عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

سينماي ايران، چالش ها و چشم اندازها

سينماي ايران، چالش ها و چشم اندازها
جمعه 24 تیر 1390  05:20 ب.ظ

دهري انگاري عالم معنا

رامين شريف زاده
افسانه ها، همواره رابطه مستقيمي با طرز زندگي و فكر مردم داشته اند. به عبارتي افسانه ها از يك سو از طرز فكر، زندگي و نيازهاي اجتماعي مردم نشات گرفته و از جانب ديگر اين افسانه ها خود بر زندگي اجتماعي، فردي و تنظيم روابط مردم تأثير داشته اند، آنچه از اشعار هومر (حدود 900 سال قبل از ميلاد مسيح) و هزويد (حدود 700سال قبل از ميلاد مسيح) برمي آيد مردم يونان قديم به توحيد (يك خدايي) اعتقاد نداشتند و خدايان متفاوتي را مي پرستيدند. خدايان يونان در كوه المپ زندگي مي كردند و به همين خاطر خدايان المپ نيز ناميده مي شدند. آنان در قصرهايي كه هفائيستوس، خداي آهنگري و آتش آخته برايشان ساخته بود، زندگي مي كردند و برخلاف آنچه در اديان ديگر به خدايان نسبت داده مي شد، قدرت بي پايان و لايزال نداشته و قدرت آنان توسط سرنوشت محدود مي شد.
در ميان خدايان يونان مرزهاي قدرت و مسئوليت ها تقسيم شده و مشخص بود. هر خدايي در مورد مسائل مربوط به بخش خود اختيار تام داشت. حتي دخالت رئوس، خداي خدايان نيز در امور مربوط به ديگران حد معيني داشت. او حاكم جهان و خداي آسمان بود و سرنوشت انسان ها را در ترازوي سرنوشت سبك و سنگين مي كرد و بر نظم اجتماعي انسان ها نظارت داشت. برخلاف آنچه در غالب اديان ديگر به خدا نسبت داده مي شود اصل عاري بودن از خطا و مبرا بودن از اشتباه در ميان خدايان يونان وجود نداشت. خدايان يونان نيز مانند انسان ها گرفتار احساسات، عواطف و خواسته هاي خويش بودند. رئوس خود قانون مقدس خانواده را زير پا مي گذاشت و براي همسر خود انگيزه حسادت ايجاد مي كرد. خدايان همه نوع صفت هاي زميني و انساني را دارا بودند. حسادت، كينه و نفرت در ميان خدايان يونان امري روزمره و عادي بود. به عنوان مثال «هرا» كه علاوه بر همسري، سمت مشاور رئوس را هم دارا بود به دليل حسادتش دائما عليه زئوس توطئه مي كرد. قوانين هم در مورد خدايان و هم در مورد انسان ها صادق بودند. براي مثال اگر خدايي دچار خطا مي شد. مجازات مي شد و اگر اين خطا بزرگ بود خداي مزبور از خدايي خلع و به نيمه خدا تبديل مي شد. خوبي و بدي هر دو با هم بروز مي كردند و يك شخص معمولا درستكار مي توانست در موارد متعددي نيز دچار اشتباه شود.
عشق طبيعي و همه جانبه (مادي) نسبت به پديده هاي طبيعت و زيبايي هاي آن در ميان خدايان يونان مهار نشده بود. اين خدايان هم از همه چيزهايي كه انسان ها لذت مي برند لذت برده و بهره مي گرفتند. انسان ها خود را با خدايان سر و سر مي دانستند و فاصله خدايان المپ با انسان ها به فاصله خدايان با مردم در اديان ديگر نبود. حتي يك خدا در جنگ مستقيما به نفع گروهي از انسان ها عليه ديگران شركت مي كرد.
آنچه از مرور افسانه ها و اساطير يونان باستان كه به بخشي از آن اشاره شد، برمي آيد آنكه در اين افسانه ها همواره تلاش شده تا عالم ماوراء يا به قولي عالم قدسي با معيارها و ميزان هاي مادي و زميني ارزيابي شود و به قولي تفاوت هاي ميان عالم ماوراء و عالم ماده از ميان برود. نخستين دستاورد اين تفكر نيز تقابل انسان و خداوند و توهم توانمندي انسان در تصرف تمامي امور مادي و ماورايي است. به يقين ريشه هاي اساسي اومانيزم در تمدن كنوني مغرب زمين نيز براساس همين پندار يونانيان درباره جايگاه منحصر به فرد و بي بديل انسان در گيتي است. ريشه هاي اين تفكر را مي توان در برخي به اصطلاح عرفان هاي جديدي كه هر روزه در غرب متولد مي شوند مشاهده كرد.
به عنوان مثال در يكي از افسانه هاي يونان آمده است كه زئوس، پس از آنكه پرومته، آتش (نماد علم) را از بارگاه او دزديده و به فرزند انسان مي سپارد، فرمان اسارت او را صادر مي كند. پرومته سال هاي سال در كوه هاي قفقاز به زنجير كشيده شده تا هر شامگان جگر او توسط عقابي از سينه بيرون آورده شود و روز بعد سلامتي خود را باز يابد. نگراني زئوس از آن جهت بود كه مي دانست انسان با تجهيز شدن به قدرت علم ديگر فرمان او نخواهد برد و در برابر او خواهد ايستاد. اين موضوع در فيلم «نمايش ترومن» ساخته پيترويد به تصوير درآمده است. ترومن در اين فيلم نماد انساني است كه تمامي اعمال و كردارش به صورت تمام وقت تحت نظر و كنترل پروردگار قراردارد. ويد با به نمايش درآوردن يك شبكه تلويزيوني عظيم كه رفتار ترومن را، حتي پيش از به دنيا آمدن توسط بيش از پنج هزار دوربين كنترل و ضبط مي كرد و همچنين فرمان راندن مسئول شبكه تلويزيوني بر ماه، خورشيد، باد و باران بر نماد پروردگار بودن رئيس اين شبكه تلويزيوني تأكيد مي كند. تا زماني كه ترومن از وضعيت موجود بي اطلاع بود همه چيز سيرطبيعي خود را طي مي كرد اما از لحظه اي كه ترومن پي برد كه تحت كنترل نيرويي مافوق تصورش قرار دارد، عصيان كرده و تمامي معادلات را برهم مي زند.
تضاد ميان ترومن و رئيس شبكه تلويزيوني كه استعاره اي آشكار از همان تقابل آدم و پروردگار يا زئوس و فرزندانسان است، هنگامي شكل مي گيرد كه ترومن به حقايق چشم مي گشايد، لحظه اي كه ديگر حاضر به تسليم شدن در برابر سرنوشتي كه پروردگار براي او رقم زده نيست و به وادي و دنيايي پا مي گذارد كه خود براي خود تصميم مي گيرد. اين لجاجت تا به آنجا پيش مي رود كه ترومن حاضر به پاي گذاشتن به دنيايي مي شود كه به خود از وضعيتش آگاهي دارد و نه پروردگار او. اما موضوع ايستادگي در برابر پروردگار و سرنوشت محتومش به آن ميزان شيرين و دوست داشتني است كه حاضر به انجام هر ريسكي مي شود.
بحث دهري كردن يا به معناي ديگر فيزيكي كردن عالم ماوراء متأسفانه در فيلم هاي كوتاه نيز بارها و بارها مورد تأكيد قرارگرفته است. به عنوان مثال در پويانمايي «روزهفتم» مراحل خلقت دنيا در هفت روز توسط خالق متعال در قرآن وتمامي كتب آسماني به آن اشاره شده است به سخره گرفته مي شود. مردي با ظاهري عجيب از ميان ابرها خارج شده و پشت دستگاهي قرارمي گيرد كه با فشاردادن تكمه هايي كه روي آنها اعداد يك تا هفت ثبت شده است به ترتيب كرات، درياها، خشكي، جانداران را خلق و ايجاد مي كند. وي پس از خلق انسان در كمال تعجب مشاهده مي كند كه وجود انسان در زمين چيزي جز جنايت، قتل و فحشا را به دنبال ندارد. از اين رو با فشاردادن تكمه «حذف» همه چيز را نابود ساخته و كره زمين را در سطلي مي اندازد كه مملو از كره هاي مشابه و حذف شده است و سپس دوباره به ميان ابرها باز مي گردد. صديقي در اين اثر افزون جايگاه هدف مندي در خلقت را تا حد آزمون و خطا به چالش كشيده بود.
در فيلم «زير پلك» ساخته بيژن ميرباقري مخاطب با زوج جواني روبروست كه به دلايلي (احتمالا استفاده از موادمخدر) از دنيا رفته اند. ارواح زوج جوان بي آن كه نسبت به ارتباطشان درگذشته خود (زندگي مادي) آگاهي داشته باشند و اساسا چيزي را از عالم مادي به ياد آورند به يك زندگي كاملا معمولي با همان نيازها، اميال و خواسته هاي مادي ادامه مي دهند. آنان همچون انسان به خوردن، نوشيدن، استراحت كردن، به موسيقي گوش دادن و... نياز دارند. نمايش سير مادي زندگي پس از مرگ در فيلم «زير پلك» به اندازه اي طبيعي جلوه داده مي شود كه ورود پليس به منزل براي كشف اجساد زوج موردنظر در انتهاي فيلم،نوعي دخالت در زندگي ارواح و برهم زدن آرامش آنان محسوب مي شود.
درفيلم «بارش شهابي» ساخته ماكان عاشوري نيز با درد دل هاي يك مرده و آرزوهايي كه درسر مي پروراند، مواجه مي شويم، مرد مرده اي كه اعلام مي كند از وضعيت يكنواخت خود، درعالم پس از مرگ به ستوه آمده، آرزو مي كند تا همسرش هرچه زودتر دنيا را وداع گفته و نزد وي بيايد. حسادت، كينه و عشقي را كه مي توان در زندگي روزمره آدميان يافت به تأكيد كارگردان در زندگي ارواح پس از مرگ نيز ديده مي شود.
در پويانمايي «قفس» ساخته وحيد نصيريان با بحث انسان برتر از خداوند و عشق به عنوان نيرويي كه مي تواند انسان را به اوج كمال رساند، روبرو هستيم. به يقين موجودي كه بر روي ابرمجسمه انسان ساخته و آن را به روي زمين پرتاب مي كند، نماد آشكاري از خداوند متعالي است كه سازنده و خالق انسان است. چرا كه در هيچ اسطوره و افسانه اي هرگز به موجودي اشاره نشده كه قدرت خلق انسان را داشته و سپس او را به زمين تبعيد كند، ازسوي ديگر مرد اسير در قفس به محض دستيابي به عشق آنچنان قدرتي مي يابد كه از خداوند نيز برتر مي شود.
پويانمايي «قفس» از دو منظر قابل بررسي است. نخست آنكه انسان توان آن را دارد كه به مقام و جايگاه خداوندي وحتي بالاتر از آن دست پيدا كند. اين موضوع همان گونه كه بيش از اين اشاره شد همواره در تفكرات و توهمات متكي بر باورهاي اومانيستي كه به نحوي برگرفته از اسطوره هاي يونان باستان مي باشد، ديده مي شود. در نحله هاي به اصطلاح عرفاني رايج در غرب به بهانه توجه به امور ماورايي و فراحسي كه شيوه اي جهت ارضا حس معنويت خواهي در انسان غربي قرن حاضر است، همواره به اين موضوع اشاره شده كه چنانچه انسان به درون خود نگريسته و آن را مراقبه كند، مي تواند به مقامات بالايي، هم سطح با خداوند و حتي بالاتر از آن دست يابد. درحقيقت بحث انسان با خداوند برگرفته از همين باور است. ازسوي ديگر در بسياري از اين نحله ها، عشق وسيله اي جهت رشد انسان و دستيابي به مقامات متعالي معرفي مي شود. عشق مورد نظر اين قبيل تفكرات نيز در عشق هاي جنسي و مجازي محدود و خلاصه مي شود. برمبناي عرفان هاي به اصطلاح مدرن امروزي، جادوي عشق، كليد فائق آمدن انسان بر تمامي خواسته هاي مادي و غيرمادي خود است. اين موضوع درفيلم سينمايي «چه آرزوهايي كه مي آيند» ساخته «وينست وارد» محصول آمريكا، به خوبي مورد تأكيد قرار گرفته است. «كريستوفر» با استفاده از نيروي عشق به همسرش مي تواند برخلاف خواست و اراده پروردگار به برزخ واردشده و «كريس» همسرش را از آن مكان به بهشت انتقال دهد. آنگونه كه اشاره شد «اشو» نيز در تعليمات خود بارها و بارها به بحث نيروي خارق العاده عشق اشاره كرده است. وحيد نصيريان در پويانمايي «قفس» با استفاده از ابزار عشق به توانمندي انسان درمقابله با قدرت پروردگار به صراحت اشاره مي كند.
آنچه در مجموع بايد به آن اشاره كرد آنكه، از آنجايي كه يكي از زمينه هاي فكري كه تأثير تعيين كننده در ساختمان اجتماعي و روابط ميان انسان هاي هرجامعه داراست، مدل هاي ايده آليزه شده از جوامع، طرز رفتار، افراد و شخصيت هايي است كه اعضا آن جامعه بيش از همه با آن آشنا هستند و در زيربناي فكري و اجتماعي بعدي انسان هاي مزبور نقش بازي مي كنند. از اين رو توجه بيش از اندازه سينماگران به باورهاي غيرديني و رفتارهاي مغاير با هنجارهاي پذيرفته شده در جامعه بي شك مي تواند نقش نامطلوبي را در ذهن و روح جامعه ايفا كنند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

ahmadfeiz

ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها