عضویت العربیة
شنبه، 3 آبان 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: روز غدیرخم برترین عید امّت من است. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص110
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/ مذهبی/شخصیت های سیاسی

آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری

آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:50 PM

باز شدن در با نام حضرت فاطمه علیها السلام


سیـّد جلیل ، علی نقی کشمیری ، فرزند صاحب کرامات باهره حاج سید مرتضی کشمیری- فرمود: از فاضل محترم جناب آقای سیدعباس لاری شنیدم که فرمود: دراوقات مجاورت درنجف اشرف برای تحصیل علوم دینیه ، روزی ازماه مبارک رمضان طرف عصر، خوراکی برای افطار خود تدارک کرده  درحجره گذاردم و بیرون آمده  در را قفل کردم .  پس ازادای نماز مغرب وعشا و گذشتن مقداری از شب ، برگشتم مدرسه برای افطار کردن، چون به درحجره رسیدم، دست درجیب نموده  کلید را نیافتم . اطراف داخل مدرسه را تفحص کردم و از بعضی طلاب که درمدرسه بودند پرسش نمودم اما کلید را نیافتم .  به واسطه فشار گرسنگی و نیافتن راه چاره ، سخت پریشان شدم ؛ ازمدرسه بیرون آمده متحیرانه درمسیرخود تا به حرم مطهر می رفتم و به زمین نگاه می کردم، ناگاه مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری اعلی الله مقامه را دیدم . سبب حیرتم را پرسید، مطلب را عرض کردم، سپس با من به مدرسه آمد  و مقابل حجره ام فرمود: می گویند نام مادر موسی را اگر کسی بداند و بر قفل بسته بخواند باز می شود، آیا جده ما حضرت فاطمه علیها سلام کمتر از اوست؟ سپس دست به قفل نهاد و ندا کرد : " یا فاطمة"  ، قفل باز شد .

پی نوشت:

داستان های شگفت ، شهید دستغیب، صص 133 و134

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:50 PM

سیره سلوکی عرفای معاصر

آقا فخر
تهرانی و آیت الله مبشر کاشانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره

یکی از چهره های معنوی و پاک طینت و الگو برای جوانان در مباحث عرفانی و سیر و سلوک الی الله مرحوم آقا فخر تهرانی (رحمة الله علیه) بوده است. وی از جمله اساتید حضرت آیت الله شیخ «خلیل مبشر کاشانی» در مباحث معنوی و عرفانی بود. پرسش و پاسخهایی که در ذیل میبینید توسط «شیعه آنلاین» از آیت الله مبشر کاشانی پرسیده شده و ایشان پاسخ دادهاند.

 

چه بزرگانی در شکل گیری شخصیت شما موثر بوده اند؟

از نظر معنوی دو شخصیت روحانی برجسته: 1- حضرت آیت الله بهاء الدینی 2- حضرت آیت الله کشمیری و [3-] یک شخصیت غیر ملبس به لباس روحانیت که در واقع ماهیت و هویت باطنی او ملبس به لباس روحانی و ملکوتی بود به نام مرحوم «حاج آقا فخر تهرانی» که در شکلگیری شخصیت حقیر نقش بسیار داشتند.

مرحوم «حاج آقا فخر تهرانی» و مرحوم «حاج شیخ رجبعلی خیاط» و عدهای از دیگر عرفا، از شاگردان مرحوم «شیخ مرتضی زاهد» بودند.

حقیر از سال 1349 که مرحوم آقا فخر تهرانی، ساکن تهران بود و هفتهای یک بار جهت تشرف به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و مسجد جمکران به قم می‏آمد؛ با وی آشنا شدم، سپس ساکن قم شد و حدود 25 سال از محضر سرشار از معنویت آن عارف وارسته، بهره مند شدم. مرحوم حاج آقا فخر تهرانی (ره) حق استادی و حق پدری به بنده داشت.

 

آیت الله مبشر کاشانی در پاسخ به پرسشی درباره «انسان کامل و مشخصات آن» پس از بیان توضیحاتی علمی، در بیان مصادیق انسان کامل گفت:

«علامه طباطبایی» اهمیت زیادی به تلاوت قرآن همراه با تدبر و تأمل می داد و این راه را جهت تکامل سالک، مهم میشمردند، و «آیت الله بهاء الدینی» به تفکر در توحید و معاد که هر ساعت تفکر از سالها عبادت و بندگی افضل است، توصیه و عمل میفرمودند، و «آیت الله کشمیری» با توجه به توصیه استاد خود مرحوم «آیت الله سید علی آقا قاضی» (قاضی بزرگ) به مسأله ذکر توجه و توصیه خاص داشتند و به مرحله دوام ذکری رسیده بود (واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون) [1] و مرحوم «حاج آقا فخر تهرانی»، توسل به اهل البیت (علیهم السلام) را جهت تعالی و تکامل سالک، لازم و واجب می دانست... یاد دارم که آن بزرگوار هر روز بعد از نماز صبح چند بیت از ابیات دیوان علامه (کمپانی) را زمزمه نموده و متوسل به امام حسین (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) میشد و میفرمود: «هر صبح و شام باید به امام زمان (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) متوسل شویم که کشتی نجات از هلکات و نیز مصباح هدایت باطنی برای سالک الی الله است، همان طور که از جمیع جهات چراغ هدایت است.» همچنین خدمت به خلق (فقرا و محرومین) که توصیه تمام اولیای خداست از هدایتها و ارشادهای گفتاری و عملی مرحوم آقا فخر تهرانی و مرحوم «جعفر آقا مجتهدی» نیز بود.

 

همه اهل سلوک در یک چیز مشترک بودند و آن تهذیب نفس است و این زیر بناست و بدون آن، تکامل محقق نمی شود. پس از آنکه تهذیب نفس را اصل قرار دادند بعد می گویند حالا که شالوده ساختمان ریخته شد، حالا... از چه راهی نفس را حرکت دهیم و از کدام جاده برویم؟

 

آیت الله مبشر کاشانی، درباره «تفاوت روش سلوکی و عرفانی و طی طریق حضرات آیات کشمیری، بهاءالدینی، آقا فخرتهرانی و شیخ جعفر آقا مجتهدی» فرمودند:

ما روی شخصیتهای بزرگ نمیتوانیم قضاوت کنیم اما از نظر سلوکی، آیت الله کشمیری بیشتر در راه ذکر بود و از راه ذکر به مقامات میرسید. مرحوم آیت الله بهاءالدینی از راه تفکر؛ به انضمام این نکته که همه اهل سلوک در یک چیز مشترک بودند و آن تهذیب نفس است و این زیر بناست و بدون آن تکامل محقق نمی شود. پس از آنکه تهذیب نفس را اصل قرار دادند بعد می گویند حالا که شالوده ساختمان ریخته شد (که همان تهذیب نفس است) حالا بر این نفس چه چیزی بار کنیم؟ از چه راهی نفس را حرکت دهیم و از کدام جاده برویم؟ از راه ذکر؟ تفکر؟ قرائت قرآن؟

...مثلا علامه طباطبایی معتقد بودند که با تدبر در قرآن، سالک زود به مقصد میرسد. آیت الله کشمیری همانند استاد خود حضرت آیت الله قاضی به راه ذکر و آیت الله بهاءالدینی به تفکر در توحید اهتمام داشتند. خود بنده یک شب تا صبح با آیت الله بهاءالدینی در کاشان با هم بودیم و بحثهای معنوی داشتیم، دیدم که ایشان کمتر به نماز مشغول است و بیشتر در حال تفکر هستند، رو به قبله مینشست و به توحید فکر میکرد. اما آیت الله سید عبدالکریم کشمیری در ذکر، و مرحوم آقا فخر تهرانی از راه توسل به اهل بیت (علیهم السلام) و مرحوم جعفر آقا مجتهدی خدمت به خلق و فقرا و مستضعفین اهمیت می دادند و می فرمودند که این راه اقوی از راه های دیگر است.

البته نه اینکه راههای دیگر را نرفته باشند بلکه به این راه بیشتر اهمیت میدادند و میفرمودند که هرگاه سالک کاردی را که به استخوان یک مؤمن و مسلمان رسیده بیرون بیاورد، و مشکلش را حل نماید، از 40 سال ریاضت، سالک را زودتر به مقصد میرساند. خیلی عجیب است مرحوم آقا فخر تهرانی همین راه را به انضمام توسل به اهل بیت(علیهم السلام) کرده بود و خیلی متوسل می شد. البته حضرات آیات بهاءالدینی و کشمیری در اموری نیز با یکدیگر مشترک بودند.

 

علامه طباطبایی معتقد بودند که با تدبر در قرآن، سالک زود به مقصد میرسد. آیت الله کشمیری همانند استاد خود حضرت آیت الله قاضی به راه ذکر، و آیت الله بهاءالدینی به تفکر در توحید اهتمام داشتند... و مرحوم آقا فخر تهرانی از راه توسل به اهل بیت (علیهم السلام) و مرحوم جعفر آقا مجتهدی خدمت به خلق و فقرا و مستضعفین اهمیت می دادند و می فرمودند که این راه اقوی از راه های دیگر است.

 

آشنایی با آیت الله بهاء الدینی و آقا فخر تهرانی

بنده روز اول ورودم به حوزه مقدسه قم با حضرت آیه الله العظمی بهاءالدینی(ره) آشنا شدم و سلوک زندگی بی‌پیرایه و عارفانه ایشان، چنان مرا به خود جذب نمود که هر ظهر و شب در نماز جماعت ایشان شرکت میکردم و هرگاه فرصت شرکت در نماز آن بزرگوار میسر نبود، در نماز جماعت حضرات آیات عظام: اراکی، مرعشی نجفی و بهجت حضور مییافتم. روابط صمیمی و نزدیک بنده با حضرت آیه الله بهاء الدینی(ره) آن گونه بود که آن عارف فقید چندین مرتبه به کاشان ـ و منزل پدری ما ـ وارد شده و آنجا را با قدوم خود متبرک فرمودند.

بنده یک سال پس از ورود به قم با عارف فرزانه مرحوم سید «ذبیح الله قوامی» معروف به «حاج آقا فخر تهرانی» آشنا شدم.

... آن بزرگوار یعنی مرحوم حاج آقا فخر تهرانی، شبهای چهارشنبه، از تهران جهت زیارت حضرت معصومه (علیها السلام) و تشرّف به مسجد مقدس جمکران به قم میآمدند و در این راستا، آشنایی من با آن مرحوم زیاد و زیادتر شد؛ تا جایی که روزی فرمودند: «اینطور نمی شود که ما هفتهای یک یا دو روز همدیگر را ببینیم، از این به بعد من هم به قم می آیم» و همینطور شد. مرحوم آقا فخر تهرانی برای همیشه تهران را ترک کردند و مقیم قم شد. هر دو مجرد بودیم، منزلی در منطقه نیروگاه تهیه کردیم و من و حاج آقا فخر با یکدیگر به مدّت دو سال در آن زندگی کردیم و این رابطهی صمیمی که بین الاثنین بود قریب به 30 سال ادامه داشت.

 

خاطره ای از آقا فخر تهرانی

چند سال قبل از فوت مرحوم آیت ‌الله‌ بهاء‌الدینی، جمعی از دوستان خدمت ایشان بودند، وی مریض بود و علاقه مندان نگران حال او بودند؛ محل دیدار، منزل مرحوم آقا فخر تهرانی بود که مقابل منزلش باغی بود و در کنار باغ جوی آبی.

آنجا فرشی گستردند و آیت‌ الله بهاء‌الدینی و علاقه مندان و مرحوم آقا فخر تهرانی حضور داشتند. مرحوم آیت‌ الله بهاء‌الدینی فرمود: «نگران نباشید. هر زمانی که مقدر باشد من و این آقا فخر از دنیا برویم، یک مدتی قبل خبر خواهیم داد.»

اتفاقا حدود یک ماه قبل از فوت مرحوم آقا فخر تهرانی اینجانب و مرحوم حجة‌ الاسلام و المسلمین «حاج شیخ حسن معزی» به دیدار مرحوم آقا فخر تهرانی رفتیم؛ مرحوم آقا فخر تهرانی بدون مقدمه در یک بیت شعر از قول باباطاهر که زیر این آسمان عریان واقعی او بود، فرمود:

عزیزان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگ است و آدم مثل شیشه

حقیر پس از شنیدن این شعر دانستم که آخر عمر مرحوم آقافخر است و با این شعر به من خبر از رفتن خود می‌دهد. خیلی ناراحت شدم و به آقای معزی و بعضی دوستان گفتم عمر آقا فخر به پایان رسیده است.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:51 PM

بسم الله الرمن الرحیم

 

گزارشی از جلسه مصاحبه و گفت‌وگوی برخی از فضلای حوزهبا حضرت آیت اللهسید عبدالکریم کشمیری قدس سره

جلسه در اتاقی محقر، در خانه مرحوم آیت اللهکشمیری که در قم واقع است، انجام می‌شود. با توجه به روحیات آیت اللهکشمیرى، به نظر می‌آید آنچه انجام این مصاحبه را برای آن بزرگوار پذیرفتنی و آسان تر می‌کند، حضور جمعی محدود (شش نفر) آن هم عده‌ای آشنا است؛ به ویژه این‌که مسؤولیت گفت‌وگو _ یا به اصطلاح، مصاحبه_ را یکی از شاگردان خاص ایشان، حاج شیخ جعفر ناصری ـ زید عزه الشریف ـ بر عهده دارد. آیت الله کشمیری همراه حضار وارد می شود و پس از لحظاتی سخن شروع می شود.

مصاحبه کننده –که همان گونه که گفتیم از شاگردان خاص ایشان است – با سخنانی آمیخته از ارادت و ادب، چنین آغاز می‌کند:

* خوب آقا جان! بالاخره باید سه ربع _ یک ساعت، خلاف میل باطنیتان یک خرده صحبت بکنید.

آیت اللهکشمیری با لبخندی ملیح رو به او کرده و می گوید:

ـ از چه صحبت کنم؟ چه بگویم؟

*در ابتدا درباره جد پدری‌تان، آقای سید حسن کشمیری بفرمائید.

ـ آقای سید حسن کشمیری از علمای کربلا بود.

* در حد مرجعیت تقلید بود؟

ـ بله، ]اهل[ تبریز مقلدش بودند، صاحب کرامت بود. شخصی بزرگ بود، مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری یزدی از شاگردانش بود، ملا بود خیلی.

*جد مادریتان؟

ـ مرحوم آقا سید محمد کاظم معروف است دیگر.

*آسید محمد کاظم یزدی، صاحب عروه؟

ـ بله، صاحب عروه.

*آقا! خودتان از چه زمانی تحصیل طلبگی را شروع کردید؟

ـ 51 ]سالگی[ .

*: اساتیدتان یادتان می‌اید؟

ـ اساتید چه درسى؟

* دروس ابتدایی، مثل ادبیات، منطق؟

ـ درمنطق حاشیه ملا عبدالله را نزد آشیخ شمس بادکوبه‌ای که مدرس منطق بود، خواندم.

* دروس بعدی مثل لمعه، رسائل، مکاسب؟

ـ لمعه، نزد آقا سید احمد اشکوری.

* رسائل، مکاسب؟

ـ نزد آقا شیخ مرتضی طالقانی

* مثل این که آقا شیخ مرتضی طالقانی از شاگردان مرحوم آخوند بود؟

ـ بله.

* در ضمن مثل این که در عرفان و سیر و سلوک هم شاگرد آخوند کاشی بود؟

ـ بله.

*شما استفاده‌ای از ایشان کردید؟منظور در اذکار و این گونه امور؟

ـ بله، بیشتر از ده سال نزد ایشان بودم؛ چون در مدرسه خودمان بود. من هم حجره‌ام پیش حجره ایشان بود؛ یک دیوار فاصله بود؛ بیشتر از ده سال.

* از کرامات ایشان چیزی یادتان هست؟

ـ بله؛ صاحب کرامت بود؛ انسان را می‌خواند؛

* غیر از شیخ مرتضی طالقانی در سیر وسلوک استادی داشتید؟

ـ مرحوم آقا سیدعلی قاضی.

*چند سال خدمت ایشان بودید؟

ـ 5-4 سال.

* ایشان را چه طور دیدید من حیث المجموع؟

ـ انسان ملکوتی و الهی است. فانی فی الله بود، شخص بزرگی بود.

* دستوری هم به شما می‌دادند؟

ـ بله؛ ذکر یونسیه را او داد به من (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) در سجده 400 مرتبه.

*در ابتدا ایشان گفتند؟

ـ ]بله[ ابتدا ایشان گفتند. ذکر «یا حی یا قیوم» 04 مرتبه، ایشان فرمودند.

*با شخص بزرگ دیگری از این قبیل برخورد داشتید؟

ـ آقا شیخ علی اکبر تهرانی اراکی، شخص خیلی بزرگی بود.

* در عرفان هم ]بزرگ بود[؟

ـ در عرفان هم، بله؛ در فقه و اصول هم ایضاً از شاگردان آخوند ملاکاظم بود.

* فوق العادگی‌ای، چیزی یادتان مانده از ایشان؟

سر را به زیر می اندازد و اندکی به فکر فرو می رود و می گوید:

ـ «باید فکر بکنم».

*آقا! درس خارج چه کسی می‌رفتید؟

ـ درس آقای خویی.

* از ابتدا؟

ـ درس خارج آقای خوئی از ابتدا ]می‌رفتم[

* تا آخر ]می‌رفتید[ ؟

ـ تا آخر کار که آمدم.[که ظاهراً منظور، آمدن از نجف به ایران بود.]

* یک استقبال عمومی شده بین طلبه‌ها نسبت به مرحوم آقای قاضی ...؟

ـ بله؛ جا دارد.

* بعد از این که متوجه شده‌اند از اساتید علامه طباطبایی و یک سری از عرفا ایشان بودند، اگر چیزی در نظرتان باشد، بفرمایید این ها قابل استفاه هست؛ از کرامات ایشان، از حالات ایشان؟

ـ ایشان یک شخص ملکوتی بود؛ تمام فانی فی الله بود؛ بین مردم نبود. یک عرب عبا دوز بود که ، آقا سید علی قاضی پیشش می‌نشست. روزی که آقا سید علی قاضی فوت کرد، دید عماره‌ای آوردند و دستگاهی و شلوغ شد و... گفت «اینها چیه؟» گفتند: «آن پیرمرد است» گفت: «این که درِ دکانم می‌نشست، این سید!! من نمی‌دانستم او آدم ملایی است».

*یعنی ایشان خودش را نشان نمی‌داد؟

ـ نمی‌داد؛ نه.

*جریانی هم یک بار می‌فرمودید: رفتم از ایشان کیمیا خواستم، یادتان هست؟

باز هم به فکر فرو می‌رود و پس از مدتی به یاد می‌آورد. وقتی سؤال کننده می‌خواهد ماجرا را تفصیلاً بفرمایند تا دیگران هم استفاده کنند. با لبخندی دلنشین چنین می‌گوید:

ـ گفتم: «یک ذکری برای رزق و روزی بدهید به ما» فرمودند «بگو اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک زیاد بگو». راستی هم اثر دارد.

* با آقای بهجت از چه زمانی، آشنا شدید؟

ـ آقای بهجت در مدرسه ما بود، نجف. آنجا با ایشان آشنا شدم.

* ایشان را از ابتدا چطور می‌دیدید شما؟

ـ خیلی خوب،

* دوران طلبگی‌شان هم ایشان مهذب بودند و...؟

ـ بله؛ از طلبه‌های مهذب نجف، آقای بهجت است. پیش ایشان اصالة البرائة را خواندم.

* از نجف با مرحوم امام هم که آشنایی داشتید؟

ـ بله؛ به من عقیده داشت خیلی؛ علاقه داشت. دو بار دنبالم فرستاد رفتم پیشش.

* چه می‌گفتند؟

ـ می‌پرسید: «اوضاع چطور می‌شود؟ وضع ما چطور می‌شود؟ خواب دیده بود در نجف مرده و دفنش کردند، من گفتم: نه؛ شما در ایران فوت می‌کنید و در ایران دفن می‌شوید».

* این جریان مربوط به نجف است؟

ـ نجف است.

باز هم سکوتی فضا را می گیرد. ظاهراً تصمیم آن بزرگوار این بود که تا نپرسند، آن هم در حد ضرورت و کفایت، چیزی نگوید. به پیشنهاد برخی از حاضران، از آیت اللهقاضی بحث می شود؛ استادی که مرحوم آیت اللهکشمیری عقیده دارد بیشترین و مهم ترین معارف را از او کسب کرده است ؛ لذا سؤال کننده درباره روش سلوکی آیت اللهقاضی چنین می پرسد:

* سبک مرحوم قاضی را رفقا می‌خواهند بدانند که ایشان با چه عملی و چه کاری به این مرتبه از معرفت رسید؟

ـ سجدات عدیده‌ای [سجده‌های بسیارى] داشت؛ روزه زیاد می‌گرفت؛ سجده یونسیه را ترک نمی‌کرد ...؛ توکلش بر خدا، قوی بود خیلی، خیلی قوی بود.

*چه کسی به عنوان شاگرد ایشان آن جا مشهور بود ؟

ـ آقا شیخ علی محمد بروجردی، از شاگردان مبرزش بود همین آقای بهجت.

* آقا سید احمد چطور؟

ـ آقا سید احمد کشمیری.

* ایشان هم شاگرد آیت اللهقاضی بود؟

ـ [آیت اللهکشمیری با لبخندی می‌گوید:] شخص بزرگی است آسید احمد، خیلی قاضی ثانی است. آسید احمد شب‌ها نمی‌خوابید ابداً.

* شب ها چه کار می‌کرد؟

ـ عبادت؛ ذکر می‌گفت.

* حالا به نظر شما اگر بپرسند هر کسی بخواهد راه به طرف خداوند متعال ]را[ برود چه کار بکند؟ یک دستور عمومی بخواهید برای مردم بفرمایید چه کار کنند خلق الله؟

ـ هر چه می‌تواند روزه بگیرد. ...، کم‌خوابی؛ نماز شبش ترک نشود؛ تهجد داشته باشد. سجده یونسیه را داشته باشد.

این عمل، به سبب وجود ذکر تسبیح حضرت یونس در آن، به سجده یونسیه معروف شده است از عباداتی است که مورد تأکید علما و سلسله اساتید مرحوم آیت اللهکشمیری نیز بوده است؛ به این صورت که در مکانی خلوت و با فراغ بال و حتی الامکان در تاریکى، سر به سجده گذاشته و ذکر شریف «لا اله الا انت سبحانک؛ انی کنت من الظالمین» تکرار شود؛ لذا سوال کننده از حضرت آیت اللهکشمیری درباره تعداد این ذکر در سجده می‌پرسد و او پاسخ می دهد:

* چه تعداد؟

ـ 400 بار ، کمّلین[کسانی که به کمال رسیده‌اند] 0003 بار [دوباره پس از سکوتی کوتاه می‌فرماید:] راهی بعد از این راه نیست. به خدا!

اکنون نوبت به سؤال بسیار مهمی در زمینه سیر الی الله می‌رسد و آن استاد و اهمیت و لزوم آن است.

* استاد چه قدر می‌تواند دخالت داشته باشد؟ یعنی آیا لازم است؟

ـ آن مرحوم می‌فرماید:

بی استاد نمی‌شود. تمام امور استاد می‌خواهد و سپس در مقام استدلال به این آیه شریف استشهاد می‌کند که: الحمد لله رب العالمین ، مربی العالمین.

یعنی همه چیز مربی می‌خواهد.

*دستوری بفرمایید برای قرب به امام زمان علیه السلام و نزدیک شدن به آن حضرت.

ـ خلوت با حضرت، روزی یک ساعت با حضرت خلوت کند. یک جای خلوت، متوجه به حضرت بشود؛ زیارت سلام علی آل یاسین را بخواند. بعد هم زیاد بگوید: «یا صاحب الزمان اغثنی یا صاحب الزمان ادرکنی» و «المستعان بک یا بن الحسن» زیاد بگوید. توسل بکند به ایشان؛ یک خرده یک خرده رفاقت پیدا می‌شود.

* برای تعجیل فرج امام زمان علیه السلام به نظر شما خلق الله چه کار بکنند؟ چون بالاخره این کار از مردم خواسته شده، چه باید بکنند که این امر، زودتر اتفاق بیفتد؟

ـ توسل به خود امام زمان؛ خدا را قسم بدهند به حق امام زمان.

* فرمودید مرحوم قاضی یک بار پسرشان فوت شده بود، زنها خیلی گریه می‌کردند...؟

ـ می‌گفت پسرم الان پیش من بود این ها بی‌خودگریه می‌کنند.

* یعنی روح را می‌دید؟

ـ بله می‌دید. قالب مثالی‌اش ]را می‌دید[.

* شما نسبت به این راه خداوند متعال، از ابتدا استعدادی، فوق العادگی در خودتان می‌دیدید، و...؟

ـ عشق داشتم به این]راه[ .

* به این کار عشق داشتید؟

ـ بله؛ من دائم با پیرمردها، با علمای عاملین بودم.

* از بچگی؟

ـ [بله] از بچگی با جوان ها نبودم. آقا شیخ حسین تهرانی بود [از اهل تهران[؛ پیرمرد بود و از شاگردان مرحوم آخوند. پیش او کفایه خواندیم؛ با او بودم زیاد.

* فوق العاده بود؟

ـ آدم خوبی بود؛ ملا بود. [پس از مکثی کوتاه در ادامه صحبت می فرماید:] با آشیخ علی اکبر اراکی زیاد بودم.

* در عبادتگاه‌هایی که در نجف هست یا اماکن متبرکه‌ای که هست، کجا را خیلی عالی دیدید؟

ـ من، وادی ]السلام[. همه‌اش وادی بودم؛ به حدی که بعضی از شب‌ها آن جا می‌خوابیدم؛ خوابم می‌برد.

* چی می‌دیدید که این قدر علاقه داشتید؟

گویی این سؤال آن بزرگوار را به فضای روحانی آن مکان مقدس متوجه می کند؛ لذا با تبسمی همراه انبساط روحی می‌فرماید:

ـ روح و ریحان؛ بهشت است وادی السلام. به حدی عشق به وادی داشتم که مباحثه‌مان را هم در وادی گذاشته بودیم. مباحثه می‌کردم. نماز جماعت می‌خواندم؛ اما ... می‌رفتم، نماز می‌خواندم می‌آمدم بیرون.

* چه عملی را خودتان به تجربه، مقرِّب دیدید، خیلی موثر دیدید؟

ـ هزار قل هو الله.

* هر روز؟

ـ هر روز.

* آقا، مرحوم قاضی را کجا خدمتشان می‌رسیدید؟

ـ می‌رفتم خانه‌اش. ایشان بیرون نمی‌آمد. روز جمعه فقط می‌رفت حرم. بقیه‌اش همه‌اش در خانه بود.

* چه صفتی در صفات مرحوم قاضی ممتاز به نظر می‌رسید؟

ـ توحیدش؛ موحد بود. [پس از چند لحظه، درباره استاد خود چنین ادامه می دهد:] خیلی هم فقیر بود.

* از جهت مادی؟

ـ بله ؛ خیلی، در فشار بود.

* کثرت عیالِ ایشان، مانع [سلوک معنوى] ایشان نمی‌شد؟

ـ از بس که قوی بود، مانع نمی‌شد. آقا سید علی قاضی قوی بود. همه‌اش فعلیت بود. زیاد متواضع بود؛ زیاد، بی حد. کفش‌هایم را جفت می‌کرد؛ می‌گفتم: «آقا نکنید این کا را، الله اکبر». بله؛ خیلی اخلاق عجیبی داشت.

* شاگرد چه کسی بود مرحوم قاضی؟

ـ نمی‌دانم؛ شاگرد پدرش بود.

* پدرش هم فوق العاده بوده؟

ـ بله؛ و خودش را هم نزد پدرش دفن کردند.

* در زمان غیبت کبرا امکان تشرف برای شیعیان هست؟

ـ بله؛ اگر پاک شوند، طاهر بشوند. امام زمان[علیه السلام] طاهر است، طاهر بشوند.

* سنخیت پیدا کنند؟

ـ سنخیت پیدا کنند.

* عمل خاصی برای تشرف سراغ دارید؟

ـ همین «سلام علی آل یس»؛ توسل به امام زمان...2

* نقل می‌کنند یکی از اساتید مرحوم قاضی، آقا سید احمد کربلایی بود؟

ـ رفیقش بود. آقا سید احمد خیلی بزرگ بود.

* شما دیده بودید ایشان را؟

ـ نه؛ نرسیدم به[زمان] او.

* بعد از این که مرحوم امام آمدند ایران، [آیا] شما رفتید تهران؟

ـ بله رفتم.

* چه صحبتی بین شما ردّ‌ و بدل شد؟

ـ گفت: «از خانه مضایقه نکن. من برایت خانه می‌خرم» این خانه را خرید؛ خود امام.

* از جهت عرفانی و بزرگی روح و آرامش باطن، امام را چطور دیدید؟

ـ خیلی بزرگ است امام؛ خیلی بزرگ است؛ نظیر ندارد. اراده عجیبی داشت؛ مستقیم [دارای استقامت] بود در کارش. روی ثبات است؛ انگار آن شیء را می‌دید

* اگر در نظرتان باشد یک بار می‌فرمودید: «کربلا ایشان را در صحن دیدم دست گذاشتم روی شانه‌ ایشان گفتم: به این حضرت اباعبدالله! من شما را دوست دارم»؟

ـ گفتم: «به این حسین! دوستت دارم».

* بعد چی شد؟ می‌فرمودید: مثل این که ایشان هم یک چیزی به شما گفته بودند؛ یادتان هست؟

ـ یادم نیست.

* یک دستوری ایشان داده بودند. پس رفیق بودید با ایشان؟

با آقای خمینی بله؛ ارادت دارم به او.

ـ [یکی از حضار]: حاج آقا! ما که مشغول درس خواندن در حوزه‌ها هستیم،... بایدچه کار کنیم؟

... عبادت کنید؛ بندگی. همین ذکر یونسیه را بگویید شما، برای شما سیر برزخی می‌شود؛ خدا شاهد است؛ مداومت کنید. «وادمتم ذکره». متواضع بشوید: «من تواضع لله رفعه الله». [پس از ابراز خستگی آن بزرگوار، سؤال کننده آخرین پرسش را این گونه مطرح می کند:]

* یک توصیه‌ای برای عموم طلبه‌های حوزه بفرمایید چه کار بکنند به مقصدی که امام زمان علیه السلام می‌خواهند و می‌خواسته‌اند برسند و نزدیک بشوند؟

ـ درسشان را بخوانند؛...و بعد هم بندگی کنند؛ نماز شب را ترک نکنند، تهجد ترک نشود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. این قسمت از سخن آیت اللهکشمیری دو کلمه بود که به طور دقیق مفهوم نبود.

2. متأسفانه عبارتی دو سه کلمه‌ای از سخنان آیت اللهکشمیری نامفهوم است.

منبع:پایگاه حوزه

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:52 PM

مرحوم آیت الله کشمیری زندگی بانویی را بازمی گوید که از شدت فقر به حضرت عباس(ع) متوسل شد و از تنگدستی نجات یافت.

محمد مهاجری شرح این واقعه را در وبلاگ خود در خبرآنلاین نوشته است.

بر اساس این نوشته مرحوم آیت الله کشمیری که استخاره های عجیب و معروفی داشته یک بار دچار غرور می شود و توسط زنی در حرم حضرت ابوالفضل مورد نهیب قرار می گیرد.

آیت الله کشمیری کنجکاو می شود که این زن چگونه توانسته ضمیر وی را بخواند و از چه طریق به غرور او واقف شده است. اورا تعقیب می کند و سرانجام از سرگذشت شگفت انگیز او باخبر می شود.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:52 PM

توسل به امام جواد علیه السلام

توصیه‏هایی از آیة الله سید عبدالکریم کشمیری

امام جواد عليه السلام

آیة الله سید عبدالکریم کشمیری رضوی(ره) در سال 1343 ه .ق در نجف اشرف چشم به جهان گشود. از همان کودکی آثار استعداد و بزرگی و جذبه در وی مشاهده می‏شد. در هفت ‏سالگی، سخنی از استاد اخلاق آیة الله شیخ مرتضی طالقانی وی را متحول ساخت. سپس به دستور پدر بزرگوارش به علوم دینی مشغول شد .

ایشان در کنار تعلیم و تعلم، به دنبال بزرگان اخلاق و عرفان بود. در جوانی دارای ذوق خوشنویسی و نقاشی بود. ذوق شعر هم داشت و گاه شعر می‏سرود.

استاد در سال 1359 به ایران آمد و در قم ساکن شد. آن بزرگوار 19 سال پس از هجرت به قم به دیدار الاهی و در جوار ملکوتی حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) به خاک سپرده شد. ایشان در زمینه توسلات مواردی را فرموده‌اند كه در ذیل توصیه ایشان در باب توسل به امام جواد علیه السلام را می‌آوریم.

 

توسل به حضرت جوادالائمه (علیه‌السلام)

بسیار دیده و شنیده شد که افراد برای امور مادی، مانند خرید خانه و ماشین و رزق و ازدواج، از وی راهنمایی می‏خواستند. آن بزرگوار می‏فرمود: «سوره یس بخوانید و ثواب آن را به امام جواد (علیه‌السلام) تقدیم کنید، حاجت ‏شما را خواهند داد. گاه امر می‏کرد صلوات برای حضرتش هدیه کنند و آن را در توسل به این امام کریم مجرب می‏دانست.»

 

منبع:

روح و ریحان، صص 101 و 102 .

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:53 PM

زندگینامه استاد

زندگينامه استاد

آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری در تاریخ 1343 هجری قمری در یک خانواده کاملا" روحانی و سیادت در نجف اشرف چشم به جهان گشود.

از طرف پدر به جد بزرگوارش اسوه علم و عرفان آیت الله سید حسن کشمیری و از طرف مادر به فقیه متبحر آیت سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی منتسب بود.

از همان کودکی آثار استعداد و بزرگی و جذبه در وی مشاهده می گردید . در هفت سالگی، سخنی از استاد اخلاق آیت الله شیخ مرتضی طالقانی وی را متحول ساخت . سپس به دستور پدر بزرگوارش به علوم دینی مشغول شد .

 

والدین

والد ایشان ، حجة الاسلام سید محمد علی کشمیری بود که در کربلا به دنیا آمد و پس از مراحل تحصیل، داماد آیت الله سید محمد کاظم یزدی شد و به زهد و تعبد و روحانیت، معروف و مشهور بودند.

استاد می فرمودند:

پدرم فاضل بود اما در حد اجتهاد نبود.

به من علاقه وافری داشت، لکن به خاطر زهد زیاد و جو تند و سخت حوزه علمیه نجف آن روز نسبت به عرفا و علمای اخلاق ( که نسبت صوفی گری به آنها می دادند ) به من که دوستدار این علما بودم و دنبال آنها می رفتم، سختگیری می کرد و  مرا از رفتن نزد مرحوم قاضی ( که منسوب به تصوف می دانستند ) منع می کردند .

پدرم دعای کمیل و احتجاب و یستشیر را خود می خواند، و مرا به خواندن آن سفارش می کرد و می گفت:

 پدر من آقا سید حسن مرا وصیت به خواندن دعای یستشیر کرده است.

استاد می فرمودند:

شبی در خواب دیدم تسبیح به دست من است و پاره شد. تعبیر آن را پرسیدم، گفتند:

بزرگ قوم شما از دنیا می رود و بین اقوام فاصله می افتد، همینطور هم شد، پدرم در سن 56 سالگی در نجف اشرف از دنیا رفت و میان اقوام فاصله افتاد.

 

مادر و جد مادری

مادر استاد زنی پاکدامن ، مؤمنه و فرزند آیت الله سید محمد کاظم یزدی بود ( که ایشان از نظر شهرت مرجعیت و فقاهت در نزد علما زبانزد بود )

 ایشان در سال 1337 در نجف اشرف جهان را بدرود گفت. 

 

 

شجره سیادت

استاد می فرمودند:

ریشه سیادت ما به حضرت موسی مبرقع فرزند بلافصل امام جواد علیه السلام می رسد که در قم مدفون است.

ما اصلا" قمی هستیم لکن اجداد پیشین ما به هند رفتند که یکی از آنان بسیار ممتاز و فرزانه بود به نام آقا سید حسین قمی کشمیری، که الان قبرش در کشمیر هند است و برای او نذر می کنند و قبرش را زیارت می کنند، او دارای کرامات بسیاری بود  که مناظره ایشان با یک ناصبی مخالف از جمله قضایای جالب است.

( یکی از اهل باطل نزد آقا سید حسین کشمیری که مشغول وضو گرفتن بود می آید و می گوید:

دلیل حقانیت مذهب ما و باطل بودن مذهب شما یکی این است که من می توانم از زمین چند متر به طرف آسمان پرواز کنم و شما نمی توانید.

 ایشان می فرماید: شما این کار را انجام دهید.

وقتی چند متر به طرف آسمان بالا می رود آقا سید حسین کفش پای خود به طرف او پرتاب می کند و کفش آنقدر بر سر این ناصبی می خورد که او را به زمین می اندازد، خجالت زده می شود و می رود. )

 

تحصیلات و اساتید

استاد از اوائل طفولیت به دستور والد به علوم دینی روی آوردند، چون حافظه و استعداد قوی داشتند ترقی ایشان سریع بود تا جائی که روزی میشد که یازده درس ( از فقه و اصول و فلسفه و ادبیات و ...) تدریس می کردند.

درباره اساتید خودشان فرمودند:

 

مقداری از سطح را نزد آقا شیخ مجتبی لنکرانی و مکاسب را نزد شیخ راضی تبریزی و قسمت استصحاب و تعادل و تراجیح را نزد آیت الله بهجت، و کفایة الاصول را نزد شیخ محمد حسین تهرانی و شیخ عبدالحسین رشتی خواندم.

 فلسفه را نزد شیخ صدرا بادکوبه ای و حاج آقا فیض خراسانی تلمذ کردم. مقداری از اسفار را نزد شیخ عبدالحسین رشتی خواندم.

استاد در درس آیات عظام و بزرگانی همانند میرزا حسن بجنوردی و شیخ علی محمد بروجردی و سید عبدالهادی شیرازی و شیخ عبدالاعلی سبزواری و شیخ کاظم شیرازی و سید ابوالقاسم خوئی شرکت و بهره ها بردند.

 

لکن عمده استفاده ایشان در فقاهت از محضر مرحوم آیت الله خوئی ( ره) بوده است تا جائی که در اجازه نامه اجتهادی که برای استاد نوشتند، این چنین مرقوم داشتند.

«  یحرم علیه التقلید فیما یستبط.

آنچه از ادله استنباط کنند حرام است تقلید کنند.

( و شفاها" هم اجتهاد ایشان را متذکر شدند.) »

 

از مرحوم آیت الله حاج آقا بزرگ طهرانی اجازه روائی داشتند، و فرمودند:

من در ایام تحصیل کفایة الاصول را شرح نوشتم و آیت الله خوئی و آیت میلانی تفریظ نوشتند، ولی همه نوشته جات و اجازات و دفتر اخلاق و اذکار را صدامیان به غارت بردند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:54 PM

شیخ جعفر مجتهدی

در نوجوانی پدرش را از دست داد و تحت تربیت مادر علویه خود قرار گرفت. هفده سال بیشتر نداشت که با سری پر شور در صدد آموختن علوم غریبه  متداول زمان خود بر آمد.

هدفش دست یابی به علم کیمیا بود. روزی ندایی شنید که : جعفر! کیمیا محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. پس از این واقعه رو به عتبات نهاد. دارایی بسیاری از پدر به ارث برده بود، همه را به نیازمندان بخشید، هشت سال در مسجد سهله به اعتکاف نشست و هفت سال دیگر نیز مقیم کربلا بود. پس از آمدن به ایران نیز همواره از شهری به شهر دیگر در سفر بود و با عارف عظیم آیت الله کشمیری انس و الفت داشت. آیت الله کشمیری می فرمود: اگر کسی از من پرسید درایران چه کردی با مباهات می گویم جعفر آقای مجتهدی را دیدم. در عظمت مقام ایشان همین بس که خود فرمود : خداوند مرا آورد تا عرفان را دراین عصر و زمان یک گام جلوتر ببرم!

درتوسل به اهل بیت (ع) آیتی عجیب بود. کرامات و حکایات بسیاری از صفای ضمیر و دیده باطن بین ایشان نقل است. آقای مهندس احمد حسنی طباطبایی نقل  می کند: یازده ماه از ملاقات من با آقای مجتهدی در آلمان می گذشت. یک بار حوالی غروب ایشان را دیدم ، فرمود : عازم اتریش هستم، در آنجا کاری دارم. ماشینی  سوار شدیم، پس از طی چند کیلومتر بین راه پیاده شدیم، ساعتی گذشت تا به دامنه کوه بلندی رسیدیم، برف بسیاری باریده بود. ایشان گفت: بالا برویم هرچند سخت است اما تا مولا را داریم غصه ای نداریم. اینجا محل ماموریت ماست، سه دانشجو زیر برف مانده اند و برای رهایی خود از حضرت مسیح کمک خواسته اند. آن سه دانشجو را به قهوه خانه ای آوردیم . یکی از آنها گفت : درعالم رویا حضرت مسیح به من فرمود : پسر فاطیما یکی از ماموران خود را به کمک شما می فرستد. حالا می بینم این آقا چقدر شبیه عیسی مسیح است! آقای مجتهدی به او فرمود: شما سلامتی خود را مدیون حضرت مهدی (عج) فرزند فاطمه (س) هستید نه من. لطافت روح بزرگش بارها و بارها از بندگان خدا بلاگردانی می کرد؛ شخصی بیماری لاعلاجی داشت، شیخ جعفر مجتهدی نزد امام رضا وساطت کرد تا بیماری به خودش منتقل شود، آن شخص شفا یافت و شیخ جعفر تا مدت ها به آن بیماری گرفتار بود تا خوب شد. ولی بار آخر حضرت به او فرمود: این بار اگر مبتلا شدی تا آخر عمر گرفتاری ! او پذیرفت و تا آخر عمر شریفش بر صندلی چرخ دار می نشست.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
شنبه 3 اردیبهشت 1390  9:55 PM

از مرحوم آیت الله كشمیری نقل شده كه مداومت بر خواندن آیة الكرسی روزی 21 مرتبه برای تقویت حافظه خوب و مفید است.("هزار و یك ختم"، ص129

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری
یک شنبه 16 تیر 1392  1:48 AM

بسیار ارزشمند ومفید.ممنونم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

ayeneh

ayeneh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 1578
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها