0
ویژه نامه ها
مهدوی

بیا اى نور چشم پاک زهرا

بیا بالا نشین پا بر سرم نه به پاى خود صفا بر پیکرم نه بیا اى نور چشم پاک زهرا قدم بر روى چشمان ترم نه
مهدوی

رسد آیا زمانى نازنینم

رسد آیا زمانى نازنینم که پهلوى تو مولایم نشینم تو مشغول عطا بر سائلان باش که من آسوده رویت را ببینم
مهدوی

جمال تو تماشا دارد اى یار

جمال تو تماشا دارد اى یار به قلب ما تسلا دارد اى یار ظهورت را ز حق زهراى اطهر شکسته دل تمنا دارد ایى یار
مهدوی

دلم با تو فقط آسوده باشه

دلم با تو فقط آسوده باشه که بى تو زندگى آلوده باشه تموم عمرم و خرج خودت کن و گرنه عمر ما بیهوده باشه
مهدوی

کسی جز تو مرا یاور نباشه

کسی جز تو مرا یاور نباشه کسى فکر من مضطر نباشه کسى صبر تو مولا را نداره بجز تو سایه اى بر سر نباشه
مهدوی

امان از بلبل بى آشیانه

امان از بلبل بى آشیانه ندارد ذوق آواز و ترانه بیا اى گل به دامانت نهم سر مگیر این قدر از دستم بهانه
مهدوی

دلم جز وصل تو خواهش نداره

دلم جز وصل تو خواهش نداره ببین حال دلم پرسش نداره اگر دل خونه ى غیر از تو باشه خدا داند دگر ارزش نداره
مهدوی

کسى کو با تو صحبت کرده باشد؟

کسى کو با تو صحبت کرده باشد؟ ز تو یک یادگار آورده باشد؟ میون همرهان آیا کسى هست؟ که زائر بر رخ بى پرده باشد؟
مهدوی

صدها گره در کار شده، ادرکنی

صدها گره در کار شده، ادرکنی روزم چو شب تار شده، ادرکنی الغوث گل فاطمه که منتظرت در غصه گرفتار شده، ادرکنی
مهدوی

از صبح تو در زمزمه بودی... یا... نه؟

از صبح تو در زمزمه بودی... یا... نه؟ غفلت زده مثل همه بودی... یا... نه؟ یک لحظه بیا فکر کن امروز که رفت یادِ پسر فاطمه بودی... یا... نه؟