عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

امامت در سن طفولیت

امامت در سن طفولیت
پنج شنبه 23 تیر 1390  08:16 ب.ظ

امامت از دیدگاه شیعه، إعمال ولایت ولى اللَّه بر سایر انسان ها است.[۱] به تعبیرى امامت منصبى الاهى براى ادارۀ دین و دنیاى مردم و هدایت آنها به قلۀ سعادت و انسانیت است. از این رو امام (ع) براى مردم قابل شناسایى و انتخاب نیست؛ زیرا علم لدّنى و عصمت باطنى امرى نهانى اند که جز خدا کسى از آن آگاه نیست و این دو مهم ترین لوازم ولى اللَّه بودن است.

انسان موحدى که ولایت خداوند بر خویش را پذیرا گردیده، از هر حیث مطیع اوامر و نواهى خداى خویش است. پس در مورد پذیرش ولایتِ وُلاتى که از سوى آن ذات اقدس تعیین می گردند، باید کاملاً مطیع و منقاد باشد و به ولایت آنها نیز گردن نهد و از مقایسۀ آنها با دیگران و چون و چراهایى بى پایه اجتناب نماید. شناخت کسانى که به عنوان امام و والى از طرف خدا منصوب اند از چند راه ممکن است:

الف. بررسى سیره و راه و روش ایشان.

ب. مراجعه به ویژگى ها و علایمى که از سوى اولیای قبلى، در مورد ولى بعدى، ارایه شده اند.

ج. درخواست معجزه و تفحص از وجود شرایط و لوازم امامت.

با مراجعه به سیر و تواریخ مى توان از احوالات و سیرۀ ایشان کسب اطلاع نمود و با مراجعه به منابع روایى مى توان به روایاتى که از طریق پیامبر (ص) رسیده، دست یافت و سپس با مراجعه به روایات هر امامى، امام (ع) پس از او را شناسایى کرد. ائمه هدا (ع) در دوران زندگى و حتى پس از شهادتشان در هر دوره اى داراى کرامات و معجزاتى مى باشند. وقوع این امور خارق العاده براى متوسلان به ایشان آن قدر زیاد است که به احصا نیامده است و براى هر جویاى حقیقتى قابل تجربه است.

نتیجه این که، در احراز مقام امامت، سن خاصى شرط نیست، بلوغ روحى و علمى و فکرى لازم براى این امر مى تواند، به صورت خدادادى، از بدو تولد به ایشان اعطا گردد و خود این امر یکى از خوارق عاداتى است که امامت ایشان را اثبات مى‏کند، نه این که مخّل به امامت ایشان باشد.

پیدا است که با دید ظاهرى و کوته بین، گردن نهادن بزرگان و علما و پیران و جوانان و…، به ولایت شخصى کم سن و سال، ثقیل مى نمایاند و پذیرش این ولایت، به راحتى پذیرش اولیا دیگر که از حیث سن و سال دورانى را گذرانده اند، براى مردم عادى یکسان نخواهد بود. معاصران ائمۀ خردسال؛ یعنى امام جواد (ع) که در سن ۸ سالگى به امامت رسیدند و امام هادى (ع) که در سن ۹ سالگى امام شدند و امام مهدى (عج) که در سن ۵ سالگى امام گردیدند، نیز از این امر مستثنا نبوده و همین سؤال و شبهه را از امام رضا (ع) نموده و توضیح مى‏خواستند. به عنوان نمونه به احادیث زیر استشهاد مى شود: “از حسن بن جهم روایت شده که گفت: من در حضور حضرت رضا (ع) بودم، حضرت جواد هم که کودکى بود در محضر آن بزرگوار بود. پس از گفت و گوى طولانى حضرت رضا (ع) به من فرمود: “اى حسن! اگر من به تو بگویم این بچه امام تو خواهد بود چه خواهى گفت؟” گفتم: فدایت شوم، شما هر چه بفرمایید من نیز همان را مى گویم. امام (ع) فرمود: “درست مى‏گویى”. آن گاه حضرت رضا (ع) کتف حضرت جواد (ع) را باز کرد و رمزى را که نظیر دو انگشت بود، به من نشان داد و فرمود: “نظیر همین رمز، در همین موضع از بدن حضرت موسى بن جعفر (ع) بود.” نیز از محمودى روایت شده که گفت: من در طوس در حضور حضرت رضا (ع) بودم. یکى از یاران آن بزرگوار گفت: اگر حادثه اى براى حضرت رخ دهد، امام بعد از آن برگزیده خدا که خواهد بود؟!

حضرت رضا (ع) به وى توجهى کرد و فرمود: “بعد از من باید براى امر امامت به پسرم حضرت جواد (ع) رجوع شود.” وى گفت: سن امام جواد (ع) کم است؟! حضرت رضا (ع) فرمود: “خدا حضرت عیسى بن مریم (ع) را براى مقام پیامبرى برانگیخت، در صورتى که سن آن حضرت (ع)، از امام محمد تقى (ع) کمتر بود”.[۲]

لکن به خاطر دغدغه اى که برخى از شیعیان امام رضا (ع) داشته اند، على رغم این نصوص به جست و جوى امام بعدى و شناخت او پرداخته اند؛ از این رو “برخى از آنها به دنبال عبداللَّه بن موسى (ع) برادر امام رضا (ع) رفتند، ولى از آن جا که حاضر نبودند بدون دلیل امامت کسى را بپذیرند، جمعى از آنها پیش وى سؤالاتى را مطرح کردند و هنگامى که او را از جواب مسائل خود ناتوان دیدند، وى را ترک کردند”؛[۳] زیرا آن چه اهمیت داشت بروز این وجهه الاهى بود که مى‏بایست در علم و دانش امامان باشد…؛ از این رو آنان دربارۀ تمامى امامان این اصل را رعایت کرده و آنان را در مقابل انواع پرسش ها قرار مى دادند و تنها موقعى که احساس مى کردند آنان به خوبى از عهدۀ پاسخ گویى به این سؤالات بر مى آیند (با وجود نص بر امامتشان) از طرف شیعیان به عنوان امام معصوم، شناخته مى شدند.”[۴] امامان خردسال نیز از این امر مستثنا نبودند، و از طرف بزرگان شیعه مورد تفحض قرار گرفتند و بر توان علمى و انجام کرامت ها و اعجاز ایشان یقین حاصل کردند.

از سوى دیگر دشمنان ائمه ‏(ع) که همیشه منتظر فرصتى براى کنار زدن ائمه ‏(ع) و پراکنده کردن شیعیان از اطراف ایشان بودند، بی کار ننشسته و با تشکیل مجامع علمى و… خواستند تا صغر سن این بزرگواران را بهانه کرده و آنها را از صحنه اجتماع به کلى کنار بنهند. لکن هر چه دست و پا زدند، بیشتر خود را رسوا کردند و اعلمیت ایشان بر همۀ علما معاصرشان بیشتر اثبات گردید.[۵]

علاوه بر مطالب فوق بر آشنایان با قرآن و قصص انبیا این امر پنهان نیست که انبیای چندى در سن و سال پایین به مقام نبوت و رسالت، بلکه امامت رسیده اند، مثل عیسى[۶] و یحیى (ع)[۷] و… در حالى که اغلب انبیا در سن کهولت ۴۰ سالگى یا بیشتر به این مقامات دست یافته اند.

پس این امر را باید به حکمت و علم الاهی ارجاع داد و در مقام تشخیص به قراین و ادله و شواهد مراجعه نمود. چنان چه مى فرماید: “بگو، پروردگارا! که تو مالک حکومت بر زمین و آسمانى ملک را به هر که بخواهى مى دهى و از هر که بخواهى سلب مى کنى و هر آن که را بخواهى عزت مى بخشى و هر آن که را بخواهى ذلیل مى کنى، خیر به دست تو است و هر آن چه از تو صادر شود جز خیر و صلاح بندگانت نیست و تو بر هر کارى توانایى”.[۸] و شبهه و جواب به بنى اسرائیل را این گونه تشریح مى نماید: “نبى آنها به آنها گفت: همانا خداوند طالوت را مَلِک شما برانگیخته است.” آنها گفتند: او چگونه مَلِک ماست در حالى که ما به پادشاهى (فرماندهى) از او سزاوارتریم؟ و او دارایى وسیعى ندارد! گفت: “خداوند او را بر شما برگزیده و توانایى علمى و جسمى به او عطا نموده و خدا است که مُلکش را به هر که بخواهد مى‏دهد و خدا واسع و عالم است. و نشانه مُلک او ارایه معجزه؛ یعنى آوردن صندوق است.”[۹]

بر این اساس؛ امامت امام زمان (عج) در سن طفولیت هیچ بعد عادی و عقلی ندارد.

منابع براى مطالعۀ:

۱٫ فاضل، جواد، معصمومین ۱۴ گانه.

۲٫ پیشوایى، مهدى، سیرۀ پیشوایان، ص ۵۵۵ – ۵۳۱٫

۳٫ نجفى، محمد جواد، ستارگان درخشان، ج ۱۱ و ۱۴، ج ۱۱، ص ۲۵ – ۲۲، ج ۱۴، ص ۶۹ – ۶۷٫

۴٫ جمعى از نویسندگان، معارف اسلامى، ج ۲، ص ۱۲۳ – ۱۲۲، معارف، نهاد رهبرى در دانشگاه‏ها.

۵٫ قمى، شیخ عباس، منتهى الامال، ص ۹۵۵ – ۹۴۳٫

۶٫ جعفریان، رسول، حیات سیاسى و فکرى، انصاریان، ص ۴۷۳ – ۴۷۲، چ ۱۳۸۱ قم.

۷٫ عاملى، جعفر مرتضى، ترجمه حسینى، سید محمد، زندگانى سیاسى امام جواد (ع) ، ص ۱۰۹ – ۶۸٫



[۱]. ر.ک، نمایه: معناى ولایت، سؤال ۱۲۸٫

[۲]. نجفى، محمد جواد، ستارگان درخشان، ج ۱۱، (سرگذشت حضرت امام محمد تقى (ع)) ، ص ۲۴ – ۲۵٫

[۳]. جعفریان، رسول، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه (‏ع)، ص ۴۷۳٫

[۴]. همان، ص ۴۷۴٫

[۵]. ر.ک: شیخ عباس قمى، منتهى الامال، ص ۹۴۳ – ۹۵۵؛ عاملى، جعفر مرتضى، زندگانى سیاسى امام جواد (ع)، حسینى، سید محمد، ص ۶۸ – ۱۰۹٫

[۶]. مریم، ۳۴ ، ۲۶٫

[۷]. مریم، ۱۵ ، ۱۲٫

[۸]. آل عمران، ۲۶٫

[۹]. بقره، ۲۴۸ ، ۲۴۷٫

عجل الله فرجک یا صاحب الزمان (ج)

به وبلاگم سر بزنین

mostafarahmati2010

mostafarahmati2010
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 118
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:امامت در سن طفولیت
شنبه 1 مرداد 1390  02:51 ب.ظ

 تاریكی شب همه جا را فراگرفته، سكوت بر همه جا حاكم شده و من در گوشه ای نشسته ام و به او می اندیشم، به اینكه اگر روزی او را ببینم به او چه خواهم گفت؟

به راستی چه سخت است سخن گفتن در مقابل خورشید وجودش و چه حیف است لحظه های با او بودن را به تاراج زمان دادن. پس اگر روزی او را ببینم فقط و فقط به تماشایش خواهم نشست، آری به تماشایش.

mardedarya405

mardedarya405
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 662
محل سکونت : سیستان وبلوچستان
دسترسی سریع به انجمن ها