون غزالی در این باب زبان گشوده و به مداقهپرداخته اند . از فلاسفه و متکلمان که بگذریم، مورخانی چون ابن خلدون نیز به اهمیتاین بحث پی برده، مباحثی در این زمینه پیش کشیده اند.

نظریه اشاعره

اشاعره در مخالفت با همه این مذاهب به کلام نفسی قایل شدند . آنها گفتند که کلاملفظی است که حادث است و این کلام به ذات الهی قائم نیست، ولی فراتر از این کلام،کلام نفسی است و کلام حقیقی در واقع همین کلام است . کلام نفسی معنایی قائم به نفساست که با الفاظ از آن تعبیر می آوریم . این کلام قدیم و قائم به ذات الهی و غیر ازعلم و اراده الهی است . فرض کنید شما بخواهید سخنی را بگویید; معنای آن سخن در ذهنشما هست و سپس آن را به صورت الفاظ و جملات در می آورید . کلام نفسی هم به نظماشاعره چنین چیزی، و غیر از علم و اراده است . به نظر آنها کلام لفظی قدیم است. (9)

اشاعره با تفکیک کلام نفسی از کلام لفظی، تنها کلام نفسی را قائم به ذات الهیدانسته، کلام لفظی را حادث و غیر قائم به ذات الهی می دانند . این سخن بدین معنااست که الفاظی که به عنوان کلام ائمه می شناسیم، در واقع الفاظ خدا نیستند . کلامخدا همان کلام نفسی است . کلام نفسی در چارچوب نظریاتی که مطرح کرده ایم، با دیدگاهوحی گزاره ای تناسب دارد و از سنخ گزاره ها است . در کتاب های روایی اهل سنت بهتواتر از حضرت پیامبر (ص) نقل شده است:

ان هذا القرآن السموع المتلوهو کلام الله(10); «این قرآن که شنیدهو تلاوت می شود، همان کلام الهی است

از این حدیث استفاده می شود که کلام الهی در حقیقت این الفاظند که به صورت مکتوبدرآمده اند و تلاوت می شوند . اشاعره در توجیه این قبیل روایات دست به توجیهمی زدند و می گفتند این حروف و اصوات و الفاظ به این معنا کلام الهی اند که بر آندلالت می کنند، یعنی بر کلام نفسی دلالت دارند، لذا مجازا بر آنها کلام الهی - ازباب تسمیه دال به اسم مدلول - اطلاق شده است. (11)

پیدا است که ظاهر این گونه روایات حقیقت گویی است نه مجازگویی، و امروزه در پرتونظریه افعال گفتاری می توانیم نظریه کلام نفسی را به عنوان گونه ای تحویل گرایی طردکنیم . بهتر است برای تکمیل این بحث، به بیان فخررازی در مورد انزال وحی هم نظرکنیم و ببینیم چگونه بر اساس نظریه کلام نفسی، انزال وحی را توجیه می کند . فخررازیدر بیان مراد از انزال وحی می گوید جبریل (ع) در آسمان کلام خدا را شنید و سپس برپیامبر (ص) نازل شد . این سخن را می توان از قبیل «نزلت رسالة الامسیر من القصر»دانست . وقتی می گوییم پیام امیر از قصر نازل شد، توجه داریم که پیام نازل نمی شود،بلکه شنونده، پیام را از مرتبه عالی می شنود و سپس در مرتبه سافل آن را ادا می کند.سخن از او جدا نمی شود، بلکه سامع این سخن را می شنود و با الفاظی از پیش خودشآنها را به دیگران می رساند . لذا می گوییم این شنونده کلام را در جایی شنیده و درجای دیگری آن را به زبان آورده است . اگر بپرسید جبرئیل چگونه کلام خدا را شنید وحال آن که کلام الهی بر ملک، از قبیل حروف و اصوات نیست؟ در پاسخ می گوییم که شایدخدا قوه شنوایی خاصی متناسب با کلام خودش در جبرئیل (ع) آفریده و سپس او را بهتعبیر آوردن از این کلام قدیم قادر ساخته است و ممکن است خدا در لوح محفوظ نوشته ایرا با همین نظم مخصوص آفریده باشد و جبرئیل (ع) آن را خوانده و حفظ کرده باشد و نیزممکن است خدا اصواتی را با این نظم خاص در جسم ویژه ای آفریده باشد و جبرئیل (ع) آنرا فهمیده و خدا هم در او علم ضروری به این که این عبارت مودی آن کلام قدیم است،آفریده باشد. (12)

از این قبیل سخنان روشن می شود که اشاعره با چه مشکلاتی مواجه بودند و برای حفظنظریه کلام نفسی به چه توجیه هایی روی می آورند و دچار چه تکلفاتی می شوند . دربرخی از کتاب های کلامی این نظریه نقد شده است، ولی برای نگارنده همواره این پرسشمطرح بوده که مفسر اشعری مسلکی مانند فخر رازی مثلا این آیه را چگونه معنا می کند؟

انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون(13)

در این آیه، انزال قرآن به صورت عربی به خدا اسناد داده شده است، نه این که خدابه صورت کلام نفسی سخن گفته و جبرئیل (ع) یا پیامبر (ص) آن را به صورت عربی فهمیدهاست . فخر رازی در تفسیر این آیه، این نکته را مطرح کرده است که جبایی با استناد بهاین آیه استدلال کرده که قرآن به عربی بودن موصوف شده و لذا قدیم نیست . زیرا قدیمفارسی یا عربی نمی شود . سپس در پاسخ جبایی گفته است این آیه تنها بر این امر دلالتدارد که این الفاظ و عبارات حادثند و ما در این نکته نزاعی نداریم و آنچه می گوییمقدیم است، چیز دیگری است. (14)

این توجیه فخر رازی اگر مشکل قدیم بودن را حل کند، این مشکل را حل نمی کند که دراین آیه انزال قرآن به زبان عربی به خدا اسناد داده شده است و این بدین معنا است کهوحی خدا، صورت زبانی خاصی داشته و در قالب الفاظ زبان عربی بوده است . مثال انزالپیام امیر هم نمی تواند این مورد را توجیه کند; زیرا انزال به زبان عربی، به خودخدا نسبت داده شده است.

پی نوشت ها:

1. Davis, Religion andThe Making of society, p.99.

2.یوسف آیه 102.

3. Speech Acts Theory.

4. J.L. Austin.

5. Perlocutionary act austin J.L, How to do things with words, p.109.

6.این نکته را با سخن فلاسفه که گفته اند تقید داخل و قید خارج است نیز می توانتوضیح داد: «در وحی تجربه سخن گفتن خدا است » تقید به سخن گفتن و افعال گفتاری داخلاست، ولی خود افعال گفتاری خدا که قید باشد، از وحی خارج است.

7.یوسف، آیه 2.

8.شوری، آیه 7.

9.السید الشریف شرح المواقف، ج 8، صص 4 - 93.

10.تفسیر الفخر الرازی، المجلد الاول، ج 1، ص 38، دارالفکر، بیروت (1420 ه . ق 2000م)

11.همان، ص 39.

12.همان مجلد اول، ج 2، ص 37.

13.سوره یوسف آیه 2.

14.همان مجلد نهم، ج 2، صص 60 - 85.

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها