اگر شوهرت دیر به منزل مى آید دلیل خیانتش نیست، شاید اضافه کار داشته باشد.
 
چکیده : وسواس داشتن در زندگی مشترک ممکن است به صورت وسواس فکری و خیانت وجود داشته باشد و فرد مدام احساس خیانت دیدن را داشته باشد. و این وسواس در خانم شایع تر می باشد به طوری که دائما به این فکر می کند که مبادا شوهرش به او خیانت کرده باشد .

تعداد کلمات 1199 / تخمین زمان مطالعه 6 دقیقه

وسواسی به نام احساس خیانت دیدن
خانم ها برای رهایی از این نوع وسواس« خیانت دیدن از ناحیه شوهر» باید به راهکاریی که در ادامه اشاره می کنیم خب دقت کنید :
مطلب اول: خانم محترم ، موضوع خیانت شوهرت، مثل همه موضوعات دیگر، احتیاج به دلیل و برهان دارد، مادامیکه خیانت او با ادله قطعیه باثبات نرسیده شرعاً و وجداناً حق ندارى وى را متهم سازى، آیاسزاوار است به صرف یک احتمال، شخص بی گناهى را مورد تهمت قراردهى؟ اگر کسى بدون دلیل و برهان ترا متهم کند آیا ناراحت نمى شوى؟ مگر با یک یا چند شاهد سفیهانه و غیر عقلایى مى توان موضوع مهمى مثل خیانت را باثبات رسانید؟
 خانم محترم، دست از نادانى و احساسات خام و عجله بردار، متین و عاقل باش، موقعی که عصبانى و ناراحت نیستى در گوشه اى خلوت کن، قرائن و شواهد خیانت شوهرت را در نظر بگیر، بلکه روى کاغذ یادداشت کن، سپس وجوه و احتمالات قضیه را در مقابل آن بنویس، آنگاه مانند یک قاضى درستکار و با انصاف، در مقدار دلالت آنها تامل کن، اگر دیدى یقین آور نیستند باز هم مانع ندارد، تحقیق کنى لیکن موضوع را مسلم وقطعى نگیر و به صرف سوءظن و توهم بى دلیل زندگى را به خودت وشوهرت تلخ نکن.
 اگر شوهرت دیر به منزل مى آید دلیل خیانتش نیست، شاید اضافه کار داشته باشد، شاید کار فوق العاده اى پیدا کرده، شاید به منزل یکى از دوستان یا همکاران یا خویشانش رفته باشد، شاید در یک جلسه علمى یا دینى شرکت نموده باشد، شاید براى تفریح سالم و قدم زدن دیر به منزل آمده باشد.
 اگر خانمى از شوهرت تعریف کرد و او را جوان خوش تیپى شمرد تقصیر او چیست؟خوش اخلاقى دلیل خیانت نیست، چه کند اگر بد اخلاق باشد کسى به او مراجعه نمى کند، انتظار دارى بد اخلاقى کند تا همه او رابد اخلاق شمرده یک فرسخى از او فرار کنند؟
 اگر به زن بیوه و یتیمانش احسان مى کند دلیل خیانتش نمى شود، شاید آدم خیرخواه و دلسوزى باشد و از باب نوع پرورى و دستگیرى از بیچاره گان و براى رضاى خدا به آنها احسان کند.
 اگر شوهرت جعبه یا کمد مخصوصى دارد یا اجازه نمى دهدنامه هایش را بخوانى دلیل خیانتش نیست، زیرا بسیارى از مردها ذاتامحافظه کار و راز نگه دارند، و دوست ندارند کسى از امورشان مطلع شود، شاید شغلش ایجاب میکند کارهایش را مخفى بدارد، شاید ترا راز نگهدارنمى داند. به هر حال، یک دلیل احتمالى بیش از یک احتمال نتیجه نمى دهد، نباید آنرا یک دلیل قطعى بدون تردید محسوب داشت.
  
مطلب دوم: در هر جا سوءظن پیدا کردى فورا موضوع را باشوهرت در میان بگذار، به قصد کشف حقیقت، نه به عنوان اعتراض، رسما و بدون پروا بگو: من نسبت به فلان کار بد گمان هستم، خواهش میکنم واقع مطلب را بیان بفرمایید تا خاطرم آسوده گردد، آنگاه خوب به حرف هایش گوش بده، و در اطراف آنها تامل کن، اگر بدگمانى تو بر طرف شد که چه بهتر، لیکن اگر قانع نشدى مى توانى بعدا در اطراف قضیه تحقیق کنى تا حقیقت برایت روشن گردد، اگر در ضمن تحقیق به موضوعى برخورد کردى که شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلاف واقع توضیح داده صرف این دروغ را دلیل خیانت او نگیر، زیرا ممکن است شخص بیگناهى باشد لیکن چون از بدگمانى تو اطلاع داشته عمدا مطلب را بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظن تو زیاده گردد، بهتر است در این مورد هم باز به خودش مراجعه کنى و علت خلافگوئیش را بپرسى، البته مردکار خوبى نکرده که مرتکب دروغ شده و بهتر بود حقیقت را مى گفت زیراچیزى از صداقت بهتر نیست.
لیکن اگر او اشتباه کرد تو نادانى و جهالت بخرج نده، بلکه با تصمیم قاطع از او بخواه که دیگر دروغ نگوید، اگرتوضیح خواستى و شوهرت نتوانست توضیح قانع کننده اى بدهد، عجز ازجواب را یک دلیل مسلم و قطعى خیانت مشمار، زیرا ممکن است مطلب را واقعا فراموش نموده باشد، یا اینکه چون از بدگمانى تو اطلاع داشته دست و پاى خویش را گم کرده نتوانسته جواب قانع کننده اى بدهد. 
 دراینجا سخن را کوتاه کن و در یک موقع مناسب مطلب را در میان بگذار وعلت قضیه را بپرس. و اگر اظهار داشت: فراموش نموده ام از اوبپذیر زیرا انسان محل سهو و نسیان است، اگر باز هم تردید داشته باشى مى توانى از راه هاى دیگر در صدد تحقیق بر آیى.
   
مطلب سوم: موضوع  بد گمانى خودت را با هر کس در میان نگذار، زیرا ممکن است واقعا دشمن شما یا حسود باشد، بدین جهت گفتار ترا تایید و چندین قرینه دروغ نیز بدان بیفزاید تا زندگى شما را از هم بپاشد، ممکن است شخص نادان و زود باور و بى تجربه اى باشد و به قصددلسوزى گفته ترا تایید نماید بلکه شواهد پوچ دیگرى بدان اضافه نموده ذهن ترا خرابتر گرداند، بنابراین صلاح نیست با افراد نادان و بى تجربه مشورت نمایى، حتى مادر و خواهر و خویشانت، البته مشورت خوب است، اگر در جایى ضرورت پیدا کرد یکى از دوستان عاقل و کاردان و باهوش وخیرخواه را در نظر بگیر و مطلب را با او در میان بگذار و از افکارش استفاده کن.
 
مطلب چهارم : اگر شواهد و دلائل خیانت شوهرت قطعى نبود، ودوستان و خویشانت نیز تصدیق کردند که دلائل مزبور قانع کننده نیست وشوهرت بیگناه است، و شوهرت نیز با دلیل و برهان و قسم و التماس عدم خیانت خودش را اثبات میکند لیکن با همه اینها بدگمانى ووسواسیگریهاى تو برطرف نمى شود یقین بدان که بیمار هستى، وبدبینى ات در اثر بیمارى عصبى و روانى پیدا شده است. لازم است به یک روانپزشک حاذق مراجعه نمایى و از دستوراتش پیروى کنى.
  
مطلب پنجم: راه کار تو همان بود که گفته شد، داد و فریاد و بهانه وناسازگارى نه تنها مشکلت را حل نمى کند بلکه مشکلات دیگرى بدان اضافه خواهد کرد. به دادگاه حمایت خانواده نیز مراجعه نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، آبروى شوهرت را نریز. از این قبیل کارها نتیجه خوبى نخواهى گرفت، ممکن است کار به لجبازى و عناد بکشد و شوهرت ناچارشود ترا طلاق بدهد و زندگى را از هم بپاشد. در آنصورت نیز تو نتیجه خوبى نخواهى گرفت و تا آخر عمر قرین تاسف خواهى شد، مواظب باش تصمیم خطرناکى نگیرى دست بخودکشى و انتحار نزن، زیرا به وسیله این عمل زشت خودت را نابود مى سازى در آخرت نیز به عذاب دوزخ معذب خواهى شد، حیف نیست انسان براى یک فکر بیجا بزندگى خودش خاتمه بدهد؟آیا بهتر نیست با عقل و بردبارى قضیه را اصلاح کنى؟
  
مطلب ششم : اگر بدگمانى تو بر طرف نشد و احتمال می دهى یایقین دارى که شوهرت به زنهاى دیگر نظر دارد، هنوز هم دیرنشده، با اخلاق خوش و رفتار نیک و اظهار محبت چنان در قلب شوهرت جاى باز کن .

منبع: migna.ir

بیشتر بخوانید :
وقتی خانواده آدم را وسواسی می کند
مردان بدبین​​​​​​​
نقش حسن ظن در روابط زناشویی​​​​​​​
بد بینی و شک در زندگی مشترک​​​​​​​