مضحک ترین واژه ی عالم
حقوق بشر واژه ی پر باری است که سال هاست مدعیان دروغین ، آن را به لجن کشانده اند و فقط اسمی بی مسمی از این واژه باقی مانده است ....


راسخون : حقوق بشر واژه ی پر باری است که سال هاست مدعیان دروغین ، آن را به لجن کشانده اند و فقط اسمی بی مسمی از این واژه باقی مانده است و حیوان صفتان انسان نما در ظاهر برای احیاء آن ولی در واقع برای رسیدن به مقاصد پلید و ضد انسانی خود به دروغ دم از آن می زنند.

اگر فقط چند صفحه تاریخ را ورق بزنیم و به رفتارهای ضد انسانی که روی حیوانات دردنده ی وحشی را چون برف سفید کرده است ببینیم از کلمه ی حقوق بشر شرمسار می شویم.
از جنگ های جهانی گرفته تا کشتارهای رژیم غاصب صهیونیستی و بیش از نیم قرن آواره کردن مردم مظلوم فلسطین و تبعیض نژادی و کشتار سیاه پوستان در آمریکا و جاهای دیگر و قتل عام ملت های مسلمان خاورمیانه از سال ها پیش شکل گرفته و در حال انجام است و بوجود آوردن صدام و منافقین و گروه های تکفیری و تروریستی چون داعش که جا دارد انسان از خدا بپرسد که هدف از خلق این وحوش چه بوده است و به بردگی کشاندن انسان ها و استحاله ی فرهنگی فرهنگ ها و... تنها چند سطر از جنایات کسانی است که خود را متولی حقوق بشر می دانند.
رنج اینجاست مدعیانی که حتی در کشور خود صف بندی کرده و نمی توانند حقوق شهروندان خود را به آنها بدهند، دنبال آن هستند در امور همه ی کشورها دخالت کنند و برای آن ها داعیه مهربان تر از مادر باشند.
خلاصه باید امروز می توان از حقوق بشر به عنوان طنز عصر در یادداشت ها و مقاله ها و همایش ها یاد کرد تا کمی باعث لبخند مخاطبین شود.

در عصری که علم به اوج خود در چند قرن اخیر رسیده است اخلاق انسانی به ما قبل تاریخ برگشته و شاهد این هستیم که به راحتی سر انسان هایی که خداوند از آنها به عنوان خلیفه خود یاد کرده بسان مرغی بریده می شود و کسانی هم که اسیر می شوند در زندان ها مورد آزار جنسی قرار می گیرند و سخنگوی کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل آن را تایید می کند و صرفا گزارش می دهد و اعلام می کند در حال رصد و پیگیری است تا در نهایت در اقدام بعدی تصمیم گیری کند اما این قضیه مانند قضایای مشابه همین جا مختومه اعلام می شود و نهایت کار سازمان ملل محکوم کردن این رفتارهاست.

راستی مگر صدها هزار انسان غیر نظامی از زن و کودک و پیر زن و پیر مرد که در طول سال های نه چندان دور در این کره خاکی قربانی اهداف شوم (از جمله فتح خاک و غارت نفت و از بین بردن نسل مسلمانان) دولت های غارتگر و زورگوی عالم شده اند، بشر نبوده اند؟
اگر پاسخ منفی ست باید به کتب منطقی رجوع کرده و تعریف انسان را در آن اصلاح کنیم.
با اندک تاملی می توان فهمید که حقوق بشری که امروزه از آن دم زده می شود حتی به اندازه حقوق حیوانات هم اجراء نمی شود.
طبیعی ست که برای تعیین حقوق بشر باید نخست انسان را شناخت و کسی مثل خالق انسان او را نمی شناسد و از وی سخن نمی گوید.
اینکه قرآن می فرماید: « و لَقَد کَرَّمنا بَنی ءادَمَ و حَمَلنهُم فِی البَرِّ و البَحرِ و رَزَقنهُم مِنَ الطَّیِّبتِ و فَضَّلنهُم عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضیلا [اسراء/70] ما بنی آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم، و از انواع روزی های پاکیزه به آنها روزی دادیم و بر بسیاری از خلق خود برتری بخشیدیم
خائنان به بشریت بدانند که خدای کریم به انسان هم کرامت داده است و هم او را نسبت به دیگر موجودات برتری بخشید.

در ابتداء این سوال بوجود می آید که چرا انسان مکرّم است و کرامت انسان از چه چیزی نشئت می گیرد؟
قرآن کریم در پاسخ به این سوال می فرماید: « وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً [بقره/30] هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روی زمین جانشین و حاکمی قرار خواهم داد». طبق این آیه شریفه انسان جانشین خداست و از جانب او آمده است. از این رو، از کرامت برخوردار است؛ یعنی خلافت خداست که به انسان کرامت و عزّت و شرافت بخشیده است.
کرامت انسان نشان دهنده آن است که وی حقیقتاً از لحاظ وجودی دارای امتیاز و برجستگی است. به دیگر بیان، کرامت انسان حاکی از آن است که وی دارای کیفیّتی برتر و عالی است و گوهر برین موجودات جهان به شمار می رود.

به تعبیر آیت الله جوادی: «خدای سبحان، فرزندان آدم را تکریم کرده و می فرماید: «و لقد کرّمنا بنی آدم» [اسراء/70] امّا برای مقام تکریم انسان، نصابی است که اگر حاصل شود، کرامت را به دنبال دارد و انسان را همتای فرشتگان و سپس برتر از آنان می نماید و گرنه چنانچه کسی به صورت، انسان بود ولی در سیرت، سهمی از انسانیت نداشت، خداوند او را همتای حیوانات بلکه پست تر از آنان می خواند و می فرماید: «أولئک کالأنعام بل هم أضلّ» [اعراف/179]
بنابراین از این آیه هم می توان فهمید که هر کس فرزند آدم باشد، از کرامت انسانی، بهره مند است و هم می توان استنباط کرد که هر کس کریم نبود، فرزند حقیقی و خلف صالح آدم نیز نخواهد بود؛ زیرا حقیقتِ رابطه فرزندی و پدری، فراتر از نسبت های نژادی و خانوادگی است.» [1]

این کرامت انسانی که قرآن معرفی می کند کجا و آن حقوق بشر غربی کجا. باید خضوع کرد و در برابر قرآن زانو زد و چنین مفاهیم والای اسلامی و انسانی را از محضر قرآن فرا گرفت، تا با فریب و دروغ کرامت انسانی را با نام حقوق بشر پایمال نکنند و کسانی که به تعبیر مقام معظم رهبری: « بزرگترین پشتوانه نقض حقوق بشر در هر جای دنیا که مشاهده شود، همین دولت های مستکبر -امثال امریکا- هستند. آن‌وقت اینها داعیه‌ دار حقوق بشر می شوند و آن را برای ملت ها و دولت هایی که می خواهند با آنها در بیفتند، چماقی می کنند.» [2]

به قلم : محمد صاحی

پی نوشت :
[1]. صورت و سیرت انسان در قرآن، آیت الله جوادی آملی، ص 333.
[2]. بیانات معظم له در دیدار جمعی از خانواده های شهداء. 17/02/1376.

مطلب مرتبط :
وضعیت حقوق بشر در آمریکا
آن ها کمتر «بشر» بودند؟
معنای کرامت انسانی