رقصیدن، نسخه پیشنهادی فرمان­ آرا
بهمن فرمان­ آرا این کارگردان پرآوازه که طرفدارانش او را هیچکاک سینمای ایران می‌دانند، «رقصیدن» را دوای درد تمام معضلات و مشکلات روحی و روانی مردم ایران می ­داند و به قدری به آن سطحی و نازل پرداخته است که حتی نمی­ توان این رقصیدن را استعاره از چیز دیگری غیر از خود رقصیدن گرفت....


راسخون : بدون شک بهمن­ فرمان ­آرا کارگردان پر­آوازه‌ای در ساحت هنر است و بسیاری از سینماگران او را فیلم ­سازی مؤلف و بزرگ می‌دانند؛ اما نظر و نگاه اهالی سینما به هم‌صنفان خود و تمجید و تکریم آنها به تنهایی اثبات شی نمی­کند؛ چرا که اعتبار، ارزش و قیمت یک هنرمند نه به تعریف و تمجید دیگران که به کارنامه هنری اوست.
فیلم‌سازی که همگان او را با سه‌گانه مرگ ( سه فیلم سینمایی بوی کافور عطر یاس، خانه ای روی آب و یک بوس کوچولو) می‌شناسند، این بار با یک اثر متفاوت نسبت به ساخته­ های پیشین خود قصد در جلب نظر مخاطبان و منتقدان داشت و آن هم فیلم سینمایی «دلم میخواد» بود که پس از چند سال توقیف با ممیزی حداقلی روی پرده ­های سینما رفت.

این فیلم در دسته بندی گونه ­های سینمایی متعلق به ژانر کمدی است، اما هرگز در خنداندن مخاطب موفق نیست و در بهترین حالت شاید لبخندی بر لبان او بنشاند. این فیم اگر چه علی­ الظاهر از لحاظ محتوایی با دیگر ساخته های فرمان ­آرا متفاوت است و این بار دیگر با مضمون میرایی و مرگ همراه نیست، اما باید گفت که همچنان ملهم از نگاه خاص کارگردان، فضایی آکنده از یأس و ناامیدی و افسردگی را به همراه دارد.
فرمان آرا در این فیلم مردم ایران را به طرز اگزجره و افراطی، مأیوس، دلسرد و به شدت افسرده نشان می­ دهد که هیچ اراده و انگیزه‌ای برای شاد بودن و شاد زیستن ندارند. او که در کل هیچ وقت نتوانسته تا در آثارخود نگاهی عمقی به معضلات و مشکلات اجتماعی داشته باشد، در این فیلم نیز در سطحی­ترین شکل ممکن به معضلات اجتماعی نگریسته و با دیالوگ‌های سیاسی گل­درشت بار دیگر خواسته تا خود را در ساحت یک فیلم ساز منتقد و معترض به همگان بنمایاند.

فرمان ­آرا البته در این فیلم برخلاف رویکرد بسیاری از همکاران خود فقط به دنبال نمایش و جلوه دادن مشکل و معضل صرف نبوده ، بلکه به زعم خودش در کنار انتقاد، پیشنهاد نیز داده است. او «رقصیدن» را راه برون رفت از مشکل و معضل یأس، ناامیدی و افسردگی جامعه ­ی خسته ایران معرفی می­ کند و به خیال خویش راهکاری جامع، کامل و اساسی برای حل این معضل ارائه کرده است.

آری! بهمن فرمان­ آرا این کارگردان پرآوازه که طرفدارانش او را هیچکاک سینمای ایران می‌دانند، «رقصیدن» را دوای درد تمام معضلات و مشکلات روحی و روانی مردم ایران می ­داند و به قدری به آن سطحی و نازل پرداخته است که حتی نمی­ توان این رقصیدن را استعاره از چیز دیگری غیر از خود رقصیدن گرفت.
بهمن ­فرمان آرا که در کارنامه هنری خویش فیلم­ های توقیف شده ­ای حتی در دوره پهلوی را نیز دارد، خواست تا بار دیگر با یک فیلم اعتراضی توانایی خود در آمیختن هنر و سیاست و خلق اثری اعتراضی را به مخاطبان و منتقدان خود نشان دهد. اما باید گفت که این اثر در پس رفتی چشمگیر، نمره غیرقابل قبول دیگری در کارنامه هنری او شد که بعد از چند ماه اکران، با همه آن حواشی و قیل­و قال­ هایی که برای اکرانش به راه انداختند، یک شکست سنگین برای فرمان آرا، تهیه­ کننده و سایر حامیان این جریان به حساب آمد.

به قلم: محمد ابوالفضلی

مطلب مرتبط :
مرگ و جامعه
«خاک آشنا» و بازی‌هایش
عشق و مرگ و تخیل