| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
ثمره نیت پاک
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

جایم را در گلزار شهدا دیدم/آخرین برگ های دستنوشتة شهید رمضان

آنچه در این صفحات رقم خورده یادداشت های جوان شانزده ساله ای است که از چهارده سالگی تقریباً همة کارهای روزانه اش را می نوشته و به قول معروف محاسبه ای(1) از اعمال خود به عمل می آورده است. در این نوشته ها مطلب بسیار خیره کننده ای وجود دارد که در این شماره به آوردن برخی از نکات مهم آن برای آشنایی با رفتارشناسی بچه های جبهه و جنگ اقدام شد.

اگرچه این شهید سعید عزیز در تیرماه گرم خوزستان و در روز 21 رمضان با لب روزه و در حال قرآن خواندن نزدیک اذان مغرب به درجة رفیع شهادت نائل آمده است، لیکن مهم تر از آن شناخت ابعاد معنوی این عزیزان از شهادت است. ای بسا مهم تر باشد با هم از صفحات اول این دفترچه را که با خط خود شهید نوشته شده است، مرور کنیم و در انتها تصویر قرآنی را ببینیم که در دست شهید بوده و در حال قرائت آن به درجه رفیع شهادت رسیده و قرآن بر اثر ترکش خمپاره سوراخ سوراخ شده است. در پایان ضرورت دارد از خانواده محترم این شهید که نهایت همکاری را مبذول فرمودند تشکر کنیم.



:: ادامه مطلب
رمز خلوص
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

به یاد قائد عظیم الشان و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)
بسم الله الرحمن الرحیم
"الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراة والانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم فالذین آمنوا به و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون ا قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا الذی له ملک السموات والارض لا اله الا هو یحیی و یمیت ف آمنوا بالله و رسوله النبی الامی الذی یومن بالله و کلماته واتبعوه لعلکم تهتدون (1) :
آنانکه آن رسول، پیغمبر ناخوانده درسی را پیروی کنند که وصف وی را در تورات و انجیل هم که نزدشان است، نوشته می یابند. پیغمبری که امر به معروف می نماید و از منکر و ناروا بازشان می دارد و امور پاکیزه را حلالشان می کند و پلیدیها را حرامشان می نماید و تکالیف شاقه و غل و زنجیرهایی که از اعتقادات و روشهای باطل بر آنها بوده است برمی دارد و فرومی نهد و نوری را که به او نازل شده است، پیروی نمودند: قرآن را; آنها رستگار هستند. بگوای مردم من فرستاده خداوند به سوی همگی شما اهل زمین هستم "و این دین به عدل، مساوات، تقوا، استقامت و عمل صالح دستور می دهد و از جهل و فساد منع می نماید." فرستاده کسی که همه آسمانها و زمین در زیر سیطره و قدرت اوست. نیست خدایی جز او. زنده می کند و می میراند پس ایمان به خداوند و رسول او محمد (ص) که درس ناخوانده است، بیاورید که او ایمان به خداوند و آنچه بر او نازل نموده ایم، آورد. او را پیروی کنید، باشد کههدایت یابید."



:: ادامه مطلب
شرط غلام بودن اخلاص است /گفت و گو با حاج علی اصغر سیف
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

اشاره: نمی دانم تصور شما از پیرغلام چیست؟ و یا با شنیدن و خواندن واژه ی پیرغلام چه احساسی پیدا می کنید و چه گونه شخصیت هایی در ذهن شما تداعی می شود. من معتقدم به پیرغلام هر که باشد و به هر کس که بتوان این واژه را اطلاق کرد، باید احترام گذاشت و عزیز دانست؛ چرا که نوکری اربابی مثل حضرت اباعبداللّه (ع) زیبا و مقدس است. به سراغ دلسوخته ای از دیار شیراز رفتیم: «حاج علی اصغر سیف» نام او در بین هیأتی ها و متدینین شیراز بلکه در جای جای شهر آشناست. او را که دیدم، ابهتش مرا گرفت، امّا آن چنان پدرانه و با محبت سخن گفت که فضا صمیمی و بی تکلف شد. «سیف»، سیّد الشهدای امروز را «سیّد علی حسینی خامنه ای» و یزید را «شارون» می داند. و فراموش نکرده است که: «کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا». سیف کوله باری از تجربه و خاطرات گران بها با خود دارد و سخنان وی شنیدنی است.
خیمه: لطفا بفرمایید که چند سال است مشغول خدمت گزاری در مراسم بزرگداشت سید الشهدا (ع) هستید؟
- بسم الله الرحمن الرحیم. 1314هجری خورشیدی بود که در محافل سینه زنی همراه پدرم بودم، الآن حدود شصت سال می شود.



:: ادامه مطلب
سیره خوبان ؛ اخلاص در عمل
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

 

روزی جمعی از شاگردان آیةاللّه العظمی بروجردی قدس سره در محضر ایشان، سخن از بعضی از خدمات آن مرجع بزرگوار به میان آوردند و در این باره گفت وگو می کردند.
آیةاللّه سیدمصطفی خوانساری می گوید: من نیز در آن جمع، حاضر بودم ولی چیزی نمی گفتم، آیةاللّه بروجردی رو به من کرد و فرمود: تو هم سخنی بگو.
عرض کردم: مطلبی ندارم، جز حدیثی که از اجدادم به خاطر دارم، اگر اجازه بفرمایید آن حدیث را عرض کنم؟ فرمود: بگو.
عرض کردم: جدم رسول خدا صلی اللّه علیه وآله نقل کرد که خدا فرمود: اخلص العمل فان الناقد بصیر؛ عمل خود را خالص کن، زیرا بازرس عمل، بسیار بینا و دقیق سنج است.
همین که این حدیث را خواندم، اشک از چشمان ایشان سرازیر شد و فرمود: راستی اگر اعمال ما خالص و برای خدا نباشد، چه خواهد شد؟ آری ناقد تیزبین و بینا است.
فراموش نمی کنم، پس از این ماجرا، هر وقت آن مرد بزرگ به من برخورد می کردند، می فرمودند: اخلص العمل فان الناقد بصیر بصیر و حالشان منقلب می شد.
منبع: داستان دوستان/574


:: ادامه مطلب
اخلاص در توسل
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

 

ایشان مرد دعا و توسل، و اهل نماز و تهجد، و حلیف شب و انیس خلوت ومونس جلوت بود. به نماز و دعا و قرآن عشق می ورزید. حال و احوال انس کامل باخدای متعال داشت. نوادر حالات و قضایای شگفت روحی که مربوط به عوالم معنویت و روح بوده باشد، در زندگی ایشان فراوان وجود داشت که برخی از عزیزان به نگارش و جمع آوری آنها اقدام نموده اند و ما را نیاز به بازگویی آنها نیست، فقطمواردی از توسل و دعای مستجاب آن روحانی متعبد را که ناقل آن فرد موثق و قابل احترام، حضرت حجة الاسلام و المسلمین، آقای حاج میر شاه ولد عالم بزرگوار و امام جماعت محترم شهرستان ملایر بود، در اینجا می آوریم که نشانی از دعا و خلوص این مرد زاهد و وارسته و نمایشی از ارتباط عجیب عالم ارواح می باشد. ایشان می فرمودند:
«در یکی از بیمارستانهای تهران، پنج شش روز بود که در بخش «سی سی یو» تحت مراقبت بودم. وضع روحی و جسمی ام در شرایط فوق العاده نامناسبی بود که درشب هفتم در عالم رؤیا دیدم که حضرت آیة الله گلپایگانی در کنار بسترم سجاده پهن کرده است. با حالت خاصی مشغول نماز و تهجد می باشد. تا از خواب بیدار شدم، به خود گفتم من از این وضعیت وخیم شفا و نجات پیدا خواهم کرد. نماز و دعای ایشان در کنار تختخواب، نشانی از استجابت این دعا است.
اتفاقا آقای انصاریان مدیر محترم انتشارات انصاریان قم به عیادت اینجانب آمده بود. من خوابی را که آن شب دیده بودم کوتاه و فشرده برای او تعریف نمودم که چنین صحنه ای را در عالم رؤیا دیده ام. ایشان در بازگشت به قم این خواب را به آقا تعریف کرده بود. آقا مکثی نموده و از آقای انصاریان پرسیده بودند: «آن رؤیا در چه شبی بوده است؟» پاسخ دادند در فلان شب. آقا فرمودند: «من در آن شب، افرادی را در نماز شب یاد کردم و نام بردم، یکی هم آقای میر شاه ولد بود...»

حوزه نت



:: ادامه مطلب
اخلاص و تقوا
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

 

درس خود را تعطیل کرد
روزی امام در مسیر راه خود به مدرسه فیضیه متوجه تجمع و غوغای برخی از طلبه ها بر سر کتاب «اسرار هزار ساله» گردیدند. از این رو پس از تهیه و مطالعه کتاب، درس خود را تعطیل کرده و در مدت یک ماه و نیم الی دو ماه «کشف الاسرار» را در رد کتاب یاد شده نوشتند و برای پرهیز از شهرت طلبی، کتاب بدون نام ایشان منتشر شد. (1)
 
نامی از من نباشد
امام کتابی دارند به نام «کشف الاسرار» این کتاب رد کتابی است که یکی از آقازاده های علما متأسفانه نوشته بود به نام «اسرار هزار ساله» و مسایل اعتقادی شیعه را در این کتاب به مسخرگی گرفته بود و به روحانیت و امامت و همه اینها جسارت کرده بود. امام بزرگوار روی دلسوزی به حال اسلام، درس و بحث و مطالعه شان و همه چیزشان را یکباره در حوزه تعطیل کردند و به نوشتن جواب به این کتاب پرداختند. این طوری که من شنیده ام و در ذهنم است حدود چهل روز تمام این کارها را کنار گذاشتند و کتابی به عنوان «کشف الاسرار» در رد آن کتاب نوشتند و برای اینکه شایبه این معنا نباشد که کسی بگوید در آن یک نوع خودنمایی وجود دارد، آن کتاب در چاپهای اول و دومش حتی در یک جا اشاره به آن معنی ندارد که این کتاب مؤلفش امام بزرگوار است؛ یعنی ذکری از مؤلف در این کتاب اصلا مطرح نیست و فقط کتابی است برای جواب به کتاب «اسرار هزار ساله» ؛ که این کشف از خلوص ایشان در این مقام می کند که با وجودی که امام جواب را نوشته اند اما به خاطر اینکه نخواسته اند که کسی بگوید مثلا جواب دهنده چه مقامی دارد دستور داده اند که نامی از ایشان در این کتاب مطرح نشود . (2)

 



:: ادامه مطلب
داستانی درمورد " اخلاص در عمل "
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 

 

منقول است که مرحوم حاجی سبزواری (رضوان الله علیه ) برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت .
اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا این جا آمدید و حالا بر می گردید؟ آقا جواب داد: که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری ، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است . حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم .(1)
پی نوشت: 1- در محضر استاد، ص 23.
 
 داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی


:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2487198
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396