ثـــــــــــار الله

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی 

ابن يمين شيعه اثني عشري بوده و از قصائد غرا كه در مدح خاندان رسالت و ائمه اثني عشرعليهم السلام سروده، حسن عقيدت و صفاي سيرتش نمايان است. ابن يمين معاصر اميران سربداري و مداح آنان بوده است.



ابن يمين از ميان شعرا به خصوصيتي ممتاز است و آن اين كه مداحي هاي او را بر خلاف مدائح شعراي ديگر، جايزشمرده اند، زيرا سلاطين و امراي سربداري علاوه بر شيعه بودن، به خاطر آن كه قشون شكست ناخوردني مغول را شكست داده و ريشه آنان را پس از تسلط طولاني شان، از ايران كنده و سيطره و سطوت رعب آور آنان را، از دلها زائل ودرهم كوبيده اند، شايسته هرگونه ستايش و سزاوار هر نوع حمدي بوده اند.

امراي سربداران درحالي كه در دستي قائمه شمشير داشتند، با دست ديگر، به ترويج تشيع كه خود يكي از رموز واسرار بقاء و دوام و اساس استقلال و قوميت ايران و مايه فخر و مباهات ما ايرانيان است، كوشش داشته اند. 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 04:54 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


امام سجاد(ع) گويد: «در شب عاشورا من در خيمه خود نشسته بودم و عمه ام زينب(س) از من پرستاري مي كرد. پدرم نيزدر خيمه خود بود و چون غلام ابوذر شمشيرش را اصلاح مي كرد. در اين حال پدرم اين اشعار را چند بار خواند: «اي روزگار، اف بر تو از جانب دوستي و رفاقتت! تا كي آرزومندان و ياران را به خون خود آغشته مي نمايي؟ روزگار جايگزين نمي پذيرد و همانا كار به دست خداست و هر زنده اي راه مرا مي پيمايد!»

با شنيدن اين اشعار مقصود پدرم را دريافتم و گريه گلويم را گرفت؛ ولي سكوت كرده، خود را گرفتم و دانستم كه بلا نازل شده است. ولي عمه ام وقتي سخنان پدرم را شنيد، به دليل آنكه زن بود و حالت رقت و جزع در زنان غالب است، نتوانست خود را كنترل كند و در حالي كه لباسش بر زمين مي كشيد، نزد پدرم رفت و گفت:

«اي كاش مرگ زندگي مرا نابود كرده بود! امروز همانند روزي است كه مادرم فاطمه، پدرم علي و برادرم حسن از دنيا رفتند. اي جانشين گذشتگان و پناهگاه بازماندگان!»


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 12:13 ق.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


پس از شهادت امام حسين(ع) رسالت خطير و سنگين زينب كبري(س) آغاز شد. او در سخت ترين شرايط جسمي و روحي، بزرگ ترين و خطيرترين مسئوليت ها را به عهده گرفت و با موفقيت كامل آن را به انجام رساند.

از نظر جسمي حضرت زينب(س) در حدود سن 55 سالگي قرار داشت. حدود 5 ماه بود كه زينب كبري(س) از وطن خود دور بود. قطعاً در اين مدت زندگاني او به صورت عادي و معمولي نمي گذشت، به ويژه در اين روزهاي اخير كه شرايط آنان از نظر آب و غذا و خواب به طور كلي دگرگون شده بود، و در وضع كاملاً اضطراري و نامناسب بسر مي بردند.

از نظر روحي روزهاي متمادي بود كه در محاصره سپاه انبوه دشمن قرار داشتند، دشمني كه به هيچ يك از اصول انساني، اسلامي پايبند نبود و از هيچ جنايتي در حق آنان كوتاهي نمي كرد. حضرت زينب در مدت كم تر از يك روز تعداد زيادي از برادران، برادرزادگان، عموزادگان خود را در مقابل چشمانش با بدترين و فجيع ترين شيوه از دست داده بود، كه سوگ هر يك از آنان كافي بود، هر انسان قوي و نيرومندي را به زانو درآورد و براي مدتي طولاني زندگاني او را از مسير عادي و معمولي خارج سازد. علاوه بر همه اين ها حداقل يكي از فرزندان حضرت زينب در برابر ديدگانش در كربلا به شهادت رسيد، و روشن است كه سوگ فرزند تا چه اندازه براي مادر سخت و شكننده است. بسياري از زنان در برابر سوگ فرزند، خود را مي بازند و يا لااقل براي مدت طولاني از حال طبيعي خارج مي شوند. مهمتر از همه اين ها براي زينب كبري(س) شهادت برادر بود، برادري كه آگاهي از شهادتش در شب عاشورا زينب را از حال عادي خارج ساخت. مصيبتي كه آسمان ها و زمين قدرت تحمل آن را نداشتند و...

عقيله بني هاشم وظيفه داشت، در چنين شرايط جسمي و روحي در ميان دشمن و در حال اسارت و در حالي كه از هر نظردر وضعيت نامساعد و نامناسب جسمي و روحي به سر مي برد - شرايطي كه قلم و بيان واقعاً از توصيف آن عاجز وناتوان است - بزرگ ترين و عظيم ترين مسئوليت ها را انجام دهد. تصور عظمت و بزرگي كاري كه زينب انجام داد، هر انسان منصف و حق جويي را در برابر عظمت شخصيت و بزرگي اين بانوي بزرگ به كرنش و تحسين و ستايش وا مي دارد.

زينب كبري(س) پس از شهادت امام حسين(ع) سه وظيفه و رسالت مهم بر عهده داشت، نخست پرستاري از امام سجاد(ع) و حمايت و دفاع از جان آن حضرت در برابر تعرضات و تهاجمات دشمن، دوم حمايت و دفاع از زنان و كودكان اهل بيت و سوم مسئوليت پيام رساني خون شهيدان و بيدارگري و آگاهي بخشي به مسلمانان.



 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 12:11 ق.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


 

 

حضرت زينب(س) از نظر روحي و قدرت تحمل در حدّ عالي و درجات بالا قرار داشت. او از جمله شخصيت هاي نمونه و منحصر به فردي است كه مادرگيتي از آوردن امثال آن ناتوان است؛ ولي اين مسئوليت پيام رساني عاشورا به قدري خطير و بزرگ بود، كه حتي شخصيتي بسان حضرت زينب نيز براي انجام آن نيازمند آمادگي قبلي بود. بر همين اساس به نظر مي رسد، زينب(س) از همان دوران كودكي تحت تربيت پيشوايان معصوم(ع) به تدريج براي انجام چنين وظيفه خطيري آماده مي شد. وي نزديك رحلت پيامبر اكرم(ص)، خدمت جدّ بزرگوارش، عرض كرد:

«اي رسول خدا(ص)! ديشب خواب ديدم، باد شديدي وزيدن گرفت و همه دنيا را تاريك و سياه كرد. آن باد مرا از سويي به سوي ديگر مي انداخت، تا اينكه چشمم به درخت بزرگي افتاد از شدت وزش باد به آن درخت پناه بردم؛ ولي باد آن را ريشه كن كرد و بر زمين انداخت آن گاه به يكي از شاخه هاي نيرومند آن درخت پناه بردم، ولي باد آن را نيز قطع كرد. پس از آن به شاخه ديگري پناهنده شدم و آن را نيز باد درهم شكست. سرانجام به دو شاخه متصل به هم از آن درخت چنگ زدم، باد آن دو را نيز در هم شكست. در اينجا از خواب بيدار شدم.».

سخنان زينب اشك از ديدگان پيامبر اكرم(ص) جاري ساخت و در اين هنگام به زينب فرمود:

«اي نور ديده! آن درخت جد توست كه به زودي تند باد اَجَل او را از پاي در مي آورد. آن شاخه نخست كه به آن چنگ زدي مادرت، زهراست! شاخه دوم پدرت علي است و آن دو شاخه به هم متصل برادرانت حسن و حسين هستند، كه در سوگشان دنيا تاريك مي شود و تو لباس سياه بر تن مي كني.

حضرت زينب(س) از همان كودكي مي آموخت كه چگونه با سختي ها و دشواري ها مقابله كند، و در برابر جباران و ستمگران سر فرود نياورد. بيش از شش سال از عمر زينب نمي گذشت كه با فاجعه بزرگ رحلت پيامبر بزرگوار اسلام(ص) روبه رو گرديد. پس از مدت كوتاهي اندوه از دست دادن مادر بر قلب به ظاهر كوچك او وارد گرديد. از آن پس با همان سن كم، بسان مادرش، در كنار پدر قرار گرفت و شريك غم و اندوه مظلوم ترين انسان جهان و مونس تنهايي اش گرديد. پس از شهادت پدر در همه صحنه هاي سخت و دشوار همراه و همگام و ياور دو برادرش، امام مجتبي(ع) و امام حسين(ع) بود. هنگامي كه برنامه مسافرت امام حسين(ع) از مدينه به مكه و از مكه به عراق مطرح شد، بدون هيچ گونه چون و چرا و حتي بدون اينكه با ارائه پيشنهاد و نظر بخواهد آن حضرت را منصرف كند، همراه برادر راهي سفر گرديد. گويا همراهي و همگامي حضرت زينب با امام حسين(ع) و حضور او در نهضت امام(ع) از سال ها قبل پيش بيني شده بود. به همين مناسبت شرطِ همراهي با برادر در قرارداد ازدواج حضرت زينب قيد شده بود.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 12:09 ق.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]



 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 ابن حذلم بن كثير (راوي اين خبر) از فصحاء و سخنوران و نيكو گفتاران عرب است كه كه از فصاحت و زبان آوري و نيكو گفتاري و از بلاغت و رسايي سخن و مطابق اقتضاي مقام و مناسب حال مخاطب سخن گفتن زينب تعجب نموده و به شگفت آمده، و از براعت و برتري فضل و كمال و علم و دانش و شجاعت ادبيه و دلاوري پسنديده آن مخدره، حيرت و سرگرداني او را فرا گرفته، به طوري كه نتواسته او را (به كسي) تشبيه و مانند نمايد، مگر به پدرش سيد و مهتر هر بليغ و فصيحي. پس (از اين رو) گفته: «كانها تفرع عن لسان اميرالمؤمنين»؛ يعني گويا عليا حضرت زينب (س) (سخنانش را در كوفه) از زبان اميرالمؤمنين (ع) قصد و آهنگ مي نمود، و هر كه درباره كربلا و در احوال و سرگذشت هاي حسين (ع) كتابي نوشته، اين خطبه و سخنراني را نقل نموده است. و حاحظ در كتاب خود «البيان و التبيين» آن را از خزيمة الاسدي روايت نموده كه خزيمه گفته: «زنان كوفه را در آن روز ديدم به پا ايستاده (بركشته شدگان در كربلا) ندبه و زاري و شيون مي نمودند، در حالي كه گريبان ها (شان را) مي دريدند.



 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 21 آبان 1393  ] [ 11:56 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

 



به نوشته بعضي مورخان، درجه محبت زينب (س) به امام حسين (ع) به گونه اي بود كه هر روز چند بار به ديدار حسين (ع) مي پرداخت، سپس نماز مي خواند. در روز عاشورا دو نوجوانش ‍ محمد و عون را نزد حسين (ع) آورد و عرض كرد: «جدم ابراهيم خليل (ع) از درگاه خدا قرباني را قبول فرمود، تو نيز اين قرباني را از من بپذير، اگر چنين نبود كه جهاد و جنگ براي زنان روا نيست، در هر لحظه هزار جان فداي جانان مي كردم، هر ساعت هزار شهادت را مي طلبيدم.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 21 آبان 1393  ] [ 11:43 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

 


نامگذاري حضرت زينب از طرف خداوند


 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

هنگامي كه زينب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش اميرالمؤمنين (ع) آورده و گفت: اين نوزاد را نامگذاري كنيد!

حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمي افتم.

در اين ايام حضرت رسول اكرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤمنين علي (ع) به آن حضرت عرض كرد: نامي را براي نوزاد انتخاب كنيد.

رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمي گيرم.

در اين هنگام جبرئيل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص) ابلاغ كرده و گفت:

نام اين نوزاد را «زينب» بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براي او بر برگزيده است.

بعد مصايب و مشكلاتي را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم (ص) گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسي است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 21 آبان 1393  ] [ 11:39 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

 
 
** برای دانلود نوحه مورد نظر بروی ان کلیک کنید
 
 
رديف عنوان  
  1 آروم آروم اشکام ميريزه    
  2 آقام آقام آقام حسين    
  3 آقام رو زمينه ولي کفن نداره    
  4 آمد به سويم جانباز کويم    
  5 ابرخونين سايه بان توست    
  ارباب من حسين (ع)    
  7 از خون وضو گرفتم    
  8 اشک بيقراري    
  9 اکبر از پيشم خرامان ميرود    
  10 السلام علي الحسين    
  11 امير لشگرم عباس (ع)    
  12 انيس دل زار من    
  13 اي پادشه بي سر    
  14 اي دلنوازم    
  15 اي سپه دار من    
  16 اي گل پرپر اصغر    
  17 اي نور ديده    
  18 اين دل تنگم غصه ها دارد    
  19 بارون اشکام ميباره برات    
  20 بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي کربلا    
  21 بردن اسم قشنگ به همه دنيا مي ارزه    
  22 بزم روضه خوني    
  23 بگير اين طفلک شش ماهه اصغر    
  24 به خدا بدون تو مولا مي ميريم    
  25 بود و نبودم يا حسين    
 

برای ظهور مولامون بخانیم دعای فرج


ادامه مطلب

[ سه شنبه 20 آبان 1393  ] [ 10:16 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 3 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

این وبلاگ از دهه اول محرم کار خود را اغاز کرده و مطالب اون درباره محرم عزاداری ایثار امام و یارانش و پاسخگویی به شبهات میباشد
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 67458 نفر
كل مطالب : 227 عدد
تعداد نظرات : 59 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 9 آبان 1393  عدد
آخرین بروز رسانی : جمعه 1 آبان 1394 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا