رنگین کمان
عشق یعنی معنی رنگین کمان 
ایمیل مدیریت
لوگو دوستان
وب سايت ختم قرآن مجيد

 

به نام نامی سر، بسمه تعالی سر

بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر

 

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

 

قسم به معنی لٰایُمْکِنُ ٱلْفرار از عشق

که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

سلام الله علیه

نگاه کن به زمین، مٰا رَأَیْتَ إِلّٰا تن

به آسمان بنگر، مٰا رَأَیْتَ إِلّٰا سر

 

سری که گفت: من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

 

هر آنچه رنگ تعلّق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مباد کفن، مبادا سر

 

همان سری که یُحِبُّ ٱلْجَمال محوش بود

جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

 

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک، همه بودن سروران را سر

 

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

 

سپس به معرکه عابس، أَجَنَّنیٖ گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

 

بنازم أُمِّ وَهَب را، به پاره تن گفت

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

 

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

 

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید

به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری ست که برده برای لیلا سر

 

همان که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود، پا تا سر

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سر تا سر

سلام الله علیه

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد

میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

 

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

 

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

 

جدا شده است و سر از نیزه‌ها در آورده است

جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

 

صدای آیه‌ی کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

 

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورده از کلیسا سر

 

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت؟

به چوب، چوبه‌ی محمل، نه با زبان، با سر

 

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

 

 

سید حمیدرضا برقعی




[ دوشنبه 2 مهر 1397  ] [ 05:45 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

لحظه‌ای دنیا ندیده آرمیدن‌های من

سوخته از دستِ غم، بالِ تپیدن‌های من

 

می‌رسم تا کربلا با محمل بارانی‌ام

بوی رفتن می‌دهد حتّی رسیدن‌های من

 

نیزه و شمشیرها آماده‌ی مهمانی‌اند

وای از گودال و وای از داغ دیدن‌های من

 

سایه‌ام پیدا نبود عمری ولی اینجا ببین

از حرم تا قتلگاه تو دویدن‌های من

 

یادگار مادرم! آن روز می‌آید چه زود

از ضریح حنجر تو بوسه چیدن‌های من

 

با همه می‌آیم و تنها از اینجا می‌روم

مردنم آسانتر از این دل بریدن‌های من

 

داغ‌ها را یک تنه تا به قیامت می‌برم

می‌روی بر نیزه می‌بینی خمیدن‌های من

 

 

 

علیرضا لک




[ یک شنبه 1 مهر 1397  ] [ 05:54 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

بینِ نماز، وقت دعا گریه می‌کنی

با هر بهانه در همه جا گریه می‌کنی

 

در التهابِ آهِ خودت آب می‌شوی

می‌سوزی و بدون صدا گریه می‌کنی

 

هرچند زهر، قلب تو را پاره پاره کرد

امّا به یادِ کربُبَلا گریه می‌کنی

 

اصلا خودِ تو کربُبَلای مُجسّمی

وقتی برای خونِ خدا گریه می‌کنی

 

آب خوش از گلوی تو پایین نمی‌رود

با ناله‌های واعطشا گریه می‌کنی

 

با یاد روزهای اسارت چه می‌کشی؟

هر شب بدون چون چرا گریه می‌کنی

 

با یاد زلف خونی مردان نی سوار

هر صبح با نسیم صبا گریه می‌کنی

 

هم پای نیزه‌ها همه جا گریه کرده‌ای

هم با تمام مرثیه‌ها گریه می‌کنی

 

دیگر بس است، چشم ترت درد می‌کند

از بس که غرق اشک عزا گریه می‌کنی

 

 

یوسف رحیمی




[ شنبه 31 شهریور 1397  ] [ 06:53 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

مَنْظَرِ دلهای ماست، کربُبَلای حسین

مرغ دل ما زند، پر به هوای حسین

سلام الله علیه

یک نگه کربلا بِهْ بُوَد از صد بهشت

جنّت اهل دل است، صحن و سرای حسین

سلام الله علیه

تربت پاکش بُوَد داروی هر دردمند

دارِ شفای خداست، کربُبَلای حسین

سلام الله علیه

مُلک سلیمان بُوَد در نظرش بی‌بها

آن که گدایی کند پیش گدای حسین

سلام الله علیه

هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زند

بشنود از قدسیان، بانگ و نوای حسین

سلام الله علیه

چون به عزاخانه‌اش پا نهی آهسته نِهْ

بالِ ملائک بود فرشِ عزای حسین

سلام الله علیه

خنده کنان می‌رود، روز جزا در بهشت

هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین

سلام الله علیه

غم نخورد بعد از این، بهر سرای دگر

آنکه «شکوهی» شود، نوحه سرای حسین

سلام الله علیه

 

هاشم شکوهی




[ جمعه 30 شهریور 1397  ] [ 07:02 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

آیم به قتلگاه  که پیدا کنم تو را

امشب وداعِ هجرتِ فردا کنم تو را

 

جویم تو را قدم به قدم بینِ کشتگان

با شوق و اضطراب  تمنّا کنم تو را

 

در حیرتم که از چه بجویم نشانِ تو

نی سر، نه پیرهن، ز چه پیدا کنم تو را؟

 

برگیرمت ز خاک و ببوسم گلوی تو

خود نوحه مادرانه چو زهرا کنم تو را

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

ریزم به حلقِ تشنه‌ی تو اشکِ چشمِ خویش

سیراب، تا که ای گُلِ حَمْرا کنم تو را

 

دشمن نداد آبت اگر غم مخور حسین

صحرا ز آب دیده چو دریا کنم تو را

سلام الله علیه

ای آن که داغ‌های جگرسوز دیده‌ای

اکنون به اشکِ دیده مداوا کنم تو را

 

خواهم که سیر بینمت امّا حسینِ من

کو صبر و طاقتی که تماشا کنم تو را

سلام الله علیه

شمع تو گشته‌ام که بسوزم برای تو

از عشقِ خویش قبله‌ی دل‌ها کنم تو را

 

هرجا روم لوای عزایت به پا کنم

ماتم سرا، سراسر دنیا کنم تو را

 

خونِ خدا ست خونِ تو، پامال کی شود؟

در شام و کوفه محکمه برپا کنم تو را

 

گوئی «حسان» که می‌شنوم از گلوی او

هر چیز خواهی از کرم اعطا کنم تو را

 

 

حبیب الله چایچیان (حسان)




[ پنج شنبه 29 شهریور 1397  ] [ 08:11 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

روز عاشوراست یا آغاز روز محشر است

آسمان، دود و زمین، مانندِ کوه آذر است

 

جسمِ هفتاد و دو ثارالله، بر روی زمین

بر فراز نیزه، چون خورشید تابان یک سر است

 

ماهِ زهرا، می‌درخشد بر فراز نیزه‌ها

یا که خورشید است و یک نی از زمین بالاتر است

 

غرقِ خون، پیراهنِ یک سیزده ساله پسر

شعله‌ی آتش، بلند از دامنِ یک دختر است

 

یک جوان، گردیده جسمش چاک چاک و ریز ریز

وای بر من، وای بر من، این جوان، پیغمبر است

 

نه خدایا این محمّد نیست، من نشناختم

این امیدِ یوسفِ زهرا، علیِّ اکبر است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

غنچه‌ای بینم به روی شانه‌ی خون خدا

غنچه‌ی نشکفته‌ای، کز باغ گل، زیباتر است

 

از گُلِ لبخند و از خونِ گلویش یافتم

مُهرِ طومار حسین است این علیِّ اصغر است

سلام الله علیهما

از کنار علقمه آید صدای فاطمه

در غم عبّاس خود، گریان به جای مادر است

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

شاخه‌ی یاسی، در این صحرا شده نقش زمین

دستِ عبّاس است این یا دست‌های حیدر است

 

یک طرف بینم دو دختر خفته زیر خارها

آن شبیهِ زینب، این زهرای از پا تا سر است

 

ای جوانان بهشتی رو در این صحرا کنید

جان به کف یاری کنید، آقایتان بی‌یاور است

 

حُر، علی، عباس، عبدالله، وَهَب، قاسم، حبیب

حنجر مولایتان لب تشنه، زیر خنجر است

 

لاله‌ها در خاک برگردید یا پرپر شوید

لاله‌های فاطمه، هم غرق خون، هم پرپر است

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

در کنار قتلگه با هم زنی را می‌زنند

این همان دُختِ علی، ناموس حی داوراست

 

نیزه‌ای در دست خولی، خنجری در دست شمر

یک بدن افتاده، دورش یک بیابان لشکر است

 

خون زند فواره از زخم بریده حنجری

روی هر زخمش، نشان بوسه‌ی یک خواهر است

 

«میثم» انصافت کجا رفته ست، بس کن، لال شو

هر کلامت بر دلِ زهرا، شراری دیگر است

علیهم منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار

 

غلامرضا سازگار (میثم)




[ پنج شنبه 29 شهریور 1397  ] [ 02:16 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

امشب شهادت نامه‌ی عشاق امضا می‌شود

فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود

 

امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی

فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می‌شود

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی

فردا صدای الامان، زین دشت برپا می‌شود

 

امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است

فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا می‌شود

 

امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده‌اند

فردا به زیر خارها، گمگشته پیدا می‌شود

 

امشب رقیه حلقه‌ی زرّین اگر دارد به گوش

فردا دریغ این گوشوار، از گوش او وا می‌شود

 

امشب به خیل تشنگان، عبّاس باشد پاسبان

فردا کنار علقمه، بی‌دست سقّا می‌شود

 

امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفاست

فردا ز مرکب سرنگون، این سرو رعنا می‌شود

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امشب گرفته در میان اصحاب، ثارالله را

فردا عزیز فاطمه، بی‌یار و تنها می‌شود

 

امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین

فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود

 

امشب سَرِ سِرِّ خدا بر دامن زینب بود

فردا انیس خولی و دِیْرِ نصاریٰ می‌شود

 

ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد «حسان»

فردا اسارت نامه‌ی زینب چو اجرا می‌شود

علیهم منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار

 

حبیب الله چایچیان (حسان)




[ پنج شنبه 29 شهریور 1397  ] [ 01:44 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

در بینِ این شب‌ها  شبِ تو فرق دارد

چون بین ما اصلا تبِ تو فرق دارد

 

از پرچمی که روی دوشت فخر می‌کرد

معلوم شد که منصب تو فرق دارد

 

مثل علی مرد خدا مرد دعایی

در سجده  یا رب یا ربِ  تو فرق دارد

سلام الله علیه

عبّاسیون را به بصیرت می‌شناسند

آقا اصول مکتب تو فرق دارد

 

تو پیرِ عشقی  میرِ عُشاقُ ٱلْحسینی

با کُلِّ عالَم مذهبِ تو فرق دارد

 

با دست دادن عشق را اثبات کردی

طرزِ بیانِ مطلبِ تو فرق دارد

 

وقتی که زانو می‌زنی در پای محمل

یعنی رکابِ زینبِ تو فرق دارد

سلام الله علیها

در دست‌هایت آب بود امّا نخوردی

از تشنگی زخم لب تو فرق دارد

* * *

 

وقتی به تو آقا بِنَفْسیٖ اَنْتْ را گفت

در آسمان، جبریل فورا مرحبا گفت

 

 

سیّد پوریا هاشمی




[ چهارشنبه 28 شهریور 1397  ] [ 06:19 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

ساقی تشنه لبان رو سوی دریا می‌کرد

ساغرِ وصل ز معشوق تمنّا می‌کرد

 

شد دلِ شطِّ فرات از عطش او بی‌تاب

تا تماشا لبِ خشکیده‌ی سقّا می‌کرد

 

کفی از آب چو آورد به نزدیکِ لبان

عکس شش ماهه در آن آب تماشا می‌کرد

 

آب را ریخت روی آب و نخورد آب  ولی

شرمگین پیشِ لبش آبِ روان را می‌کرد

 

مشکِ آبی به سوی خیمه چو می‌برد ز مِهر

یاد از تشنگی عترتِ طاها می‌کرد

 

ماه چون خفت به خون، چشمه‌ی خورشید گریست

آسمان از غم او غلغله برپا می‌کرد

 

با دو بازوی قلم گشته‌اش از تیغ ستم

لوحِ ایثار و وفا و شرف امضا می‌کرد

 

گشت در دشتِ شقایق، گلِ سرخی پرپر

که فغان بلبلِ شوریده دل آنجا می‌کرد

 

دید چون پیکرِ صد چاکِ اباالفضل، حسین

یاد از سوز دل زینبِ کبری می‌کرد

سلام الله علیهم

بهرِ سقّا که شده دیده‌ی او قُلْزُمِ خون

چشم خود را ز سرشکِ مژه سقّا می‌کرد

 

تا گلِ بوسه نشاند به رخِ گلگونش

پاک خون از رخِ او زاده‌ی زهرا می‌کرد

 

کاش در واقعه‌ی علقمه یک تن می‌بود

که از آن جانِ جهان، عقده‌ی دل وا می‌کرد

 

فاطمه اشک فشان بود در آن وادی غم

چون که جان دادن عبّاس تماشا می‌کرد

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

 

محسن حافظی




[ چهارشنبه 28 شهریور 1397  ] [ 02:12 ب.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0

 

ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل

وی دست علی در صف پیکار اباالفضل

سلام الله علیهما

هم خون حسین بن علی در تن پاکت

هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل

سلام الله علیهم

ریحانه‌ی دو فاطمه وُ ماهِ سه خورشید

آرام دل حیدر کرّار اباالفضل

 اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

مانند تو در ارتش اسلام که دیده

فرمانده و سقّا و علمدار اباالفضل

سلام الله علیه

تو ماهِ بنی هاشمی و ما شب تاریک

تو لاله‌ی عباسی و ما خار اباالفضل

سلام الله علیه

هم کاشفِ کرْبِ پسر فاطمه هستی

هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل

 اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت

هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل

سلام الله علیه

در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا

تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل

سلام الله علیه

عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت

کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل

سلام الله علیه

تو رسته‌ای از خویش و گرفتار حسینی

خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل

سلام الله علیهما

ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده

پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل

سلام الله علیه

برخیز سکینه به حرم منتظر توست

جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل

سلام الله علیه

از سوز عطش آب شده طفل سه ساله

مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل

سلام الله علیه

تا آن که ببینند به تن دست نداری

یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل

سلام الله علیه

مگذار رود زینب کبری به اسیری

ای دست علی، دست برون آر اباالفضل

سلام الله علیهم

تو چشم حسینی، که زده تیر به چشمت؟

ای دورِ حرم چشم تو بیدار اباالفضل

سلام الله علیهما

کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست

گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل

 اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

خون دل ما را که شده اشک عزایت

زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل

 اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

مگذار شود خشک دمی دیده‌ی «میثم»

چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل

سلام الله علیه

 

غلامرضا سازگار (میثم)




[ چهارشنبه 28 شهریور 1397  ] [ 06:14 ق.ظ ] [ KuoroshSS ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By R A S E K H O O N :.

تعداد کل صفحات : 118 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 260736 نفر
كل مطالب : 1176 عدد
کل نظرات : 51 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 4 مهر 1393 
ب‌روز رسانی: دوشنبه 2 مهر 1397