فضیلت نماز فرشتگان برای زوّار امام حسین (علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) فرمود : ( خداوند تعالی هفتاد هزار فرشته ی ژولیده و غبار آلود بر قبر حسین (علیه السلام) گمارد که تا روز قیامت بر آن حضرت گریه می کنند و نزد آن قبر ، نماز می خوانند ، یک نماز از نمازهای یکی از آنها ، برابر هزار نماز از نمازهای آدمیان است که ثواب و اجر نمازشان برای زائر قبر آن حضرت (علیه السلام) می باشد). کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) ترجمه امیر وکیلیان صفحه 273


ادامه مطلب


[ سه شنبه 28 بهمن 1393  ] [ 04:42 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

زیارت امام حسین (علیه السلام) برترین کار می باشد

ابوخدیجه گفت : ( از امام صادق (علیه السلام) درباره ی زیارت قبر حسین (علیه السلام) سؤال کردم ، حضرت فرمود : آن ، برترین کار می باشد. کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) ترجمه امیر وکیلیان صفحه 332

امام صادق (علیه السلام) فرمود : از محبوبترین اعمال نزد خداوند متعال زیارت قبر حسین (علیه السلام) است و افضل اعمال نزد خداوند ، شاد کردن مؤمن است ؛ و نزدیکترین حالات بنده به خداوند متعال در حالی است که او ساجد و گریان است. کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) ترجمه امیر وکیلیان صفحه 333


ادامه مطلب


[ سه شنبه 28 بهمن 1393  ] [ 04:40 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

کتابت قرآن توسط علی ع

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : ما نَزلَتْ عليهِ [علَى النّبيِّ صلى الله عليه و آله ]آيةٌ في ليلٍ و لا نهارٍ و لا سماءٍ و لا أرضٍ و لا دُنيا و لا آخِرَةٍ ... إلاّ أقرَأَنِيها و أمْلاها علَيَّ ، فكَتَبْتُها بيدِي ، و علَّمَني تأويلَها و تفسيرَها ، و ناسِخَها و مَنسوخَها ، و مُحكَمَها و مُتَشابِهَها ، و خاصَّها و عامَّها ، و أينَ نَزلَتْ ، و فيمَ نَزلَتْ إلى يومِ القيامةِ .

امام على عليه السلام : هيچ آيه اى، نه در شب و نه در روز، نه در آسمان و نه زمين ، نه درباره دنيا و نه درباره آخرت ... بر آن حضرت (پيامبر صلى الله عليه و آله ) نازل نشد، مگر اين كه آن را براى من خواند و به من املا كرد و من آن را به دست خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن [آيه] را و اين كه در كجا و درباره چه چيز تا روز قيامت نازل شده، همه را به من آموخت. تحف العقول : ۱۹۶ ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 284 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 28 بهمن 1393  ] [ 04:39 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

علم امام علی ع

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : و اللّه ِ، ما نَزلَتْ آيةٌ إلاّ و قَد علِمْتُ فِيمَ نَزَلت ، و أينَ نَزلَتْ ، و على مَن نَزلَتْ . إنّ ربّي وَهبَ لي قَلبا عَقولاً، و لسانا طَلْقا سَؤولاً .

امام على عليه السلام : به خدا قسم، هيچ آيه اى نازل نشد مگر آن كه من دانستم درباره چه چيز و در كجا و درباره چه كسى نازل شده است. پروردگارم به من دلى خردمند و زبانى گشاده و پرسشگر بخشيد. كنز العمّال : ۳۶۴۰۴ ،  میزان الحکمة جلد 1 صفحه 284


ادامه مطلب


[ سه شنبه 28 بهمن 1393  ] [ 04:38 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

شهادت یا رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله!؟

 
 
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ. آل عمران ایه ۱۴۴ 
محمد [ص‏] فقط فرستاده خداست‏؛ و پیش از او، فرستادگان دیگرى نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمى‏گردید؟ [و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟] و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند؛ و خداوند بزودى شاکران [و استقامت‏کنندگان‏] را پاداش خواهد داد.
 
 
یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمیشود. و معمولا میگویند رحلت حضرت رسول !!! قصد داریم در رابطه با کیفیت شهادت و قاتلین آن حضرت صحبت کنیم: 
کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله: 
ابن سعد میگوید در روایتی آمده است: پیامبر ص مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است. (۱)
 
 
شیخ مفید میگوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. (۲)
 
 
علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند. (۳)
 
 
در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر ص در مدینه مسموم درگذشت.(۴)
 
 
شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت. (۵)
 
 
بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است. (۶)
 
 
حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که میگوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد. (۷)
 
 
ابن مسعود کشته شدن پیامبر در سنه ۱۱ هجری تایید و تاکید کرده است. (۸)
 
 
رسول خدا ص فرمود: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود. (۹) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود. (۱۰)
 
 
پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است. ولی چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده اند؟؟؟
 
  
زمان شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله
 
ظاهرا بیشترین فاصله ای را که بین فرمان حمله به شام به رهبری اسامه و شهادت حضرت رسول بیان شده است دو هفته است. (المغازی واقدی ج۱ص۱۲۶) به دلیل زیاد بودن روایات در این زمینه بنده به بیان مصادر کفایت میکنيم: الطبقات الکبری ابن سعد جلد دوم و سیره ابن هشام و انساب الاشراف جلد اول و عیون الاثر جلد دوم. 
در تمامی این مصادر فاصله ۱۲ الی ۱۴ روز فاصله بین دستور حمله به شام و شهادت بیان شده است. شهادت ایشان در سال ۱۱ هجری و در سن شصت و سه سالگی بوده است.
 
 
اولا:از آنجایی که حضرت رسول ص از شهادت قریب الوقوع خودشان در غدیر خبر داده بودند.
 
ثانیا:فاصله زمانی زیادی بین غدیر و دستور حمله به شام به رهبری اسامه نبوده است.
 
ثالثا: سرزمین شام در فاصله دوری از مدینه قرار داشت.
 
رابعا: در غدیر علی علیه السلام به عنوان جانشین معرفی شده بود.
 
 
عده‌اي از اطرافیان از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند تا بتوانند به طور سری به گونه ای که رسوا نشوند از دست پیامبر ص خلاص شوند و نقشه های شوم خود را در بعد از شهادت حضرت اجرا کنند.
 
 
اطرافيان:
 
روایت شده است: پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زنها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه دار بود. (الطبقات الکبری ج۲ص۲۳۵) 
در دو روایت بخاری و مسلم از قول يكي از زنان پيامبر(ص) آمده است: ما به رسول خدا در هنگام بیماری اش دارو دادیم پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید. 
گفتیم: (مسئله ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است. در بعضی روایات اینچنین آمده: (اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از دواست! 
اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت. (۱۱)
 
 
اولا: مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است ؟ مگر قرآن نفرموده: که پیامبر ص از روی هوی و هوس سخن نمیگوید ؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو (سم) را ندهند آن زن اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد ؟ انگار او نیز مانند فلاني خیال کرده بود که پیامبر ص نعوذبالله هذیان میگوید !!! آیا رسول خدا ص فایده دارو را نمی دانست و آنها میدانستند ؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمیداد و آنها تشخیص میدادند ؟
 
 
ثانیا: جمله آخر حضرت (همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند) اشاره به این دارد حضرت میدانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که میخواستند توسط آن حضرت را بکشند. لهذا منظور حضرت اینچنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان میدانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.
 
 
در الطب النبوی ابن جوزی ج۱ص۶۶ میگوید: به او دوا خوراندند در حالیکه بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود: چه کسی با من چنین کرد. این کار زنهائی است که از آنجا آمده اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد. و در روایات صحیح آمده که دو تن از زنان پيامبر(ص) حبشی بودند.
 
 
این یک افشاگری از سوی رسول خداست که او را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم میخوراندند مسموم کرده اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشیها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده اند.
 
 
عبدالصمد بن بشیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آنحضرت فرمود: میدانید پیامبر ص درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا میفرماید: (اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.) او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن به او سم نوشاندند. (۱۲)
 
 
 
________________________________________
اسناد: 
۱-المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص۶ 
۲-المقنعه شیخ مفید ص۴۵۶ و منتهی المطلب حلی ج۲ص۸۸۷ 
۳-منتهی المطلب حلی ج۲ ص۸۸۷ 
۴-جامع الرواه محمد علی اردبیلی ج۲ص۴۶۳ 
۵-تهذیب الاحکام ج۶ص۱ و بحار الانوار ج۲۲ص۵۱۴ 
۶-السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج۴ص۴۴۹ 
۷-المستدرک. ج۳ص۶۰ 
۸-السیره نبویه ابن کثیر ج۴ص۴۴۹ و البدایه و النهایه ج۶ص۳۱۷و۳۲۲ 
۹-بصائر الدرجات ص۱۴۸و بحارالانوار ج۱۷ص۴۰۵و ج۴۰ص۱۳۹ 
۱۰-کفایه الاثر-خراز قمی ص ۱۶۲ و وسائل الشیعه ج۱۴ص۲ و بحارالانوار ج۴۵ص۱ و من لایحضره الفقیه ج۴ص۱۷ 
۱۱-صحیح البخاری ج۷ص۱۷ و ج۸ص۴۰ و صحیح مسلم ج۷ ص ۲۴و۱۹۴- تاریخ طبری ج۲ص۴۳۸ 
۱۲-تفسیرالعیاشی ج۱ص۲۰۰ و بحارالانوار ج۲۲ص۵۱۶وج۲۸ص۲۱

ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 12:05 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

قدیمی ترین عکسها از حرم امام علی بن موسی الرضا علیه السلام


ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 12:04 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

پنجره فولاد...


ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 12:04 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

روضه های گوهرشاد

 
 


ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده
سوختم از عطش و چشم به دریا مانده

باز دلتنگ جوادم که در این شهر غریب
به دلم حسرت یک گفتن بابا مانده

دست و پا می زنم امّا جگرم می سوزد
به لب سوخته ام روضه ی زهرا مانده

جان به لب می شوم و کرب و بلا می بینم
که لب کودکی از فرط عطش وا مانده

مادرشچشم به راهست که آبش بدهند
وای از حرمله آنجا به تماشا مانده

شعله ور می شوم از زهر و حرم می بینم
که در آتش دو سه تا دختر نوپا مانده

دختری می دود و دامن او می سوزد
ردّ یک پنجه ولی بر رخ او جا مانده

این طرف غارت و سیلی  نگاه بی شرم
آن طرف بر نوک نیزه سر سقّا مانده

حسن لطفی


ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 12:03 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

شیعیان در زمان ظهور

 

امام سجّاد عليه السلام:
إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللّهُ عَن شيعَتِنَا العاهَةَ و جَعَلَ قُلوبَهُم كزُبَرِ الحَديدِ؛
آنگاه كه قائم ما قيام كند، خدا آفت را از شيعيان ما بزدايد و دل‌هایشان را چون پاره‌های آهن [استوار] سازد.

 

--------------------------------------------------------
الخصال ، ج ۲ ، ص ۵۴۱ / آينه يادها، ص


ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 12:03 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

تراویح سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یا بدعت عمر؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد رسول الله

علی ولی الله

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

السلام علیک یا مهدی صاحب الزمان

خدایا اگر در ایام سپری شده شعبان ما را نیامرزیدی در باقی مانده آن ما را بیامرز.

ماه ضیافت پروردگار عالم برای مومنان نزدیک است و انتظار مومنان به سر آمد. یکی از اعمال ماه رمضان نوافل ماه رمضان هست که خوانده می شود که در نزد شیعه اثنی عشری به این نام معروف و در نزد اهل سنت به نماز تراویح معروف است.

از وقتی که خلافت الهی امیرالمومنین امام علی علیه السلام غصب شد جامعه اسلامی از مسیر مستقیم خود خارج شد و بدعت ها در دین گذاشتند. یکی از این بدعت ها همین بدعت تراویح است که توسط خلیفه ی دوم مخالفین شیعه گذاشته شد و آنقدر مردم به این بدعت ها روی آوردند که زمانی که امیرالمومنین می خواستند این بدعت را از بین ببرند با مشکلات جدی رو به رو می شدند.

روایت معروف در این زمینه موجود هست که شیخ طوسى در تهذیب الاحکام از عمار از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که از ایشان در مورد خواندن نوافل ماه رمضان در مساجد سؤال شد و حضرت در پاسخ فرمودند:

 لمّا قدم امیرالمؤمنین(علیه السلام) الکوفة أمرالحسن بن علیّ(علیه السلام) أن ینادی فی الناس: «لاصلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة»، فنادى فی الناس الحسن بن علیّ بما أمره به أمیرالمؤمنین فلمّا سمع الناس مقالة الحسن بن علیّ صاحوا: واعمراه، واعمراه. فلمّا رجع الحسن إلى أمیرالمؤمنین قال له: ماهذا الصوت؟ فقال: یا أمیرالمؤمنین: الناس یصیحون: واعمراه، واعمراه، فقال أمیرالمؤمنین: قل لهم: صلّوا.

وقتى امیرالمؤمنین به کوفه آمد به حسن بن علی دستور داد تا در میان مردم ندا دهد: «در ماه رمضان نبایستى نماز نافله در مساجد به صورت جماعت خوانده شود». حسن بن على طبق فرمان امیرالمؤمنین را در میان مردم نداداد. هنگامى که مردم این پیام را شنیدند فریاد برآوردند: واعمرا، واعمرا. وقتى حسن بن على نزد امیرالمؤمنین بازگشت، امیرالمؤمنین به او فرمود: این صداها چیست؟ او عرض کرد: اى امیرالمؤمنین مردم فریاد مى‌زنند: «واعمراه، واعمرا» امیرالمؤمنین فرمود: به آنها بگو نماز را(به صورت جماعت) بخوانند.

منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج6، ص142.

خود شیخ طوسی رحمه الله علیه بعد از نقل این روایت گفتند امیرالمؤمنین خواندن نوافل را منع نکرد، بلکه خواندن آنها را به صورت جماعت منع کرد و وقتى دید این کار موجب فساد و فتنه مى‌شود، اجازه داد تا طبق عادتشان نوافل را به صورت جماعت بخوانند.

تهذیب الأحکام، ج3، باب فضل شهر رمضان، حدیث 30.

نکته ای که قابل تامل هست برادران اهل سنت به این روایت استناد می کنند از باب قاعده ی الزام که امیرالمومنین نماز تراویح را قبول داشتند و امر به خواندن کردند. در جواب گفته می شود که در روایت امیرالمومنین فرمودند قل لهم صلوا و با توجه به این عبارت لاصلاة فی شهر رمضان فی المساجد جماعة که دستور امیرالمومنین هست این نتیجه حاصل می شود که خود امیرالمومنین با آنها نماز نخوانده است و امیرالمومنین کسی است که هرگز سنت پیامبر را ترک نمی فرمودند و اگر خواندن نوافل به صورت جماعت سنت می بود امیرالمومنین نه تنها منع نمی فرمودند بلکه ترغیب هم می کردند، در نتیجه خواندن تروایح به جماعت سنت عمر بوده که در روایت مردم فریاد زدند واعمرا واعمرا. به قول خودش هذه النعمه البدعه.

روایت دیگر این که کلینى از زراره و محمد بن مسلم و فضیل روایت کرده که آنها از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) از جماعت خواندن نافله‌هاى شب ماه رمضان، سؤال کردند و آنها در پاسخ فرمودند:

انّ النبیّ کان إذا صلّى العشاء الآخرة انصرف إلى منزله ثمّ یخرج من آخر اللیل إلى المسجد فیقوم فیصلّی، فخرج فی اوّل لیلة من شهر رمضان لیصلّی کما کان یصلّی، فاصطف الناس خلفه فهرب منهم إلى بیته و ترکهم، ففعلوا ذلک ثلاث لیال، فقام(ص) فی الیوم الرابع على منبره، فحمداللّه‌ و أثنى علیه، ثمّ قال: أیّها الناس انّ الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة فی جماعة بدعة وصلاة الضحى بدعة، ألا فلاتجتمعوا لیلاً فی شهر رمضان لصلاة اللیل ولاتصلّوا صلاة الضحى، فانّ تلک معصیة ألا فانّ کل بدعة ضلالة و کلّ ضلالة سبیلها إلى النار ثمّ نزل وهو یقول: قلیل فی سنة خیر من کثیر فی بدعة.. الکافى، ج4، ص154.

چون پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نماز عشاء را مى‌خواند، به طرف منزلش رهسپار مى‌شد، آنگاه آخرشب به مسجد مى‌آمد تا نماز بخواند. در شب اوّل ماه رمضان از خانه بیرون آمد تا همچون گذشته نماز بخواند، مردم پشت سر او صف بستند تا با او نماز بخوانند. پیامبر که این صحنه را دید از آنها گریخت و به طرف خانه‌اش رفت. این حادثه سه شب تکرار شد. حضرت در روز چهارم، بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم! خواندن نمازهاى نافله شبهاى ماه رمضان به صورت جماعت، بدعت است. ونماز ضُحا بدعت است. در شب ماه رمضان براى اقامه نماز نافله شبهاى آن اجتماع نکنید و نماز ضُحا را نخوانید؛ زیرا این کار معصیت است. بدانید که هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد.» پیامبر پس از ایراد این سخنان از منبر پایین آمد، در حالى که مى‌فرمود: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد از عمل زیادى که بدعت باشد بهتر است.

نماز ضحا یک نماز مستحبی در میان اهل سنت هست که متاسفانه این نماز را می خوانند!

روایت دیگر در این زمینه که کلینی از عبید بن زراره از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود:

کان رسول اللّه‌ صلی الله علیه وآله وسلم یزید فی صلاته فی شهر رمضان اذا صلّى العتمة، صلّى بعدها، فیقوم الناس خلفه فیدخل و یدعهم، ثمّ یخرج إیضاً فیجیئون فیقومون خلفه، فیدعهم و یدخل مراراً؛ تهذیب الأحکام، ج3، ص69، باب فضیلت ماه رمضان، حدیث 29.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در ماه رمضان بعد از نماز عشا، زیاد نماز مى‌خواند. پس از نماز عشاء به نماز مى‌ایستاد و مردم پشت سر او مى‌ایستادند، ولى پیامبر آنها را رها کرده و به منزل خود باز مى‌گشت. سپس از خانه خارج مى‌شد تا به نماز بایستد، باز مردم مى‌آمدند و پشت سر او مى‌ایستادند و پیامبر هم آنها را رها کرده به منزل مى‌رفت و این کار چند بار تکرار مى‌شد.

نتیجه‌اى که از این روایات گرفته مى‌شود این است که پیامبر با ترک مردم و برگشتن مکرر به خانه، آنها را از خواندن نوافل به صورت جماعت نهى مى‌کرد. اما مردم به سبب علاقه به خواندن نافله به امامت پیامبر، کوتاه نمى‌آمدند. وقتى پیامبر دید که مردم بر این کار اصرار دارند، در روز چهارم برفراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود:

أیّها الناس انّ الصلاة باللیل فی شهر رمضان من النافلة فی جماعة بدعة و صلاة الضحى بدعة. ألا فلا تجتمعوا لیلاً فی شهر رمضان لصلاة اللیل و لاتصلّوا صلاة الضحى، فانّ تلک معصیة ألا فانّ کلّ بدعة ضلالة و کلّ ضلالة سبیلها إلى النار. ثمّ نزل و هو یقول: قلیل فی سنة خیرٌ من کثیر فی بدعة. من لایحضره الفقیه، ج1، ص87، کتاب الصوم.

اى مردم! به جماعت خواندن نوافل شبهاى ماه رمضان، بدعت است و نماز ضُحا بدعت است. آگاه باشید، هیچگاه در شبى براى اقامه نماز (مستحبى) در ماه رمضان اجتماع نکنید و نماز ضُحا نخوانید؛ زیرا این کار معصیت است. آگاه باشید! هر بدعتى، گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد. آنگاه از منبر پایین آمد در حالى که مى‌گفت: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد، بهتر از عمل زیادى است که بدعت باشد.

در نتیجه: اظهر من الشمس است که خواندن جماعت یعنی عمل کردن به سنت عمر بدعت است و هر گمراه کننده ای در جهنم است.

جناب شوکانی هم که از اهل سنت هستند گفته اند: خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم معتقدند که خواندن این نماز به صورت جماعت بدعت است. نیل الأوطار، ج3، ص50

علمای بزرگوار شیعه هم از اهل البیت پیامبر پیروی کرده و معتقدند که خواندن نوافل ماه رمضان به صورت جماعت بدعتی است که بعد از پیامبر رحمت حادث شده است، و از دسته مواردی است که از طرف خداوند متعال هرگز دلیل و حجتی در مورد آن نازل نشده است.

شیخ طوسی گفته است: نوافل ماه رمضان بایستى به صورت فرادى به جاى آورده شود و خواندن آنها به جماعت، بدعت است. الخلاف، کتاب الصلاة، مسأله 268.

علامه حلی گفته است: از نظر همه علماى شیعه، خواندن این نماز(نوافل ماه رمضان) به صورت جماعت جایز نیست. تذکرة الفقها، ج2، ص282.

در منتهی المطلب هم چنین آورده که علماى شیعه معتقدند، به جماعت خواندن نوافل ماه رمضان، بدعت است. منتهى المطلب فی تحقیق المذهب، ج6، ص142.

ان شاالله همه ی ما، پیرو سنت پیامبر و اهل البیت پیامبر علیهم السلام باشیم ولاغیر.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 12:01 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]