عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

واقفه

واقفه
جمعه 24 تیر 1390  12:53 ق.ظ

واقفه

منابع مقاله:

فرهنگ فرق اسلامی، مشکور، محمد جواد؛

 

اسم عام برای هر گروهی است که بر خلاف جمهور در یکی از مسائل امامت در قبول رای اکثریت توقف می کرده اند. مثلا جماعتی از «معتزله » مانند ابو علی جبائی و پسرش ابو هاشم که نه حضرت علی(ع) را بر سایر صحابه و نه دیگر صحابه را بر او افضل می دانستند «واقفی » می خواندند. همچنین کسانی را که بعد از رحلت امام یازدهم(ع) در میان «امامیه » که نه امامت جعفر (کذّاب) برادر او را و نه امامت فرزند غایب منتظرش امام دوازدهم(ع) را پذیرفتند، اصطلاحا «واقفه » خوانند. این لقب نام عمومی فرقی است از شیعه که در مقابل «قطعیه » منکر رحلت امام موسی کاظم(ع) شدند و امامت را به آن حضرت قطع کردند و منکر امامت فرزندش شدند. این فرقه را «ممطوره » نیز خوانده اند. ممطوریه و موسویه.

همچنین در فرق کلامی و گفتگو درباره «حدوث » و «قدم قرآن » که بعضی آن را قدیم و برخی دیگر حادث خوانند، گروهی از «واقفه » شدند و گفتند: در این معنی اگر توقف کنی بین اقرار و انکار گرد آن سخن نگردی که «قدیم » است یا «حادث » به طریق سلامت و راه استقامت نزدیکتر باشد. بهر حال «واقفه » در صورت اطلاق به عدم قرینه در اصطلاح رجالی شیعه به همان فرقه «موسویه » اطلاق می شود.

کشی در «رجال » خود می نویسد: در هنگام محبوس بودن حضرت امام موسی کاظم(ع) دو وکیل او در کوفه سی هزار دینار بابت سهم امام از شیعیان آن حضرت جمع آوری کردند و چون امام در زندان بود با آن پول برای خود خانه ها و چیزهای دیگر خریدند و چون خبر مرگ امام را بشنیدند برای این که پولها را پس ندهند با کمال بی شرمی منکر مرگ امام موسی کاظم(ع) شدند و درباره او درنگ و توقف کردند از آن جهت پیروان ایشان را «واقفه » خواندند.

المقالات و الفرق، ص 236.

مقالات الاسلامیین، ج 1، ص 100.

الحور العین، ص 175.

الملل و النحل شهرستانی، ص 147.

ریحانة الادب، ص 272.

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها