طبق آمارها، علت عمده طلاق همسران، عدم لذت از ارتباط جنسی است.
 
چکیده: تا یک دهه گذشته در فهرست دلایل اصلی طلاق زوجین گزینه مشکلات جنسی در روابط زوجین کمتر به چشم می‌خورد اما این روز‌ها با نگاهی به گزارش‌های وکلا و به ویژه مشاوران مستقر در دادگاه‌های خانواده می‌توان مشکلات جنسی در روابط زوج‌ها را به عنوان یکی از دلایل اصلی طلاق در سال‌های اخیر برشمرد.

تعداد کلمات 1736 / تخمین زمان مطالعه 9 دقیقه

 آمارها در مورد علت طلاق چه می گوید؟

از منظر آمار و تجربه

اکنون آمارها و تجربه های میدانی و مشاوره ای نشان می دهد که مشکلات جنسی همسران که سبب نارضایی ایشان می شود و زندگی شان را تهدید می کند یا آن را فرو می پاشد، سهمگین است و اسف انگیز.
بنگرید:
مدیر بخش روان پزشکی سازمان پزشکی قانونی کشور، با بیان اینکه ۵۰ تا ۶۰ درصد طلاق ها به علت مشکلات و اختلالات جنسی است، تصریح کرد:
در حال حاضر هیچ سازمانی در کشور، متولی حل این مشکل بزرگ اجتماعی نیست. وی افزود: یکی از اهداف ازدواج، پاسخگویی به نیازهای جنسی است و در این راستا فردی که به دلایل گوناگون سردمزاج است، دچار مشکلات عدیده ای می شود و بیشتر این سردمزاجی ها جنبه روانی دارد.
این روزها و ماه ها، راهروهای دادگاه های خانواده، پرازدحام ترین دوران فعالیت کاری خود را سپری می کنند... میزان وقوع طلاق در جامعه به شدت افزایش یافته. این واقعیت، قابل انکار نیست. کارشناسان و روان شناسان، در قالب کنگره انجمن علمی روان پزشکان ایران، تأکید کردند که ... درصد بالایی از طلاق های کشور، به دلیل مشکلات جنسی و ناآگاهی زوج ها از آداب زندگی زناشویی است ... .[1]
با پیشرفت های علمی و روانپزشکی، به آسانی می توان بیماری های جنسی را درمان کرد و در کنار آن، آموزش های لازم را در اختیار زوج ها قرار داد و از این طریق تا اندازه زیادی مانع وقوع طلاق شد.
به اعتقاد دکتر پول پوپینو، از بزرگترین دانشمندانی که مقالات سودمند و آثار مفیدشان درباره خانواده و ازدواج، بسیار معروف است، علت اصلی طلاق را به ترتیب اولویت و فراوانی، این گونه می توان خلاصه کرد:
  1. روابط جنسی؛
  2. اختلافات عقیدۂ زن و شوهر؛
  3. امور مالی
  4. اختلافات فرعی دیگر.
بر این اساس، مسائل جنسی، مهم تر از عوامل دیگر است و بر خلاف تصور مردم، امور مالی حائز رتبه سوم است.
 

نظر کارشناسان دیگر

همچنین، خانم دکتر کاترین بمنت داویس از هزاران زن شوهردار خواهش کرد تا با نهایت صراحت، سؤالات او را پاسخ گویند. آنگاه عقیده خود را چنین اظهار کرد: «یکی از مهم ترین علل طلاق در آمریکا، عدم اطلاع همسران از امور جنسی است». کسانی هم که ناظر طلاق های شهر «رینو»[2] هستند، بعد از مدت ها تفکر و تعمق، به این نتیجه رسیدند که ۹۰٪ طلاق ها در این شهر، به سبب نارضایتی زن و شوهر از مسائل جنسی است.
 دکتر اولیور باترفیله که ناظر طلاق های فراوانی بوده است، می گوید: وقتی از همسران جوانی که برای گرفتن طلاق به دادگاه می آیند، سؤال می شود که علت جدایی آنها چیست، ناگهان درباره مسائل جنسی شکوه آغاز می کنند. اگر از این گونه همسران - که بر اثر علت مزبور، یکدیگر را ترک می گویند- صرف نظر کنیم، ملاحظه می کنیم که میزان طلاقها از ۵۰٪ به ۱۶٪ تنزیل می کند».
پروفسور جان واسون (روان شناس) می گفت: «روابط جنسی در زندگی بشر اهمیت خاصی دارد و نبودن آن باعث شکستن کشتی های سعادت خانواده های بسیار می شود».
به عقیده همه داوران طلاق آمریکا، کسانی که از امور جنسی بهره کافی و اطلاعات فراوان دارند، همواره سعادتمندند. اکنون که کتابهای فراوانی در این باب تدوین شده است و از طرفی ملاحظه می فرمایید که این امر در زندگی چه قدر حائز اهمیت است، چرا از خواندن کتاب ها و مقالات درباره روابط زناشویی غافل شویم؟[3]
 

مشکلات پنهان

البته آنچه را که آمارها، تجربه ها و مشاهده ها نشان می دهند، آن بخش از مشکل است که آشکار می شود. بنگرید:
برخی از علل و عوامل طلاق، آشکار هستند و زوجین به هنگام طلاق، این علل را در دادخواست خود بیان می کنند، مانند مصرف مواد مخدر، خشونت، دخالت والدین و گاهی فقر. اما برخی از علل طلاق، در دادخواست بیان نمی شود، مانند نارضایتی از روابط زناشویی که به دلیل مسائل فرهنگی حاکم بر جامعه، در قالب «عدم تفاهم» در دادخواست ذکر می شود و یکی از عوامل مؤثر در طلاق است و کمتر در دادخواست های طلاق به آن توجه می شود.[4]
هنگامی که درباره آمار طلاق و علل آن بحث می شود، غالبا از نقش مسائل جنسی سخنی به میان نمی آید. زیرا این مشکل اساسی، همواره به دلیل شرم و حیا، پنهان می شود و زوجها آن را مستقیما به عنوان دلیل قطعی درخواست طلاق، بیان نمی کنند. جالب است که همین مشکل - که در آغاز به سادگی قابل حل بوده - آن قدر مسکوت می ماند که به مشکلات دیگری نظیر اعتیاد به مواد مخدر و یا افسردگی و بیماری های جسمی و روحی می انجامد و در این هنگام است که خانواده در معرض فروپاشی قرار میگیرد و این زوج، همان اعتیاد و یا افسرگی و مانند آن را دلیل طلاق خود می خوانند.
پس باید گفت که در چنین مواردی، «علت ثانوی» - که معلول مشکلات جنسی بوده - به عنوان علت اصلی معرفی شده است و متأسفانه در بسیاری از بررسی های کلان جامعه نیز همین علت های ثانویه، به غلط، سبب طلاق شمرده می شود.[5]
 اساساً گستردگی تعارضات جنسی و ضمن درجه اهمیت مشاوره های جنسی در کشور ما، به طور دقیق مشخص نشده است؛ زیرا بسیاری از زوج ها به دلایل گوناگون، به مشاوران مراجعه نمی کنند. مسائل جنسی اگرچه از ارکان مهم ازدواج است، اما افراد در گفتمان های آغاز ازدواج آن را در اولویت قرار نمی دهند و جریان جنسی را به شانس و اقبال واگذار می کنند؛ از این رو مشاوره جنسی قبل از ازدواج را نادیده می گیرند.
بسیاری از زوج های جوان با دیدگاه سنتی ، سکس را امری فطری می دانند و به علت بی تجربگی و ناآگاهی، روابط جنسی را امری عملکردی تلقی می کنند. کثیری از زوج ها با ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن و انگ بیماری جنسی خوردن، از بیان دغدغه جنسی شان سر باز می زنند و سال ها با مشکلی که به راحتی قابل حل بود زندگی می کنند و سکوت اختیار می کنند.

آمارها در مورد علت طلاق چه می گوید؟

طلاق های عاطفی

 در بررسی و تحلیل طلاق، حتما باید طلاق های عاطفی را نیز در نظر آورد؛ طلاق های جانکاهی که به دلایل گوناگون، صورت نمی پذیرند و ثبت نمی شوند؛ زن و شوهرهایی که به ظاهر با هم اند و به واقع از هم دورند. جان هایشان از هم جدا است و تنهایشان در یک جا است. نام هرکدامشان در شناسنامه دیگری نوشته شده، اما رشته های دل هایشان از هم گسسته است. قانون، ایشان را همسر می شمارد؛ اما عشق، ایشان را بیگانه می داند. در محضر قانون و آمار، پیوندشان بسته است؛ اما در منظر عاطفه و اخلاق، پیوندشان گسسته است. طلاق های عاطفی، که نانوشته اند و ثبت نشده گاهی صد بار دردناک تر از طلاق های رسمی و ثبتی اند؛ زن و مردی که به زور مصلحت هایی با هم زیست می کنند، اما زندگی شان مرگ تدریجی است. وه که چه زیستن بدی است؟
چه فراوان اند همسرانی که از نارضایی جنسی رنج می برند و آن را پنهان می کنند. چه بسیارند همسرانی که از این قضیه، ناراضی اند ولی دق دلشان را جای دیگر می گشایند و ناکامی شان را جای دیگر تلافی می کنند. و چه بسیارند همسرانی - به ویژه زنان - که اصلا نمی دانند نعمتی به نام «کام یابی کامل جنسی» وجود دارد. و چه فراوان اند زنانی که در طول زمان زندگی همسری، به ارگاسم (اوج لذت جنسی و انزال) نمی رسند.
دریغا بر ایشان که زحمت زندگی خانوادگی را می کشند، اما لذت موهبت کام یابی جنسی را نمی چشند. وسیله انزال مردان اند و زاینده فرزندان و کشنده بار زندگی خانوادگی و محروم از بهره های لذیذ جنسی و عاطفی.
 

اختلال یا مشکل؟

 بسیاری از مردم به تفاوت میان «اختلال جنسی» و «مشکل جنسی» توجه نمی کنند.[6] در بیشتر موارد، تنها یک مشکل جنسی به زندگی دو نفر آسیب میزند؛ آن هم مشکلی که به راحتی می توان آن را حل کرد. ناآگاهی، باورهای نادرست، و گاهی فقدان مراجع ذیصلاح برای حل اینگونه مشکلات، از مهم ترین دلایلی است که آنها را حل نشده باقی می گذارد.
این که هر یک از زوجین چه تصوری از مسائل جنسی خود و همسرش داشته باشد، هویت و نقش جنسی خود و همسرش را چگونه تعریف کند و چه پیش فرض ها یا نمونه های ذهنی درباره مسائل جنسی داشته باشد، همگی در زندگی جنسی همسران تأثیرگذار است و شناخت آن دو را از تعاملات جنسی، رقم می زند. بی دقتی در هر یک از این عرصه ها، باعث بروز مشکل در زندگی جنسی آنان می شود و این را نباید «اختلال» نامید.
با این حال، می بینیم که گاهی زنان علاقه زیاد جنسی شوهر خود را یک بیماری می پندارند و یا برخی از مردان، رفتار جنسی همسرشان را «سرد مزاجی» می نامند؛ حال آن که بیشتر ایشان اختلال جنسی ندارند، فقط از نظر جنسی با همدیگر متفاوت اند. آگاهی از این تفاوت ها، از بسیاری از تعارضات در زندگی جنسی زوجین پیشگیری می کند.
خلاصه اینکه برخی معتقدند بیشتر زوج ها دچار اختلالات جنسی هستند، اغراق آمیز است و با این حال، نباید فراموش کرد که با پیشرفت های علمی و روانپزشکی، به آسانی می توان بیماری های جنسی را نیز درمان کرد. پس حتی در صورت صحت این سخن نیز، می توان امیدوارانه در این باره سخن گفت.
 
منبع: کتاب «آداب عشق ورزی» (آموزه هایی درباره رفتارهای جنسی و عاطفی همسران)
نوشته: علی اکبر مظاهری
 

بیشتر بخوانید :
علل و عوامل طلاق کدامند؟
مساله طلاق، علل و عوامل
نکاتی درباره طلاق و جدایی
طلاق به سبک ایرانی


پی نوشت :
[1] . ماهنامه خانه خوبان، ص ۶۰، شماره ۳۵ ، مهر ماه ۱۳۹۰. نیز: سایت شفاف، ۱۳۹۰.
[2] . شهری است در آمریکا که نیمی از ازدواج های اهالی آن به طلاق می انجامد.
[3] . دیل کارنگی، آیین زندگی، ترجمه دکتر سیروس عظیمی، ص ۴۰۲-۴۰۰ ، انتشارات صفار، چاپ اول، ۱۳۳۰.
[4] . مصاحبه ای با حضور اصغر مهاجری، جامعه شناس و استاد دانشگاه، و موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی، در ۲۳ اسفند ۱۳۹۰.
http:/www.asriran.com/fa/news/۲۰۵۶۱۱
[5] . روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۰ دی ماه ۱۳۸۸، ص ۷ (با ویرایش اندک).
[6]. اختلال، به معنای بر هم خوردن سامان و تعادل طبیعی در روح با جسم است. پس این تعبیر باید برای بیماری ها به کار رود و نه هر نوع مشکلی.