یکی از علل تمایل به تجمل گرایی، نوعی از ویژگی های فردی و شخصیتی است که خودشیفتگی نام دارد.
 
چکیده : «اعتماد به نفس پایین» نیز گاهی آدم را به وادی تجمل گرایی می کشاند . وقتی فردی تجملات را زیربنای اعتماد به نفس خود بداند ، فکر می کند تنها از این طریق می تواند حرفی برای گفتن در جامعه داشته باشد

تعداد کلمات 1143 / تخمین زمان مطالعه 6 دقیقه

تجمل گرایی و شناخت انواع آن

تجمل گرایی

تجمل گرایی واژه سختی است. اتوکشیده و شق و رق. حتی افرادی که در چارچوب آن زندگی می کنند و روزگار می گذرانند، سعی می کنند به نوعی آن را رد کنند اما نه، گویا باید در جمله آخر تجدیدنظر کرد، وقتی در خیابان هایی راه می رویم که ماشین های چندمیلیاردی تنها برای به چشم آمدن و نماش دادن از آنها رد می شوند، وقتی کانال های شبکه ای را زیر و رو می کنیم و به وضوح شاهد به نماش گذاشتن اجناس و کالاها و زندگی هایی هستیم که جز تجملاتی بودن صفتی ندارند.

تجمل گرایی واژه سختی است اما سخت تر از آن دیدن فرو رفتن در تجملات در نسل و مردم است که می خواستند خلاف چنین جهتی حرکت کنند و شاید سخت تر این باشد که تجمل گرایی به جنین های به دنیا نیامده هم رسیده.
تجمل گرایی یعنی تمایل و گرایش به آراسته شدن و تجملات. به نظر می رسد این گرایش در جامعه فعلی ما چه در سطح خانواده ها و چه در سطوح فعلی ما چه در سطح خانواده ها و چه در سطوح بالاتر رو به افزایش و آثار منفی آن در تمام سطوح قابل لمس است. اینکه چرا گرایش به تجمل گرایی تا این حد افزایش یافته از جنبه های مختلف قابل بررسی است. به خصوص که می دانیم فرهنگ ساده زیستی و قناعت در جامعه ما از دیرباز از نسلی به نسلی دیگر، هم توصیه می شده و هم به عنوان یک ارزش فرهنگی شناخته می شده است.

شاید وجود فضای رقابت بین افراد جامعه است که به این موضوع دامن می زند. گویی آدم ها با هم در حال مسابقه برای هرچه باشکوه تر کردن وسایل زندگی شان هستند. در چنین فضایی خیلی از افراد فکر می کنند نباید از قافله عقب بمانند.
 

چه کسانی تجمل گرا می شوند؟

آنها آدم هایی هستند که دیگران را مدام در مجال قضاوت خود می پندارند و تصور می کنند با تجملات، قضاوت منفی دیگران درباره شان کمتر خواهد شد و امید دارند که با این کار بیشتر نظر مثبت جامعه را به خود جلب کنند.


تجمل گرایان فرافکن

برخی از تجمل گرایان «فرافکنی» می کنند و می گویند: «ما تمایل نداریم تجمل گرا باشیم، بلکه فرهنگ ما تجمل گراست. این رویه در جامعه تبلیغ و ترویج می شود و ما نیز ناگزیر به پذیرش آن هستیم.» در واقع این افراد نقش خود را در گسترش این پدیده انکار می کنند.
 

تجمل گرایان تعمیم ساز

برخی نیز «تعمیم سازی» و رفتار خود را اینگونه توجیه می کنند: «همه» مردم اینگونه اند و تجمل گرایی برایشان مهم است نه فقط من، پس چرا خلاف جریان آب حرکت کنم؟ این کار را می کنم تا انگشت نمای دیگران نشوم!» این از نظر علوم رفتاری یک نوع «تقویت منفی» محسوب می شود؛ یعنی فرد برای آنکه مورد انتقاد قرار نگیرد، این کار را انجام می دهد.

یکی دیگر از موارد موثر، ویژگی های «کمال طلبی» و «آرمان خواهی» بعضی از افراد است؛ یعنی معتقدند باید کامل ترین و بهترین زندگی ممکن را داشته باشند و هیچ نقصی در زندگی شان قابل پذیرش نیست. چنین کسانی برای اینکه به این دنیای ذهنی دست یابند، هزینه های زیادی متحمل می شوند و چون هرچه تلاش می کنند به آن کمال مورد نظر نمی رسند، همیشه ناراضی اند و از داشته ها و متعلقات خود هم لذت نمی برند و این موضوع بیش از پیش نگرانشان می کند که چرا هرچه متعلقاتم بیشتر می شود، رضایتم به آن اندازه زیاد نمی شود!
 

تجمل گرایان مقایسه گر

مساله دیگر «مقایسه کردن» و «مقایسه شدن» است. یکی از آثار منفی شیوع مقایسه خود با دیگران و مقایسه فرزندان با دیگران، تمایل به تجمل گرایی در جامعه است. متاسفانه این نوع مقایسه در اکثر مواقع در سطوح نابرابر انجام می گیرد؛ مثلا ممکن است فردی درآمدش را با صاحبان سایر مشاغل مقایسه یا نوجوان وابسته به خانواده، خود را با یک بزرگسال که درآمد خوب و مستقلی هم دارد، مقایسه کند.
 

تجمل گرایان نمایشی

یکی دیگر از مسائل، ویژگی های «نمایشی» بعضی از افراد است. یعنی نمایش متعلقات بیش از خود آنها ارزشمند و لذتبخش می شود. اینجا فضای خصوصی خانواده جای خود را با نمایشگاه عمومی عوض می کند که هرچه لوکس تر باشد یا بیشتر مورد توجه قرار گیرد یا بیشتر بتواند حس حسادت دیگران را برانگیخته کند یا بیشتر بتواند تایید دیگران را به دست آورد، صاحبان آن رضایت بیشتری پیدا خواهند کرد. حال آنکه از این نوع رضایت یک رضایت سطحی و ناپایدار خواهدبود.
 

تجمل گرایان فاقد اعتماد به نفس

«اعتماد به نفس پایین» نیز گاهی آدم را به وادی تجمل گرایی می کشاند. وقتی فردی تجملات را زیربنای اعتماد به نفس خود بداند، فکر می کند تنها از این طریق می تواند حرفی برای گفتن در جامعه داشته باشد؛ بنابراین بیشتر در پی تجمل گرایی خواهدرفتدر حالی که نتیجه اعتماد به نفس کاذب و حبابی، کاهش عزت نفس بیشتر خواهدبود.
برخی افراد از رفتار دیگران «نتیجه دلخواه» را برداشت می کنند؛ مثلا می گویند: «فلانی به این دلیل با من رابطه خانوادگی برقرار نمی کند که زندگی مجللی ندارم و این باور آنها را از بررسی احتمالات دیگر باز می دارد.»
 

تجمل گرایان ذهن خوان

گاهی هم اقدام به «ذهن خوانی» می کنند و گویند: «فلانی حتما فکر می کند آدم خسیسی هستم و نمی خواهم برای زندگی ام خرج کنم یا مثلا نکند کسی فکر کند من برای آسایش و راحتی خودم ارزشی قائل نیستم.» بنابراین بدون اینکه تلاشی کنند و بفهمند که آیا این ذهن خوانی درست است یا نه، روند زندگی خود را تغییر می دهند.
یک نکته مهم، «تقویت مثبت» این رفتار از سوی جامعه است؛ یعنی بعضی از ما وقتی با زندگی تجملی دیگران روبرو می شویم، رفتارشان را تحسین و به این دلیل به آنها توجه و داشتن این نوع زندگی را تایید می کنیم. حتی ممکن است الگوبرداری و در یک کلام تجمل گرایان را «تشویق» کنیم و می دانیم که هرچه یک رفتار تشویق شود، احتمال تکرار آن نیز بیشتر می شود تا جایی که به «عادت» تبدیل خواهدشد.
 

تجمل گرایان خودشیفته

یکی دیگر از علل تمایل به تجمل گرایی، نوعی از ویژگی های فردی و شخصیتی است که آن را در علم روان پزشکی با اصطلاح «خودشیفتگی» می شناسیم. در این حالت، فرد خود را لایق داشتن مجلل ترین استثنایی است و باید متعلقاتش هم به نوعی تک و خاص باشند. البته چون در عالم واقع مشاهداتش را خلاف آنچه در ذهن می پرورد می بیند، احساس منفی به خود و دیگران پیدا می کند و نتیجه نهایی آن باز هم کاهش اعتماد به نفس خواهدبود.

منبع: هفته نامه سلامت

بیشتر بخوانید :
راه کارهای مقابله با تجمل گرایی
خانواده؛ تجمل گرایی و اسراف
عوامل پیدایش تجمل گرایی
تجمّل گرایی در زندگی ِمسلمان ِایرانی