0
ویژه نامه ها
از کدام جاده برویم، شلوغ یا خلوت؟

از کدام جاده برویم، شلوغ یا خلوت؟

همانطور که چند قطره گلاب می توانند یک پارچ آب را که پر از قطرات آب است تحت تاثیر قرار دهند و خوشبو کنند، جماعت اندکی هم می توانند بر جماعت بسیاری...
مثل پوست لیمو

مثل پوست لیمو

خداوند مربی انسان است و همه انسان ها را تربیت می کند، اولیای الهی نیز که در بِر خداوند هستند، می توانند انسان ها را تربیت کنند.
خورشید چیزی از گل نمی خواهد

خورشید چیزی از گل نمی خواهد

خداوند رحمن و رحیم است و بخشندگی و بخشش او مثل خورشید بر همه عالم هستی می تابد.
چراغانی کلاس

چراغانی کلاس

«چراغانی کلاس» داستان بچه های یک کلاس است که درباره موضوعی در مورد اتقلاب اسلامی، اختلاف پیدا می کنند.
مثل یک باغ

مثل یک باغ

متن زیر وجود آدمی را به یک باغ تشبیه کرده که دارای جوی های فراوانی است، چشم و گوش و زبان آدمی از جمله این جوی ها هستند.
مثل ساقه ی گل

مثل ساقه ی گل

متن زیر قرآن را به یک ظرف آب رنگی تشبیه کرده است که هم مایه حیات است و هم رنگ خدایی دارد.
امید خودمونه!

امید خودمونه!

«امید خودمونه!» درباره پسر نوجوانی است که در همه کارهایش موفق و نمونه است و علاوه بر آن ها مشغول حفظ کردن قرآن کریم است.
تا حالا شده چشم داشته باشی، ولی نبینی؟

تا حالا شده چشم داشته باشی، ولی نبینی؟

محمدرضا رنجبر در متن زیر به انسان هایی اشاره کرده است که چشم و گوش و دلشان بسته است و در واقع اسباب بازی و عروسک دیگران شده اند.
مثل قرص و دارو

مثل قرص و دارو

کارهای پنهانی که افراد از روی مکر و دورغ و ریا انجام می دهند، سرانجام توسط خداوند آشکار و نمایان می شود.
مثل غار علی‌صدر

مثل غار علی‌صدر

همانطور که یک ماهی نمی تواند در غاری که نور ندارد زندگی کند، انسان هم در این دنیا نمی تواند بدون خدا زندگی کند، چرا که خداوند سرتاسر نور و روشنایی...
زندگانی به جای زنده ­مانی

زندگانی به جای زنده ­مانی

توکل و تکیه برخداوند باعث نشاط و آرامش بندگان می شود و مومنان همیشه بر خدا توکل و تکیه می کنند.
یک بادبادک چرا به آسمان می ­رود؟

یک بادبادک چرا به آسمان می ­رود؟

متن زیر از محمد رضا رنجبر با موضوع بندگی خدا و اتصال به خداوند است.
دنیا عمودی است نه افقی

دنیا عمودی است نه افقی

بیابان شوره ­زار در یک ظهر گرم و سوزان با تمام وجود فریاد می­ کند که دریاست، دریای آب، آن هم آب موّاج؛ درحالی­که از تنها چیزی که خبری نیست آب...
مثل گردو...

مثل گردو...

برای شکستن یک گردو، راه ­های بسیاری وجود دارد؛ یک راهش این است که آن را بالا ببری و محکم بر سنگی بکوبی. برای شکستن آدمی هم راه­ های فراوانی وجود...
مثل لیوان آب

مثل لیوان آب

عالَم عمودی است، افقی نیست. مشکل ما آدم­ ها این است که عالم را افقی می­ بینیم. آب یک لیوان وقتی افقی پاشیده شود، حتی قطره­ ای از آن به سمت ما...
مثل فوتبالیست

مثل فوتبالیست

لازم نیست یک فوتبالیست بیاید و بگوید من از کدام باشگاه آمده ­ام و با کدام مربّی بوده ­ام یا چند سال پا به توپ زده ­ام.
رشد کن، بالا برو، سبز شو

رشد کن، بالا برو، سبز شو

قالی اگر روی قالی پهن شود، راحت نیستی، سُر می­ خوری، زمین می­ خوری؛ اصلا قالی چروک می ­شود، جمع می­ شود.
مثل چراغ ­ها

مثل چراغ ­ها

هرجا بیش­تر تاریک باشد، نور و روشنایی بیش­تری احتیاج است. کتاب­ های آسمانی مثل چراغ­ اند؛ همان­طور که انبیا نور هستند.
مثل بوته ­ی گل

مثل بوته ­ی گل

وقتی به یک بوته ­ی گل آب می ­دهی، ریشه ­های ریز و درشت گل تمام آب را بالا می­ کشند و به ساقه­ ها، گل­ ها، گلبرگ ­ها و برگ­ ها می ­رسانند و همه...
آقا ما بی­ گناهیم!

آقا ما بی­ گناهیم!

قرار شد از طرف مدرسه برای روزهای آخر سال، به اردوی راهیان نور و بازدید از مناطق جنگی جنوب کشور بریم. خیلی خوش­حال بودیم؛ چون اولین­ بار بود که...