سریال تکراری چاقو کشی
سریال تکراری حمله به حزب اللهی ها و سربازان امام زمان (عج الله تعالی فرجه) همچنان ادامه دارد، عزیزانی که چه در قالب امر و به معروف مورد هجوم قرار می گیرند و چه ابتداءً قربانی هوا و هوس عده ای جانی می شوند، ماجرایی که اگر به همین صورت ادامه پیدا کند قباحت این مسئله هم از بین می رود و آنجاست که گوش ها از شنیدن چنین اخباری پر می شود و قلب ها که تکانی نمی خورند و زبان های میهن دوستان و مدافعین حقوق انسان ها که حتی در کوچکترین برخورد مامورین نیروی انتظامی با خانمی بلند است در اینجا ترجیح می دهند سکوت اختیار کنند و آن را به اهلش بسپارند.....


راسخون : خدا رحمت کند سید مرتضی آوینی را که می گفت: «فحش اگر بدهند آزادی بیان است، جواب اگر بدهی بی فرهنگی است!
سوالی اگر بکنند آزاد اندیشند، سوال اگر بکنی تفتیش عقاید!
تهمت اگر بزنند در جستجوی حقیقتند، جواب اگر بدهی دروغگویی!
مسخره ات بکنند انتقاد است، جواب اگر بدهی بی جنبه ای!
اگر تهدیدت کنند دفاع کرده اند، اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی!
حزب اللهی بودن را با همه ی تراژدی هایش دوست دارم.»

اما سید نیفزود که اگر طلبه ای به ضرب چاقو کشته شود حقشه اما اگر خائن وطنی و تروریست اعدام شود کشتار است و باید جلوی آن گرفته شود.
سریال تکراری حمله به حزب اللهی ها و سربازان امام زمان (عج الله تعالی فرجه) همچنان ادامه دارد، عزیزانی که چه در قالب امر و به معروف مورد هجوم قرار می گیرند و چه ابتداءً قربانی هوا و هوس عده ای جانی می شوند، ماجرایی که اگر به همین صورت ادامه پیدا کند قباحت این مسئله هم از بین می رود و آنجاست که گوش ها از شنیدن چنین اخباری پر می شود و قلب ها که تکانی نمی خورند و زبان های میهن دوستان و مدافعین حقوق انسان ها که حتی در کوچکترین برخورد مامورین نیروی انتظامی با خانمی بلند است در اینجا ترجیح می دهند سکوت اختیار کنند و آن را به اهلش بسپارند.
شاید ضارب در این قضیه انگیزه شخصی داشته که هنوز مشخص نشده و اما مصیبت آنجاست که امثال چنین جنایتکارانی بخاطر اعلام نارضایتی از اوضاع ممکلت دستشان به مسئولین دولتی که لباس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را به عاریت بردند نمی رسد، عقده ی خود را بر سر یک طلبه معمم خالی می کنند شاید بتوان گفت مسبب قتل کسانی هستند که شرایط را به گونه ای رقم زدند که امثال این بیچاره مباشر در قتل باشد اما فراموش نکنیم در قتل مسبب و مباشر هر دو مقرصند چه بسا مسبب اقوی از  مباشر باشد.

به هر حال و در هر شرایطی دلیل موجهی برای سلب حق حیات انسانی وجود ندارد، چون حیات را خدا داده و حق سلب هم فقط مختص به اوست ولی در اینجا از همه دردناک تر همان عدم آزادی قشر معروف به حزب اللهی هاست. در ممکلتی که حکومت شیعه در راس آن قرار دارد و متدینین آن احساس امنیت نکنند انسان را یاد کلام (مولا علیه السلام) می اندازد که مرگ را برای مسلمان در جریان ربوده شدن خلخال از پای زن یهودی سزاوار می دانست [1] و آنهم به دلیل اینکه چنین حادثه ای در حکومت علوی اتفاق افتاده است.
اما در ممکلتی که برای تطهیر آن هزاران انسان جان دانند و خونشان این سرزمین آلوده را پاک کرد «طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُم» کشوری که بیش از 200هزار انسان برای حفظ و امنیت آن فدا شدند کارش به جایی برسد که نااهلان در آن بتازند و صاحبان ن مظلوم واقع شوند؟

یک پلاکارد ساختگی که بوی تهدید از آن بر می آمد چنان فضای کشور را بهم ریخت که حتی رئیس دولت در مجلس متذکر آن شدند و مظلومانه خود را مورد تهدید به قتل معرفی کردند. حال که طلبه ای به قتل می رسد جناب رئیس جمهور عزم سفر به آمریکا دارند و فرصت آن را ندارند که حداقل آن را محکوم کنند.
اگر چنین ماجرایی برای یک هنرپیشه و یا فوتبالیستی اتفاق می افتد جامعه حقیقی و مجازی برای آن چه می کرد؟
آیا در کنار عزای سالار شهیدان برای او عزا نمی گرفتند؟
آیا همان لباس مشکی که پوشیدنش را در عزای سیدالشهداء موجب افسردگی می دانند به تن نمی کردند؟
آیا عزای عمومی اعلام نمی کردند و برایش سفره نمی انداختند؟ (همان سفره هایی که نابجا در محرم مورد طعن قرار می گیرد که چرا برای فقراء پهن نمی شود)
مگر شاهد آن نبودیم که یک قاتل محکوم به اعدام در زندان به قتل رسید چه تشییع جنازه یی برایش برپا کردند؟

درست است که قوه ی قضاییه موظف در این قضایا ورود پیدا کند و محاکمه کند ولی یادمان نرود که ما امت پیامبری هستیم که فرمود: «هرکس صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد مسلمان نیست.» [2] کسانی که صاحب تربیون یا قلم یا بنان و بیانی هستند می توانند مسلمانی خود را ثابت کنند و نسبت به این مهم بی تفاوت نباشند و بقیه عزیزان هم که در فضای مجازی به همه چیز نه می گویند این بار می توانند به چاقوکشی نه بگویند و مسلمانی خود را اینگونه نشان دهند.
در پایان، این گفتار امام باقر (علیه السلام) را یادآور شویم که در چنین قضایایی موجب تسکین دل انسان می شود چون آن حضرت در بیانی فرمودند: « الْمُؤْمِنُ غَرِیب‏» و در ادامه افزودند که « طُوبَى لِلْغُرَبَاء» [3]
خلاصه آنکه خوشا به حال مومنی که خار چشم مخالفین و معاندین است و طلبه ای که لباس مقدسش موجب حقد و کینه بدخواهان و دشمنان داخلی ست و مومنی که در غربت زندگی می کند و غریبانه هم از دنیا می رود، «طوبی للغربا».

به قلم : محمد صالحی

پی نوشت :
[1]. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص70.
[2]. الکافی (ط - الإسلامیة)، کلینی، ج2، ص164.
[3]. بحار الأنوار (ط – بیروت)، مجلسی، ج2، ص204.
‏   

مطلب مرتبط :
تکرار حمله به یک روحانی عامل امر به معروف
چرا اراذل به طلبه های آمر به معروف حمله می کنند ؟
فرهنگ تذکر زبانی باید در جامعه زنده شود