عضویت العربیة
پنجشنبه، 1 آبان 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: روز غدیرخم برترین عید امّت من است. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص110
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/دین پژوهی/معصومین و اصحاب

شعر «شادی آهوها»

شعر «شادی آهوها»
یک شنبه 24 دی 1391  5:02 PM

پیچید بوی پیرهن اش درباد ، باران گرفت ، خاک معطر شد *** باران گرفت ، پلک زمین خندید لبخند بین اشک شناور شد
پیراهنی که بوی رسیدن داشت آبی تر از تموج هر دریا *** در امتداد رد قدم هایش صحرا دچار خلسه ی بندر شد
خندید ، عطر سیب شکفت و بعد گل ها ی بهت آینه روئیدند *** آیینه شاعرانه دهان وا کرد تصویر عشق چند برابر شد
« والشمس » از نگاه بلیغ اش ریخت ، تکثیر شد به نیت او خورشید *** خورشید ها به سجده که افتادند هر سجده گاه چشمه ی « کوثر »شد
پلکی زد آسمان به زمین افتاد چرخید حول آبی چشمان اش *** برگشت از غروب کبوتر بعد پرواز رو به اوج مقرر شد
پیچیده بوی پیراهنش در باد در کوچه های شهر راه افتاد *** دنبال او دوید نگاه عشق ، از شوق چشم پنجره ها تر شد
حسی غریب داد به اهل شهر لبخند آشنا و نگاه او *** حسی شبیه شادی آهوها تا عاشقی به شهر مقدر شد
کنعان اگر چه نیست ولی این خاک فیروزه کاری است برای او *** یوسف اگر چه نیست ولی با او چشمان پیر عشق منور شد
خورشید می نشست به ارامی بر روی گنبدی که طلا کاری ست *** بر روی شانه های افق انگار خورشید عاشقانه کبوتر شد
حواس شاعری ام زوم می کند به شما *** نه اینکه فکر کنم می کشانی ام آنجا
که پر شده ست هوا از سوالهای سپید *** نگاه نقره ای و گنبدی به رنگ طلا
شبیـه پر زدن یک پـرنـده از سیمـی *** به سمت نور و صدا و درخت های رها
نگـاه می شـوم و پابـه پای کاشـی ها *** عبـور می کنـم از ایستگاه های شفا
چقدر زائـر شفـاف در شـما هستند *** چقدر صورت شطرنجی آمده ست اینجا
عبای لطف شما روی دوش این مردم *** چنان رها شده که فکر می کنم آیا
شما صبور و بزرگی،یا کمی خوش بین *** که لطف های مساوی می آورید آقا
مـگر اجـازه نـدارم مریدتـان باشـم *** مرید آهوی چشم زلالتان ، کاما
غریبی دلتـان ، دسـت دستـگیرییتان *** بو پای بوس تو هستم همیشه تا حالا

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها