رازهای شکفتن
نویسنده وبلاگ

کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نيافت. 

از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه می‌گيرد. کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى بهمراه ساعت از انبار خارج شد. 

کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟ کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم. 

"حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است..."


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 22 شهریور 1397  ] [ 12:58 ب.ظ ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

"پادشاهی" هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز انگشت خود را "قطع" کرد.

وقتی که نالان طبیبان را می‌طلبید وزیرش گفت: «هیچ "کار خداوند" "بی‌حکمت" نیست.»

پادشاه از شنیدن این حرف ناراحت‌ شد و فریاد کشید: 
«در بریده شدن انگشت من "چه حکمتی" است؟» 
و دستور داد وزیر را "زندانی" کنند.

روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان "قبیله‌ای وحشی" تنها یافت. 
آنان پادشاه را "دستگیر" کرده و به "قصد کشتنش" به درختی بستند.

اما "رسم عجیبی" هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً "سالم" باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. 

در حالی که به سخن وزیر می‌اندیشید، "دستور آزادی وزیر را داد."

وقتی وزیر به خدمت شاه رسید، شاه گفت: 
«درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز "رنج کشیدن" چه فایده‌ای داشته؟»

وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: 
* «برای من هم "پر فایده" بود چرا که من "همیشه در همه حال" با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.» *


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 22 شهریور 1397  ] [ 12:49 ب.ظ ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و

از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و

گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:

در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و

آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و

در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و

به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود،

تنها خودش را می بیند !


تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...
 


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 22 شهریور 1397  ] [ 12:47 ب.ظ ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

روزی مجنون آهنگ دیار لیلی کرد. با بی قراری برشتری سوار شد و با دلی لبریز از مهر به جاده زد. در راه گاه خیال لیلی آنچنان او را باخود می برد. شتر نیز در گوشه ی آبادی بچه ای داشت. او هر بار که مجنون را از خود بیخود می دید به سوی آبادی بازمی گشت و خود را به بچه اش می رساند. مجنون هر بار که به خود می آمد در می یافت که فرسنگ ها راه را بازگشته است. او سه ماه در راه ماند پس فهمید که آن شتر با او همراه نیست ؛پس اورا رها کرد و پای پیاده به سوی دیار لیلی به راه افتاد.

 

به راستی مولانا با این حکایت نشان می دهد که روح ما همان مجنون است و عشق معنوی حق، همان لیلی است. تن ما همان شتر است و وابستگی ها و دل مشغولی های جهان مادی بچه آن شتر است. وقتی از علت حقیقی بودنمان در جهان مادی که همانا شناخت حقیقت خویشتن است غافل شویم و به آن نپردازیم، به تن و خواسته های گذرای مادی تن سرگرم می شویم و از رسیدن به حقیقت بازمی مانیم. بهتراست موانع رسیدن به وصال را کنار بزنیم و با گام استوارتر عزم خانه ی دوست کنیم.


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 22 شهریور 1397  ] [ 12:46 ب.ظ ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.

تعداد کل صفحات : 207 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ


خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

آمار سایت
كل بازديدها : 144950 نفر
كل مطالب : 826 عدد
تعداد کل نظرات: 14 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 9 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 شهریور 1397 
امکانات وب