تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 385803
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



چگونه زندگي کردن مهم است...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 30 آبان 1394  11:32 ب.ظ | نظرات(0)

دلا فرزانگي کردن مهم است
خدا را بندگي کردن مهم است
چه مدت زندگي کردن مهم نيست
چگونه زندگي کردن مهم است
دلا اين زندگي جز يک سفر نيست
گذرگاه است و راهش بي خطر نيست
چو خواهي با صفا باشي و صادق
به جز راه خدا راهي دگر نيست
غم بيچارگان خوردن مهم است
دلي از خود نيازردن مهم است
چه مدت زندگي کردن مهم نيست
چگونه زندگي کردن مهم است
دلا با نفس جنگيدن مهم است
عيوب خويش را ديدن مهم است
خطا باشد ز مردم عيب جويي
خطاي خلق بخشيدن مهم است
دلا درد آشنا بودن مهم است
به مردم عشق ورزيدن مهم است
چه مدت زندگي کردن مهم نيست
چگونه زندگي کردن مهم است...




نور هدایت
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 30 آبان 1394  11:30 ب.ظ | نظرات(0)

خداوندا...

 

همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...

قلب های ما را از غفلت بیدار کن...

 

و همان گونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی...

زندگی مان را به نور هدایت منور بگردان...

 

 خداوندا...

صبح مان و روزمان را سرشار از خیر و بخشش و مغفرت و توفیق و استواری و استقامت بر صراط بندگی‌ات قرار بده...




چه روز زیبایی خواهد بود
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 29 آبان 1394  11:31 ب.ظ | نظرات(1)

چه روز زیبایی خواهد بود

وقتی بهترین ها را برای دیگران بخواهید

افکارتان بکر است و زلال!

افکار از جنس انرژی اند و

انرژی، کار انجام می دهد.

در کلام آسمانی آمده است:

دعا قضا را بر می گرداند،

هر چند آن را محکم کرده باشند !

به همین سادگی ،

کمترین مهربانی این است!

 که برای هم دعاکنیم!

با تمام وجود،

بهترینها را از خداوند برایتان طلب میکنم

...

با آرزوی شنبه خوب ...پاییزی..

التماس دعا




حتماً بخونيد
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 29 آبان 1394  11:30 ب.ظ | نظرات(0)

میگن شیطان با بنده ای همسفر شد موقع نماز صبح بنده نماز نخوند موقع ظهر و عصر هم نماز نخوند موقع مغرب و عشاء رسید بازم بنده نماز بجای نیاورد

موقع خواب شیطان به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع نماز شد و تو یک نماز نخوندی

میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم

بنده گفت تو شیطانی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟


ادامه مطلب

زیـــارَت نَرَفتہ ها
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 28 آبان 1394  04:54 ب.ظ | نظرات(0)

اشکُ...
نگاهُ...
حسرتُ...
تَصویر کـربـلـا ...

این است روزگارِ زیـــارَت نَرَفتہ ها ...

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین




گمشده دریای متلاطم روزگار
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 28 آبان 1394  04:53 ب.ظ | نظرات(0)

خدایا!
من گمشده دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری!
پس خدایا!
هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند؟
تا ابد محتاج یاری تو
رحمت تو
توجه تو
عشق تو
گذشت تو
عفو تو
مهربانی تو
و در یک کلام "محتاج توام ...
خداوندا، مرا لحظه ای بخودم نسپار و مهربانیت را از ما دریغ ننما که ما همیشه محتاج توییم




یک دقیقه سکـــوت
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 27 آبان 1394  08:55 ب.ظ | نظرات(0)

 به احترام تمام گوش هایی که
 
زیر شال و چادر همیشه گرما را تحمل کردند
 
 اما باز طعنه شنیدند ...
 

یک دقیقه سکـــوت

به احترام تمام چشم هایی که در خیابان به

 آسفالت ها خیره شدند
 
 اما باز تمسخر دیدند ...


یک دقیقه سکـــوت
 
به احترام لب هایی که در جواب به تحقیرها  فقط لبخند شدند ...

 

یک دقیقه سکـــوت

 به احترام تمام چادری هایی که در این هیاهوی زمانه ، فرشته باقی ماندند
 

 


پی نوشت:
در دنیا رسم است برای انسان های مظلوم یک دقیقه سکوت میگیرند، پس به سلامتی محجبه هایی که تمام مسئولان در حمایت از آنها سال هاست که سکوت کردند.




"ببخشید" و "بگذرید"
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 27 آبان 1394  08:53 ب.ظ | نظرات(0)

روزی حکیمی به شاگردانش گفت:فردا هرکدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم هایی که دوستشان ندارید و از آنها بدتان می آید پیاز قرار دهید!

روزبعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت:هر جا که می روید این کیسه را با خود حمل کنید.

شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که:پیاز ها گندیده و بوی تعفن گرفته است و ما را اذیت می کند.حکیم پاسخ زیبایی داد:این شبیه وضعیتی است که شما کینه دیگران را در دل نگه دارید.

این کینه قلب و دل شما را فاسد می کند.و بیشتر از همه خودتان را اذیت خواهد کرد.پس "ببخشید" و "بگذرید" تا "آزار" نبینید...




1
2
3
4