تاريخ : جمعه 6 فروردین 1389  | 02:52 ق.ظ | نویسنده : ف حيدری
 در حالي که در نوشته ها، گفتارها، اخبار و محاورات روزانه وقتي صحبت از کرمانشاه و نگين درخشانش يعني "تاق وه سان" مي شود، همه عادت کرده اند که نام اين تاق زيبا را به اشتباه طاق بستان بيان کنند اما شواهد و قرائن تاريخي حکايت ديگري دارد .
وقتي به بافت و ساختار اين اثر تاريخي و برجاي مانده از دوران اردشير دوم و شاهان پس از او مي نگريم ، متوجه تنها يک نوع مصالح و ماده بکار رفته در اين تاق زيبا مي شويم و آن هم سنگ هاي تراش خورده به دست هنرمندان توانمند ايران زمين و کرمانشاهي دوران ساساني مي باشد.
لذا با توجه به اينکه در زبان کردي کرمانشاهي "سان" به معناي سنگ مي باشد به همين دليل اصالت نام اين تاق برگرفته از سنگي بودن آن است و تاق وه سان هم معناي تاقي از سنگ را مي دهد.
متاسفانه در دهه هاي اخير از سوي مسوولين و دست اندرکاران خصوصا متوليان ميراث فرهنگي و گردشگري استان در اين زمينه اطلاع رساني و توجيه لازم صورت نگرفته است و همواره ما در بروشورها، تراکتها و خصوصا اخبار سايتها و روزنامه ها و مهمتر از همه در شبکه استاني سيماي کرمانشاه مي شنويم و مي بينيم که نامي جعلي و دگرگون شده به اين يادبود يک تاريخ پرمايه اطلاق مي شود که همان عبارت مقلوب شده "طاق بستان" مي باشد.
اين در حالي است که کرمانشاهي هاي قديم و با اصالت همواره در محاورات و گفتگوهاي خود هيچگاه نام طاق بستان را بر زبان جاري نمي کنند و حتي موقع سوار شدن به تاکسي براي رفتن به اين مکان تاريخي به راننده مي گويند: تاق وه سان!
همه ما از کرد و فارس و ترک و لر و بلوچ اين را پذيرفته ايم که به فرهنگي پايدار و ماندگار به نام فرهنگ ايراني با داشته هاي غني خود تعلق داريم و کردها هم همواره به اين ايراني بودن خود مفتخرهستند .
تاق وه سان مجموعه‌اي از سنگ ‌نگاره‌ها و سنگ‌ نبشته‌هاي دوره ساساني است که در شمال شهر کرمانشاه در غرب ايران واقع شده است و وجود کوه و چشمه در اين مکان، آن را به گردشگاهي مفرح تبديل نموده که از زمان‌هاي ديرين تا به امروز مورد توجه بوده است.
اين مجموعه در قرن سوم ميلادي ساخته شده است آنگاه که شاهان ساساني، نخست نواحي اطراف تخت جمشيد را براي تراشيدن تنديس‌هاي خود برگزيدند اما از زمان اردشير دوم و شاهان پس از او طاق بستان را انتخاب کردند که در بين راه جاده ابريشم قرار داشت و داراي طبيعتي سرسبز و پر‌آب بود.
جداي از بحث درست عنوان نشدن نام تاق وه سان مي توان به فلسفه پيدايش و ايجاد شبکه هاي راديو تلويزيوني استاني در استانها اشاره کرد که در ماهيت و فلسفه وجودي شان مي بايست براي تقويت انگاره هاي فرهنگي و زبان و گويشهاي هر خطه از خاک زرخيز ايران تلاش نمايند يعني تقويت کثرتها در عين وحدت ملي و ايراني.
در بسياري موارد ديده مي شود که مجريان و گزارشگران تلويزيوني در مناسبتهاي مختلف و با لباس کردي "چوخه و رانک" که يکي از شکيل ترين و زيباترين پوششهاي امروز دنيا عنوان گرفته، به ميان شهرستانهاي استان خصوصا شهرستانهاي اورامانات مي روند اما با همان مردمي که از کودکي تاکنون تنها با زبان کردي گفت و گو کرده و مي کنند و البته فارسي را نيز به نيکي صحبت مي کنند، به زبان فارسي سخن مي گويند.
به باور اکثر کارشناسان رسانه، امروزه تاثيرگذارترين رسانه در ميان انبوه رسانه هاي نوشتاري، ديداري و الکترونيک همانا تلويزيون است لذا وقتي به برکت نظام مقدس جمهوري اسلامي ، استانهاي ما از اين موهبت برخوردار شده است، روا و شايسته است که شبکه هي استاني ديداري و شنيداري در راستاي رسالت کاري و تقويت فرهنگ بومي و محلي بکوشند و نبايد از ياد برد همانگونه که کتيبه بيستون، معبد آناهيتا و تاق وه سان براي ما کرمانشاهي ها و حتي براي فرهنگ ايراني يک افتخار به شمار مي رود، زبان و گويشهاي محلي - ايراني و خصوصا زبان کردي نيز يکي از همين داشته هاي فرهنگي و تاريخي نياکان ماست که بايد در پاسداشت آن کوشيد.
وقتي سخن از ايران و ايراني است منظور يک کل سازمان يافته آنگونه که "گشتالت" بيان مي کند، مي باشد که بخشهاي مهمتر اين کليت را اجزاي آن تشکيل داده اند بنابراين فرهنگ و تمدن ايراني همان کليتي است که در دل خود زبانهاي کردي، لري، آذري، فارسي و نيز خرده فرهنگهاي هر کدام از اين اجزا را جاي داده است پس رواست در حفظ هر کدام از اين ميراثها به نيکي بکوشيم.
ایرنا
 


نظرات 0