ثـــــــــــار الله

باران، فکر می کردم آنقدر مصیبت آقایمان اباعبدالله (ع) و یارانشان برایت عظیم است، که شبهای دهه اول حسابی می باری!

باران، فکر می کردم می باری به جبران ظهر داغ و سوزان کربلای سال 61 هجری! به جبران اشکهایی که برای علی اصغر و علی اکبر و عباس و زینب و رقیه نباریدی! فکر کردم می باری، تا علی اصغرهای ما تشنه نمانند! 

باران، من نمی دانم، اما شاید همان سال که در کربلا تابستان بود، در آن طرف زمین که زمستان بود، آنقدر باریدی و باریدی که سیل جاری شد!

اما این را خوب می دانم که بعداً در کربلا آنقدر باریدی که آن سرزمین خشک و بی آب و علف را به یمن حضور اباعبدالله (ع) و یارانشان، تبدیل به "شهر کربلا" کردی!

اما بیا و به خاطر ماه خون اباعبدالله (ع)، به حرمت علی اصغر 6ماهه و رقیه 3ساله، بر ما رحمی کن و بر ما ببار.




[ سه شنبه 18 آذر 1393  ] [ 04:20 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ از دهه اول محرم کار خود را اغاز کرده و مطالب اون درباره محرم عزاداری ایثار امام و یارانش و پاسخگویی به شبهات میباشد
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 67481 نفر
كل مطالب : 227 عدد
تعداد نظرات : 59 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 9 آبان 1393  عدد
آخرین بروز رسانی : جمعه 1 آبان 1394 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا