ويژگيهاى سوره حمد
نظرات(2) | ادامه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اين سوره در ميان سوره هاى قرآن درخشش فوق العادهاى دارد كه از مزاياى زير سرچشمه مى گيرد :
1- آهنگ اين سوره
اين سوره اساسا با سوره هاى ديگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اينكه سوره هاى ديگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما اين سوره از زبان بندگان است ، و به تعبير ديگر در اين سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است .
آغاز اين سوره با حمد و ستايش پروردگار شروع مى شود .
و با ابراز ايمان به مبدء و معاد (خداشناسى و ايمان به رستاخيز) ادامه مى يابد، و با تقاضاها و نيازهاى بندگان پايان مى گيرد .
انسان آگاه و بيدار دل ، هنگامى كه اين سوره را مى خواند، احساس مى كند كه بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى كند و در عالم روحانيت و معنويت لحظه به لحظه به خدا نزديكتر مى شود .
اين نكته بسيار جالب است كه اسلام بر خلاف بسيارى از مذاهب ساختگى يا تحريف شده كه ميان خدا و  خلق واسطه ها قائل مى شوند به مردم دستور مى دهد كه بدون هيچ واسطه با خدايشان ارتباط برقرار كنند !.
اين سوره تبلورى است از همين ارتباط نزديك و بى واسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، در اينجا تنها او را مى بيند، با او سخن مى گويد، پيام او را با گوش جان مى شنود، حتى هيچ پيامبر مرسل و فرشته مقربى در اين ميان واسطه

نيست و عجب اينكه اين پيوند و ارتباط مستقيم خلق با خالق آغازگر قرآن مجيد است .
2- سوره حمد، اساس قرآن است
در حديثى از پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى خوانيم كه الحمد ام القرآن و اين به هنگامى بود كه جابر بن عبدالله انصارى خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) رسيد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به او فرمود :
الا اعلمك افضل سورة انزلها الله فى كتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى يا رسول الله ! علمنيها، فعلمه الحمد، ام الكتاب
آيا برترين سوره اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعليم كنم ، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدايت باد، به من تعليم كن ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت سپس اضافه فرمود اين سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ
و نيز از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمود : و الذى نفسى بيده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلهاهى ام الكتاب قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن ، مثل اين سوره را نازل نكرده است ، و اين ام الكتاب است
دليل اين سخن با تاءمل در محتواى اين سوره روشن مى شود، چرا كه اين سوره در حقيقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از آن توحيد و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمينه معاد و رستاخيز سخن مى گويد و بخشى از هدايت و ضلالت كه خط فاصل مؤ منان و كافران است سخن مى گويد، و نيز در آن اشارهاى است به حاكميت مطلق پروردگار و مقام ربوبيت و نعمتهاى

بى پايانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانيت و رحيميت ) تقسيم مى گردد، و همچنين اشاره به مساءله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او شده است .
در حقيقت هم بيانگر توحيد ذات است ، هم توحيد صفات ، هم توحيد افعال ، و هم توحيد عبادت .
و به تعبير ديگر اين سوره مراحل سه گانه ايمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به اركان را در بر دارد، و مى دانيم ام به معنى اساس و ريشه است .

http://www.borhan.rasekhblog.com


شايد به همين دليل است كه ابن عباس مفسر معروف اسلامى مى گويد : ان لكل شى ء اساسا... و اساس القرآن الفاتحة
هر چيزى اساس و شالوده اى دارد... و اساس وزير بناى قرآن ، سوره حمد است روى همين جهات است كه در فضيلت اين سوره از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شد : ايما مسلم قراء فاتحة الكتاب اعطى من الاجر كانما قراء ثلثى القرآن ، واعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤ من و مؤ منه هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل ديگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به هر فردى از مردان و زنان مؤ من هديه اى فرستاده است
تعبير به دو سوم قرآن شايد به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخيز و بخش ديگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده ، و تعبير به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از يك نظر در ايمان و عمل مى توان خلاصه كرد كه اين هر دو در سوره
حمد جمع است .

3- سوره حمد افتخار بزرگ پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم )
جالب اينكه در آيات قرآن سوره حمد به عنوان يك موهبت بزرگ به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ( معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است ، آنجا كه مى فرمايد : و لقد آتيناك سبعا من المثانى و القرآن العظيم ما به تو سوره حمد كه هفت آيه است و دو بار نازل شده داديم همچنين قرآن بزرگ بخشيديم سوره حجر آيه 87
قرآن با تمام عظمتش در اينجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول دوباره آن نيز به خاطر اهميت فوق العاده آن است .
همين مضمون در حديثى از امير مؤ منان على (عليه السلام ) از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شده است كه فرمود : ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظيم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظيم قرار داده ، و سوره حمد باارزشترين ذخائر گنجهاى عرش خدا است !.
4- تاكيد بر تلاوت اين سوره
با توجه به بحثهاى فوق كه تنها بيان گوشهاى از فضيلت سوره حمد بود روشن كه چرا در احاديث اسلامى در منابع شيعه و سنى اينهمه تاءكيد بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ايمان مى بخشد، او را به خدا نزديك مى كند، صفاى دل و روحانيت مى آفريند، اراده انسان را نيرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و ميان او و گناه و انحراف فاصله مى افكند .
به همين دليل در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم رن ابليس اربع رنات اولهن يوم لعن ، و حين اهبط الى الارض ، و حين بعث محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) على حين فترة من الرسل ، و حين انزلت ام الكتاب شيطان چهار بار فرياد كشيد و ناله سر داد نخستين بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمين تنزل يافت ، سومين بار هنگام بعثت محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بعد از فترت پيامبران بود، و آخرين بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد

منبع: کتاب تفسير نمونه



تاریخ : یک شنبه 15 آبان 1390 
زمان : 09:43 ب.ظ
آموزش روخوانى قرآن ( حروف قرآن )
نظرات(0) | ادامه

براى آموختن و يادگيرى روخوانى قرآن بايد با سه چيز آشنا شويم:

الف. حروف قرآن   ب. علائم قرآن   ج. قواعد قرآن

الف. حروف قرآن

براى آموختن هر زبانى، اوّل بايد با حروف الفباى آن زبان آشنا شويم. مى دانيد كه قرآن به زبان عربى است; پس براى يادگيرى روخوانى قرآن، اوّل بايد با حروف الفباى عربى آشنا گرديم.

1. تعداد حروف

حروف الفباى عربى همان حروف الفباى فارسى است، با اين تفاوت كه چهار حرف (پ، چ، ژ، گ)(1) در زبان عربى وجود ندارند. پس زبان عربى داراى بيست و هشت (28) حرف است.(2)

2. شكل ها و اسم هاى حروف

شكل ها و اسم هاى حروف عربى عبارتند از:

شمارهشكل حرفاسم حرفشمارهشكل حرفاسم حرف

1- ا (ء)الف(همزه)(3)15ضضاد

2- بباء16ططاء

3-  تتاء17ظظاء

4- ثثاء18ععَين

5- ججيم19غغَين

6- ححاء20ففاء

7- خخاء21ققاف

8- ددال22ك(4)كاف

9- ذذال23للام

10- رراء24مميم

11- ززاء (زاى)25ننون

12- سسين26ههاء

13- ششين27وواو(5)

14-  صصاد28ىياء
تـوجّه

* بعضى از حروف زبان فارسى و عربى به دو شكل بزرگ (آخر) و كوچك (غيرآخر) نوشته مى شوند. اين حروف عبارتند از: (ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، س ، ش ، ص ، ض ، ع ، غ ، ف ، ق ، ك ، ل ، م ، ن ، ه ، ى ). مثلاً حرف هاى باء، جيم، و ياء به اين دو شكل نوشته مى شوند:
( ب ـ بــ )، ( ج ـ جــ )، ( ى ـ يــ ).(6) شكل اين حروف در زبان فارسى و عربى يكسان است، به جز حرف تاء ( ت ) كه در زبان عربى به دو شكل ( ـة ) و ( ة ) نيز نوشته مى شود.(7)

* در زبان عربى، در آخـِر اسـم بعضى از حـرف ها «همـزه» قرار دارد. اين همزه نوشته مى شود، امّا خوانده نمى شود تا خواندنِ آن حرف راحت تر باشد.(8) مثلاً حرف ( ت ) با همزه و به صورت ( تاء ) نوشته مى شود، ولى بدون همزه و به صورت ( تا ) خوانده مى شود.

پرسش :

1. زبان عربى داراى چند حرف است؟

2. كدام حروف فارسى در زبان عربى نيستند؟

3. شكل كدام حروف عربى با شكل آن ها در زبان فارسى تفاوت دارد؟
4. شكل بزرگ (آخر) و شكل كوچك (غيرآخـِر) كدام حروف يكسان است؟

5. در آخر اسم كدام حروف عربى همزه قرار دارد؟ آيا اين همزه خوانده مى شود؟

تمرين :

اسم هر يك از چهارده حرف زير را بنويسيد:

ا (ء) ، ت ، ج ، ذ ، ز ، ش ، ض ، ط ، ع ، ل ، ن ، ه ، و ، ى.

3 . حروف مُقَطَّعه

از مجموع 114 سوره قرآن، 29 سوره با حروفى آغاز مى شوند كه بايد جدا جدا و با اسم هاى مخصوص خودشان خوانده شوند. اين حروف را «حروف مُقَطَّعه»(9) مى نامند. مثلاً در آغاز سوره بقره، عبارت (الم) آمده است كه چنين خوانده مى شود: (الف، لام، ميم).

مجموع اين حروف، 78 حرف است كه اگر حرف هاى تكرارى شان را كنار بگذاريم، 14 حرف باقى مى مانند. اكنون با اين حروف و اسم هاشان آشنا مى شويد:(10)
1.ا=الف

2.ح=حا

3.ر=را

4.س=سين

5.ص=صاد

6.ط=طا

7.ع=عَين

8.ق=قاف

9.ك=كاف

10.ل=لام

11.م=ميم

12.ن=نون

13.ه=ها

14.ى=يا

همان گونه كه مى بينيد حروفى كه آخرشان همزه ( ء ) است،بدون همزه خوانده مى شوند، مثلاً ( طه ) به اين صورت خوانده مى شود:( طا ـ ها ).

همه عبارت هاى داراى حروف مقطّعه ـ بدونِ آوردنِ عبارت هاى تكرارى ـ به صورت يك حرفى، دوحرفى، سه حرفى، چهارحرفى، و پنج حرفى عبارتند از:

شماره نام سوره حروف مقطّعه طرزخواندن حروف مقطّعه

1سوره صادص =صآد

2سوره قافق =قآف

3سوره قلمن =نون

4سوره هاى فُصِّلَت ـ دُخان

مؤمن ـ زُخرُف ـ جاثِيَه ـ

اَحقافحم =حا ـ ميم

5سوره نَملطس =طا ـ سين

6سوره ياسينيس =يا ـ سين

7سوره طاهاطه =طا ـ ها

8سوره هاى يونُس ـ هود ـ

يوسُف ـ ابراهيم ـ حِجرالر =الف ـ لآم ـ را

9سوره هاى بَقَره ـ روم ـ

آلِ عِمران ـ عَنكَبوت ـ

لُقمان ـ سَجدهالم =الف ـ لآم ـ ميم

10سوره هاى شُعَراء ـ قَصَصطسم=طا ـ سين ـ ميم

11سوره رَعدالمر =الف ـ لآم ـ ميم ـ را

12سوره اَعرافالمص =الف ـ لآم ـ ميم ـ صآد

13سوره شورىحم عسق =حا ـ ميم ـ عَين ـ

سين ـ قآف

14سوره مَريَمكهيعص =كآف ـ ها ـ يا ـ عَين ـ صآد

تذكّر

* بالاى برخى از حروف مقطّعه، علامت مَدّ (ــــــ) وجود دارد.(11) به هنگامِ تلفّظ، بايد اين حروف را به صورتِ كشيده بخوانيم.

* اسم برخى از حروف زبان عربى با زبان فارسى تفاوت دارد. براى نشان دادن اين تفاوت، در قرآن هايى كه به شيوه فارسى علامت گذارى شده اند، علامتى به شكل الف كوتاه ( ا ) روى برخى از حروف مقطّعه گذاشته مى شود تا قارىِ(12) فارسى زبان، آن ها را صحيح و درست بخواند; مثلاً حم را به صورت (حا ـ ميم) بخواند، نه به صورت (حِ ـ ميم).

پرسش :

1. چند سوره قرآن با «حروف مقطّعه» آغاز مى شوند؟

2. «حروف مقطّعه» به چه حروفى گفته مى شود؟

3. مجموع «حروف مقطّعه» چند حرف است؟

4. اگر حرف هاى تكرارى را كنار بگذاريم، چند حرف از «حروف مقطّعه» باقى مى مانند؟ اسم هر يك را ذكر كنيد.

5. «حروف مقطّعه»اى كه در آخرشان همزه ( ء) است، چگونه خوانده مى شوند؟

6. «حروف مقطّعه» در كدام عبارت جمع شده اند؟

7. «حروف مقطّعه» به صورت هاى چندحرفى هستند؟

8. چرا بالاى برخى از «حروف مقطّعه» علامتى به شكل الفِ كوتاه ( ا ) مى گذارند؟

تمرين:
اين «حروف مقطّعه» را بخوانيد:
ق ـ يس ـ الر ـ المص ـ كهيعص ـ ن ـ طس ـ الم ـ المر ـ حم ـ عسق.



تاریخ : یک شنبه 15 آبان 1390 
زمان : 09:42 ب.ظ
محتواى سوره حمد
نظرات(0) | ادامه

هفت آيه اى كه در اين سوره وجود دارد هر كدام اشاره به مطلب مهمى است :
بسم الله سر آغازى است براى هر كار، و استمداد از ذات پاك خدا را به هنگام شروع در هر كار به ما مى آموزد .
الحمد لله رب العالمين درسى است از بازگشت همه نعمتها و تربيت همه موجودات به الله ، و توجه به اين حقيقت كه همه اين مواهب از ذات پاكش سرچشمه مى گيرد .
الرحمن الرحيم اين نكته را بازگو مى كند كه اساس خلقت و تربيت و حاكميت او بر پايه رحمت و رحمانيت است ، و محور اصلى نظام تربيتى جهان را همين اصل تشكيل مى دهد .
مالك يوم الدين توجهى است به معاد، و سراى پاداش اعمال ، و حاكميت خداوند بر آن دادگاه عظيم .
اياك نعبد و اياك نستعين توحيد در عبادت و توحيد در نقطه اتكاء انسانها را بيان مى كند .

اهدنا الصراط المستقيم بيانگر نياز و عشق بندگان به مساءله هدايت و نيز توجهى است به اين حقيقت كه هدايتها همه از سوى او است !
سرانجام آخرين آيه اين سوره ، ترسيم واضح و روشنى است از صراط مستقيم راه كسانى است كه مشمول نعمتهاى او شده اند، و از راه مغضوبين و گمراهان جدا است .
و از يك نظر اين سوره به دو بخش تقسيم مى شود بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مى گويد و بخشى از نيازهاى بنده .
چنانكه در عيون اخبارالرضا (عليه السلام ) در حديثى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى خوانيم : خداوند متعال چنين فرموده من سوره حمد را ميان خود و بنده ام تقسيم كردم نيمى از آن براى من ، و نيمى از آن براى بنده من است ، و بنده من حق دارد هر چه را مى خواهد از من بخواهد: هنگامى كه بنده مى گويد : بسم الله الرحمن الرحيم خداوند بزرگ مى فرمايد بنده ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم ، و هنگامى كه الحمد لله رب العالمين خداوند بزرگ مى گويد بنده ام مرا حمد و ستايش كرد، و دانست نعمتهائى را كه دارد از ناحيه من است ، و بلاها را نيز من از او دور كردم ، گواه باشيد كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنياى او مى افزايم ، و بلاهاى آن جهان را نيز از او دفع مى كنم همانگونه كه بلاهاى دنيا را دفع كردم .

http://www.borhan.rasekhblog.com


و هنگامى كه مى گويد الرحمن الرحيم خداوند مى گويد: بنده ام گواهى داد كه من رحمان و رحيمم ، گواه باشيد بهره او را از رحمتم فراوان مى كنم ، و سهم او را از عطايم افزون مى سازم .
و هنگامى كه مى گويد مالك يوم الدين او مى فرمايد: گواه باشيد همانگونه كه او حاكميت و مالكيت روز جزا را از آن من دانست ، من در روز حساب ، حسابش را آسان مى كنم ، حسناتش را مى پذيرم ، و از سيئاتش صرف نظر مى كنم .
و هنگامى كه مى گويد اياك نعبدخداوند بزرگ مى گويد بنده ام راست مى گويد، تنها مرا پرستش مى كند، من شما را گواه مى گيرم بر اين عبادت خالص ثوابى به او مى دهم كه همه كسانى كه مخالف اين بودند به حال او غبطه خورند .
و هنگامى كه مى گويد اياك نستعين خدا مى گويد: بنده ام از من يارى جسته ، و تنها به من پناه آورده گواه باشيد من او را در كارهايش كمك مى كنم ، در سختيها به فريادش ‍ مى رسم ، و در روز پريشانى دستش را مى گيرم .
و هنگامى كه مى گويد اهدنا الصراط المستقيم ) تا آخر سوره ) خداوند مى گويد اين خواسته بنده ام بر آورده است ، و او هر چه مى خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه اميد دارد، به او مى بخشم و از آنچه بيم دارد ايمنش مى سازم .

منبعک کتاب تفسير نمونه



تاریخ : یک شنبه 15 آبان 1390 
زمان : 09:40 ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.