عضویت العربیة English
امام حسین علیه السلام: به یقین، شیعیان ما آنانند که دلهایشان از هر نوع فریبکاری، کینه و دشمنی پاک و سالم باشد. بحارالانوار، ج 68، ص 156

روزی که صورتش خیس اشک بود

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 286991
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

روزی که صورتش خیس اشک بود
جمعه 4 مهر 1393  03:40 ب.ظ

روزی که صورتش خیس اشک بود


مهدی با آنکه همیشه با ابراهیم غریبی می کرد، دور و برش می پلکید؛ انگــار بــازیش گرفتــه بــود. ابــراهیم هــم انگــار نــه انگــار، اصــلاً محــل نمی گذاشت.
روزی که صورتش خیس اشک بود

به گزارش دفاع پرس، آنچه می خوانید خاطره ای است از زندگی شهید محمد ابراهیم همت:

 

به رختخواب ها تکیه داده بود.


منتظر ماشین بود؛ خیلی دیر شده بود. دانه های تسبیحش یـک بـه یـک روی هم می افتاد.


مهدی با آنکه همیشه با ابراهیم غریبی می کرد، دور و برش می پلکید؛ انگــار بــازیش گرفتــه بــود. ابــراهیم هــم انگــار نــه انگــار، اصــلاً محــل نمی گذاشت.


این بار با همیشه فرق می کرد؛ آمـده بـود تـا بـرود. خـودش گفـت: «روزی که من مسأله محبت شما را با خودم حل کنم، آن روز، روز رفتن من است.»


عصبانی شدم؛ گفتم: «چقدر بی عاطفه ای. از دیـشب تـا حـالا معلـوم نیست چته!»


صورتش را برگرداند، تکان نمی خورد. برگشتم تـوی صـورتش نگـاه کردم؛ خیس از اشک بود.

 

منبع:جام

 

تشکرات از این پست
kuoroshss
دسترسی سریع به انجمن ها