انسان به وسیله ارزیابی خود می­ تواند موقعیت های ناخوشایند زندگی را کنترل و مدیریت کند.
 
چکیده: در متون دینی، بر تفسیر و ارزیابی درست از موقعیت های زندگی تأکید زیادی شده است؛ چرا که کنترل موقعیت ها در دست کسی است که کنترل ارزیابی های خود را در دست داشته باشد. رویدادها، تعیین کننده نیستند، بلکه تفسیر ما از موقعیت ناخوشایند است که در کاهش یا افزایش تنیدگی و فشار روانی، اثر دارد.

تعداد کلمات 930  / تخمین زمان مطالعه 5 دقیقه

چگونگی برخورد با حوادث ناگوار زندگی

مقدمه

هنگام مشکلات و سختی ها، نیازمند صبر هستیم تا موقعیت ناخوشایند به کنترل انسان درآید. در حقیقت، صبر، عاملی برای کنترل چنین موقعیت هایی است و تحقق این عامل، خود، نیازمند به کارگیری اصولی است که به انسان کمک می کند تا تسلط و کنترل خود را بر امور حفظ کند. یکی از مهم­ترین این اصول کنترل کننده عبارت است  از:
 

کنترل تفسیری (تفسیر درست از رویدادهای تلخ)

از دیگر عوامل کنترل موقعیت ناخوشایند، تفسیر درست موقعیت است.کنترل تفسیری؛ یعنی مهار موقعیت ناخوشایند و مدیریت کردن آن از راه تفسیر درست.
انسان هر موقعیت ناخوشایندی را ارزیابی می کند. این ارزیابی ها بر فشار روانی حاصل از موقعیت، تأثیر مستقیمی دارد.اگر موقعیت ناخوشایند را مثبت ارزیابی کنیم یا دارای بار مثبت بدانیم، تحمل­پذیر خواهد بود و اگر منفی ارزیابی کنیم، از کنترل ما خارج و تحمل ناپذیر می شود. در حقیقت، ما آن گونه که پیشامدها را تفسیر می کنیم، به آنها واکنش نشان می دهیم.
به بیان دیگر، رویدادها، تعیین کننده نیستند. تفسیر ما از موقعیت ناخوشایند است که در کاهش یا افزایش تنیدگی و فشار روانی، اثر دارد. بنابراین، ما به وسیله تفسیرهای خود می توانیم موقعیت های ناخوشایند را کنترل و مدیریت کنیم. کنترل موقعیت ها در دست کسی است که کنترل تفسیرها و ارزیابی های خود را در دست داشته باشد. به همین سبب، در متن های دینی، بر تفسیر و ارزیابی درست از موقعیت ها تأکید زیادی شده است.
از دست دادن داشته ها، از حوادث تلخی است که سبب تنیدگی می شود. انسان به آنچه دارد، هم احساس وابستگی می یابد و هم نسبت به آنها دل بسته می شود. آنچه مصیبت فقدان مال و عزیزان را ناخوشایند می سازد، همین احساس وابستگی و دل بستگی انسان است. در بسیاری موارد، از دست دادن اموال و عزیزان، همچون از دست دادن پاره ای از وجود انسان است. این، به سبب احساس مالکیتی است که در برابر آن داریم. جدا شدن از آنچه مال ماست و دل بسته آن هستیم، تنش زا و دردناک است.
 

از دست دادن فرزند

کسی از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فرزند خود را از دست داد و بسیار بی تاب شد. پیامبر نامه تسلیتی برای وی فرستاد که در بخشی از آن چنین آمده بود:
فَقَدْ بَلغَنِی جَزَعُکَ علی وَلَدِکَ الَّذِی قَضی اللّه عَلَیْهِ وَ إِنَّما کانَ ابْنُکَ مِنْ مَواهِبِ اللّه الْهَنیئَهِ وَ عَوارِیِه المُسْتَوْدَعَهِ عِنْدَکَ، فَمَتَّعَکَ اللّه بِهِ إِلی أَجَلٍ وَ قَبَضَهُ لِوَقْتٍ مَعْلُومٍ فَإنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ.[1]
پس به من، خبر بی تابی تو نسبت به فرزندت که خداوند [به مرگ او] حکم کرده، رسیده است. همانا فرزند تو از هدیه های گوارای خدا و از عاریه های به ودیعه گذاشته او نزد تو بود.خداوند، تا مدتی تو را از آن بهره مند ساخت و در وقتی که مشخص شده بود، او را ستاند. پس ما از خداییم و به سوی خدا بازمی گردیم.[2]
در حقیقت، پیامبر خدا با اشاره به امانت بودن فرزند، وی را آرام ساخت و تسکین بخشید. نکته مهم دیگری که در این حدیث وجود دارد، به کار بردن جمله «اِءنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»، هنگام مصیبت است. پایه شناختی این جمله، همان  «از خدا بودن» انسان است و اینکه او مالک هیچ چیز حتی خودش نیست.

ابوطلحه، از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از فرزندانش را بسیار دوست داشت. این فرزند، بیمار شد. همسر ابوطلحه وقتی دید مرگ فرزندش نزدیک است، ترسید آسیبی به شوهرش برسد.ازاین رو، هنگام مغرب، وی را به مسجد نزد پیامبر فرستاد. پس از رفتن او، فرزند از دنیا رفت. مادرش او را در پارچه ای پیچید و در گوشه ای از خانه پنهان ساخت. از دیگران نیز خواست که هیچ خبری به طلحه ندهند. سپس غذای خوشمزه ای آماده کرد و خود را آراست. وقتی ابوطلحه بازگشت، سراغ فرزندش را گرفت. همسرش به او گفت که حال او خوب است. ابوطلحه پرسید: «آیا غذایی هست که بخوریم؟» همسرش غذا را آورد.
پس از آنکه ابوطلحه به آرامش رسید، همسرش به وی گفت: « آیا ناراحت می شوی از اینکه ودیعه ای را که نزد ما بوده، به »: صاحبش بازگردانده باشیم؟» ابوطلحه گفت: «سبحان اللّه!نه».
همسرش گفت: «پسر تو نزد ما امانتی بود که خداوند، آن را پس گرفت.» ابوطلحه که فرزندش را بسیار دوست می داشت، گفت: «پس من به بردباری کردن، شایسته تر از تو هستم.» سپس از جا برخاست و غسل کرد و دو رکعت نماز خواند و به سوی مسجدالنبی حرکت کرد....[3]
این، معجزه امانت دانستن فرزند است. مادر آن فرزند، خود، با تکیه بر همین منطق، بردباری کرد و وقتی همین منطق را برای همسرش (یعنی پدر آن فرزند) بازگو کرد، او نیز بی تاب نشد. این، نشان دهنده نقش شناخت در واکنش های انسان به حوادث تلخ و ناگوار است. شناخت منطقی و نگرش خردمندانه می تواند موقعیت های ناخوشایند را تحمل پذیر سازد و بدین سان، از بروز فشارهای روانی جلوگیری کند.
 
منبع: پسندیده، عباس، (1392)، شادکامی از دیدگاه پیامبر اعظم، موسسه انتشارات کتاب نشر.

بیشتر بخوانید:
چگونگی برخورد با حوادث ناگوار زندگی (بخش دوم)
تاثیر اعتقاد به تقدیر الهی در زندگی انسان
رضایت از زندگی از دیدگاه پیامبر اکرم (ص)
صبر؛ مهمترین مهارت‌ مقابله با مشکلات زندگی
مهمترین راهکارهای تحقق صبر در زندگی را بدانید 

 پی نوشت :
 [1].تحف العقول، ص 59؛ بحارالانوار، ج 77، ص 164
[2].ک: اصول کافی، ج 3، ص 261؛ تحف العقول،ص 209؛ بحارالانوار،ج 42،ص 159؛ میزان الحکمه، ج 7، ص 3184 -2«معنب الإسترجاع».
[3].مسکن الفؤاد، قم، مؤسسه آل البیت، ص 67؛ بحارالأنوار، ج 82،ص 150، ح 1