فضیلت خواندن سوره توبه

تفسير نمونه ج : 7 - ص : 274
-------------------------
- فضيلت و سازندگي اين سوره
در روايات اسلامي اهميت خاصي به تلاوت اين سوره و سوره انفال ، داده شده است ، از جمله در روايتي از امام صادق (عليه السلام) مي خوانيم كه فرمود : من قرأ برائة و الانفال في كل شهر لم يدخله نفاق ابدا و كان من شيعة امير المؤمنين حقا : كسي كه سوره برائت و انفال را در هر ماه بخواند روح نفاق در او داخل نمي شود و از پيروان راستين علي (عليه السلام) خواهد بود .
بارها گفته ايم اهميت فوق العاده اي كه در روايات به خواندن سوره هاي مختلف داده شده نه به اين معني است كه خواندن بدون انديشه و عمل سبب ميشود كه به طرز خارق العاده اي اين آثار آشكار شود ، و في المثل كسي كه الفاظ برائت و انفال را بدون كمترين فهم معني آنها بخواند از نفاق بيگانه و در صف شيعيان راستين قرار خواهد گرفت ، بلكه اينها در حقيقت اشاره به محتواي سوره و اثر سازنده آن در تربيت فرد و اجتماع است ، كه آنهم بدون فهم معني و آمادگي براي عمل ممكن نيست ، و از آنجا كه صفوف مؤمنان راستين و منافقان و خطوط اصلي زندگي آنان در اين دو سوره به طرز واضحي مشخص شده ، و براي آنها كه مرد عملند نه سخن ، راه را كاملا روشن ساخته است ، بنابر اين تلاوت آنها به ضميمه فهم محتوا و پياده كردن آن در زندگي ، اين اثر فوق العاده را دارد و آنها كه به قرآن و آيات نورانيش همانند يك افسون مي نگرند در حقيقت از روح اين كتاب تربيتي و انسان ساز بيگانه اند .
تفسير نمونه ج : 7 - ص : 275
-------------------------
اهميت نكات مختلفي كه در اين سوره به آن اشاره شده بقدري زياد است كه از پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) نقل شده كه فرمود سوره برائت و توحيد با هفتاد هزار صف از صفوف ملائكه بر من نازل گرديد و هر كدام اهميت اين دو سوره را توصيه مي كردند !
- يك واقعيت تاريخي كه بعضي سعي دارند آنرا بپوشانند
تقريبا تمام مفسران و مورخان اتفاق نظر دارند كه هنگامي كه اين سوره - يا آيات نخستين آن - نازل شد و پيمانهائي را كه مشركان با پيامبر اسلام (صلي الله عليهوآلهوسلّم) داشتند لغو كرد پيامبر اسلام (صلي الله عليهوآلهوسلّم) براي ابلاغ اين فرمان آنرا به ابو بكر داد تا در موقع حج در مكه براي عموم مردم بخواند سپس آنرا گرفت و به علي (عليه السلام) داد و علي (عليه السلام) مامور ابلاغ آن گرديد و در مراسم حج بهمه مردم ابلاغ كرد گرچه جزئيات و شاخ و برگ آن را متفاوت نقل كرده اند ولي توجه به چند نكته زير مي تواند حقيقتي را براي ما روشن سازد :
- احمد حنبل پيشواي معروف اهل سنت در كتاب مسند خود از ابن عباس چنين نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) فلان شخص را ( منظور ابو بكر است كه از روايات آينده روشن مي شود ) فرستاد و سوره توبه را به او داد ( تا به مردم به هنگام حج ابلاغ كند ) سپس علي (عليه السلام) را به دنبال او فرستاد و آن را از او گرفت و فرمود لا يذهب بها الا رجل مني و انا منه : ابلاغ اين سوره تنها به وسيله كسي بايد باشد كه او از من است و من از اويم .
- و نيز در همان كتاب از انس بن مالك نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) سوره برائت را با ابو بكر فرستاد اما هنگامي كه به ذي الحليفه ( نام ديگرش مسجد شجره است كه در يك فرسخي مدينه قرار دارد ) رسيد فرمود :
تفسير نمونه ج : 7 - ص : 276
-------------------------
لا يبلغها الا انا او رجل من اهل بيتي فبعث بها مع علي : اين سوره را جز خودم يا كسي كه از خاندان من است نبايد ابلاغ كند .
سپس آنرا با علي (عليه السلام) فرستاد .
- و نيز در همان كتاب به سند ديگر از علي (عليه السلام) نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) هنگامي كه سوره برائت را با او فرستاد علي (عليه السلام) عرض كرد اي پيامبر خدا ! من خطيب و سخنور نيستم ، پيامبر فرمود چاره اي جز اين نيست ، كه يا من آنرا بايد ببرم يا تو ، علي (عليه السلام) گفت : اكنون كه چنين است من مي برم ، پيغمبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) فرمود : انطلق فان الله يثبت لسانك و يهدي قلبك : برو كه خداوند زبان تو را ثابت مي دارد و قلب تو را هدايت مي كند سپس پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) دستش را بر دهان علي (عليه السلام) گذارد ( تا به بركت آن زبانش گويا و فصيح گردد ) .
- نسائي پيشواي مشهور اهل سنت در كتاب خصائص از زيد بن سبيع از علي (عليه السلام) چنين نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) سوره برائت را با ابو بكر به سوي اهل مكه فرستاد ، سپس او ( علي (عليه السلام) را به دنبال وي فرستاد و گفت نامه را از او بگير و به سوي مكه برو ، علي (عليه السلام) در راه به ابو بكر رسيد و نامه از او گرفت ، ابو بكر محزون بازگشت و به پيامبر عرض كرد : انزل في شي ؟ آيا در باره من آيه اي نازل شده ؟ ( كه مرا از اين كار عزل كردي ) پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) فرمود نه ، الا اني امرت ان ابلغه انا او رجل من اهل بيتي : من مامور شدم كه يا خودم آنرا ابلاغ كنم يا مردي از خاندانم آنرا ابلاغ كند .
- و نيز به سند ديگر از عبد الله ابن ارقم چنين نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) سوره برائت را با ابو بكر فرستاد ، هنگامي كه قسمتي از راه را پيمود ،
تفسير نمونه ج : 7 - ص : 277
-------------------------
علي را فرستاد و سوره را از او گرفت و آنرا با خود ( به مكه ) برد و ابو بكر در دل يك نوع ناراحتي احساس كرد ( و خدمت پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) آمد ) پيامبر فرمود : لا يؤدي عني الا انا او رجل مني .
- دانشمند معروف ابن كثير در تفسير خود از احمد حنبل از حنش از علي (عليه السلام) چنين نقل مي كند ، هنگامي كه ده آيه از سوره برائت بر پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) نازل شد ، ابو بكر را خواند و او را براي تلاوت اين آيات براي اهل مكه مبعوث نمود ، سپس به دنبال من فرستاد ، و فرمود به دنبال ابو بكر برو و هر كجا به او رسيدي نامه را از او بگير ... ابو بكر به سوي پيامبر بازگشت ، و پرسيد آيا در باره من چيزي نازل شده ، پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) فرمود نه ، و لكن جبرئيل جائني فقال لن يؤدي الا انت او رجل منك .
- عين همين مضمون را ابن كثير از زيد بن يسيغ نقل كرده است .
- و نيز همان دانشمند اهل سنت اين حديث را به سند ديگر از ابو جعفر محمد بن علي بن حسين بن علي ( امام باقر ) (عليه السلام) ، در تفسير خود آورده است .
- علامه ابن اثير دانشمند ديگر اهل سنت در جامع الاصول از ترمذي از انس بن مالك چنين نقل كرده است ، كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) سوره برائت را با ابو بكر فرستاد ، سپس او را خواست و فرمود : لا ينبغي لاحد ان يبلغ هذه الا رجل من اهلي ، فدعا عليا فاعطاه اياه : براي هيچ كس سزاوار نيست كه اين سوره را ابلاغ كند مگر مردي از خاندانم ، سپس علي (عليه السلام) را خواست و سوره را به او داد .
تفسير نمونه ج : 7 - ص : 278
-------------------------
- محب الدين طبري اهل سنت در كتاب ذخائر العقبي از ابو سعيد يا ابو هريرة چنين نقل مي كند : رسول الله (صلي الله عليهوآلهوسلّم) ابو بكر را مامور نظارت بر امر حج كرد هنگامي كه به سرزمين ضجنان رسيد ، صداي شتر علي (عليه السلام) را شنيد ، و آنرا شناخت ، و به سراغ او آمده و گفت براي چه آمدي ؟ گفت خير است ، پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) سوره برائت را با من فرستاده است ، هنگامي كه ابو بكر بازگشت ( و از تغيير اين رسالت اظهار نگراني كرد ) پيامبر فرمود : لا يبلغ عني غيري او رجل مني يعني عليا : هيچ كس جز خودم نبايد از طرف من ابلاغ كند ، مگر كسي كه از من است ، منظورش علي (عليه السلام) بود .
در روايات ديگر تصريح شده كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) شتر مخصوص خود را به علي سپرد تا بر آن سوار شود و به مكه برود و اين دعوت را ابلاغ كند ، در وسط راه هنگامي كه ابو بكر صداي شتر را شنيد شناخت .
اين حديث با آنچه در بالا ذكر شد ، در واقع يك مطلب را مي رساند ، و آن اينكه شتر ، شتر مخصوص پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) بود كه در آن موقع در اختيار علي (عليه السلام) قرار داده بود ، زيرا ماموريت او ماموريت مهمي بود .
در بسياري ديگر از كتب معروف اهل سنت اين حديث گاهي به صورت مسند ، و گاهي به صورت مرسل نقل شده است ، و از احاديثي است كه هيچ كس در اصل آن ايرادي ندارد .
مطابق بعضي از روايات كه از طرق اهل تسنن وارد شده ابو بكر پس از آنكه از منصب ابلاغ اين آيات عزل شد ، به عنوان امير الحاج به مكه آمد ، و بر امر حج نظارت داشت .

توضيح و بررسي :
اين حديث به روشني فضيلت بزرگي را براي علي (عليه السلام) اثبات مي كند ،
تفسير نمونه ج : 7 - ص : 279
-------------------------
ولي متاسفانه مانند ساير احاديثي كه از اينگونه است ، مورد بي مهري قرار گرفته ، و جمعي تلاش و كوشش مي كنند آنرا يا به كلي از ارزش بياندازند ، و يا از اهميت آن بكاهند ، و براي اين كار راههائي انتخاب كرده اند ! .
- گاهي مانند ، نويسنده المنار از ميان احاديث مربوط به اين قسمت ، تنها آن احاديثي را انتخاب كرده اند كه در باره نظارت ابو بكر بر مراسم حج سخن مي گويد ، ولي در باره گرفتن سوره برائت از او و گفتاري كه پيغمبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) در باره علي (عليه السلام) فرمود سكوت اختيار كرده اند ! .
در حالي كه سكوت قسمتي از احاديث از اين موضوع دليل بر آن نمي شود كه آن همه احاديث را كه در اين باره بحث مي كند ناديده بگيرند ، روش تحقيقي ايجاب مي كند كه همه احاديث را مورد توجه قرار دهند ، هر چند بر خلاف ميل و پيشداوريهاي آنها باشد .
- زمان ديگري به تضعيف سند بعضي از احاديث مانند حديثي كه به سماك و حنش منتهي مي شود ، پرداخته اند .
( همانند همان مفسر مذكور ) .
در حالي كه اين حديث يك طريق و دو طريق ندارد ، و راوي آن منحصر به سماك و حنش نيست ، بلكه به طرق متعدد در كتب معتبر آنان آمده است .
- و زماني به توجيه هاي شگفت انگيزي در باره متن حديث پرداخته اند ، مثل اينكه گفته اند اگر پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) ماموريت ابلاغ سوره را به علي (عليه السلام) داد ، به خاطر اين بوده كه بنا به عادت عرب لغو پيمانها بايد به وسيله خود شخص يا يكي از خاندان او ابلاغ گردد .
در حالي كه اولا در طرق متعددي تصريح شده كه پيغمبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) فرمود جبرئيل براي من اين دستور را آورده ، و يا چنين ماموريتي پيدا كرده ام .
ثانيا در بعضي از طرق اين احاديث كه در بالا ذكر شد مي خوانيم كه پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم)
تفسير نمونه ج : 7 - ص : 280
-------------------------
به علي (عليه السلام) فرمود ، اگر تو اين كار را نكني من خودم بايد اقدام به اين كار كنم مگر عباس عموي پيغمبر يا يكي ديگر از بستگان او در ميان مسلمانان وجود نداشتند كه اگر علي (عليه السلام) نرود بايد شخص پيامبر (صلي الله عليهوآلهوسلّم) اقدام به اين كار كند .
ثالثا براي اصل اين موضوع كه عادت عرب چنين بوده است هيچ گونه مدركي ذكر نكرده اند ، و چنين به نظر مي رسد كه حدس و تخمين و گماني براي توجيه حديث فوق ، طبق ميل خود بوده است .
رابعا در بعضي از طرق معتبر اين حديث جمله لا يذهب بها الا رجل مني و انا منه يا مانند آن آمده است كه نشان مي دهد پيامبر علي (عليه السلام) را همچون خودش و خويش را همچون او مي دانست ( همان مضموني كه در آيه مباهله آمده است ) .
از آنچه در بالا آورديم چنين نتيجه مي گيريم كه اگر تعصبها و پيشداوريها را كنار بگذاريم پيامبر با اين كار برتر بودن مقام علي (عليه السلام) را از همه صحابه مشخص ساخته است ، ان هذا الا بلاغ


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:55 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

ماجراي خاکسپاري امام حسن ع

ماجراي خاکسپاري امام حسن ع  
مظلوميت امام در جريان دفن آن حضرت بيشتر جلب توجه مي‌کند هنگامي که اهل بيت مي‌خواستند بر طبق وصيت آن حضرت او را کنار قبر پيامبر ص دفن کنند، قدّاره بندان بني اميه همراه با يکي از همسران رسول خدا ص عائشه ـ که بارها در مواقع حساس و سرنوشت ساز رو در روي اهل بيت قرار گرفته و جريان حوادث را به نفع افکار نفاق آميز و کانون مخالفت‌هاي پنهاني و موذيانه ضد اسلام از مسير اصلي خود منحرف کرده بود ـ به مخالفت برخاستند، در اين ميان مروان بن حکم ـ رانده شده رسول الله ص ـ از ميان آشوب گران فرياد برآورد: در حالي که عثمان در دورترين نقطه بقيع بخاک سپرده شد گمان مي‌کنيد که اجازه مي‌دهم حسن بن علي(عليهماالسلام) در خانه رسول خدا ص دفن شود؟!!
پيشتاز آشوب، سوار بر قاطر، ادّعاي مالکيت خانه را از طريق ارث نموده و ممانعت خود را تا پاي جان از دفن امام در آرامگاه رسول خدا ص اعلان مي‌داشت در صورتي که از خود يکي از روايت کنندگان نحن معاشر الانبياء لاتورّث بود!!
پس از اين کشمکش‌ها ـ که داستان تأسف انگيزي دارد ـ بالاخره شهيد مظلوم را در بقيع به خاک سپردند، شهادت امام احتمالاً بين سالهاي 49 و 51 اتّفاق افتاده است.
برگرفته از مقاله رسول جعفريان، اسوه‌هاي بشريت (2) امام حسن مجتبي ع


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:46 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

شهيد محمد حسيني خادم

با مناجات و دعا و نماز دلت را آرام كن و بدان كه هرگاه خدا را بخواني صدايت را مي شنود. شهيد محمد حسيني خادم

 به پسر ها مي گفت شيعيان حسين، و به ما شيعيان زهرا . کنارهم که بوديم ، مهم نبود که پسر است کي دختر . يک دکتر مصطفي مي شناختيم که پدر همه مان بود، و يه دشمن که مي خواستيم پدرش را در بياوريم.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:40 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

شهيد سيف الله روستازاده

بايد کلمه عشق را در صحنه عاشورا يافت. چگونگي پيوستن وبرگشتن عاشق به حضور معشوق، عشقي که دل را روانه باري تعالي کرده و فکر دنيوي را سلب مي کند. حسين(ع) اين عاشق بزرگ و مظهرعشق چگونگي اين امر را به ما رهروان حق آموخت. شهيد سيف الله روستازاده

 كافي بود كسي را يكبار در نماز با توجه ببيند ، وقتي دو نفر به او مي رسيدند يكي آهسته به ديگري مي گفت:آدم قابل اعتمادي نيست، بايد مواظب حرف زدنمان باشيم و او با تعجب مي پرسيد:چطور؟
گوينده توضيح مي داد:هر چه بشود مي رود به خدا مي گويد. يك سره با خدا در حال حرف زدن است!

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:35 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

گريه امام حسن ع از عذاب الهي

گريه امام حسن ع از عذاب الهي   
هنگامي كه امام حسن ع در ساعات آخر عمر، قرار گرفت گريه مي كرد، يكي از حاضران گفت : (اي پسر رسول خدا! با اينكه در محضر خدا داراي مقام ارجمندي هستي ، و آن حضرت در شاءن و مقام تو، سخن بسيار فرموده ، و بيست بار پياده از مدينه به مكه براي انجام حج رفتي و سه بار همه اموال خود را به فقير دادي ، در عين حال گريه مي كني ؟) (تو بايد شادان باشي كه با آنهمه مقامات ارجمند، از دنيا مي روي نه گريان )
امام حسن ع فرمود:
انما ابكي لحصلتين : (بدان كه گريه ام براي دو موضوع است )
لهول المطلع و فراق الاحبة
(براي وحشت روز قيام كه هر كس به اطراف مي نگرد، تا از اوضاع اطلاع يابد، و براي جدايي از دوستان ) ( امالي صدوق ، مجلس 39، حديث 9)

داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم عليهم السلام
نوشته : محمد محمدي اشتهاردي


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:34 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

شهيد محمد قلى روز فراخ


 بايد جوان ها را تشويق كرد كه راه خدمت به اسلام و انقلاب را ادامه دهند و هيچ وقت از قرآن و دستوراتش فاصله نگيرند. شهيد محمد قلى روز فراخ

 مراد که از مرخصي برگشت دمغ بود . کلي سين جيمش کردم تا گفت . يعني نگفت ، کارنامه اش را نشانم داد . از بالا تا پايين بيست بود و نوزده ، فقط عربي اش آن وسط دهن کجي مي کرد ، هفت .
... نشسته بود کنار چند تا اسير عراقي و دست و پا شکسته باهاشان حرف مي زد ، دهنم باز ماند گفتند يک ماهه کارش همينه ، مياد مي شينه با هاشون اختلاط مي کنه تا عربي اش خوب بشه .

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:28 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

گزيده اي از احاديث امام حسن مجتبی ع

گزيده اي از احاديث امام حسن مجتبی ع
* قالَ: مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ، إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ.( بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21)
فرمود: كسي كه قرآن را با دقّت قرائت نمايد، در پايان آن اگر مصلحت باشد دعايش سريع مستجاب خواهد شد و اگر مصلحت نباشد در آينده مستجاب مي گردد.
* قالَ: مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.( كلمه الإمام الحسن ع : ص 209)
فرمود: كسي كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بي اعتناء باشد، مروّت و جوانمرديش فاسد گشته است.
* قالَ

: إنّ الْحِلْمَ زينَهٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّهٌ، وَالْعَجَلهَ سَفَهٌ.( كلمه الإمام الحسن ع : ص 198)
فرمود: صبر و شكيبائي زينت شخص، وفاي به عهد علامت جوانمردي، و عجله و شتابزدگي (در كارها بدون انديشه) دليل بي خردي مي باشد.
* قالَ
: غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعامِ يُنْفِي الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِي الْهَمَّ.( كلمه الإمام الحسن ع: ص 46)
فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستي را مي زدايد و بعد از آن ناراحتي ها و آفات را از بين مي برد.
* قالَ: أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَهَ.( بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4)
فرمود: از علائم پستي شخص، شكر نكردن از ولي نعمت است.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 تیر 1392  ] [ 02:22 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

اسرار نام های حضرت فاطمه (س)

اسرار نام های حضرت فاطمه (س)

حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

به گزارش ایسنا حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:

رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.) و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

صدیقه :

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:

امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:

زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

مرضیه:

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش).

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

محدثه:

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:

امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)

حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت

ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.

حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 تیر 1392  ] [ 06:30 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

مذاهب و فرقه های اهل سنت کدامند ؟

مذاهب و فرقه های اهل سنت کدامند ؟

مذاهب اهل سنت از نظر فقهی عبارتنداز :
حنفیه که مقلدان نعمان بن ثابت معروف به ابوحنیفه (متولد سال 80 و متوفّای سال 151ه ق) می‏باشند. ابوحنیفه فردی ایرانی است که امام اعظم اهل سنت به شمار می‏رود. درجامعه تسنن، بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و خلفای راشدین و حسنین علیهما السلام هیچ‏کس به اندازه ابوحنیفه محترم نیست. پیروانش در ایران بسیار اندکند.
مالکیه که پیروان مالک بن انس (متولد سال 95 و متوفّای سال 179ه ق) می‏باشند. مالک، عرب قحطانی است. بلاد مغرب غالباً پیرو مالک بن انس می‏باشند.
شافعیه که پیروان محمدبن ادریس شافعی (متولد سال 151 و متوفای سال 204 ه ق) می‏باشند. شافعی عرب قرشی است و از نظر کثرت پیروان مانند ابوحنیفه است و شاید بیش از او پیرو داشته باشد.
حنابله که پیروان احمدبن حنبل (متوفای سال 241 ه ق) می‏باشند. احمد از لحاظ نژاد عرب است، ولی ظاهراً خاندانش در ایران (مرو) می‏زیسته‏اند.

از نظر اعتقادی نیز اهل سنت به فرقه‏های زیر تقسیم می‏شوند:
اشاعره ( جبریون ) که اکثریت اهل سنت و پیروان ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری هستند.
اهل حدیث که پیروان احمدبن حنبل می‏باشند.
معتزله ( اختیاریون) که پیروان واصل بن عطا هستند.
ماتریدیه که پیروان ابو منصور ماتریدی سمرقندی هستند و شامل بسیاری از حنفی های شرق جهان اسلام میشوند.
لازم به ذکر است که مذاهب فقهی اهل‏سنت از قرن چهار منحصر به این چهار مذهب شد ولی قبل از آن بیش از چهل مذهب فقهی در میان اهل‏سنت مطرح بود که به علل گوناگونی از جمله کاهش اختلافات، تنها چهار مذهب فقهی و از نظر کلامی نیز فقط مذهب اشعری به رسمیت شناخته شد و این موضوع موجب منقرض شدن سایر مذاهب اعتقادی و فقهی دیگر گشت.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 تیر 1392  ] [ 02:23 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

معجزات پيامبر اسلام

آنگونه كه از آيات قرآن استفاده مى شود (بقره ، 151 و.. .) كار اصلى انبيا ، تعليم و تربيت مردم بوده است و پيامبراكرم نيز در همين راستا افرادى را تربيت كردند كه در صدر اين تربيت يافتگان ، اميرمؤمنان على(عليه السلام) را مى بينيم ، ايشان در كمالات ، به سرحدّ كمال رسيده ، و معصوم نيز بودند ; بنابراين از اين جهت مى توان ايشان را نيز يكى از معجزات پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) دانست .
ليست تعدادى از آيه هاى شريفى كه به نحوى ، ارتباط به معجزات پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) دارد ، ضميمه پرسش شما گرديد .
1 . شق القمر : تفسير أحسن الحديث ، ج 10 ، ص 437 ، آيه يك از سوره القمر
2 . درخواست معجزه از حضرت ، از سوى مشركان : تفسير التحرير ، ج 8 ، ص 5 ، آيه صدويازده از سوره انعام
3 . معجزات محمد(صلى الله عليه وآله) : تفسير التحرير ، ج 12 ، ص 200 ، آيه يك از سوره يوسف
4 . معجزه حضرت در غزوه بدر : تفسير جامع البيان ، ج 9 ، ص 189 ، آيه نُه از سوره انفال
5 . درخواست معجزه از حضرت ، از سوى قريش : تفسير الجديد ، ج 4 ، ص 128 ، آيه سى از سوره الرعد
6 . درخواست معجزه از حضرت ، از سوى يهود : تفسير حجةُ التفاسير ، ج 1 ، ص 321 ، آيه صدوهشتادوسه از سوره آل عمران
7 . درخواست معجزه اقتراحى از حضرت : تفسير حجةُ التفاسير ، ج 2 ، ص 220 ، آيه صدونُه از سوره انعام
8 . برترين معجزه حضرت بر معجزه موسى : تفسير فخر رازى ، ج 3 ، ص 97 ، آيه شصت از سوره بقره
9 . اِعجاز حضرت در پيشگويى پيروزى مسلمانان : تفسير فخر رازى ، ج 4 ، ص 95 ، آيه صدوسى وهفت از سوره بقره
10 . معجزه حضرت در تأليف قلوب : تفسير فخر رازى ، ج 15 ، ص 189 ، آيه شصت وسه از سوره انفال
11 . قصّه بركت غذا به معجزه حضرت : تفسير كشف الأسرار ، ج 3 ، ص 694 ، آيه نودوشش از سوره اعراف
12 . اعجاز حضرت : تفسير كشف الأسرار ، ج 4 ، ص 47 ، آيه سى وهشت از سوره انفال
13 . مقايسه معجزه صالح با معجزات حضرت : تفسير فخر رازى ، ج 29 ، ص 52 ، آيه بيست وهفت از سوره نجم
14 . معجزات پيشنهادى قريش به حضرت : تفسير كشف الأسرار ، ج 5 ، ص 200 ، آيه سى ويك از سوره رعد
15 . معجزات پيشنهادى مشركان به حضرت : تفسير كشف الأسرار ، ج 5 ، ص 574 ، آيه پنجاه ونُه از سوره اسراء
16 . برترى معجزه حضرت بر معجزه ساير انبيا : تفسير كشف الأسرار ، ج 7 ، ص 39 ، آيه بيست از سوره فرقان
17 . معجزه حضرت در اخبار از قصّه موسى : تفسير كشف الأسرار ، ج 7 ، ص 319 ، آيه چهل وشش قصص
18 . معجزه حضرت در إخبار از اَصحاب كهف : تفسير المراء ، ج 15 ، ص 138 ، آيه بيست وپنج از سوره اسراء
19 . معجزات حضرت در خندق : تفسير المنير ، ج 21 ، ص 281 ، آيه نُه از سوره احزاب

پاورقي ها:
1 . ر .ك : پيام قرآن ، مكارم شيرازى ، ج 7 ، ص 265 ـ 275 ، نشر مدرسه امام على بن
2 . ر .ك : الميزان ، علامه طباطبايى ، ج 19 ، ص 57 ـ 62 ، مؤسسه اعلمى للمطبوعات .
3 . ر .ك : الميزان ، ج 13 ، ص 32 ، همان ـ مجمع البيان ، علامه طبرسى ، ج 6 ، ص


ادامه مطلب


[ شنبه 29 تیر 1392  ] [ 01:53 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]