هدف، دست یافتنی است؛ باید برای رسیدن به آن نقشه ای ترسیم کرد.
 
چکیده: هدف، موضوعى است که توجه انسان را به خود جلب مى کند به گونه اى که سرنوشت حیات و شخصیت و منش انسان را جهت مى دهد و انسان را وادار مى کند تا آن هدف را که در واقع مى تواند جزء جدایى ناپذیر انسان باشد، بشناسد و براى رسیدن به آن هدف از هیچ کوششى دریغ نکند. با ما همراه باشید.

تعداد کلمات 694 / تخمین زمان مطالعه 3 دقیقه

 اهداف و راه دست یابی به آنها

خودارزیابی

  • آیا انتقاد، از دستیابی به اهداف جلوگیری می کند؟
  • چنانچه فردا یک میلیون دلار برنده شوم، چه کاری انجام خواهم داد؟
  • چه کاری در زندگی انجام داده ام که موجب رضایتمندی و حس اهمیت در من شده است؟
  • اگر موفقیتم تضمین می شد، اقدام به انجام چه کاری می کردم؟
  • آیا ترس از شکست مانع از خطرپذیری من می شود؟
  • در چه زمینه ای مهارت کامل دارم و بیشترین منافع و توانایی هایم نیز در آن زمینه نهفته است؟


خلاصه

شاید تعیین هدف، مهمترین مهارت دستیابی به موفقیت باشد. چنانچه هر فردی - حتی فردی که قبلا به موفقیت های زیادی دست نیافته است - اهداف خود را تعیین کرده، به طور مرتب آنها را یادداشت نماید و در مورد آنها بیندیشد و سخن بگوید، میزان عملکرد و موفقیتش خیلی زود به میزان چشمگیری افزایش خواهد یافت. هنگامی که اهدافی را تعیین می کنیم، مسیر و انرژی متمرکز و هدایت شده ای را ایجاد می نماییم و در کوتاه مدت بیش از آنچه ظرف سالیان سال انجام می دادیم، انجام خواهیم داد.
در این صورت چرا تنها افراد بسیار اندکی به تعیین اهداف خود می پردازند؟
  • دلیل نخست این است که بیشتر مردم پی به اهمیت اهداف نمی برند.
  • دلیل دوم این است که نمی دانند چگونه این کار را انجام دهند.
  • دلیل سوم ترس از عدم پذیرش است. آنها پی برده اند که هرگاه هدفی را تعیین می کنند، کسی به آنها می گوید نمی توانند به آن هدف دست یابند.
  • دلیل چهارم این است که از شکست وحشت دارند. مردم به اهمیت شکست در دستیابی به اهداف پی نبرده اند. ما باید مایل به پذیرش خطر شکست باشیم.
هیچ راهی برای پی بردن به توانایی های کامل انسان وجود ندارد، مگر اینکه بارها با شکست روبه رو شویم و سرانجام درس های لازم برای دستیابی به موفقیت های بیشتر را بیاموزیم.
تغییر، تنها موضوع اجتناب ناپذیر در زندگی است. بسیاری از ما در برابر تغییر، احساس ناراحتی می کنیم؛ زیرا نگرانیم که در نتیجه آن تغییر، وضعمان از قبل هم بدتر شود. اهداف این امکان را برای ما فراهم می کند که بتوانیم مسیر تغییر در زندگی مان را تحت کنترل خود درآوریم.
هر انسانی از استعدادها و توانایی های متوسطی برخوردار است، اما تکتک ما انسان ها قادریم حداقل در یک زمینهی خاص، مهارت کسب کرده یا به موفقیت چشمگیری دست یابیم. غیرممکن است به طور کامل خود را دوست داشته و برای خودمان ارزش قائل باشیم، مگر زمانی که بدانیم حداقل در یک زمینه توانایی داریم. یکی از اهداف ما باید کشف همین زمینه که در آن مهارت و توانایی داریم، باشد. می توانید با نگاه به علایق خود و نوع کارهایی که احیانا برای انجام آنها حقوقی دریافت نمی کردید انجام می دادید، زمینه ای را که در آن توانایی بالقوه دارید مشخص نمایید.
بر اساس اصل جریب های الماس، هر چیزی که امید دستیابی به آن را داشته باشیم، شاید بسیار نزدیک و در دسترس باشد؛ ما از استعدادها، توانایی های دانش و سوابقی برخوردار هستیم که می توانیم به آرزوهای مان در جوامع خود پی ببریم.

تک تک ما انسان ها برای برخورداری از زندگی متعادل باید دارای اهداف متعادلی باشیم. اهداف را می توان در مقوله های اصلی زیر دسته بندی کرد:
١- اهداف فردی و خانوادگی: شامل کارهایی است که قصد داریم برای . لذت خود و نیز کسانی که دوستشان داریم انجام دهیم.
۲- اهداف تجاری و شغلی: اگر قصد داریم به موفقیتهای مالی دست یابیم، باید از این اهداف برخوردار باشیم..
٣- اهدافی در راستای بهبود فردی: انسان های موفق همواره در راستای دستیابی به یک سری از اهداف جهت بهبود و رشد و پیشرفت خود می کوشند.
 
منبع: کتاب «روانشناسی موفقیت»
نویسنده: برایان تریسی
مترجم: زهرا نسیمی

بیشتر بخوانید :
3 گام تا رسیدن به موفقیت
چگونه به اهدافمان برسیم
20 قدم به سوی موفقیت
ویژگی های هدف خوب