َشهریار

#مشاهیر

استاد محمد حسین بهجت تبریزی(شهریار)

قیش خورشاق! 
حتماً فکر کردید اسم یک نوع خورش و یا یک جور خوراکی است. نه بالام جان! 
قیش خورشاق اسم روستایی است از توابع «خشکناب» در آذربایجان که شهریار(سید محمد حسین بهجت تبریزی) دوران کودکی خود را در آن سپری کرده است. 
 محمد حسین مثل همه ی آدمهای دیگر زندگی را با گریه آغاز کرد و رفته رفته تصمیم گرفت به آن بخندد. اما از یک وقتی به بعد هر چه تلاش کرد، دید دیگر خنده اش نمی آید و در عوض شعرش می آید. 
 اولین شعرش را در چهارسالگی در ستایش پلو ونکوهش آبگوشت گفت. 

رویه باجی، باشیمین تاجی
آتی آت ایتَه، من ور کته

آبجی رقیه، تاج سر من
گوشت رو بده سگ، برنج رو به من

یک ضرب المثل آفریقایی هست که می گوید: "خوب نیست پدر و مادرها نظراتشان را به بچه ها تحمیل کنند."
 البته ما خودمان هم از این ضرب المثلها داریم ها ولی کو گوش شنوا!
نمونه اش همین پدر و مادر جناب شهریار خان که ایشان را به امید آنکه در آینده فرد موفقی شده و حسابی کار و بارش سکه شود بدنبال تحصیل در رشته ی طب و پزشکی فرستادند. اما سکه که چه عرض کنم حتی دریغ از یک ربع سکه. زیرا استاد با وجود گذراندن مراحل تحصیلی در رشته ی طب و طی مدارج  اَنترنی در چند مریضخانه، آخر سر به این نتیجه رسید که حالش در کنار همان کتابها ودفترهای شعرش خوب است. پس برگشت و نشست به سرودن منظومه ی  «حیدر بابا» به زبان ترکی. 

حیدر بابا، دل تو چو باغِ تو شاد باد! 
شهد وشکر به کام تو، عمرت زیاد باد! 

از دوران جوانی اش همین بس که غفلت کرد و به حرف بزرگترهایش گوش نداد و یک بلبشوئی در زندگی اش راه انداخت که بیا و ببین. چهره اش به زردی گرایید و آهش به سردی. 

پس سرود:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

شهریار همچنین ارادت ویژه ای نسبت به امیرالمومنین علی (ع) داشت که قطعه ی « علی ای همای رحمت» را در همین زمینه سروده است. 
شناسنامه ی شهریار در 81 سالگی باطل شد. 

زهرا جمالی


📙نیمکت|نشریه طنز نوجوانان @nimkatetanz