0
ویژه نامه ها
ضرب المثل های آذری

ضرب المثل های آذری

مثل جمله ای مختصر و مشتمل بر تشبیه، با مضمون حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشنی و لطف ترکیب، شهرت عام یافته باشد و همگان آن را بدون تغییر یا...
ضرب المثل های لری

ضرب المثل های لری

ضرب المثل ها بخشی از فرهنگ یک ملت است که ریشه در اعتقادات، آداب و رسوم و تاریخ آن ملت دارد و می توان آن ها را یکی از خالص ترین نمادهای فرهنگی...
ضرب المثل های آذری

ضرب المثل های آذری

ضرب المثل ها در کنار سایر عناصر فرهنگ عامه، مانند چیستان، کنایه ها و... بخشی از زبان گفتار را شکل می دهند که عمیقاً ریشه در سنت های شفاهی مردم...
ضرب المثل های کُردی

ضرب المثل های کُردی

ضرب المثل ها یکی از مؤلفه های ادبیات شفاهی هستند که بخشی از زبان روزمره می باشند و با ساختاری محکم و روان، معنایی کنایی و کاربردی عام، در برگیرنده...
عجب داستانی بود كل علی

عجب داستانی بود كل علی

روزی روزگاری، نوجوانی به همراه پدر و مادرش به سفر كربلا رفت، نوجوان كه علی نام داشت وقتی از سفر بازگشت لقب كربلایی علی گرفت و در طی سال‌ها مردم...
یك روز من یك روز استاد

یك روز من یك روز استاد

روزی روزگاری در روستای كوچكی مرد كشاورزی زندگی می‌كرد كه سواد خواندن و نوشتن نداشت، چون خود از این قضیه در رنج بود، بسیار علاقمند بود كه تنها...
یك كلاغ چهل كلاغ

یك كلاغ چهل كلاغ

روزی روزگاری، چوپانی زیرك و باهوش در روستایی كوچك زندگی می‌كرد. چوپان بیچاره هر چه شب قبل در خانه‌اش اتفاق می‌افتاد فردا غروب، با كلی تغییر و...
هیچ گرانی بی‌حكمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت

هیچ گرانی بی‌حكمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت

روزی روزگاری، تاجری كه دكان بزرگی در بازار داشت دو شاگرد هم سن و سال را در همان سالی كه این دكّان را خرید به كار گرفت. تاجر به یكی از شاگردان...
یك خشت خام بگذار درش

یك خشت خام بگذار درش

در زمانهای گذشته، دختری شیطان و بازیگوش در شهری زندگی می‌كرد. آن دختر روزی ازدواج كرد و به خانه بخت رفت. زمانی كه این دختر در خانه‌ی پدرش زندگی...
هم خدا را می‌خواهد هم خرما را

هم خدا را می‌خواهد هم خرما را

در آن روزگاری كه پیامبر اسلام تازه در عربستان كه همه بت‌پرست بودند به پیامبری برگزیده شده بودند، ایشان مردم را به خداپرستی و راه راست هدایت می‌كرد....
همان طور كه می‌زاید، همان طور هم سرزا می‌رود

همان طور كه می‌زاید، همان طور هم سرزا می‌رود

روزی روزگاری ملانصرالدین در روستایی ساكن شده بود و به خوبی و خوشی با همسایگانش زندگی می‌كرد. او آنقدر همسایه خوب و مهربانی بود كه گاه مورد سوءاستفاده...
هم چوب را خورد هم پیاز را، هم پول داد

هم چوب را خورد هم پیاز را، هم پول داد

روزی روزگاری، دو مرد كشاورز با یكدیگر دچار اختلاف شدند و هرچه زمان می‌گذشت، اختلاف بین این دو كشاورز بالاتر می‌رفت. تا اینكه آنها بالاخره پیش...
هم از گندم ری جامانده، هم از خرمای بغداد

هم از گندم ری جامانده، هم از خرمای بغداد

روزی روزگاری، در زمانی كه اعراب تازه ایران را فتح كرده بودند و دین اسلام تازه وارد ایران شده بود، مسلمانان عرب خیلی دوست داشتند بر ایران كه سرزمین...
هرچه می‌گویم نر است می‌گوید بدوش

هرچه می‌گویم نر است می‌گوید بدوش

در دوره‌ای كه نادر افشار پادشاه ایران بود، حكایت‌های جالبی نقل شده است. نادرشاه مرد جنگ بود و بیشتر عمر خود را صرف لشكركشی‌های مختلف كرد و تا...
هر چیزی تازه‌اش خوبه، الا دوست

هر چیزی تازه‌اش خوبه، الا دوست

روزی روزگاری، دو دوست قدیمی كه سالیان سال با هم دوست و یار بودند و به قول معروف نان و نمك یكدیگر را خورده بودند شروع به كار معامله و دادوستد...
هر وقت كسی شدی بگو خراب كنم

هر وقت كسی شدی بگو خراب كنم

روزی جوانی به قصد تكمیل علم و دانش خود ترك خانواده و شهر خود را كرد و به شهر بزرگتری رفت. جوانك وقتی به شهر جدید آمد مشكلات زیادی داشت. او هیچ...
هر چیز كه خوار آید، یك روز به كار آید

هر چیز كه خوار آید، یك روز به كار آید

روزی روزگاری پیرمرد دنیادیده و فهمیده‌ای همراه با پسر جوانش به قصد سفر شهر خود را ترك كرد. آنها نان و غذا برداشتند و با پای پیاده شروع به حركت...
هرچه كنی به خود كنی

هرچه كنی به خود كنی

در سال‌هایی كه پیامبر اسلام در میان اعراب مشغول تبلیغ دین اسلام بود، مردم شبه جزیره عربستان به شدت ایشان و یارانشان را اذیت می‌كردند، و در این...
وقتی همه كدخدا باشند ده ویران می‌شود

وقتی همه كدخدا باشند ده ویران می‌شود

روزی از روزها، پادشاهی با وزیر كاردانش به شكار رفته بود. شاه قصد داشت همراه وزیرش به دل كوه و دشت بزند تا آهو شكار كند. وزیرش با اینكه می دانست...
نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده

نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده

در زمان‌های قدیم كه خسروپرویز بر ایران حكومت می‌كرد. یك روز كه خسروپرویز در قصر به همراه همسرش بازی فرزندانش را نگاه می‌كرد و لذت می‌برد. یكی...