مصباح الهدی
اللهم عجل لولیک الفرج
قالب وبلاگ

به نقل از پايگاه اينترنتي بسيج، سردار نقدي رييس سازمان بسيج مستضعفين و حجت الاسلام تويسركاني نماينده ولي فقيه در بسيج در آستانه هفته بسيج با حضرت آيت الله مكارم شيرازي ديدار كردند.  

بقیه در ادامه مطلب
 
 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 30 آبان 1392  ] [ 08:07 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

فرجام قاتلان امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان + جدول

نام

نقش وی در کربلا

سرانجام و چگونگی مرگ

شمر بن ذی‌الجوشن

نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش

دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ

محمد بن اشعث بن قیس

نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند

روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد

عبید الله بن زیاد

در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت

چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 

یزید بن معاویه

چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع)

هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد

سنان بن انس

نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت

زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت

عمر بن سعد

مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت

به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد

حرملة بن کاهل

پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع) 

مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند

حصین بن نُمیر

فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع) 

ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد

مالک بن نُسیر کِندی

فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع)

قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند

زرعه دامی

از قاتلان امام(ع)

هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید

عبدالله بن حَوزه

تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع)

قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  

شبث بن ربعی

با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد

ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند

ابحر بن کعب

برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان

ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد

شرحبیل

از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد 

مختار او را با آتش سوزاند

عمروبن حجاج

در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود

به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد

احبش بن مرثد(اخنس)

با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد

پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد

عبدالله بن ابی حُصین

آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری

به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد

بَجدل بن سُلیم

انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید

مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد

اسحاق بن حَیوه حضرمی

داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد

با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

 

 


ادامه مطلب

[ شنبه 25 آبان 1392  ] [ 04:03 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

 زخم ها بر پیکرت حک گشته است...

در پاسخ به دکتر شريعتي كه گفت: "به جاي اينكه

هدف حسين را برايمان بگويند زخم هاي تنش را

برايمان شمردند." مطلب زیر بسیار قابل توجه است :

چرا پیغمبر اکرم صلواة الله علیه و آله به ابا عبدالله

الحسین با عنوان چشم پشه خطاب کرد؟؟؟


امام صادق علیه السلام فرمودند: بر بدن جد غریب ما

۱۹۵۰ زخم زدند.

راوی سئوال کرد یا بن رسول الله مگر امکان دارد چنین

چیزی ( مگر یک بدن چقدر طاقت دارد مگر یک بدن چقدر

حجم دارد)

حضرت فرمودند: به خدا قسم نیزه برجای نیزه

میزدند، شمشیر بر جای شمشیر می زدند، تیر برجای

تیر می زدند.

در اینجا به یاد بیتی شعر افتادم : 

"زخم ها بر پیکرت حک گشته است

جسم بی جانت مشبک گشته است"


مناقب ابن شهر آشوب نقل می کند پیغمبر صلوات الله عليه

و آله بالای منبرمسجد نشسته بودند و برای مردم موعظه

می کردند. یک وقت امام حسین كه در آن زمان چهار، پنج

ساله بودند از در وارد شدند، امام حسین عليه السلام آمدند

پائین پله ي منبر ايستادند، ناگهان پیغمبر اکرم صلوات الله

عليه و آله شروع به گریه کردن نمودند و به حسین عليه

السلام اشاره كرده فرمودند: تَرَقَ عَينَ بَقَه

اگر خوب دقت کنیم معنی:

 
ترق؛ یعنی بیا بالا ( از پله های منبر بیا بالا )

عین؛ یعنی چشم

بقه؛ یعنی پشه

هیچکس معنی این تعبیر را نفهمید یعنی چه؟؟؟

چرا رسول الله به سیدالشهداء خطاب می کند بیا بالا ای

چشم پشه!!!

سالیان سال کسی نفهمید شاید بعد از هزار و چند سال!!!



قریب به صد و اندی سال پیش مرحوم فرهاد میرزا اعتماد

السلطنه ( فرهاد ميرزا معتمد الدوله فرزند عباس ميرزا ) که

ایشان از فقهای بزرگ بودند، هم از شاهزاده های قاجار هم

از فقهای بزرگ و هم صاحب مقتل بسیار ارزشمند قَمقام

زَخّاز و صَمصام بَتّار که یک مقتل بسیار ارزشمند و مفیدی

است ایشان به فرنگ رفت،


در اروپا میکروسکوپ تازه اختراع شده بود به این جناب

شاهزاده قجری گفتند که آقای شاهزاده تشریف بیاورید که

یک وسیله ای اختراع شده به نام میکروسکوپ هر چیز

ریزی که زیرش بگذارید درشت نمایی میکند و نشان میدهد.

ما چشم یک پشه را جدا کردیم و گذاشتیم زیر این

میکروسکوپ... بیایید نگاه کنید!

 
جناب فرهاد میرزا چشم خود را گذاشت روی میکروسکوپ و

نگاهی کرد و در همان موقع کسی که پای دستگاه بود

گفت جناب آقای فرهاد میرزا شمردیم ۱۹۵۰ شکاف در

چشم پشه است!!

یک دفعه دیدند فرهاد میرزا نشست روی زمین شروع کرد به

گریه و به سر زدن!

همه گفتند چه شد فرهاد میرزا، ما که چیزی نگفتیم؟! ما

گفتیم چشم پشه یک حالتی دارد شبکه شبکه است و

سوراخ سوراخ، شمردیم و دیدیم ۱۹۵۰ شبکه دارد !!

فرهاد میرزا گفت شما ها نمی دانید! بعد از هزار سال تعبیر

حرف پیغمبر اکرم صلی الله عليه و آله مشخص شد که چرا

آن روز پیغمبر اکرم به اباعبدالله الحسین عليه السلام با

عنوان چشم پشه خطاب کرد!!!!

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 آبان 1392  ] [ 09:13 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

آب را گل نكنيد . . . 
شايد از دور علمدار حسين،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،‌
مي رسد تا كه از اين آب روان،
پر كند مشك تهي...
ببرد جرعه آبي برساند به حرم،
تا علي اصغر بي شير رباب،
نفسش تازه شود و بخوابد آرام .. .


آب را گل نكنيد . . . 
كه عزيزان حسين،
همگي خيره به راهند كه ساقي آيد،
و به انگشت كرم،‌
گره كور عطش بگشايد . . .


آب را گل نكنيد . . . ‌
كه در اين نزديكي،‌
عابدي تشنه لب و بيمار است،
در تب و گريه اسير . . .


آب را گل نكنيد . . . 
كه بود مهريه مادرشان،
نه همين آب كه هر جاي دگر،
رود و نهري جاريست،
مهر زهراي بتول است، 
از اين است كه من ميگويم،‌
آب را گل نكنيد،
آب را گل نكنيد . . .


صلي الله عليك يا مظلوم يا اباعبدالله الحسين (ع)

 

 

 

[عکس: 142.jpg]


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 15 آبان 1392  ] [ 08:23 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

ماه محرم نزدیک است

 

محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.
حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 521


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آبان 1392  ] [ 01:57 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
وقتي در قرن 13 هجري قمري شخصي به نام علي محمد شيرازي ادعاي نيابت و باب امام زمان(ع) را كرد، با حمايت مستقيم كشورهاي سلطه طلب توانست بين مردم ايران اختلاف اندازد و بر پايه همين حمايت ها بود كه بعد ادعاي مهدويت و سپس نبوت كرد و در آخر ادعا نمود كه او خدا است و خداوند در او ظهور كرده و دورة دين اسلام به پايان رسيده است و در نهايت بر اثر واكنش علماي اسلام، در سال 1266 قمري در تبريز اعدام گرديد و بعد از او ميرزا حسينعلي ملقب به بهاء الله ادعاي جانشيني او را كرد و گفت منم خداي عزيز كه باب مژده آمدنم را داده بود و در كتاب هايي كه نازل كرد تنها مقداري از احكام باب را نسخ كرد و پس از او پسرش عباس معروف به عبدالبها جانشين او شد.[1]
در اين نوشته قبل از بيان عقايد و احكام بهائيت اشاره اي خيلي كوتاه به حمايت هاي بيگانه گان از اين فرقه مي كنيم:
1. حمايت روسيه: سفارت روسيه از اول فتنه بابيه و پيدا شدن فرقه بابيه و بهائيه از رهبران اين فرقه حمايت مي كرد. به عنوان مثال دالگوركي سفير روسيه در تهران براي نجات بهاء الله از زندان پادرمياني كرد و فرستاده خود را با وي همراه نمود تا به سلامت از ايران خارج شود.
2. دولت انگلستان: بعد از انتقال رهبري بابيت و بهائيت به عراق و سپس فلسطين، رهبران اين فرقه خود را به تبعيت استعمار انگليس در آوردند به طوري كه پس از پايان جنگ جهاني اول به پاس خدماتي كه عبدالبهاء براي استعمار انگليس انجام داده بود طي مراسمي لقب سِر(Sir) و بزرگترين نشان خدمتگزاري، نايت هود(Knight Hood) را دريافت كرد.
3. آمريكا: در اثر حمايت هاي آمريكا، بهائيگري به ستون پنجم و يكي از ابزارهاي استكباري آمريكا بعد از جنگ جهاني اول مبدّل شد.
4. پادشاه عثماني: براي قدرداني از حمايت هاي عثماني از بهائيت، عبدالبهاء لوحي براي او نازل كرده و از او تشكر نمود.
5. دولت غاصب اسرائيل: بهائيت از اول پيدايش خود با يهود همكاري داشت، به طوري كه دكتر احمد شلبي عقايد اين فرقه را در كتاب مقارنة الاديان اليهوديه مي آورد كه هيئت بين المللي حيفا در نامه اي به محفل روحاني ملي بهائيان ايران در اول ژوئيه 1952 رابطه شوقي افندي رابا حكومت اسرائيل اعلام داشت.[2]
با توجه به مطالب فوق معلوم مي شود كه فرقه بهائيت از اول تأسيس تا زمان حال هميشه وسيله اي براي خيانت به مسلمانان و حمايت از دولت هاي استعماري بوده است.
اما در مورد عقايد آنان بايد گفت كتابهائي كه البهاء الله يعني ميرزا حسينعلي به گمان خودش نازل كرده و عقايد و احكامش را گفته است به عنوان نمونه اشاره مي كنيم:
1. الايقان 2. مجموعة الالواح 3 . الشيخ 4. اقدس 5. نبذة من تعاليم حضرت البهاء[3]
عقايد بهائيت:
بيشتر عقايد بهائيت در محور بهاء الله است كه در اينجا به چند نمونه اشاره مي كنيم:
1. شناخت: اولين چيزي كه بر بندگان واجب شده است شناخت محل تابش وحي و طلوع امرالله است، يعني معرفت به ميرزا حسينعلي بهاء الله كه در اثر اين شناخت اعمال قبول مي شود.
2. بهاء الله همان خداست و پس از او شوقي افندي خدا شد.
3. بهاء مژده انبياء گذشته و باب است، يعني سيد علي محمد شيرازي باب فقط مژده رسان بهاء الله بود و با آمدن او قيامت نزديك مي شود.
4. اسماء، صفات و افعالي كه براي خداوند تبارك و تعالي ذكر مي شود رموزي است براي اشخاصي كه آنها مظهر الله هستند(يعني خدا در آنها ظهور كرده است) و گرنه خداوند، اسماء و صفات و افعال ندارد.
5. بهاء الله، احد و واحد است و شريكي در ملك براي او نيست، چرا كه خداوند در او ظهور كرده است و اين ظهور براي شناخت بيشتر خداوند است كه در حجاب غيب از نظرها پوشيده است.
6. بهائيت از همه اديان گذشته بهتر است، چرا كه خداوند در بهاء الله ظهور كرده است و اديان ديگر با ظهور بهاء تمام مي شوند و به مرحله كمال مي رسند.
7. دين اسلام تا آمدن بهاء الله معتبر بود و قرآن كريم هيچ گونه اعجازي ندارد و توسط باب نسخ شده است.
8. بهاء الله يك معجزه است، زيرا بدون اينكه به مدرسه برود توانسته الواح مقدس فارسي و عربي را املاء نمايد.
9. شريعت بهائي فقط پس از هزار سال قابل تغيير است يعني خداوند تبارك و تعالي مي تواند بعد از هزار سال در شخص ديگري ظهور كند و دين بهائيت را نسخ كند، همچنانكه با ظهور خود در بهاء، دين اسلام را نسخ كرد.[4]
احكام:
بهائيت براي خود احكامي را هم به گمان خويش نازل شده، دارند كه به چند نمونه مهم اشاره مي كنيم:
1. نماز: صبح و ظهر و شام 9 ركعت به صورت فرادي نماز مي خوانند و قبله شان شهر عكا است كه قبر ميرزا حسينعلي بهاء (خدايشان) در آنجاست. در بهائيت نماز آيات نسخ شده و كسي كه آب ندارد به جاي وضو ، پنج بار مي گويد: بسم الله الاطهر الاطهر.
2. روزه: بهائيت مي گويند هر سال 19 ماه دارد و هر ماه نوزده روز پس روزه 19 روز در آخرين ماه سال واجب است كه عيد نوروز عيد فطرشان مي شود.
3. حج: زيارت محل تولد باب در شيراز و خانه حسينعلي ميرزا در بغداد در همه ايام به جاي زيارت كعبه قرار داده شده است.
4. ازدواج: بيش از يك زن جايز نيست، ازدواج با زن پدر حرام ولي با بقيه محارم مانند مادر، خواهر و .... حلال است.
5. طهارت: همه اشياء روي دنيا پاك است مانند: بول، غائط، مني، سگ و ... و اين موهبت بهاء به بندگان اوست.
6. مراكز اجتماع: «حظيرة القدس» در عشق آباد و «مشرق الاذكار» در نزديك شيكاگوي آمريكا از مراكثر اجتماع بهائيت به شمار مي آيند.
7. تربيت اولاد: درس و ياد دادن احكام به فرزند بر عهده پدر است و اگر فقير باشد هزينه آن از بيت العدل داده مي شود.
8. يك سوم از ديه كسي كه كشته شده است حق بيت العدل بهائيت است نه صاحب دم.
9. زنا: حد زنا در مرحله اول 9 مثقال طلا و در مرحله بعد 18 مثقال به بيت العدل ريخته مي شود.
10. مهماني: هر ماه يكبار مهماني بر همه واجب است هر چند با دادن آب خالي.
11. بهداشت: هر هفته يك بار غسل و ناخن گرفتن واجب است.
12. عيد: هر سال دو عيد هست: كه عبارت اند از روز بعثت باب(ادعاي بابيت) و روز ولادت ميرزا حسينعلي بهاء.
13. دفن اموات: مرده ها بايد در بلور، سنگهاي قيمتي و چوب هاي محكم و لطيف و با انگشتر نقش دار به اسم بهاء، دفن شوند.
14. آداب و معاشرت: با اديان ديگر با محبت و مسالمت رفتار شود تا بوي خوش رحمان(بهاء الله) را بيابند.
15. ارث: سهم دختر و پسر مساوي است همچنان كه بلوغ هر دو در 15 سالگي است.
16. اسباب منزل: هر نوزده سال يك بار، بايد اثاثيه منزل تغيير يابد.[5]
با توجه به حمايت هاي علني استكبار و ادعاهاي بي منطق بهائيت بايد بگوئيم بهائيت دين نيست بلكه نقشة استعماري است براي ضربه زدن به امت اسلامي و غلبه بر كشورهاي اسلامي. زيرا اگر مردم اين مكتب را بپذيرند ديگر مبارزه با ظلم، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر مفهوم خودش را از دست مي دهد و بايد اشياي قيمتي را به حساب بهائيت در بيت العدل كه به جاي بيت المال رايج در دين اسلام است بريزند تا استكبار با خيال راحت بر كشورهاي بزرگ اسلامي تسلط يابد و هيچ رقيبي هم نداشته باشد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. انشعاب در بهائيت پس از مرگ شوقي رباني، اسماعيل رائين.
2. بهائيت در ايران، تهران، زاهد زاهداني.
[1] . حسين طباطبائي، مصطفي، ماجراي باب و بهاء، تهران، روزنه، دوم، 1379 شمسي، ص 45.
رك: افراسيابي، بهرام، تاريخ جامع بهائيت، تهران، مهرفام، دهم، 1381 شمسي، ص 271.
و: امين، شريف يحيي، فرهنگنامه فرقه هاي اسلامي، ترجمه: موحدي، محمد رضا، تهران، باز، اول، 1378 شمسي، ص 69، ص 84.
[2] . تاريخ جامع بهائيت، ص 271 و 298 و 323 و 563.
رك: رباني گلپايگاني، علي؛ فرق و مذاهب كلامي، قم، امير، اول، 1377 شمسي، ص 341.
و: شلبي، احمد، مقارنة الاديان اليهوديه، قاهره، مكتبة النهضة المصريه، سوم، 1973 ميلادي، ص 336.
[3] . همان.
[4] . مقارنة الاديان(اليهوديه)، ص 331، ورك: تاريخ جامع بهائيت، ص 345.
[5] . فرق و مذاهب كلامي، ص 343.
رك: تاريخ جامع بهائيت، ص 345.
 
   

 


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آبان 1392  ] [ 01:50 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

وهابیت جنبشی مذهبی است که محمد بن عبدالوهاب در قرن هجدهم در نجد ِ عربستان بنیان گذاشت و از سال ۱۷۴۴ مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت.

محمد بن عبدالوهاب معتقد بود تمام مطالبی که پس از قرن سوم هجری به اسلام افزوده شده جعلی است و بایستی از این مذهب حذف شود. این دیدگاه به یک پالایش اساسی در مذهب سنی اعتقاد داشت و زیارت قبور، تقدیس اولیاء و زندگی مجلل را از بزرگترین گناهان می‌دانست. مساجد وهابی پیرو همین اعتقادات بسیار ساده و بدون مناره هستند. پیروان آن لباس‌های ساده‌ای می‌پوشند و از استعمال تنباکو و حشیش می‌پرهیزند. عبدالوهاب بعد از اینکه به دلیل مواضع خود از مدینه بیرون شد به شمال شرقی نجد رفته و خاندان سعودی را پیرو باورهای خود کرد و این باعث شد تا وهابیت از نظر سیاسی متحد دودمان سعودی باشد. شیخ سعودی متقاعد شد که وظیفه مذهبی آن‌ها به راه انداختن جنگ مقدسی علیه تمام انواع دیگر اسلام است. سعودی‌ها بر تمامی نجد مسلط شده، مکه و مدینه را اشغال کرده، به کربلا در عراق حمله‌ور شدند و تقریباً تمام شبه‌جزیره عربستان به جز یمن به تسلط آن‌ها درآمد. سلطان عثمانی که عربستان را تابع خود می‌دانست، با کمک گرفتن از حاکم مصر نخستین حکومت وهابی را در سال ۱۸۱۸ ساقط کرد، اما آن‌ها تحت رهبری فیصل اول دوباره احیا شده و حکومت خود را تا حدودی بازیابی کردند ولی بار دیگر و این بار به دست خاندان رشیدیه از شمال عربستان از قدرت کنار رفتند. در ۱۸۸۴ ریاض از کنترل آن‌ها خارج شد و در ۱۸۸۹ به کویت پناهنده شدند. در قرن بیستم سومین مرحله احیای وهابیت با موفقیت‌های ملک عبدالعزیز فرا رسید که در سال ۱۹۰۲ ریاض را تصرف کرد و تا سال ۱۹۳۲ با بازپس‌گیری تقریباً تمام مناطق از دست رفته موفق شد تا حکومت پادشاهی عربستان سعودی را بنیان‌گذاری کند و از آن زمان تسلط سیاسی و مذهبی وهابیت بر شبه‌جزیره عربستان تضمین شد.

پیروان وهابیت خود را «موحدون» می‌خوانند، نامی که به تاکید آن‌ها بر قدرت مطلق خداوند یکتا و اصل توحید اشاره دارد. آن‌ها هر عملی را که اشاره‌ای به چندخدایی داشته باشد مانند زیارت قبور و تقدیس برخی افراد را ممنوع می‌دانند، بازگشت به آموزه‌های اصیل اسلام که در قران و حدیث (سنت پیامبر) آمده را تبلیغ کرده و با هر نوع بدعتی مخالفت می‌کنند. وهابیت از نظر ایدئولوژیکی پیرو اعتقادات ابن تیمیه و از نظر فقهی پیرو مذهب حنبلی است. آن‌ها تاکید زیادی بر معانی ظاهری قران و حدیث و پایه‌گذاری دولتی اسلامی بر اساس فقه اسلامی دارند. وهابیت الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های مذهبی جهان اسلام از هند و سوماترا تا سودان و شمال آفریقا بوده است و بر جنبش طالبان در افغانستان و برخی جنبش‌های اسلامی دیگر قرن بیستم هم تاثیر گذاشته‌است.

رهبران وهابیت

از چهره های مطرح وهابیت می‌توان به عبدالعزیز بن باز (مفتی پیشین عربستان) و شیخ عبدالعزیز آل الشیخ (مفتی کنونی عربستان) اشاره کرد.


ادامه مطلب

[ شنبه 11 آبان 1392  ] [ 01:48 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

مصباح الهدی برنامه ای برگرفته از قرآن و اهل بیت (ع) برای زندگی سعادتمندانه به شما می دهد
نویسند وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 120679 نفر
كل مطالب : 367 عدد
تعداد کل نظرات: 33 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 16 شهریور 1392 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 29 تیر 1396 
امکانات وب
دعای فرج