به بهانه حساسیت متوسلیان به واژه «مرسی»

سردار سرتیپ دوم مجتبی عسگری مسئول مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه محمد رسول‌الله (ص) درخصوص حاج احمد که برای مخاطبین خود چنین می گوید: «یکبار که در حال برداشتن خرما بودم، گفتم "مرسی برادر" گفت "چی گفتی؟" فهمیدم چه اشتباهی کردم، گفتم "هیچی گفتم دست شما درد نکنه." گفت "گفتم چی گفتی؟" گفتم "برادر گفتم خیلی ممنون" دوباره گفت "نه اون اول چی گفتی؟" من که دیگر راه برگشتی نمی‌دیدم، گفتم "خرما را که تعارف کردین گفتم مرسی" گفت "بخیز" سینه خیز رفتن در آن شرایط با آن سرما و گل و برف ساعت 8 صبح، واقعاً کار دشواری بود. اما چاره‌ای نبود باید اطاعت امر می‌کردم. بیست متری که رفتم، دیگر نتوانستم ادامه بدهم. انرژی‌ام تحلیل رفته بود. روی زمین ولو شدم و گفتم "دیگه نمی‌تونم." حاج احمد گفت "باید بری" گفتم "نمی‌تونم. والله نمی‌تونم" بعد با ضربه‌ای به پشتم زد که نفهمیدم از کجا خوردم. ظهر که همدیگر را دوباره دیدیم، گفت "ما یک رژیم طاغوتی را با فرهنگش بیرون کردیم. ما خودمون فرهنگ داریم. زبان داریم. شما نباید نشخوار کننده کلمات فرانسوی و اجانب باشید. به جای این حرف‌ها بگو خدا پدرت رو بیامرزه!» [1]

مبارزه با  طاغوت در کجای زندگی ما قرار دارد؟ اصلا چقدر به مصادیق استعمار و سلطه کشور های غربی در سبک زندگی خود توجه داریم؟ اصلا می دانیم استعمار فرهنگی یعنی چه؟ چرا باید رهبر انقلاب اینطور به فکر باشد بگوید:

«ناگهان از گوشه‌یی یک نفر تشخیص داده که باید ما به کودکان دبستانی، از کلاس اول - یا حتّی پیش‌دبستانی - زبان انگلیسی یاد بدهیم؛ چرا؟ وقتی بزرگ شدند، هر کس نیاز دارد، می‌رود زبان انگلیسی را یاد می‌گیرد. چقدر دولت انگلیس و دولت امریکا باید پول خرج کنند تا بتوانند این‌طور آسان زبان خودشان را در میان یک ملت بیگانه ترویج کنند؟ ... بنده با فراگرفتن زبان خارجی صددرصد موافقم؛ نه یک زبان، بلکه ده زبان ... منتها این کار جزو فرهنگ جامعه نشود.»[2]  

بله دقیقا بحث اینجاست که استعمار فرهنگی بسیار خطر ناک تر از استعمار اقتصادی است زیرا اگر پیغمبر و قومش هدف و ارتباطش با معبود و تعلقش به فرهنگ دینی درست باشد می تواند بعد از سختی های شعب ابی طالب دین و مذهب را سر پا نگه دارد و مکه را فتح کند و هزار و چهار صد سال بعد با همان آموزه ها محسن حجی ها را بپروراند.  آنچه در سبک زندگی امروزه ما مهم است این است که فرزندان ما با زبان دین و فارسی آشنا نیستند اما حروف انگلیسی را در مهد کودک حفظ می کنند و والدین هم یک باریک الله نثار فرزند می کنند. 
البته بعضی از روشن فکران شاید فکر کنند ما با اصل این فرهنگ ها در تضاد هستیم و این در حالی است که اینطور نیست ولی با عمق نفوذ و برخورد سهل انگارانه خودمان سر جنگ داریم والا رهبری که فرمودند: «من از کلمه برند بدم می آید» با زیبایی و شیک پوشی و مدل مو مشکل ندارند بلکه تقلید و دنبال مارک های خارجی بودن و چشم هم چشمی و اسراف را نمی پسندند.
در پایان هم بد نیست بدانیم فرهنگ غربی تربیت و محصول غربی را بدنبال دارد و بدانیم آنها می دانند با همین ادبیات و رسانه و لوازم دیجیتالی که خبر از زبان فارسی نیست دارند ما را تابع باور خود می کنند البته اگر برایمان مهم باشد.

در پایان هم بد نیست به یکی از تفکرات و رویکرد های اندیشمندان غربی درباره کیفیت برخورد با فرهنگ اسلامی، توجه کنیم. ساموئل هانتینگتون در نظریه­ "رویارویی تمدن ­ها" [3] که در قالب مقاله ­ای منتشر کرد، تقابل اصلی آینده­ تاریخ را میان تمدن اسلام و غرب عنوان می­ کند. وی معتقد بود باید مشکلاتی برای تمدن­ های دیگر به خصوص تمدن اسلامی به وجود بیاوریم که همیشه به خودشان مشغول بشوند و نتوانند برای ما مزاحمتی به وجود بیاورند. تمدن چین و روسیه را باید در تمدن غرب حل کرد. اما تمدن اسلامی را نمی­ توان در تمدن غرب حل کرد، در نتیجه باید آن را نابود کرد.  قطعا این استحاله فرهنگ اسلامی با مهمترین ابزار که تغییر زبان و سبک  زندگی اتفاق می افتد. و ختم کلام هم با سخن امام خمینی (ره): «ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با فرهنگ استعماری مخالفیم؛ ما با آن چیزی مخالفیم که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوان های ما و اتلاف نیروی انسانی ما استفاده می شود.» [4]
 
 
پی نوشت:
[1].  خبرگزاری فارس.
[2]. بیانات در دیدار جمعی از معلمان استان کرمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۲.
[3]. The Clash of Civilization.
[4]. بخشی از بیانات امام خمینی(ره) در بهشت زهرا(س)،  1357/11/12.